Sunday, December 31, 2017

”آژیر خطر برای همه“ کشتی شکستگان نظام ولایت!

”آژیر خطر برای همه“ کشتی شکستگان نظام ولایت!


در پی واکنشهای هراس‌آلود مقامات و مهره‌های نظام که از عواقب قیام ایران و تظاهرات مردمی در این رابطه به وحشت افتاده‌اند، رسانه‌های رژیم نیز زنگ هشدار و خطر را برای نظام به صدا در آورده‌اند، و هشدار می‌دهند که رژیم باید مواظب باشد که کلاهش را باد نبرد.

در این رابطه روزنامه آرمان وابسته به باند روحانی 9آذر 96 با عنوان ”آژیر خطر برای همه“ !، برای همه سردمداران، باندها و رسانه‌های وابسته به آنها به صدا درمی‌آورد، و به همه کشتی شکستگان نظام ولایت هشدار می‌دهد.

هشدار این است که در این شرایط حساس و خطیر، سران و مهره‌های رژیم سگ دعواهای باندی را کنار بگذارند و در پی چاره‌جویی برای مقابله با قیام ایران و تظاهراتهای مردمی باشند.

مخاطب این هشدار بیشتر باند ولایت‌فقیه و مهره‌های آن است که به‌نوشته این روزنامه تلاش دارد ”از آبی که گل‌آلود کرده‌اند ماهی خود را صید کنند“. ، غافل از این‌که این قیام می‌رود که نان همه باندها و دسته‌جات درونی رژیم را آجر کند.

نویسنده مقاله در ادامه به گفته اسحاق جهانگیری معاون آخوند حسن روحانی استناد می‌کند گفته است: ”مراقب باشید که زنگ خطر به صدا درآمده که اگر شما شروع کننده باشید، پایان دهنده نخواهید بود“. (آرمان 9دی 96) 

همین روزنامه در مقاله دیگری نگران این است که میان تظاهرکنندگان و نیروهای رژیم ”در کف خیابانها برخورد صورت بگیرد“ و در چنین شرایطی: ”دولت، شورای امنیت کشور و شعبات آن در استانها و نیز سیستم تبلیغاتی و فرهنگی رسمی کشور در رویارویی با این تحرکات چه خواهند کرد؟“

مقاله‌نویس آرمان به باندهای رژیم هشدار می‌دهد که قیام مردم، نظام را به‌طور یکپارچه هدف قرارداده است: ”مردم بین دو جناح و قدرت و دولت تفاوتی قائل نیستند و کسانی که به هر نحوی در این نظام حضور داشته باشند، درگیرند“

نویسنده آرمان قیام را به تیری تشبیه کرده که ”در راه به چند ترکش فرعی تقسیم شود و همه را هدف خود قرار دهد... که قصه‌ این تیر و ترکش‌ها داستان رها کردن غول چراغ جادوست که وقتی رها شود نه فقط دولت روحانی، بلکه همه را در بر می‌گیرد“. (آرمان 9دی 96) 

جهان صنعت در مطلبی با عنوان ”خود را به خواب نزنید“ به مقامات دولت هشدار می‌دهد که اعتراضات مردم را ”غیرقانونی“ ندانند. زیرا که این مردم بی‌اعتنا به جنگ و جدال‌های باندی درونی رژیم، هویت مستقلی (مستقل از باندهای رژیم) دارند، و در صورتی که در مقابله با آنها کار از کار بگذرد ”احتمالا مقامات ایران را هیچ کس نمی‌تواند بیدار کند“.

جهان صنعت در مقاله دیگری با عنوان ”جعبه سیاه؛ ازهاری بیچاره بازم می‌گی نواره؟“، وضعیت را به ماههای پایانی حکومت شاه در سال 1357 مقایسه کرده و هشدار می‌دهد که باندهای رژیم ”گناه“ پیش آمدن چنین وضعیتی را به گردن هم نیندازند. (جهان صنعت 9دی 96) 

جعفری ایمن آبادی نماینده مجلس رژیم نیز با اشاره به تظاهرات روز 8دی و شعارهایشان علیه نظام آخوندی می‌گوید ”مردم فرقی بین دولت، حاکمیت و نظام قائل نیستند“

نماینده مجلس رژیم نگران سوراخ شدن ”قایق“ نظام و سوراخ شدن آن است که در نتیجه آن ”همه با هم غرق“ می شوند.

این گفته نماینده مجلس رژیم ناظر بر این واقعیت است که روز گذشته مردم علیه روحانی و خامنه‌ای و تمامیت نظام ولایت‌فقیه شعار سردادند، و به آخوندها و نظام اخطار می‌دادند ”گم شوند“و شرشان را از سر مردم کم کنند. (سایت حکومتی آفتاب 8دی 96) 

ملاحظه می‌شود که چگونه نظام مفلوک و در گل نشسته علی خامنه‌ای در منگنه قیام ملت قرار گرفته است، که رسانه‌ها و مهره‌های آن را نیز نگران کرده است که نکند این قیام، کشتی به گل نشسته ولایت را بیش‌از‌پیش در غرقاب فرو ببرد و نظام در تمامیتش سرنگون شود.

هراس‌ها از این واقعیت هم ناشی می‌شود که سرکوب ارتش گرسنگان و ارتش بیکاران و مال غارت‌شدگانی که چیزی برای از دست دادن ندارند، هیچ سودی عاید رژیم نمی‌کند. زیرا با شعارهایشان علیه خامنه‌ای کشتی نظام را سوراخ کرده و می‌رود که نظام ولایت و سردمدار آن علی خامنه‌ای را به زباله‌دان تاریخ بیفکند.

زیرا همین مردم قیام‌کننده با پوست و گوشت به این حقیقت پی برده‌اند تا زمانی که این رژیم وجود دارد، فقر و سرکوب هم وجود خواهد داشت، و کوچکترین مسأله‌ای از مشکلات زندگی آنها حل نخواهد کرد.

مردم به این واقعیت رسیده‌اند تا زمانی که این نظام فاسد و چپاولگر سرنگون نشود آینده‌ای برای زندگی بهتر برای آنها متصور نیست. به این دلایل است که در حال حاضر و هم‌چنانکه در شعارهای مردم در جریان قیام می‌بینیم سرنگونی و نابودی این رژیم آمال و آرمان مردم است.

Saturday, December 30, 2017

توفان ایران بر کالبد طلسم شکسته ولایت فقیه

توفان ایران بر کالبد طلسم شکسته ولایت فقیه


«برای این‌که کارهای بزرگتری انجام دهید، همیشه
خود را به لباس مذهب در آورید و متوسل به این
گردید که اگر ظلم و ستمی نیز اعمال شود،
چون برای خاطر مذهب است، مشروع می‌باشد.»
(نیکولا ماکیاولی، شهریار، ص 129)
«بترس از روزگارانی که اندوهان دیرین
برون از پیله‌ها آیند
گره یابند بر «دار» دقایق!
بترس از مویه‌های مادران
بر گرگر زار شقایق!
بترس از بغض‌های ساکت سرشار
بترس از قدرت عشق و
بترس از ناگزیر طالع بیدار... !»
و «ابلیس پیروز مست» همه سرمایه حکومت و هستی اسلام‌پناهی‌اش همان بود و هست که در وجه تسمیة مقاله از کتاب «شهریار ماکیاولی» آوردیم.

سخن و مقال کوتاه است: توفانی وزیده و طلسم ولایت فقیه به کالبدی ماننده است که روی دست نظام آخوندی مانده و از «ناگزیر طالع بیدار» مردم ایران گریزی ندارد. درست همان مشروعیتی که جواز جنایتشان بود، گریبانشان را گرفت و طلسمش از کوس رسوایی افتاد.

شعله همبستگی ملی مردم ایران علیه ظلمت بیدادگران ولایی، طی چند ساعت از سراسر ایران زبانه کشید و دومینوی قیام را بر پهنه میهن گسترد.

پتانسیل خشم و خروش ملی، همواره مستعد حضور یکپارچه بود. همان پتانسیلی که هیچ دیکتاتوری توان درک قدرت لایزال آن را نداشته و ندارد. کجاست خمینی دجال و ابلیس تا ببیند بادهایی را که از ۲۳بهمن ۵۷کاشت، اینک توفان شده و به ناجمهوری ضدایرانی‌اش برگشته است؟ ناله‌های ایران به هم پیوستند و فریاد شدند.

ویژگی بارز قیام سراسری ۸دی این است که این مردم چیزی برای از دست دادن ندارند. گرازان وحشی و ضدانسانی ولایت فقیه و دست‌آموزانش برای مزرعه ایران‌زمین هیچ چیزی جز جنایت و چپاول و تجاوز و فقر و فساد باقی نگذاشتند که مثلاً علقه‌یی بخواهد کششی بازدارنده باشد. حالا فصلی ورق خورد و شرایط عمومی ایران علیه حاکمیت ارتجاع آخوندی برگشته است. در قیام سراسری سال ۸۸طلسم ولایت فقیه شکست و اکنون توفان مردم ایران بر کالبد آن وزیده است.

این قیام‌ها و استمرار ناگزیرشان تعادل‌قوای منطقه‌یی و بین‌المللی را علیه نظام آخوندی دامن خواهد زد. سیلی محکم مردم ایران بر بناگوش کلیت نظام، بسیار شتابان و غافلگیرکننده بود. نظامی که در بن‌بست لاعلاج برجام گرفتار آمده، اکنون حلقات پی‌درپی شورش و قیام از جانب مردم ایران نیز بر پیکرش فرود می‌آید. اکنون تمامیت رژیم ارتجاعی و قرون‌وسطایی آخوندی سوژه خشم و خروش قاطبة مردم ایران گشته است. عقربه‌های زمان مدام بر کالبد پوسیده ساختار ولایت فقیه ناقوس می‌زنند. آنچه نصیب مردم و مقاومت ایران خواهد بود، هوشیاری تاریخی‌ست که «جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها»...

Friday, December 29, 2017

هراس و عجز رژیم در مقابله با تظاهرات قهرمانانه مردم در مشهد!

هراس و عجز رژیم در مقابله با تظاهرات قهرمانانه مردم در مشهد!


با توجه به بسیج گسترده نیروهای انتظامی، بسیجی و پاسدار در شهرهای مختلف در این روزها، و با توجه به آماده‌باش رژیم در همه زمینه‌ها برای مقابله با اعتراضات مردمی در سالگرد قیام مردم تهران در سال 88، اما امروز (7دی) 97 تظاهرات خشمگینانه‌ای علیه رژیم در چند شهر کشور و تظاهرات بزرگی در مشهد انجام گرفت.

پیام تظاهرات قهرمانانه مردم که شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر روحانی می‌دادند، بیانگر نفی تمامی باندهای حکومتی و طلیعه نفی تمامیت نظام ولایت‌فقیه است.

شعارهای مردم در تظاهرات امروز یادآور شعارهای مردم تهران در قیام 6دی سال 88 است که شعار می‌دادند: ”مرگ بر دیکتاتور، نترسید نترسید ما همه با هم هستیم و نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران“

پیام اصلی این شعارها این است که جنگ مردم ایران و مقاومت آزادی‌ستانشان با دیکتاتوری فاشیستی مذهبی ‌خاموش نشده است، و با نفی هر دو باند حاکم که خامنه‌ای و روحانی مظاهر آنها هستند به‌شدت ادامه دارد.

ضمنا آماده‌باش قبلی رژیم برای مقابله با بروز تظاهرات و اعتراضات مردمی، واکنش هراس‌آلود به جو انفجاری جامعه است، که بسیاری از مقامات و مهره‌های حکومتی نیز به این فضای انفجاری اعتراف کرده‌اند.

پاسدار یزدی یکی از سرکردگان سپاه پاسداران ضدخلقی از زلزله‌های اجتماعی که در تقدیر نظام ولایت است ابراز نگرانی کرده، و یک اقتصاددان نزدیک به باند روحانی گفته است کارد به استخوان مردم رسیده است.

هم‌چنین روزنامه جوان ارگان سپاه پاسداران با اشاره به تظاهرات طیفهای مختلف مردم نوشته بود: ”وجود چنین بسترهای نارضایتی، محیطی مناسب برای ورود و فتنه‌انگیزی دشمن فراهم می‌آورد» (جوان 6دی 96) 

واضح است که در فرهنگ آخوندی منظور از ”دشمن“ مقاومت آزادی‌ستان مردم ایران است.

ملاحظه می‌شود که مهره‌ها و کارشناسان رژیم به این امر واقف هستند که بلوغ و شدت گرفتن تظاهرات خشمگینانه در تقدیر است، و از این بابت پیشاپیش نسبت به پیامدهای مرگبار آن برای نظام به یکدیگر هشدار داده‌اند.

شدت نارضایتی مردم و وضعیت انفجاری جامعه به حدی است که پاسدار رحیمی سرکرده نیروی انتظامی تهران اعلام کرد از این پس به بهانه و عنوان آخوند‌ساخته بدحجابی زنان را دستگیر و دادگاهی نمی‌کنند و برای آنها کلاسهای ارشادی می‌گذارند. ! (خبرگزاری تسنیم 6دی 96) 

حرفهای این پاسدار سرکوبگر نیز نمودی از وضعیت شکننده نظام آخوندی، و شکست طرح های سرکوبگرانه آن در برابر موج فزاینده اعتراضات اجتماعی است.

قبل از این هم شاهد بودیم که نیروی سرکوبگر رژیم، تجمع‌کنندگان در میدان انقلاب را دستگیر کرده اما پس از انتقال به میدان آزادی، آنها را آزاد می‌کردند. زیرا توان سرکوب را ندارد و از پیامدهای اجتماعی آن نیز به‌شدت هراسان است.

چنین شرایطی به‌معنای این است که رژیم در بن‌بست قرار گرفته است، زیرا توان سرکوب ندارد، و از طرفی چون یکی از اهرم های بقایش سرکوب است، نمی‌تواند از آن نیز دست بکشد. در رابطه با چنین وضعیتی است که رژیم برای مهار جامعه به بندبازی روی آورده است.

نیروی سرکوب تا آنجا که می‌تواند نیرو به صحنه می‌آورد، اما نمی‌تواند آنطور که می‌خواهد سرکوب کند. آن‌چنان که امروز در مشهد نیز مردم خیلی زود متوجه ضعف رژیم شدند و دامنه اعتراضات را گسترش داده و با انسجام و اتحاد بیشتر در صحنه بودند.

Thursday, December 28, 2017

”مسئولان آمار معتادان را میلیونی خط می‌زدند“ !

”مسئولان آمار معتادان را میلیونی خط می‌زدند“ !


بی‌اعتبار بودن آمار و ارقامی که رژیم و مقامهای آن در زمینه‌های مختلف اعلام می‌کنند، بی‌اعتبار و برای همه مردم لو رفته است.

آمارهای دروغ و مسخره‌یی که آخوند حسن روحانی در مورد کاهش تورم، رواج تولید و اشتغال می‌دهد تا سایر آمارهای دروغ که توسط مقامات دولتش اعلام می‌شود.

یکی از این آمارهای غیرواقعی، غیرواقعی بودن آمار رسمی در مورد معتادان است که مقامهایی از رژیم نیز از یک طرف به ساختگی بودن این آمارها، و از طرف دیگر به بی‌نتیجه بودن این همه اعدام و بگیر و ببند که در رابطه با مواد مخدر صورت گرفته، اعتراف می‌کند.

رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی که رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز می‌باشد، پیش از این آمار معتادان را یک میلیون و 325هزار نفر اعلام کرد. اما واقعیت این آمارها را در شرایطی که دوباره بگیر و ببندها به بهانه مواد مخدر بالا گرفته را در یک گفتگوی تلویزیونی تاحدودی مشخص می‌شود که البته باز هم آمارهایی که ارایه می‌شود بسیار با واقعیت فاصله دارد و کوچک نمایی شده است.

در یک گفتگوی تلویزیونی در 3دی 96 مؤیدی خرم‌آبادی قائم‌مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در زمینه آمار معتادان به مواد مخدر می‌گوید: ”ما در سال 1390 یک کیوشناسی داشتیم برای همه کشور، مراکز استانها و شهرستانهای همه استانها، شش ممیز نه دهم درصد معتاد مصرف کننده مواد مخدر در کشور ما در سال 1390 شناخته شده، که بدلایلی این آمار گفته نشده و یک آمار یک میلیون و 250هزار نفر داده شد که آن آمار صحت ندارد.
آمار واقعی این آماری که الآن اگه دوستان ارائه بدهند در سال 1390 آمار ما این عدد بوده الآن در سال... 1394 این رسیده به پنج ممیز سی و نه دهم درصد... 15سال تا 64سال یعنی کمتر از 15سال حساب نمی‌شود و این یک استاندارد جهانی است. یعنی در دنیا مصرف‌کنندگان مواد مخدر را از 15سال تا 64سال محاسبه می‌کنند... یعنی سه میلیون و 300و خرده‌ای کاهش پیدا کرده به دو میلیون و 800 و خرده‌ای نفر “ ! 

ملاحظه می‌شود در دولت روحانی آمار و ارقام چگونه به‌سادگی بازیچه مصالح و مطامع سیاسی قرار می‌گیرد.

این فرد می‌خواهد بقبولاند که حرف و آمار خودش درست است، اما در همین گفتگو مهره دیگر رژیم ادعای این پاسدار را که گویا تعداد معتادان در سالهای اخیر کاهش پیدا کرده را قبول نمی‌کند.

در این گفتگو در زمینه آمار معتادان و کوچک نمایی آن، آخوند خدری عضو کمیته قضایی کمیسیون اصل90 مجلس ارتجاع می‌گوید: ”من به‌عنوان کسی که سالها در مسند قضا و در دادگاه انقلاب با بحث مواد مخدر در دادگاه انقلاب بوشهر از نزدیک آشنایی دارم، قطعاً ارتباطاتی که من با دوستان متهم مواد مخدر چه در زندان چه در بندهای زندانیان مواد مخدر دارم... با عرض پوزش این آمار و ارقامی که جناب سردار فرمودند من مسیر مبارزه با مواد مخدر در کشور را قبول ندارم یک مسیر بسیار ناموفقی بوده است. الآن از کجا می‌دانید این آمار آمار واقعیه؟ من مرکز پژوهشهای مجلس که یک جایگاه قانونی است سؤال کردم می‌گوید ما نسبت به آمار اعتیاد یک آمار واقعی نداریم“.

این است واقعیت آمار و ارقام در نظام آخوندی با این حال علی ربیعی وزیر کار دولت آخوند روحانی نیز اعتراف می‌کند که مسئولان رژیم و دولت آخوند روحانی آمار معتادان را بسیار کمتر از آمار واقعی اعلام می‌کنند، به حدی که: ”مسئولان آمار معتادان را میلیونی خط می‌زدند و دیگر نمی‌توانند آمار اعتیاد را بپیچانند“ (سایت حکومتی باشگاه خبرنگاران جوان 22شهریور 96)

Wednesday, December 27, 2017

چرا ۸میلیون نفر رها شده‌اند؟!

چرا ۸میلیون نفر رها شده‌اند؟!


به گفته صدیف بدری نماینده مجلس رژیم بافتهای فرسوده و زیرساختهای فرسوده در ایران تحت حاکمیت آخوند بالا است اما در عین حال دولت ضد‌مردمی بودجه ناچیزی در لایحه بودجه سال 97به آن اختصاص داده است. به گفته وی 130هکتار از فضاهای مسکونی و عمومی بافت فرسوده وجود دارد. (خبرگزاری فارس 2‌دی 96) 
واضح است که این نماینده مجلس رژیم موضوع بافتهای فرسوده را کوچک نمایی می‌کند زیرا به گفته شهردار رژیم در منطقه 20تهران تنها در شهرری ”100هکتار از 137هکتار بافت فرسوده شهرستان ری در محدوده مسکونی قرار دارد و بقیه نیز کوچه و معبر است“.
بر اساس گفته وی ”73درصد بافت فرسوده شهرری مسکونی است“.(خبرگزاری ایرنا 22آبان 96)
پیش از این عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی دولت آخوند حسن روحانی با اشاره به این‌که ۱۹میلیون بد‌مسکن در کشور وجود دارد اعتراف کرد: ”8میلیون نفر در شهرهای کشور در بافت قدیمی شهر رهاشده هستند“. (خبرگزاری تسنیم 6شهریور 96)

این تنها نماینده مجلس رژیم و وزیر شهرسازی رژیم نیستند که به وضعیت نامناسب مسکنهای فرسوده اعتراف می‌کنند، استاندار تهران نیز به این وضعیت در استان تهران اعتراف کرده و آنها را غیرایمن می‌داند که باید اقدامات عاجلی برای ایمن سازی آنها انجام شود.

وی در مورد فرسوده بودن زیرساختهای شهری در استان تهران می‌گوید: ”زیرساخت‌های شهری در برخی از شهرهای استان تهران و حاشیه این شهرها مناسب نیست و باید مسئولان به سمت بازسازی بافت‌های فرسوده حرکت کنند.“ (خبرگزاری صدا و سیمای رژیم 1دی 96)

وضعیت ناایمن بودن بافتهای فرسوده در تهران به گونه‌یی است که به گفته دبیر کارگروه ملی زلزله: ”اگر زلزله‌ای به بزرگی زلزله کرمانشاه در تهران رخ دهد، ۲۰۰هزار ساختمان تخریب کامل و ریزش خواهند داشت و ریزش این تعداد ساختمان به‌طور قطع یک میلیون کشته و مصدوم خواهد داشت که این یک فاجعه است“.

این مهره حکومتی در ادامه می‌گوید: ”آمار کشته و مصدوم شدن یک میلیون نفر در زلزله احتمالی تهران با بزرگی هفت ریشتر ناشی از ریزش ساختمانها بوده که اگر مخاطرات ثانوی زلزله از جمله انفجارها را حساب کنیم این رقم بزرگ‌تر خواهد شد“. (خبرگزاری مهر 30آبان 96)

در زلزله کرمانشاه هم شاهد بودیم که خسارات مالی و جانی زیادی به همراه داشت آن‌چنان که در زمینه ویرانی ناشی از این زلزله استانداری کرمانشاه اعلام کرد هفت شهر و بیشتر از ٧٧، ٥درصد از روستاهای کرمانشاه یعنی چیزی حدود یک‌هزار و ٩٤٠ روستا در زلزله ویران شده‌اند. (خبرگزاری ایسنا 22آبان 96)

به اعتراف معاون بنیاد مسکن رژیم بر اساس آمارهای اولیه دست‌کم ۱۲هزار واحد مسکونی شهری و روستایی در زلزله اخیر کرمانشاه به‌طور ۱۰۰درصد تخریب شدند. (روزنامه دنیای اقتصاد 22آبان 96)

اما چرا زیرساختها فرسوده‌اند و چرا در بسیاری از مناطق و شهرهای ایران بد مسکنی وجود دارد طوری که جان 19میلیون نفر افراد بدمسکن در خطر است؟
چرا به گفته وزیر مسکن رژیم 8میلیون نفر در شهرهای کشور در بافت قدیمی زندگی می‌کنند. ؟
علت را باید در فقر و عدم تمکن مالی مردم جستجو کرد، که در حاکمیت آخوندی به زیر فقر کشیده شده‌اند و ناگزیرند در بافتهای فرسوده زندگی کنند.
علت را باید در فقر مردم دید که زمانی اقدام به ساختن خانه می‌کنند، نه تنها نمی‌توانند استانداردهای لازم برای ساختمان سازی را رعایت کنند، بلکه در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور مردم ناگزیر به ساختن خانه‌های خشتی و گلی و کپری هستند.

وقتی در استان تهران مسئولان رژیم اعتراف می‌کنند که زیرساختها فرسوده و بدمسکنی یک مشکل عمده است، طبعاً در مناطق محروم و دور افتاده وضعیت اسفناکتر است.

اما با وجود این وضعیت و با وجود هشدارها و اخطارهای مقامات دولت آخوند حسن روحانی، و با وجود این‌که خود آنان نیز متوجه وضعیت نامناسب مسکن ها و زیرساختهای شهری فرسوده هستند، اما دولت ضد‌مردمی حسن روحانی هیچ اقدام عملی در تغییر زیرساختهای فرسوده و در راستای مقاوم سازی زیرساختها انجام نمی‌دهد. هیچ بودجه‌یی برای آن در نظر نگرفته است و اولویت یک تا صد بودجه دولت همان ارگانهای سرکوب و تروریستی و نهادهای وابسته به سیستم ولی‌فقیه و آخوندها است.

علت رها شدن 8میلیون نفر در شهرهای کشور و بافتهای قدیمی کشور در یک کلام کلیت همین رژیم ویرانگر و غارتگر ولایت‌فقیه است و نه چیز دیگر.

Tuesday, December 26, 2017

مفهوم واقعی ”باید نگران بود“ چیست؟!

مفهوم واقعی ”باید نگران بود“ چیست؟!


در زمینه پیامدهای بدفرجام برجام برای نظام آخوندی، رسانه‌ها و مهره‌های هر دوباند رژیم نسبت به شرایطی که رژیم در مرحله ”پسابرجام“ در آن قرار دارند نگرانند.

حرف هم این است که در شرایط پسابرجام نیز مانند دوران پیش از برجام وضعیت برای نظام ولایت‌فقیه خطیر و باعث نگرانی است.

باند روحانی باند مقابل را متهم می‌کند که نگذاشته است دولت آخوند حسن روحانی آنطور که باید و شاید از برجام بهره‌گیری کنند. به این دلیل است که باز هم در مرحله پسا برجام و به‌خصوص با روی کارآمدن دولت ترامپ، هنوز هم پای رژیم درگیر برجام است. زیرا با اعلام سیاستهای جدید آمریکا علیه رژیم هنوز هم برجام در خطر است و باید رژیم حساب برنامه ضدملی اتمی‌اش را پس بدهد.

دراین رابطه روزنامه آرمان وابسته به باند روحانی 2دی 96 با عنوان ”باید نگران بود“ باند خامنه‌ای را زیرضرب می‌گیرد و این باند را متهم به فرصت کشی در مرحله برجام می‌کند: ”اگر در قضیه برجام هم، فرصت کشی نشده بود و عمده کارها در زمان اوباما صورت می‌گرفت و این موضوع به برگ برنده دموکراتها تبدیل می‌شد و از این رو ملت ایران و حتی منطقه شاهد تصمیمات و رفتارهای ترامپ نبودند.“

رسانه‌های باند خامنه‌ای نیز موضوعاتی مانند: برجام برای نظام آبی گرم نکرده، سیاست جدید آمریکا در رابطه با برجام، سایر مشکلات آمریکا با رژیم را زمینه حمله به دولت آخوند حسن روحانی کرده‌اند.

روزنامه جوان ارگان بسیج سپاه پاسداران ضدخلقی با عنوان ”سیاست هویج و چماق در پسابرجام“ از این‌که درِعمده برنامه‌های اتمی رژیم در جریان توافق برجام، تخته شده و رژیم وادار به پذیرش شرایط طرف مقابل نظیر «عمده فعالیت‌های هسته‌یی ایران به‌حالت تعلیق درآمده»، «ایران به‌صورت اختیاری به پروتکل الحاقی و بازرسی‌های مضاعف و غیرمتعارف تن داده»، «چرخ اقتصادی هم نچرخیده و بر مشکلات اقتصادی کشور افزوده شده»، «مشکلات مبادلات مالی و پولی با بانکهای جهان رفع نشده»، «بر شدت و حجم کمی و کیفی تحریم‌ها افزوده شده» و... ، به دولت روحانی تاخته است.

مقاله‌نویس این روزنامه حکومتی هنوز هم ریش نظام را در گرو می‌بیند و نگران ”عملیاتی شدن فاز دو برجام“ است.

منطور از فاز دوم عملیاتی شدن برجام هم چیزی نیست جز این‌که نظام در زمینه‌های دیگر نیز جام‌زهر بنوشد: ”اخذ امتیازات بیشتر در سایر حوزه‌ها نظیر «موشکی»، «حقوق‌بشر»، «عدم حمایت از محور مقاومت» (جوان 2دی 96) 

همین روزنامه در مطلب دیگری با عنوان ”دیپلماسی چماق و تهدید“ به اعلام سیاست جدید آمریکا و انتشار سند امنیت ملی آمریکا اشاره می‌کند که در آن ”اتهامات روزمره‌ای را متوجه ایران می‌کند و دستگاههای مسئول ساکتند و برخی تحرکات نیز دلالت بر این دارد که محتوای برجام منطقه‌یی و مطلوب آمریکا و غرب، با دو روش «بی‌تحرکی‌ » و یا «مذاکرات مقدماتی» در جریان است“..

خواسته این است که رژیم به روح برجام عمل کند، یعنی این‌که از دخالت در کشورهای منطقه دست بردارد، حمایتش را از مزدوران برون مرزی‌اش نظیر حزب‌الله قطع کند و آزمایشهای موشکی را متوقف کند و... 

آن‌چنان که در جلسه شورای امنیت که در رابطه با موشک‌پرانی به عربستان تشکیل شد، فرانسه و انگلستان موضع قاطعتری علیه برنامه موشکی رژیم گرفتند در این رابطه نماینده انگلستان گفت: ”انتقال قطعات ایرانی موشکهای بالستیک و تکنولوژی مرتبط با آن به حوثی‌ها ناقض قطعنامه 2231 است و هم‌چنین ناقض قطعنامه 2216 هستند که فروش و انتقال سلاح و مواد مرتبط را به حوثی‌ها منع می‌کند.

نمی‌توانیم بی‌تفاوت بایستیم و اجازه بدهیم که یک قطعنامه شورای امنیت نادیده گرفته شود و وضعیت منطقه بیش‌از‌پیش بی‌ثبات گردد“.

معاون نماینده روسیه نیز گفت ایران نباید اقدامات تحریک‌آمیز مانند آزمایش موشکهای بالستیک انجام دهد.

وزیر خارجه آلمان نیز گفت: ”ما خواهان مقابله با نقش ایران در منطقه به‌طور مشترک با آمریکا... هستیم. برلین و ریاض در رابطه با اوضاع منطقه هم موضع هستند؛ ما همانند عربستان از نقشی که حزب‌الله لبنان در منطقه ایفا می‌کند، نگران هستیم“.

چنان‌چه رژیم به خواست جامعه جهانی و کشورهای منطقه پاسخ مثبت ندهد قطعاً با واکنشهای شدیدتری مواجه خواهد شد.

این است مفهوم ”عملیاتی شدن فاز دوم برجام“ که به گفته آن روزنامه حکومتی می‌رود که علیه نظام عملیاتی شود.

واضح است درصورتی که نظام به ”عملیاتی شدن فازدوم برجام“ گردن بگذارد، و یا این‌که سیاست کنونی را ادامه دهد و در مقابل خواست جامعه جهانی و کشورهای منطقه گردن کشی کند. در هر دو شق بازنده خواهد بود. زیرا رژیم هرچه بیشتر از این شقه و پاره پاره‌تر خواهد شد و به سمت فروپاشی سوق داده می‌شود.

در چنین شرایطی در مقابل آن مقاومتی سازمانیافته و سراسری، و مردمی عاصی وجود دارد که تحولات را به سمت مطلوب سوق می‌دهند.

هم اکنون نیز طلایه این تحول را در شعارهای روز مره مردم که علیه سران و مهره‌های فاسد نظام می‌دهند، می‌توان دید.

مفهوم واقعی ”باید نگران بود“ که آن روزنامه حکومتی نگران آن است چیزی جز نگرانی برای سرنوشت نظام و نگرانی نسبت به سرنگونی آن نیست.

Monday, December 25, 2017

”ستاد هماهنگی با قاچاق کالا“ !

”ستاد هماهنگی با قاچاق کالا“ !


به‌طور معمول قاچاق کالا یک امر ممنوع در تمامی کشورها است، و بسیاری از کشورها زمینه‌ای برای قاچاق کالا در اقتصادشان باقی نمی‌گذارند، راه‌های نفوذ آن را سد می‌کنند، و اگر تجار و یا مقاماتی باشند که به این امر مبادرت می‌کنند، دستگیر و مجازات می‌کنند.

اما در نظام ولایت نه تنها قاچاق کالا توسط نهادها و مقامات حکومتی قبحی ندارد، مقامات و مهره‌های بالایی حکومتی بدون هیچ احساس قبحی یکدیگر را متهم به قاچاق کالا می‌کنند.

چند روز پیش آخوند محمدجعفر منتظری دادستان کل رژیم، مقاماتی از رژیم و وابستگانشان را متهم به دست داشتن در قاچاق کالا کرد و در این رابطه گفت: «وقتی ما می‌بینیم برخی از مقامات و کسانی که باید دلسوزانه در عرصه مبارزه با قاچاق فعال باشند خودشان یا به‌نحوی سهم دارند یا فرزندانشان یا کسانی که به آنها وابسته هستند. آن وقت چطور انتظار داریم مبارزه به نتیجه برسد.» 

عضوی از مجلس رژیم به نام امیر خجسته در گفتگو با شبکه خبر رژیم 28آذر 96، ستاد موسوم به مبارزه با قاچاق کالا را ”ستاد هماهنگی با قاچاق کالا“ می نامد و می‌گوید: ”این چه روالی است که ما در کشور داریم، می‌بینیم قاچاق کالا دارد می‌آید ما می‌رویم ستاد تشکیل دادیم، این قاچاق دارد وارد کشور می‌شود، همه جنس های چینی و بی‌کیفیت، این چه ستاد قاچاق کالاست که برنامه مفصل و منظم ندارد که جلوگیری کند. این کار امروز ستاد قاچاق کالا این خروجی کارش است. در رابطه با مبادی رسمی ما قاچاق کالا داریم.

من مسئولیت دارم در این قسمت، می‌بینم از مبادی رسمی دارد می‌آید. شما از گمرک دلوار که شما اطلاعات دقیق دارید قریب 10هزار کامیون قاچاق همینجور خارج شده است. گمرک دلوار برای ترخیص کالا نیست آنجا برای ترخیص کالای ملوانی است. قریب ده‌هزار کامیونت از آنجا خارج شده است. برادری که آنجا مسئول گمرک بوده 300میلیارد تومان رشوه گرفته است. آقای معصومی عزیز شما که هستید آیا با بودن شما و بودن ستاد قاچاق و ما نمایندگان باید در گمرک سجافی این اتفاق بیفتد 2300اظهارنامه با هزاران کانتینر از آنجا خارج شود“.

محمد دهقان نماینده دیگری از مجلس رژیم حرف کارشناسانی از رژیم که گفته‌اند حجم قاچاق کالا 12میلیارد دلار است را رد می‌کند و می‌گوید: ”همین چند وقت پیش وزیر صنعت و معدن و تجارت اعلام کرد که متأسفانه فقط قاچاق پوشاک‌مان 12میلیارد دلار است، و برداشت خیلی از کارشناسها این است که قاچاق کالا بالای 30میلیارد دلار است.

محمد دهقان در ادامه صحبت هایش در ارتباط با این حرف دادستان کل رژیم که گفته است مقاماتی از رژیم با فرزندانشان در قاچاق کالا دست دارند، می‌گوید: ”حالا ایشان گفت همراه با فرزندانشان، من می‌گویم نه، خانوادگی قاچاق دارند انجام می‌دهند شما چرا توجه نمی‌کنید به این مسأله؟“ (تلویزیون شبکه خبر 28خبر 96) 

آری، این است وضعیت نظام سراسر فاسد و تبهکاری که تا خرخره غرق در فساد است و مقاماتش نیز در مسابقه در اختلاس، فساد و قاچاق کالا دست همدیگر را از پشت می‌بندند. اما در این حاکمیت فاسد کولبران محروم به جرم آخوند‌ساخته قاچاق کالا به گلوله بسته می‌شوند و دست آخر هم وزیر کشور رژیم کار کولبری را ممنوع اعلام می‌کند.

این در شرایطی است که هزار، هزار کانتینر کالای قاچاق از مبادی رسمی وارد کشور می‌شود، و مقامات و نمایندگان رژیم به نهادینه شدن فساد در اقتصاد و نهادینه شدن قاچاق اعتراف می‌کنند، و چوب آی دزد آی دزد برداشته و هر نهادی نهاد دیگری را متهم به فساد، قاچاق، رشوه و اختلاس می‌کند.

نتیجه حاکمیت فساد و فسادگستر رژیم ولایت‌فقیه برای ایران و ایرانی این بوده که کشور را به ویرانه تبدیل کرده و حرث و نسل آن را نابود کرده و هم‌چنان به نابودی آن ادامه می‌دهد.

البته مردم نیز در مقابل این وضعیت ساکت نیستند، و هم‌چنان که روزانه شاهدیم اعتراض آنها در بسیاری از شهرهای کشور علیه چپاولگریهای رژیم ولایت‌فقیه ادامه دارد.