Wednesday, January 31, 2018

وحشت رئیس پدافند غیرعامل رژیم از تکرار قیام

وحشت رئیس پدافند غیرعامل رژیم از تکرار قیام



پاسدار غلامرضا جلالی رئیس پدافند غیرعامل رژیم با وحشت از تکرار قیام گفت: ”حوادث اخیریک تهدید سایبری مدرن و مردم محور بوده و امکان تکرار دارد.“
وی که روز دوشنبه 9بهمن 96 در جمع مدیران پدافند غیرعامل رژیم در استانها صحبت می‌کرد با اشاره به قیام مردم ایران گفت:‌ این یک حادثه امنیتی و مدرن است و باید ابعاد آن شناسایی شده و توطئه‌ها خنثی شود. عوامل این حادثه یک مثلث سه ضلعی بود. ضلع اول فضای مجازی، ضلع دوم بستر و زمینه مشکلات اقتصادی و ضلع آخر تهدیدهای دشمن است که باید هر سه موضوع بررسی شود.
پاسدار غلامرضا جلالی گفت:‌ 95درصد از سهم شبکه‌های اجتماعی کشورمان در اختیار تلگرام است. تلگرامی که در ابتدا بسیار ضعیف بود ولی حالا با رشد و توسعه تاحدی پاسخگوی نیاز مردم است.
” تلگرام یک فضای تبلیغاتی فراهم کرده که مرتباً علیه مسئولان ما دروغ و افترا می‌گویند. برای مقابله با این موضوع دو راه داریم اول این‌که در بستر همین شبکه پاسخشان را بدهیم که تلگرام به ما چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. دوم این‌که در رسانه ملی پاسخگو باشیم. در رسانه ملی هم به جای این‌که پاسخ یک جامعه کوچک آن طرف آبی را بدهیم باید مسأله را برای هشتاد میلیون نفر باز کنیم که باز هم به نفع آنها و به ضرر ما است.“
وی با اشاره به مشکلات اقتصادی به‌عنوان ضلع دوم مثلث قیام ایران گفت: به‌دلیل رعایت نکردن مسائل اقتصاد مقاومتی که بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است از نارضایتی به‌وجود آمد و به‌دلیل توجه نکردن به روند واردات کالا، آمار بیکاری در کارخانه‌ها بالا رفت لذا کارگری که سه ماه است حقوق نگرفته صبر و تحملش تمام می‌شود. اینها شاید تلفات جنگ اقتصادی با دشمن است. بانکها سودهایی به مردم می‌دهند که واقعی نیست این یعنی تولید مشکل دارد. از آن طرف به جای پرداخت پول نفت کالاهای بی‌کیفیت و ارزان قیمت به ما می‌دهند که کارخانه‌های داخلی توان رقابت با محصولات آنها را از لحاظ قیمت ندارند و به این ترتیب لشگری از بیکاران به‌وجود می‌آید.
این کارگزار رژیم در ادامه با تأکید بر این‌که فیلتر و سانسور فضای مجازی نیز نمی‌تواند برای رژیم کارساز باشد اعتراف کرد”دشمن  با روش سایبری مبتنی بر مردم، فتنه‌ای را طراحی کردند که امکان تکرار آن وجود دارد. تلگرام نظام جدید برنامه‌ریزی کرده که قرار است تعویض و مدل جدیدی از ارتباطات را رونمایی کند که این مدل به احتمال زیاد خارج از کنترل ما خواهد بود تا جایی که امکان فیلتر هم احتمالاً وجود نخواهد داشت.“
 

قربانیان زلزله و سرما، یا قربانیان یک حاکمیت ضدبشری؟

قربانیان زلزله و سرما، یا قربانیان یک حاکمیت ضدبشری؟



چند روزی است پی‌درپی خبر درگذشت هموطنان  زلزله‌زده  در کرمانشاه می‌رسد. خبر جانباختن کسانی که یک بار در زلزله، طعمه فاجعه شدند و خانه و خانمان و عزیزان خود را از دست دادند و اکنون محروم از یک سرپناه حداقلی، در سرمای زیرصفر منطقه، از سرما زدگی و بیماریهای ناشی از آن، جان می‌بازند.
وضعیت وخیم زندگی این هموطنان در زیر چادرها با نداشتن حداقل‌های لازم برای زندگی قلب هر انسانی را به‌درد می‌آورد.
این چنین است که سارینای دوساله بر اثر سرما بدنش کاملاً عفونت می‌کند  و بر اثر تب و لرز دچار تشنج می‌شود. 
12ساعت  دربیمارستان بستری می‌شود اما در طول این مدت کاری برای او انجام نمی‌گیرد و در نهایت در بیمارستانی در کرمانشاه بستری می‌شود اما  پس از 5ساعت جان می‌سپارد.
خبرگزاری حکومتی تسنیم (6بهمن) در گزارش مشابهی از مرگ یک کودک 4ماهه به اسم محمد در روستای کوئیک صیفوری کرمانشاه خبر داد. این کودک نیز بر اثر سرما و عفونت ریوی جان سپرده. این خانواده نیز مانند خانواده سارینا در چادر زندگی می‌کرده‌اند.
یک خبرگزاری حکومتی دیگر به اسم «رکنا» روز 6دی 96 از درگذشت 4نفر از زلزله‌زدگان بر اثر سرما خبر داد. 
همین خبرگزاری از قول شهاب نادری نماینده مجلس ارتجاع از پاوه خبر داد: «تا کنون 4نفر به‌علت سرما فوت کرده و حداقل 20نفر زلزله‌زده نیز به‌علت استیصال در برابر شرایط نابسامان پس از زلزله، خودکشی کرده‌اند!» 
همین فرد گفته است: «30نوزاد تازه به دنیا آمده نیز به‌علت شرایط وخیم منطقه، در آستانه فوت قرار دارند!»
در خبر دیگری از همان منطقه سرپل‌ذهاب، روز 5بهمن 96 اعلام شد: « یک دختر جوان 17ساله به اسم نوشین محمدی که همراه با خانواده‌اش در حومه سرپل‌ذهاب و در چادر زندگی می‌کرده، به‌علت سرما جانباخته.»
  در حالیکه تعداد جانباختگان بر اثر سرما و نبود امکانات درمانی در استان زلزله‌زده کرمانشاه روز به روز بیشتر می‌شود، روز چهارشنبه 4بهمن 96 استاندار کرمانشاه به خبرگزاری حکومتی مهر گفت: هیچ مورد فوتی بر اثر سرمازدگی در مناطق زلزله‌زده نداشته‌ایم.“
برخی خبرها در فضای مجازی حکایت از کشته شدن 11هموطن زلزله‌زده بر اثر سرما دارند.
اکنون باگذشت نزدیک به سه ماه از زمین‌لرزه اوضاع مناطق زلزله‌زده بسیار وخیم است و هزاران نفر از مردم استان کرمانشاه از سرپناه مناسبی برخوردار نیستند.
چادرها و کانکس‌هایی  که هم برای زلزله‌زدگان در نظرگرفته شده نمی‌تواند جان آنها را در برابر سرما و باران محافظت کند.
گزارشهای متعددی وجود دارد که کانکسهایی که سپاه می‌سازد غیرمقاوم هستند،  پیش ازاین عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی کابینه آخوند حسن روحانی از بابت تهیه سرپناه برای زلزله‌زدگان توسط دولت شانه خالی کرد و در این رابطه گفت:«ما نمی‌توانیم قیمومت زلزله‌زدگان را در بازسازی و اسکان موقت برعهده بگیریم» و اضافه کرد «از طریق بنیاد مسکن 3میلیون تومان برای اسکان موقت و 5میلیون تومان برای اسکان دائم در روستاها پرداخت می‌شود».(خبرگزاری تسنیم 3آذر96)
وضعیت بهداشت در مناطق زلزله‌زده نیز به‌غایت پایین و حتی خراب است آن‌چنان که پس  از این مدت که از وقوع زلزله گذشته،  هنوز بسیاری از مردم حمام و سرویس بهداشتی ندارند.
ملاحظه می‌شود  که پس از گذشت این مدت، هنوز هیچ رسیدگی جدی به مشکلات مردم خصوصاً در امر مسکن آنها نشده است در صورتی که ادعاهای دروغی در زمینه رسیدگی به آنها می‌شود.
در رابطه با بی‌عدالتی‌هایی که از طرف مهره‌های رژیم نسبت به زلزله‌زدگان انجام می‌گیرد هموطنی می‌گوید: ”می‌توانیم با زلزله کنار بیاییم ولی با این بی‌عدالتی، با این سیاسی‌کاریهای کثیف نمی‌توانیم کنار بیاییم.“
کنار نیامدن با سیاستهای ضدمردمی و بی‌عدالتی این نظام فاسد و جنایتکار نه تنها حرف این هموطن زلزله‌زده و یا تنها حرف هموطنان زلزله‌زده است، بلکه حرف مردم قیام کننده‌ای که در قیام ایران برخروشیدند و خواهان سرنگونی این نظام فاسد و ضدمردمی شدند.
 

Monday, January 29, 2018

با وجود یک ”اپوزیسیون قویٰ“ ”به سمت انقلاب می‌رویم“!

با وجود یک ”اپوزیسیون قویٰ“ ”به سمت انقلاب می‌رویم“!



پس از زلزله‌ای که قیام ایران بر تار و پود نظام ولایت فقیه انداخت، و پس از آن که در این قیام مردم به صراحت خواهان سرنگونی این رژیم شدند، اکنون رسانه‌ها و مهره‌‌های حکومتی نیز به این  واقعیت اعتراف می‌کنند که سرنگونی این رژیم  در چشم‌انداز است.
 آنها برای این حرف خود دو دلیل را مطر ح می‌کنند،  اول این واقعیت که نفرت مردم  ایران  بی حد و حصر است، و دوم این‌که نظام نیز برای حل و فصل و مشکلات و معضلات خود و همچنین برای پاسخگویی به خواست مردم قیام‌کننده ناتوان و ناکارآمد است.  
در چنین وضعیتی است که باند موسوم به اصلاح‌‌طلب  آرزوهای خود را برباد رفته می‌داند به گونه‌یی که  بهزاد نبوی یکی از مهره‌‌های وابسته به این باند می‌گوید:”اگر کاری کنیم که مردم به این نتیجه برسند که انتظاراتشان از طریق صندوق‌های رأی به نتیجه نمی‌رسد، آنها را به سمت انقلاب هل می‌دهیم. “ (سایت  انتخاب 7بهمن)
عباس عبدی یکی دیگر از عناصر این باند نیز با حسرت از دست رفتن فرصت به‌اصطلاح اصلاح رژیم   می‌گوید: ”بدترین وضعیت برای هر حکومتی که تعادل ندارد، وقتی است که می‌خواهد تغییر سیاست بدهد و بدتر از آن زمانی است که این تغییر سیاست را اعمال نکند. اگر حکومت قادر به پذیرش نباشد، اگر اپوزیسیون قوی باشد و آلترناتیوی قدرتمند برای حاکمیت وجود داشته باشد، به سمت انقلاب می‌رویم و اگر این اپوزیسیون قدرتمند نباشد، حکومت و جامعه دچار فروپاشی می‌شود. “(سایت جماران 7بهمن 96)
اسحاق جهانگیری معاون آخوند حسن روحانی نیز به  نارضایتی مردمی که دولت، باندهای درونی و تمامیت رژیم منحوس آخوندی را هدف قرارداده چنین اذعان می‌کند: ” همین مانع‌تراشی‌ها ممکن است به اعتراض جوانان و حتی جامعه منجر شود.
گاهی هم با کژاندیشی فکر می‌کنیم که نارضایتی فقط دامن یک فرد یا یک دولت را می‌گیرد و به دیگران آسیب نمی‌زند“(خبرگزاری ایسنا 7بهمن 96)
  محمد دهقان عضو مجلس ارتجاع نگرانی خود را از قیام و اعتراضات مردم چنین بیان می‌کند: ”تشکیل دهندگان این تجمعات از قشر مرفه نبودند و عمدتاً بیش از 70درصد آنها زیر 30و 35سال بودند، اکثراً جوان و بیکار بودند.
مردم زمانی که بدانند کسانی که در حکومت هستند زندگی شاهانه دارند و ثروتهایی برای خود دست و پا و در کاخ‌های مجلل زندگی می‌کنند و خود فرزندان و وابستگان این‌ها بویی از زندگی مردمی نمی‌برند و در فضای زندگی مردم نیستند طبیعتاًًً این اعتراض مردم را برمی‌انگیزد.“ (خبرگزاری فارس 7بهمن 96)
همان‌طور که ملاحظه می‌شود بعضی از این عناصر شیادانه می‌خواهند چنین القا کنند که اگر حاکمیت تن به صندوق‌های رأی بدهد،  گوئیا می‌تواند از طریق این صندوقها مردم را  فریب بدهد و راضی کند و در نتیجه تداوم داشته باشد.
واقعیت این است که زیرآب این ادعا و توهم شیادانه را مردم با شعارهای سرنگونی‌طلبانه خود زدند و مهر باطلیبر این ادعاهای فریبکاران زدند. آنها تمامیت نظام آخوندی را نفی کردند آنجا که فریاد کشیدند حکومت آخوندی سرنگون سرنگون.
  شعارهای مرگ بر این دولت مردم فریب، مرگ بر جمهوری اسلامی و...  توسط قیام‌کنندگان در جریان قیام ایران نیز بازتاب خواست آنان برای سرنگونی تام و تمام این رژیم سرکوبگر و فاسد است. 
واقعیت این است که این نظام دهه‌ها است فرصت شرکت مردم بر سر صندوق های رأی و تضمین بقایش را از این طریق سوزانده است.
 و ناظر بر این واقعیتها است که این مهره‌‌ها  ناگزیر به این اعتراف شده‌‌اند که انقلاب دیگری در راه است.
  از هر منظری که آنها ناگزیر به اعتراف به  در راه بودن انقلابی دیگر شده‌‌اند در این واقعیت شکی نیست که مردم آمال و آرزوهای آنها را برای تداوم نظام آخوندی با هر شیوه‌یی برباد داده است.
زیرا شعارهای مردم در همان ابتدای قیام ایران به سرعت تغییر فاز داد و به شعارهای ساختارشکنانه و نشانه‌گیری سران فاسد و دزد حاکمیت تبدیل شد، همین امر باعث سردرگمی هر دو‌باند رژیم شده و  مهره‌‌های باند موسوم به اصلاح‌‌طلب را ناچار کرده  اذعان کنند که انقلاب دیگری در راه است.
 

Sunday, January 28, 2018

داستان «اصلاح طلبی» و توبره و آخور

داستان «اصلاح طلبی» و توبره و آخور



قدیما به آدم رند و زرنگی که در کار یا معامله و یا موقعیتی از هر طرف به سود خود حرف می‌زد می‌گفتند طرف هم از توبره می‌خوره و هم از آخور؛ این بیان حال به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان وطنی ما است.

یکی از مصادیق این ضرب‌المثل رویکرد این جماعت با مقوله قیام و پیامدهای آن می‌باشد، از یکطرف پز مخالفت با سرکوب را می‌گیرد و دود و دمی راه میاندازد که نگو. مثلاً نماینده‌شان در مجلس خواستار بازدید از زندانها و دستگیر ‌شدگان قیام و هیأت تحقیق می‌شود، بعد همینکه قضیه یک کم جدی می‌شود و روزنامه‌نگارها می‌آیند سراغ آقایان، یکمرتبه جا زده و هاج واج می‌گویند: ها؟ چی؟ کی؟ کجا؟ من که خبر ندارم... . (1) 

یعنی به خیال خودش با این دود و دم نان افکار عمومی‌اش را می‌خورد و به ملت می‌گوید بله... ما در طرف شما هستیم و موضوع کشتار و شکنجه در زندانها را پیگیری می‌کنیم.

سؤال اساسی و منطقی این است که آقایان اصلاح طلب، از رئیس جمهورتان گرفته تا بقیه، آیا شما با سرکوب سپاه و بسیج ونیروی انتظامی و بگیروببند و کشتار جوانان مخالف هستید؟ اگر مخالفید در رسانه هایتان یک کلام سرکوب را محکوم کنید. آقای رئیس‌جمهور اعتدالی اگر راست می‌گویی و با کشتن جوانان در زیر شکنجه مخالفی، یک کلام اینکار را محکوم کن، چرا خفقان گرفته و لیچار دموکراسی میبافی؟ چرا طوری حرف میزنی که به گوشه قبای ولی‌فقیه و رهبر معظم‌ات برنخورد؟ این‌که افاضه میفرمایید که تظاهرات حق مردم است که حرف جدیدی نیست، واقعاً غیب گفتی، بقول معروف از کرامات شیخ ما اینست، شیره را خورد و گفت شیرین است.

آقای روحانی و شرکا چرا کشتار مردم را در خیابانها در همین قیام اخیر محکوم نکردید؟ و خناق گرفتید؟ نکند شما هم معتقدید که تظاهر کننده‌ها وابسته به خارجیها بودند؟ اگر به‌واقع تو مخالف سرکوب و کشتار تظاهر کننده‌ها در بیرون و داخل زندانها هستی باید همان روز اول فریادت به آسمان بلند می‌شد. نمی‌توانی بگویی که میکرفون و تریبون نداشتم، الآن یک کودک دبستانی هم می‌تواند پیامش را از طریق فضای مجازی به اقصی نقاط دنیا برساند، تا چه برسد به رئیس‌جمهور یک کشور.

جالب این است که از همین جماعت، امثال خاتمی (2) و عباس عبدی (3) و... خواستار مجازات وسرکوب تظاهر کننده‌ها در قیام اخیر تحت عنوان عوامل آمریکا و مزدوران منطقه‌یی آن مثل سال 60 هم شدند. بقول معروف از کوزه همان برون تراود که در اوست.

آقای روحانی مسلمان و به‌اصطلاح شیعه امام حسین، مگر در زیارت وارث نمی‌خوانیم که: فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً ظَلَمَتْکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ (خدا لعنت کند مردمی که تو را کشتند و خدا لعنت کند مردمی که به تو ستم کردند و خدا لعنت کند مردمی که این جریان را شنیدند و بدان راضی شدند) آیا این زیارت درسی برای امروز ما نیست؟ این سکوت مرگبار و لعنت شده از برای چیست؟ واقعیت این است که شما در اردوی یزید و شمر هستید و نه اردوی امام حسین و مردم.

واقعیت این است که جناب اصلاح‌طلب خودت هم از جنس و سنخ همان ولی‌فقیه هستی و از کشتار و شکنجه بیگناهان ککت هم نمیگزد که استقبال هم میکنی، ولی به مقتضای زمان چهره عوض کرده و می‌خواهی این رژیم پابگور را سرپا نگهداری.

آخر آدم می‌ماند که فرق تو با ولی‌فقیه چیست؟ کدام حرف محتوایی را در رابطه با حل مشکلات مردم زده‌ای که با مزخرفات ولی‌فقیه فرق داشته باشد؟ کدام کار و خدمت و پروژه‌یی را طی این سالیان به اتمام رسانده‌ای که درخدمت مردم بوده؟ آیا تو با دخالت خامنه‌ای در سوریه و میلیارد میلیارد پول این مملکت را در سوریه خرج کردن، در حالیکه مردم از بدبختی و فقر خود و زن و بچه‌هایشان را می‌کشند مخالفی؟ اگر مخالفی چرا در علن مخالفت نکرده و محکوم نمیکنی؟ ما که می‌دانیم چرا؟ چون موضوعاتی مثل سوریه و یمن و لبنان و... اگر نباشد ولی‌فقیه به گفته خودش در خیابانهای تهران و شهرستانها باید با ارتش تهیدستان و جوانان و زنان و مردان جویای کار و آزادی چنگ در چنگ شود و نتیجه آن هم سرنگونی است.

رژیم هم که سرنگون شود، دم و دنبالچه‌هایش، از جمله رئیس‌جمهور شیخ حسن روحانی نیز سرنگون و باید پاسخگوی جنایات 40ساله‌اش از جمله سرکوب وحشیانه قیام دانشجویی سال 78 و قیام 88 و... باشد. (4) 

این چه اعتدال و میانه‌روی و اصلاح طلبی است که فقط در حرف و شعار و فریب خودش را بیان می‌کند، ولی در عمل جز دروغ و دغل و فریبکاری و وعده‌های سر خرمن هیچ ندارد؟ 

بقول قدیمی‌ها دو دو تا می‌شود چهار تا، آخر من ایرانی که دنبال راه چاره برای خلاصی از این بیچارگیهای زندگی هستم، چه جوری بفهم که تو و بقیه‌تان که می‌گویید اعتدال و اصلاح و شکوفایی، آدمهای درست و پاک و مشکل حل کن هستید و بفکر توده‌های تنگدست؟ چه جوری بفهمم که تو با خامنه‌ای و بقیه جنایتکاران فرق میکنی و شریک دزد و رفیق قافله نیستی؟ تو هم که مثل احمدی‌نژاد و خامنه‌ای و... درخواست میکنی که: « توطئه‌گرها را هنگام نماز جمعه در حضور مردم به «دار» آویزان کنند تا تاثیر بیشتری داشته باشد». (5) 

خطاب به شما اصلاح‌طلبان قلابی و حقه باز می‌گوییم: آقایان، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت، و این حقیقت را مردم در شعارهاشان در قیام اخیر که «اصلاح طلب اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا» و شعار «مرگ بر روحانی» به ثبت دادند و شما نیز همراه ولی‌فقیه و مقام معظم‌تان به‌زودی راهی زباله‌دان تاریخ خواهید شد. این حکم تاریخ است.

سرنگون باد رژیم سفاک ولایت فقیه با همه دسته‌بندی هایش

Saturday, January 27, 2018

فضای مجازی، فتیلة انفجاری فتنه‌یی بی‌پایان!

فضای مجازی، فتیلة انفجاری فتنه‌یی بی‌پایان!



جهان سیاست، لاجرم دنیای بروز ماهیتها است. این بروز و ناگزیری، همواره دم در خانه سیاستمداران و «خواص» به کمین نشسته است. اما عوامل سیاسی و اجتماعی، بروز ماهیت را نخست پیش روی دولتها و حاکمان و «خواص» می‌گذارند. برای آن‌که چندان در عرصه تئوری نرویم و مطلب مطول نشود، بهترین مثال، کاری بود که خمینی با انقلاب ۵۷ و بعد خودش و وارثانش تا به امروز با مردم ایران کرده و می‌کنند. پاسخ به الزامات پس از انقلاب ۵۷، ماهیت و جوهر خمینی را بارز و عیان کرد. بهترین ادله هم همین الآن وجود حاکمیتی است سرتا پا غرق در فساد و جنایت و تطاول و چپاول. پس بروز ماهیت را واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی، از زهدان و از هزارتوی نهاد ارگان سیاسی ـ به‌خصوص که در حاکمیت هم باشد ـ بیرون خواهد کشید و به‌خاطر خصلت تعادل قوایی و رابطه‌اش با زندگی روزمره مردم، در معرض و منظر همگان به نمایش درمی‌آید.

بن‌بست لاعلاج مقابل جهان اطلاعات‌محور
یکی از عرصه‌های مهم بروز ماهیت در دنیای کنونی، چگونگی رفع و رجوع ارتباطات یک جامعه در جهان «اطلاعات‌محور» است. این جهان اطلاعات‌محور، نزدیک ۳۰سال است که دارد چهره نظام ارتباطی دنیا را زیر و رو می‌کند. با تحول مداوم در تکنولوژی، هر دم هم شتاب بیشتری می‌گیرد. در مرکز آن هم، سهولت در ارتباط بین‌الملل توأم با شکستن دیوار سانسور نظامهای دیکتاتوری ـ خاصه در جهان سوم ـ می‌باشد.

تازه‌ترین بروز ماهیت نظام ولایت فقیه و وحشتش از «فضای مجازی «را پس از گر گرفتن قیام سراسری و شتابش در کمتر از ۲۴ساعت، شاهدیم. نخست سه اظهارنظر از جانب خبره‌های مجلس خبرگان رهبری در نظام ولایت فقیه را بخوانیم تا شاهد بروز شتابان ماهیتها در برابر واقعیت‌های قدرتمند و ناگزیر دنیای ارتباطات باشیم:
احمد جنتی: «فضای مجازی بلایی است که به جان ما افتاده و اگر جلو فضای مجازی را می‌گرفتند، کار به اینجا نمی‌رسید. من گفته‌ام که نمی‌شود کلاً جلو فضای مجازی را گرفت ولی می‌توانیم آن را کند کنیم».

ناصر مکارم شیرازی: «اخیراً مدارکی در رابطه با فضای مجازی برای ما آورده‌اند، این‌که فضای مجازی در اغتشاشات اخیر کشور نقش مهمی داشت، ما هم در داخل به اجماع داریم می‌رسیم که فضای مجازی یکی از موارد مهم اغتشاشات بوده است».

احمد خاتمی پس از نشست مجلس خبرگان: «همه اعضا از فضای مجازی نگران بودند و به صراحت گفتند رهبری این اغتشاشات دست فتنه‌گران فضای مجازی بود. فضای مجازی که تریبون بیگانگان است، سگ هار است. این سگ هار اگر رها شود، دوباره گاز می‌گیرد»! 

شکست ارتش سایبری ارتجاع مقابل قدرت «زمان» البته واضح است که نظام آخوندی اول در مصاف با قدرت «زمان»، شکست خورده است؛ چرا که این زمان است که فرصت نادر انطباق با تکامل تاریخی و اجتماعی را پیش پای ما می‌گذارد. خبرگان دست‌چین نظام ولایی به‌دلیل ماهیت ضدتاریخی و ایدئولوژی انسان‌ستیزشان، باید هم حتی با ارتش سایبری‌شان و هزینه کردن میلیاردها تومان و دلار، از پس جهان اطلاعات‌محور برنیایند و آن را با بغض و کین و استیصال، «هار» تعبیر کنند. و این بن‌بست ماهیت یک ایدئولوژی در مواجهه با دستاوردهای ارتباطی بشری می‌باشد.

واقعیت این است «جهان اطلاعات‌محور» بدل به تیغ دو لبه شده است. از یک سو دولتها و ارتشها و حاکمان به آن نیاز ناگزیر دارند، از یک سو اما عرصه پهناور و بی‌کران زندگی تمام مردم را در خود جای داده است. در این میان، آنچه به بحث ما ربط دارد، اثرگذاری این جهان اطلاعات‌محور بر زندگی و فکر و مناسبات اجتماعی و فرهنگی مردم ایران در زیر سلطه حاکمیتی ریشه کرده در اعصار کهن و قرون وسطا. واضح است که جنگ بین دو ماهیت تاریخی میان ملت و دولت ولایت فقیه شده است. از این رو برای مقابله با آن، یک ارتش سایبری تشکیل داده است. نفس تشکیل چنین ارتشی، بروز ماهیت ضد آزادی و نداشتن پتانسیل پاسخگو بودن به الزامات جهان اطلاعات‌محور می‌باشد.

واضح است که جنبش‌های اجتماعی در دنیای جدید، روی عنصر مهم و تعیین‌کننده امواج ارتباطاتی حرکت می‌کنند. همین امواج ارتباطی، بلای جان حکومت آخوندها شده است. چرا؟ به‌دلیل بسیار واضحی که اینان عزم جزم کرده بودند از جغرافیای پهناور ایران، یک حوزه به‌اصطلاح علمیة مد نظرشان بسازند. اول هم از «وحدت حوزه و دانشگاه» شروع کردند که هرگز این پیوند جوش نخورد؛ که برعکس، دانشجویان اولین قشر عاصی و شورشی علیه اندیشه و نظم و ایدئولوژی حوزوی شدند.

مشت بر سنگ برکه بکوب که ماهیان به دریا پیوسته‌اند
این موجود مغضوب و آماج کینه «هار» گشته سخنگوی خبرگان رهبری، مگر چه می‌کند؟ آن می‌کند که سرمایه اعصار و قرون ارتجاع مذهبی و بساط اندیشه و ساختار ولایت فقیه را دود هوا می‌کند. نه می‌شود سر چهار راه‌ شهرهای ایران «دار»ش زد؛ نه می‌شود هزار هزار قتل‌عامش کرد؛ نه می‌شود اسیدش پاشید؛ نه می‌شود دست و پایش را قطع کرد؛ نه می‌شود سنگسارش کرد؛ نه می‌شود در بقچه‌اش کرد و در پستوی غربت و حصار جنسیت، استثمارش نمود؛ نه می‌شود ده تا و صد تا و هزارتایش را در گور جمعی نهان و مخفی کرد؛ نه می‌شود مال و سپرده و دارایی‌اش را از بانکها دزدید و میلیارد میلیارد در سوریه و یمن و حسابهای سرداران متمول و جانی سپاه پاسداران خاصه‌خرجی کرد؛ نه می‌توان با آن قرآن و وااسلاما سرنیزه کرد؛ نه می‌توان با آن از جیب و دهان و سفره مردم بینوا، پول شکم‌پرستان حوزوی را افاقه کرد؛ نه می‌توان جلو افشای یکی از بزرگترین قتل‌عام‌ها و جنایت علیه بشریت در تابستان ۶۷ را گرفت؛ نه می‌توان مرگ دخترک معصوم ایرانی به نام سارینا بر اثر سرما و نداشتن پوشاک در نظام الهی و مقدس جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را پنهان کرد که افتضاح جهانی به‌پا نکند؛ نه می‌توان جلو نسل‌های جوان پس از دهه ۶۰ را گرفت که به یمن جهان اطلاعات‌محور، رگ و ریشه تاریخی نحله آخوند و ایدئولوژی ارتجاعی ضدبشرش را شناخته‌اند؛ نسلی که به‌لحاظ تاریخی و سیاسی و اجتماعی و آرمانی از نظام ولایت فقیه در تمامیت ساختارش عبور کرده و صاحب تئوری آزادی و کوتاه‌نیامده از سرنگونی بی‌برو برگشت «مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران» می‌باشد... 

با یک میهن فتیلة فتنه چه می‌کنی؟ 
هر سه آخوند خبرگان رهبری واقعاً حق دارند که از این همه تغییر و آگاهی که جهان اطلاعات‌محور نصیب نسل جوان ایران کرده است، «هار» شوند... اما چه توان کرد که به‌طور خاص با قیام دی ۹۶ مردم و جوانان ایران، کار از کار گذشته است و:
«نمی‌شود سد بست: به راه توفانها
به لشکر خورشید، به رویش گل‌ها
به آسمانها کی، توان حصاری چید؟ 
نمی‌شود در بند، ستاره ناهید...» 
آری، ارتباطی که هیمنه سرکوب و اختناق و دجالیت مذهبی را از هم می‌درد، برای نظامی که یک راه زنگ‌زده بیشتر ندارد و آن هم زندان، زندان و زندان است، البته که مهارناپذیر و رها شده بر امواج ارتباطات است. ارتباطی که در مقابل تنها راه حکومت ولایت فقیه و خبرگان رهبری‌اش، به یمن ارتباط و وصالش با آرمان آزادی، به وسعت جغرافیای بیکران میهنش و خلقی با دردها و عشق‌های مشترک، راه کار و راه‌حل و تدبیر در کف خود دارد.

Friday, January 26, 2018

کشتی مطلا بر اقیانوس فقر توده‌ها!



«سازنده کشتی مطلا می‌توانست پول خود را صرف عیاشی و گردشگری کند اما صرف قرآن کرده / اگر فقرا فقیر هستند، به‌خاطر قرآن نوشتن نیست، برای آن است که برخی گردن کلفتها زکات نمی‌پردازند.» .

سایت حکومتی انتخاب ـ ۲بهمن ۹۶
                                                     ***این بخشی از افاضات آخوند اراکی، عضو جامعه مدرسین و به‌اصطلاح دبیرکل مجمع تقریب مذاهب است. او مشابه این حرفها را وقتی بر زبان رانده که موج عظیمی از انتقادات علیه ساختن کشتی مطلای مزین به آیات قران با پول‌های بادآورده به راه افتاد؛ یعنی آش آن‌قدر شور شد که صدای خود رژیمی‌ها هم در آمد و نوشتند:
«کشتی‌یی که نه می‌شود سوارش شد، نه می‌توان از قرآن آن استفاده کرد و فقط روی اعصاب مردمی است که با چند گرم از این کشتی زندگی‌شان زیر و رو می‌شود. مگر در تفکر الهی طلا و نقره چقدر ارزشمند است که شما با طلا تعظیم شعائر می‌کنید؟ 

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقف‌هایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند. (زخرف ۳۳) 

خب این کار اگر ارزشمند بود که خدا برای کفار نمی‌کرد!؟ اگر سقف خانه طلا و نقره در این دنیا برای کسی تعظیم محسوب می‌شود که خدا نعوذ بالله خودش تعظیم کفار نمی‌کند! اتفاقاً باید می‌فرمود سقف خانه پیامبر (ص) را از طلا می‌ساختم (تعظیم شعائر)، نه این‌که درست برعکس! آدم از تعجب شاخ در می‌آورد که آقایان دقیقاً خود قرآن که سوره زخرف در آن است را به همان شکل تعظیم می‌کنند!» .

یا
«مردم نان ندارند قرآن مطلا رونمایی می‌شود! خوب شد مشخص شد از قم تا تهران از علما تا زعما همه ماشاالله از درد مردم بی‌اطلاعند.» .

سایت حکومتی صراط ـ ۱بهمن ۹۶
                                                       ***بله که بی‌اطلاعند. یا نه اطلاع دارند ولی... 
آری، ساخت این کشتی در حالی صورت می‌گیرد که اختلاف فاحش طبقاتی بین اقلیت ۴درصدی و اکثریت ۹۶ درصدی بیداد می‌کند و بختک فقر غیرقابل تصور، نفس گرسنگان، پابرهنگان و نیازمندان به نان بخور و نمیر را بند آورده است. بازدید حسن روحانی از این کشتی نیز نشان داد که سردمداران این حکومت در نمک‌پاشی بر زخمهای مردم محروم با یکدیگر همدست و همکاسه هستند. آنها در شرایطی به رونمایی از این به‌اصطلاح آثار هنری می‌پردازند که فقر و فاقة فاحش توده‌های به جان آمده مردم را به قیام و اعتراض برانگیخته است.

در سال گذشته نیز بزرگترین قرآن طلا و نقره جهان با وزن ۱۰۰کیلوگرم ساخته شد اما این حجم از مخالفتها را به‌دنبال نداشت. حال قیام توده‌ها باعث شده که زبانها باز شود و افرادی از همین رژیم نیز به خود جرأت بدهند و بخشی از واقعیت را بیان کنند اما سقف دیدگاه آنان نیز مانند آخوند اراکی این است که برای مقابله با فقر باید اغنیا و چپاولگران (همین سردمداران رژیم) لطف کرده و مقداری از پول خود را به‌عنوان زکات به فقرا بپردازند! اما باید گفت: حنای این‌ دجالگریها دیگر رنگی ندارد. زمان دخیل بستن به اینگونه «سفینه‌های نجات» و شیادی حول آن گذشته است. زود است که تمامیت رژیم در اقیانوس خشم مردم محروم و قیام‌کنندگان خستگی‌ناپذیر غرق شود و نیست و نابود گردد. آن روز حتی تخته‌پاره‌یی نیز نخواهد بود تا آنها را از مرگ تاریخی نجات دهد.

Thursday, January 25, 2018

هویت ایرانی در مصاف با فراعنه نظام ولایت فقیه

هویت ایرانی در مصاف با فراعنه نظام ولایت فقیه



روزگاری بود که شناساندن ماهیت نظام نشانده شده بر ستون ولایت فقیه ، کاری بود کارستان و گذر از هفت‌خوان ناباوریها و ترک انداختن بر دیواره اذهان را می‌طلبید. چه روزگار سنگین و تلخی بر پیشتازان مبارزه با «مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران» گذشت! اما استمرار پایداری و تاب آوردن همان روزگاران سنگین و تلخ، ورق زدن لایه‌های تاریک ماهیت و درون‌مایه اندیشه و ساختار حکومت و سلطه مطلق ولایت فقیه را برای همگان میسر نمود. حالا دیگر صحنة‌ کنونی ایران از نظر سیاسی و اجتماعی، بدل به دو صف‌بندی بین مردم و حکومتیان شده است. در این صف‌بندی، این دو ماهیت رودرروی هم، دارند تاریخ نوین ایران را رقم می‌زنند. یک طرف رو به افق‌های روشن در پیوند با ریشه‌های تاریخی‌اش است و یک طرف در قرن بیست و یکم، سودای قرون جهل و خرافات و سلطه‌گری دینی و دیکتاتوری ولایت فقیه را دارد.

برای آن که به دورها نرویم و دم دست تحولات اخیر ایران باشیم و استدلال کنیم، این دو ماهیت را در سه موضوع نشان می‌دهیم:
ـ سید شهاب‌الدین ابطحی‌زاده، ۲۰ساله، ١٤دی در اراک توسط سربازان امام زمان نظام ولایت فقیه بازداشت و ۲۴دی، جسدش مقابل منزل پدرش رها شد.

ـ‌ آریا روزبهی بابادی که در ‎اعتراضات سراسری بازداشت شده بود، روز ۲۰دی‌ پیکرش در رودخانه کارون پیدا شد.

ـ مصباح یزدی در توصیف شعار «نه غزه، نه لبنان ـ جانم فدای ایران» : «وطن دوستی، شعار دوران جاهلیت است. وطن ارزش اهدای جان ندارد».

هر سه موضوع که در همین دو هفته اخیر اتفاق افتاده و بیان شده‌اند، بروز ناگزیر یک ماهیت‌اند: نظامی استوار بر بیداد فزون، چه در پندار و چه در رفتار.

اولی و دومی نقدترین و بی‌پرده‌ترین حرف نظام ولایی با مردم ایران و به‌خصوص نسل نوخواه و بالنده کنونی هستند. نسلی که از دیوار تناقض ایدئولوژیک نسبت به تمامیت دستگاه ولایت فقیه، هم به‌لحاظ تاریخی، هم از نظر سیاسی و اجتماعی و هم در فهم نظری آن عبور کرده است. در ضمن یک ماهیت دیگر از نظام را هم بارز می‌کنند: مفقود کردن دستگیرشدگان، بی‌سرانجام گذاشتن خانواده‌ها نسبت به سرنوشت فرزندانشان، استمرار جنایت به شیوه قتل‌های زنجیره‌یی و پاسخگو نبودن در قبال کشتارهای دومینویی در سراسر ایران.

سومی که مصباح یزدی ناقل آن است، بیان همان ماهیتی است که در مقدمه مقاله، شرح داده شد. ماهیتی که استمرار پایداری و مقاومت برابر این نظام، وادار به ابراز و اعترافش کرده است. ساده‌ترین بیان او این است که اعتراف می‌کند بی‌وطن است. اما مصباح یزدی در شعار «نه غزه، نه لبنان ـ جانم فدای ایران»، ناقوس مرگ اندیشه و اصل ولایت فقیه را می‌بیند. بارها هم گفته‌اند و حاشا هم نمی‌کنند که اگر در لبنان و سوریه و عراق و یمن سنگر نگیرند، باید در تهران سنگربندی کنند. بی‌وطنی او و کل دستگاه آخوندی، امری است که مردم ایران بر سفره غارت شده بی‌آب و نانشان حس می‌کنند. اما با همه ‌این احوال، او و دستگاه آخوندی ولایت فقیه، خلاف هر اظهار و گفتار مهرشده در حجره قرون وسطایی، ایران را تکیه‌گاه خلافت یک منظومه چپاولگر و کانون دجالگری مذهبی می‌خواهند. کانونی که خمینی با غصب حاکمیت مردم، برای یک نحله زالوصفت مهیا کرده و از دست دادنش، کابوسی است که برای جلوگیری از تحقق آن، ۴۰سال است جان هزاران ایرانی را گرفته و با خونشان، خشت عمارت خلافتشان را بنا کرده و نگه می‌دارند.

اصلاً موضوع، نه ناسیونالیستی است و نه شووینیستی. بلکه نام ایران و نفی جنگیدن در غزه و لبنان و سوریه، شیپور مرگ نظام ولایت فقیه است. نام ایران و ملیت ایرانی، سلاحی به وسعت جغرافیای پهناور آن است که رودرروی حاکمیت غاصب آخوندی به نبرد آمده است. این ماهیت تاریخی زبان فارسی و خاک میهن است که در ۸۰میلیون ایرانی متبلور شده تا به کلیت نظام ولایت فقیه بگوید: «نه غزه، نه لبنان ـ جانم فدای ایران» / «نه سوریه، نه یمن ـ ایرانه وطن من».

این شعارها در ایران کنونی با نیاز و عشق به آزادی مردم ایران عجین و همبسته و یکی شده‌اند. ملتها آینده‌شان را با حرف روز و سلاح زمانه‌شان به گوش دیکتاتورها می‌رسانند. وقتی دیکتاتور از حرف روز و سلاح زمانه ملت‌ به وحشت می‌افتد، از آن به بعد، همان زمانه است که به ملتها بشارت آینده‌شان را در رها شدن از دیکتاتور و نابودی آن می‌دهد. آری، این هویت ایران و نام ایرانی است که به مصاف با فراعنه جنسیت و دجالیت و قدرت‌پرستیِ یک کاسه شده در نظام ولایت فقیه آمده است.

کنون خروش زندگی به مرگ می‌دهد جواب
خجسته باد زندگی خجسته باد انقلاب.

Tuesday, January 23, 2018

سوال و جوابهای تصنعی، پوک و سطحی“ در گفتگوی تلویزیونی روحانی!

سوال و جوابهای تصنعی، پوک و سطحی“ در گفتگوی تلویزیونی روحانی!



آخوند حسن روحانی در گفتگوی تلویزیونی 2بهمن 96 در زمینه پاسخگویی به مشکلات و مصائبی که گریبانگیر نظام بحران‌زده است، آن‌چنان با دست خالی ظاهر شد که انگار قصد داشت در این این گفتگو خودی نشان بدهد و ابراز وجود کند.

روحانی آن‌چنان دستش خالی بود که نتوانست پاسخ مطالبات اصلی مردم قیام کننده‌یی را بدهد که هنوز هم در دهها شهر ایران علیه ستم و چپاول رژیم بطور روزانه اعتراض می‌کنند.

ضمنا صحنه این مصاحبه ‌طوری چیده شده بود که گویا از قبل مجری آن نیز توجیه شده که در زمینه سیاست داخلی، خارجی و به‌ویژه در مورد مطالبات اصلی مردم قیام‌کننده سوالی نکند و روحانی نیز مجبور به جواب نشود. در نتیجه روحانی در این گفتگو اساساً راجع به برجام صحبت نکرد، راجع به اولتیماتوم 120روزه صحبت نکرد. راجع به مذاکرات پنهانی بر سر موشکی و سیاست منطقه‌یی و حقوق‌بشر صحبت نکرد.

همه حرف روحانی در این مصاحبه این بود که مشکلی در تأمین ارز وجود ندارد، مسأله ریزگردها هم حل خواهد شد. کامیون‌ها نیز وقتی نوسازی و استاندارد شود مشکل آلودگی هوا نیز حل خواهد، و خلاصه این‌که همه چیز به خیر و خوشی حل خواهد شد. ! 

در زمنیه قیام مردم تنها به تکرار حرفهای پوشالی قبلی مبنی بر این که ”اعتراض و انتقاد اشکال ندارد“ و ”در چارچوب قانون تظاهراتی هم انجام دهند اشکالی هم ندارد“ اکتفا کرد و هیچ اشاره‌یی به مطالبات و خواستهای اصلی مردم قیام‌کننده نکرد.

در صورتی که علی القاعده می‌بایست محور اصلی سخنان روحانی پاسخ به مطالبات مردم می‌بود که در جریان قیام لرزه بر پیکره پوسیده حاکمیت آخوندی انداختند تا جایی که شعار مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر روحانی و شعار سرنگونی نظام فاسد ولایت را دادند.

بسیاری از حرفهای روحانی آن‌چنان مضحک بود که رسانه‌ها و مهره‌های هر دو باند رژیم نیز آن را به سخره گرفتند.

روزنامه اعتماد وابسته به باند روحانی 3دی 96 می‌نویسد: ”از سیاست داخلی و خارجی و حتی اقتصاد حرف مهمی پرسیده نشد. و جواب هم طبعاً داده نشد. کشور غرق در ناامیدی است. اصلاً به مشکلات اخیر اشاره نشد. حتی سؤالات از برنامه‌های عادی رشید‌پور هم خیلی محافظه‌کارانه‌تر بود. کشور به مصاحبه دیگری احتیاج داشت“.

سایت حکومتی خرداد 3بهمن 96نوشت: ”منتقدان هم‌چنین بر این باور بودند که کشور در شرایط کنونی نیاز به سخنان دیگری داشت. از دیگر نکات مصاحبه دیشب روحانی تمرکز بر موضوعات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بود و به مسائل سیاست‌خارجی، فرهنگی و سیاست داخلی پرداخته نشد“.

صادق زیبا کلام نیز سرخوردگی خود از حرفهای روحانی در این گفتگو را چنین بیان می‌کند: ”فضا به‌شدت علیه روحانی شده است، شکاف عمیقی میان روحانی و واقعیت‌های جامعه ایران به وجود آمده است و رئیس‌جمهور در گفت‌وگوهای تلویزیونی از دامنه سرخوردگی‌ها کم نکرده است، و این متأسفانه عاقبت کار روحانی را با ابهامات زیادی روبه‌رو ساخته است». (سایت اعتماد آنلاین 3بهمن 96) 

هم‌چنین زیبا کلام که تابه‌حال از مهره‌های حامی دولت روحانی بوده، پس از اتمام گفتگوی روحانی توئیت کرد: ”ای کاش آقای روحانی متوجه می‌شدند که وقتی به‌جای پرداختن به مشکلات و مسائل جدی و واقعی جامعه به سؤال و جوابهای تصنعی، پوک و سطحی می‌پردازند در حقیقت به شعور مردم توهین می‌کنند.» (سایت خرداد 3بهمن 96) 

آخوند محمدعلی ابطحی از باند موسوم به اصلاح‌طلب در واکنش به مصاحبه روحانی توئیت کرد: ”کشور غرق در ناامیدی است و حرف مهمی بیان نشد“.

سایت حکومتی خبر فوری 3بهمن نیز روحانی و گفتگویش را چنین دست می‌اندازد: ”قطعاً اگر رئیس‌جمهور و دولت گوش شنوایی داشته باشند و به توصیه‌های دلسوزانه حجت الاسلام روحانی در گفتگوی تلویزیونی امشب عمل کنند، همه مشکلات کشور حل خواهد شد. “ ! 

واکنشهای حسرت آلود و توام با تمسخر رسانه‌ها به‌ویژه سردبیران و نویسنده‌های آنها به حرفهای روحانی زیاد است، که طبعاً فرصت نقل همه آنها وجود ندارد.

اما در این واکنش‌ها آنها به صراحت اعتراف می‌کنند که چنته روحانی در پاسخگویی به مسائل اصلی خالی است و از این پس هم خالی خواهد بود.

البته از قبل هم بسیار واضح بود که روحانی در این گفتگو چیزی برای عرضه کردن خصوصاً برای عرضه به مردم را ندارد. زیرا اگر حرف و طرح جدی داشت، می‌بایست قبل از این‌که کاسه صبر مردم لبریز شود، نمی‌گذاشت وضعیت به جایی برسد که مردم به خیابان بریزند و در شعارهایشان سرتا پای نظام را بشویند. ! 

ضمنا ظهور رسوا و مسخره روحانی در تلویزیون رژیم را نباید تنها به حساب دست خالی بودن او گذاشت، بلکه حرفهای او منعکس‌کننده افلاس و درماندگی تمامیت حاکمیت آخوندی و در یک کلام بیانگر بن‌بست آن است.

به‌دلیل این بن‌بست است که به قول آن مهره حکومتی (زیباکلام) روحانی و مجری تلویزیون ”بجای پرداختن به مشکلات و مسائل جدی و واقعی جامعه به سؤال و جوابهای تصنعی، پوک و سطحی می‌پردازند“.

Sunday, January 21, 2018

آتش زیر خاکستر و نگرانی برای از دست رفتن فرصت!

آتش زیر خاکستر و نگرانی برای از دست رفتن فرصت!




سران رسانه‌ها و مهره‌های حاکمیت آخوندی در این روزها اعترافات عجیب و بی‌سابقه‌یی، در زمینه فساد و اشرافیگری، اوضاع به‌شدت خراب اقتصادی و سایر زمینه‌ها، عمق و گستردگی نارضایتی و خشم مردم، اعتراف به ناتوانی آن در حل مسایل و معضلات اقتصادی اجتماعی و... می‌کنند.

بخشی از این اعترافات زیر پوش دلسوزی برای مردم و به‌منظور ریختن آب برآتش خشم مردم صورت می‌گیرد.

همه این موارد در وحشت از آتش زیرخاکستر قیام است، زیرا آنها به خوبی می‌دانند که آتش زیر خاکستر قیام چنان‌چه شعله‌ور شود، نفرت و خشم مردم دودمان حاکمیت فاسد و چپاولگر ولایت‌فقیه را برباد خواهد داد.

سایت حکومتی استاد نیوز 28دی 96 با کنایه به سران و مهره‌های حکومتی که ”40سال مردم را به صبرو تقوا فرا خوانند“ صبر و صرفه‌جویی مردم را در جهت ”اشرافی گری“دانسته است.

این سایت حکومتی ضمن اشاره به رواج بی‌عدالتی، اختلاس و فساد در تمامی ارگانهای رژیم و... این امر موجب ”به ستوه “ آمدن مردم می‌داند زیرا ”مردم دیگر این وضعیت را نمی‌توانند تحمل کنند و هیچ راهی جز اعتراضات خیابانی ندارند“.

محمدرضا نجفی عضو مجلس ارتجاع نیز خواهان شنیدن صدای مردم می‌شود و اذعان می‌کند که ”مشکلات در حال تشدید هستند“

او در ادامه به ناکارآمدی نهادهای حکومتی در حل مشکلات مردم اشاره می‌کند و فرصت را نیز ”تا ابد“ میسر نمی‌داند ”لذا باید امروز برای حل اصلی‌ترین معضلات ایران به اتفاق، چاره کنیم و باور کنیم“ (خبرگزاری مهر 27دی 96) 

اسفندیار رحیم مشایی از مقامات سابق نیز خواهان شنیده صدای مردم می‌شود و فرصت را برای نظام همیشگی نمی‌داند ”باید به این نکته توجه داشت که اگر شاه در ۲۶دی‌ماه ۵۶، با قبول اشتباهات و خطاهای دستگاه‌ حکومتی، از مردم عذر می‌خواست و به اصلاح امور همت می‌کرد، شاید دیگر ناچار نمی‌شد در ۲۶دی‌ماه ۵۷ از کشور بگریزد! 

از این‌رو، باید دانست که برای جبران اشتباهات و اصلاح رویه‌ها و مبنا قرار دادن منافع و نظرات مردم در تصمیم‌گیریهای سیاسی، اقتصادی و... همیشه فرصت وجود نخواهد داشت (سایت دولت بهار 26دی 96) 

اگر چه رسانه‌ها و مهره‌های حکومتی هنوز هم فرصتی برای باقی ماندن نعش پوسیده این حاکمیت پلید در صحنه سیاسی قابل هستند، اما واقعیت این است که این آرزوی پنبه‌دانه‌یی بیش نیست، زیرا واقعیت صحنه سیاسی و اجتماعی و آتش زیر خاکستر قیام عکس آن را ثابت می‌کند که هیچ فرصتی برای این رژیم پابه گور باقی نمانده است.

هم‌چنان که وقتی مردم در عاشورای سال 57شعار مرگ برشاه را دادند و صفحه نوینی در انقلاب سال 57بازکردند، تمامی فرصتها به روی سلطنت و شخص شاه بسته شد.

اکنون چگونه ممکن است که هنوز فرصتی برای آن باقیمانده باشد، در حالی که مردم به‌طور گسترده‌یی شعار مرگ برخامنه‌ای، ”مرگ بر جمهوری اسلامی“ و مرگ برروحانی دادند.

ضمنا با توجه به اعترافات اشاره شده ازقول رسانه‌ها و مهره‌هایی که ازآنها نام برده شد، که تابه‌حال نظام آخوندی عاجز از پاسخگویی به مطالبات مردم بوده، و این وضعیت باعث شده که اوضاع به این حدت وشدت بحرانی شود، طبعاً هر چند مدت دیگر نیز که بر سرکار باقی است، نمی‌تواند پاسخگوی مطالبات مردم باشد.

زیرا بنیان این نظام بر سرکوب وچپاول مردم استوار است، و نمی‌تواند از این طینت ضد‌مردمی فاصله بگیرد، و اگر چنین امری تاکنون ممکن بود، یک فرصت 39ساله را پیش روی داشت.

این هم امر واضحی است که هیچ‌کس و هیچ جریانی هم نمی‌تواند با پزهای طرفداری از مردم، بتواند مردم را بفریبد و فرصت از دست رفته را دوباره برگرداند.

این هم که سران، مهره‌ها ورسانه وانمود می‌کنند صدای مردم را شنیده‌اند دیرهنگام است وکسی فریب آنها را نمی‌خورد، چرا که عهد این مردم با رژیم ولایت‌فقیه به سرآمده است

بنابراین فروپاشی حکومت پلید آخوندی توسط قیام‌آفرینان و مقاومت سراسری مردم ایران امری حتمی و نوشته شده در ناصیه آن است.

Saturday, January 20, 2018

دلهره نسبت به چگونگی پاسخ دادن به شرایط آمریکا!

دلهره نسبت به چگونگی پاسخ دادن به شرایط آمریکا!دلهره نسبت به چگونگی پاسخ دادن به شرایط آمریکا!



هفته گذشته وقتی بیانیه کاخ سفید درباره برجام صادر شد، رئیس‌جمهور آمریکا 4شرط تعیین کرد و یک مهلت 120روزه داد که اگر در این مدت رژیم و اتحادیه اروپا همه این ۴شرط را برآورده نکنند، آمریکا به‌طور قطع از برجام خارج می‌شود.

هم‌چنین طی این هفته رسانه‌ها و مهره‌هایی از رژیم اعتراف کردند، که اتحادیه اروپا نیز سیاست آمریکا در زمینه برنامه موشکی و سیاست مداخله‌گرانه آن در منطقه را تأیید می‌کند.
به این دلیل رسانه‌ها و مهره‌های رژیم در رابطه با آینده دچار دلهره و تلاطم شده‌اند.

سایت حکومتی اعتماد آنلاین 26دی 96 به آنچه که در ملاقات ظریف با وزرای کشورهای آلمان، فرانسه و انگلستان و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گذشته اشاره کرده، که در این ملاقات آنها نسبت به برنامه موشکی و سیاست مداخله‌گرانه در منطقه به ظریف هشدار داده‌اند: ”در ملاقاتی که آقای ظریف با وزرای خارجه سه کشور اروپایی و خانم موگرینی داشت، آنها هم باز به این موضوع اشاره کرده بودند که ما تا آنجایی با شما همراهی می‌کنیم که در چارچوب برجام باشد، خارج از برجام، ما هم با آمریکا همراه می‌شویم و در مورد موشکها و مسائل دخالت شما در منطقه و عدم رعایت حقوق‌بشر نمی‌توانیم با شما باشیم“.

یک مهره وابسته به باند روحانی به نام علی بیگدلی نیز در مورد خروج آمریکا از برجام و
تحریمهای ناشی از آن که گریبان نظام را می‌گیرد و هم‌چنین در وحشت از عدم همکاری اتحادیه اروپا با آن در آینده می‌گوید: ”ما باید یک فکری برای آینده نزدیک کنیم که بعد از سه ماه و در سر رسید آینده، دو نوع تحریم می‌تواند ما را تحت فشار قرار دهد. یکی تحریم‌هایی که به‌طور طبیعی و اتوماتیک از طرف آمریکا با نقض برجام بر ما تحمیل خواهد شد، همان تحریم‌هایی که قبلاً وجود داشت و یکی تحریم‌هایی که اکنون راجع به آن صحبت می‌کنند و به دخالت ایران در منطقه و مسأله موشکی ایران ربط می‌دهند؛ اینهاست که دیگر اتحادیه اروپا با ما همراهی نمی‌کند“ (سایت خبرآنلاین 25دی 96) 

سایت حکومتی مشرق 25دی به رژیم هشدار می‌دهد که بعد از بیانیه کاخ سفید دلخوش به حمایت اروپا نباشد و پس از این بیانیه باید نسبت به تعادل‌قوا واقع بین باشد: ”هولناک‌ترین راه‌کار در شرایط کنونی، می‌تواند امید بستن به اروپا برای قانع کردن ترامپ جهت حفظ برجام باشد. امید بستنی که طبیعتاً اولاً معقول نیست، و
مستلزم پرداخت هزینه‌های فرا برجامی است“

سایت حکومتی بهار وابسته به روحانی نظام آخوندی را در ورطه برجام تک و تنها می‌داند، و به آن پیشنهاد می‌کند تا دیر نشده به جام‌زهر موشکی و منطقه‌یی نیز تن بدهد وگرنه معلوم نیست که بعد از گذشت 120روز چه اتفاقی خواهد: ”خودمان باید بنشینیم و فکری کنیم که این چارچوب‌هایی که ما در سیاستهای منطقه‌یی و سیاست خارجی‌مان داشتیم، دیگر جواب نمی‌دهد. بنابراین یک تعبیری در سیاستهای منطقه‌یی و سیاستهای خارجی‌مان به‌وجود بیاوریم و قبل از این‌که برجام به انتها برسد و آمریکایی‌ها هر روز ما را تهدید کنند، این کار را ما انجام دهیم. فرض کنیم 120روز دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد“ (سایت بهار 26دی 96) دلهره و تلاطم این رسانه‌ها نسبت به آینده تاریکی که در پیش روی رژیم قرار گرفته واقعی است، آنها به خوبی می‌دانند درصورتی که نظام آخوندی تن به عقب‌نشینی خفت‌بار ندهد و جام
‌زهرهای دیگری را سر نکشد، قدرت مقابله با جامعه جهانی و تحریمهای ناشی از خروج آمریکا از برجام را نخواهد داشت، خصوصاً این‌که آمریکا اروپا را هم در کنار خود داشته باشد.

در صورت خارج شدن آمریکا از برجام و حمایت اروپا از مواضع این کشور در رابطه با برنامه موشکی و سیاست منطقه‌ای، رژیم آخوندی در بن‌بست مرگباری قرار
خواهد گرفت. از یک طرف اگر عقب‌نشینی نکند و هم‌چنان بر برنامه موشکی و سیاست منطقه‌یی کنونی‌اش ادامه دهد، با توجه به موقعیت لرزان آن در داخل و به‌ویژه پس از قیام ایران، و با توجه به بحرانهای لاعلاج و بویژه بحران اقتصادی که گریبانگیر آن است و... . ، قدرت مقابله با تحریمهای بیشتر را ندارد.

درحال حاضر نیز اقتصاد آن آن‌چنان به نفس افتاده است که تحمل تحریمهای موجود را ندارد چه رسد به این‌که در آینده تحریمهای بیشتری از جمله تحریم نفتی بیش‌از‌پیش عرصه را برآن تنگتر کند.

اما چنان‌چه عقب‌نشینی کند و به جام‌زهر موشکی و منطقه‌یی تن بدهد، این وضعیت هم برای آن خطرناک است زیرا باید از عمق استراتژیک عقب‌نشینی کند و پی شعله ورتر شدن قیام در داخل را نیز به تن بمالد که این هم برای آن به‌غایت خطرناک است.

زیرا نظام ولایت‌فقیه برای گریز از بروز خشم مردم است که تاکنون سیاست صدور ارتجاع و تروریسم در منطقه را به‌عنوان راه گریزی از این وضعیت (قیام مردم) اتخاذ کرده است.

Friday, January 19, 2018

تحقیقات به سبک اصلاح طلبی

تحقیقات به سبک اصلاح طلبی



به‌طور معمول این 40ساله هرچه ملت در رابطه با مشکلات معیشتی و فقر و بیکاری و... فریاد می‌زنند و اعتراض می‌کنند و حتی خودکشی می‌کنند، نه به گوش دولت می‌رود و نه مجلس و نه قضاییه رژیم. فقط در مقاطع قیام است که آقایان را ترس و وحشت سرنگونی برمی‌دارد و یاد این میافتند که بله مردم مشکلاتی هم دارند. بنابراین روشن باشد که این بحث و فحص‌های درون نظام نه از سر حل مشکلات مردم که از سر ترس و به نوعی عقب‌نشینی است و اما نگاهی داریم به شیوه برخورد و به‌اصطلاح حل این معضلات مردم توسط مجلس و نمایندگان آن.

از شیوه‌های رایج رژیم برای عبور از بحرانها و فرونشاندن خشم توده‌ها از جنایاتش همین شیوه مکارانه «رسیدگی می‌کنیم»، «تحقیقات می‌شود»، «کمیته حقیقت‌یاب تشکیل می‌شود» و... که در واقع پس از مدتی آبها از آسیاب افتاده و موضوع شامل مرور زمان می‌شود.

برای این‌که با این نوع تاکتیک رژیم بیشتر آشنا شویم، سری به یکی از مقالاتی که در روزنامه اعتماد در رابطه با کشتار دستگیر ‌شدگان قیام و بقول روزنامه مربوطه «خودکشی» زندانیان می‌زنیم:
«نزدیک به ٢٠ روز از آغاز اعتراضهای خیابانی معترضان به وضعیت معیشتی و اقتصادی در چندین شهر و شهرستان دور و نزدیک کشور گذشته است. ... با وجود برگزاری چندین و چند جلسه رسمی و غیررسمی، علنی و غیرعلنی تحلیلی، کارشناسی و مدیریت-برنامه‌ریزی برای شناخت ماهیت، نحوه برخورد و تحلیل کم و کیف ماوقع، هنوز افکار عمومی بیش از هر چیز با ابهامات و سوالاتی بی‌‎جواب روبه‌رو است». (نقل از روزنامه اعتماد 25دیماه) 

به‌نظر شما چرا این مجلس بعد از این همه جلسه و بحث و فحص هنوز به هیچ نتیجه‌یی نرسیده؟ آیا موضوع خیلی پیچیده است؟ چرا نمی‌تواند به «ماهیت» این قیام که دارای مضمون حق‌طلبانه و مردمی است اعتراف کند؟ چرا نمی‌تواند در رابطه با «نحوه برخورد» رژیم که کشتار و دستگیری و شکنجه جوانان این مرز و بوم بود بگوید، چرا نمی‌تواند راجع به «کم و کیف» این حرکت حق‌طلبانه و اعتراضی مردم اظهارنظر کند؟ دلیل آن کاملاً مشخص است: این نماینده مجلس، یا این آقای روزنامه‌نگار، یا این آقای اصلاح‌طلب [بخوانید سوپاپ اطمینان رژیم] نمی‌خواهد به ریشه یعنی به ولی‌فقیه ارتجاع بزند، هم‌چنان خودش را به گیجی و منگی می‌زند و نمی‌گوید که بالاخره حق با کی است؟ درست است که عنوان اصلاح‌طلب را یدک می‌کشد، ولی خودش بهتر از هر کسی می‌داند که همین پست و مقام و چپاول و ارتزاقش بسته به وجود و استمرار نظام منحوس ولایت فقیه است، پس حواسش هست که به ولی‌فقیه و نظامش خشی وارد نشود.

حتی تعداد خودکشی شده‌های اخیر در زندان را هم این مجلس نمی‌تواند و بهتر است بگوییم نمی‌خواهد مشخص بگوید، مطهری می‌گوید 3کشته و بروجردی می‌گوید یک کشته بوده.

«در حالی که مطهری پیش‌تر از خودکشی ٣ نفر از بازداشت‌شدگان حوادث اخیر در زندان‌‎های کشور خبر داده بود، علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس... گفت تاکنون تنها یک مرگ در زندانها گزارش شده است». (نقل از روزنامه اعتماد 25دیماه) 

از طرفی فراکسیون امید ناپرهیزی کرده و درخواست بازدید از زندانها را داده است، ولی وقتی کار به روزنامه‌ها کشیده می‌شود طرف دل و جرأت آن را نداشته و اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. توجه کنید:
«جالب آن‌که در حالی رسانه‌ها به‌نقل از مطهری از به بن‌بست رسیدن درخواست فراکسیون امید برای بازدید از زندانها خبر دادند که مطهری پاسخی به این سؤال اشتباه نداده و صرفاً گفته بود: دقیقاً در جریان این امور نیستم» (نقل از روزنامه اعتماد 25دیماه) 

نکته قابل‌توجه این‌که مجلسیها نیز با جلادان هم‌زبان شده و با کمال وقاحت کلمه خودکشی را در رابطه با شهدای قیام بر زبان می‌آورند. با این حساب دیگر چه نیازی است به تحقیقات؟ شما که از قبل و از زبان جلاد حکم خودکشی را صادر کرده‌اید. لابد می‌گویید این نظر زندانبان است، و نظر ما بعد از تحقیقات اعلام می‌شود، و در واقع وعده سرخرمن می‌دهد. به این گفته مطهری در رابطه با تحقیقات توجه کنید:
«قرار شده گزارشی دقیق در رابطه با علت خودکشی این افراد ارایه شود که هنوز چنین گزارشی تقدیم مجلس نشده است». (نقل از روزنامه اعتماد 25دیماه) 

بقول معروف بزک نمیر بهار میاد... بسیار خوب ما منتظر می‌شویم تا تحقیقات انجام شود. ول شکی نداریم که تحقیقات انجام نخواهد شد و این حرفها بیشتر برای آب ریختن بر آتش خشم خلق است.

و در رابطه با تشکیل کمیته حقیقت‌یاب هم می‌گوید:
«مطهری با این همه، از اظهارنظر رسمی و مستقیم درباره تشکیل کمیته حقیقت‌یاب سر باز زد و تأکید کرد: گروهی از نمایندگان خواستار بازدید از زندانها شده‌اند و این مسأله قرار است در جلسه هیأت‌رئیسه مورد بررسی قرار گیرد». (نقل از روزنامه اعتماد 25دیماه) 

توجه فرمودید؟ تازه «قرار است در جلسه هیأت‌رئیسه مورد بررسی قرار گیرد» به این میگن وعده سر خرمن و تاکتیک از این ستون به آن ستون فرج است.
ولی باید به این نمایندگان ضدخلق گفت اگر به هوای این هستید که مثل قیام 88 برای خودتان یک دوران 8ساله زمان بخرید، کور خوانده‌اید. نه شرایط داخلی و نه شرایط بین‌المللی و نه شرایط انقلابی جامعه هیچ‌کدام برای شما چنین فرجه‌ای را قائل نیست. قیام با همه بالا پایینی‌هایش در مداری عالیتر و با رادیکالیسم و سازماندهی متکامل‌تر تا جارو کردن شما جنایتکاران چپاولگر پیش می‌رود و به‌زودی پاسخ این جنایات و مثله کردن جوانان این مرز و بوم را از همین جوانان و زنان شجاع ایران و سازمان رهبری کننده آن دریافت خواهید کرد.