Friday, April 27, 2018

گزارشی دربارهٔ فاجعهٔ «کودکان زباله‌گرد» از نتایج حاکمیت فاسد و غارتگر آخوندی

گزارشی دربارهٔ فاجعهٔ «کودکان زباله‌گرد» از نتایج حاکمیت فاسد و غارتگر آخوندی




فاجعة كودكان زباله‌گرد
یک رسانه رژیم می‌نویسد:‌ وجود کار کودک در پایتخت و کلان‌شهرهای ایران سال‌هاست، تبدیل به یک پدیده و بحران غیرقابل انکار شده است. انواع مختلفی از کودک کار در ایران شناسایی شده است از دستفروشی گرفته تا کار در مرغداری و کوره آجرپزی.... یکی از سخت‌ترین انواع کار کودک، زباله گردی و تفکیک زباله است.
کافی است، گشت کوتاهی در خیابانهای پایتخت بزنید تا زندگی این کودکان شش تا 18ساله را ببینید که چگونه در سطل زباله خم شده‌اند، این فقط بخشی از زندگی این کودکان است، شب‌ها تا صبح در گاراژ‌ها زباله تفکیک می‌کنند و صبح تا شب در خیابان مشغول جمع‌آوری زباله هستند.
این رسانه حکومتی با تأکید بر این‌که کارگزاران رژیم تلاش می‌کنند پدیده کودکان تفکیک کننده زباله و نقض حقوق آنها و چپاول  چند صد میلیاردی خود را از چشمان مردم بپوشانند می‌افزاید:
عزیز پسر بچه ۱۲ساله‌‌ای است که هیچ بخشی از زندگی‌اش شبیه کودکان عادی نیست، روزی نزدیک به ۱۹ساعت زباله جمع می‌کند و ماهانه ۳۰۰تا ۴۰۰هزار تومان حقوق می‌گیرد. کودکان زباله‌گرد روزانه به‌طور متوسط ۶۰کیلوگرم زباله جمع‌آوری می‌کنند و اغلب در کارگاههای تفکیک زندگی می‌کنند.
این کارگاهها و گاراژها، فاقد هرگونه امکانات بهداشتی بوده و کودکان در معرض انواع و اقسام بیماریهای عفونی از جمله هپاتیت، ایدز قرار دارند. اغلب این کودکان در معرض سوءاستفادههای مختلف نیز قرار می‌گیرند و بد‌ترین نوع زندگی را تجربه می‌کنند.
این گاراژ‌ها شامل آلونک‌های بدون سرویس بهداشتی است و کودکان زباله‌گرد مجبورند؛ در کنار مردان بزرگسال، و در فضایی مملو از جانوران موزی از جمله موش و مارمولک شب را روز کنند.
عزیز... درباره شرایط کاری‌اش می‌گوید: «ساعت ۱۰صبح از خواب بیدار می‌شویم و از ساعت ۱۱تا ساعت ۱۲شب دنبال بار می‌گردیم. ۱۲شب ماشین ما را به گاراژ برمی‌گرداند تا ساعت ۶صبح باید بیدار بمانیم و بار‌ها را تمیز کنیم. فقط از ۶ تا ۱۰صبح می‌توانیم، ‌بخوابیم بعد ناهار می‌خوریم و دوباره دنبال بار می‌گردیم.»
در ادامه گزارش رسانه رژیم آمده است:‌ تهرانی‌ها روزانه ۹هزار تن زباله تولید می‌کنند، شهرداری روزی ۸۰۰میلیارد تومان هزینه می‌کند تا این زباله‌ها را از سطح شهر جمع‌آوری کند...... در این تجارت سودآور هیچ چیز ارزشمند‌تراز کارگر ارزانی نیست که در سخت‌ترین شرایط کار می‌کند و حاضر نیست به جایی شکایت کند. و  پیمانکاران ترجیح می‌دهند به هر قیمتی که شده کودکان زباله‌گرد را به‌عنوان کارگر حفظ کنند. کودکانی که بیش از دو کارگر با مجموع حقوق 3میلیون تومان در ماه کار می‌کنند و فقط 300 تا 400هزارتومان حقوق می‌گیرند.
اقتصاد پسماند، یا اقتصاد مدیریت زباله،  اقتصادی چندین هزار میلیارد تومانی است. به‌گفته یکی از کارگزاران رژیم؛ شهرداری می‌تواند سالانه ۴۰۰هزار میلیارد تومان از این زباله‌ها درآمد کسب کند. در این میان مافیای زباله..... در سکوت رژیم آخوندی و رسانه‌ها به این صنعت سودآور خود ادامه می‌دهند.
قربانیان این مافیای حکومتی،  کودکانی هستند که از شش سالگی تنها طعم رنج و سختی را در حاکمیت این رژیم ضدبشری حس می‌کنند.

Wednesday, April 25, 2018

روز جهانی کارگر - نگاهی کوتاه به عمق فاجعه

روز جهانی کارگر - نگاهی کوتاه به عمق فاجعه




کارگران هم‌چنان تحت ستم و بی‌عدالتی

روز جهانی کارگر ـ ۴برابر زیر خط فقر

«اعضای شورای عالی کار با افزایش ۱۹/۸درصدی حداقل دستمزد ماهانه کارگران برای سال ۹۷ موافقت کردند. به این ترتیب،‌ حداقل دستمزد ماهانه کارگران که امسال ‌۹۳۰هزار تومان است، در سال آینده [۹۷] به «یک میلیون و ۱۱۰هزار و ۶۹۱تومان» خواهد رسید». (خبرگزاری حکومتی ایرنا - ۲۸اسفند ۹۶)
این، یعنی یک‌چهارم خط فقر.

روز جهانی کارگر ـ خط گرسنگی

«بر اساس محاسبات دقیق و علمی، خط فقر مطلق برای یک خانواده ۴نفره شهری حدود ۴میلیون تومان است و با این مبنا ۳۳درصد - ۲۶میلیون نفر - جمعیت کشور دچار فقر مطلق و ۶درصد زیر خط گرسنگی هستند». (خبرگزاری ایسنا - ۱۸فروردین ۹۷)

روز جهانی کارگر ـ روزانه ۵کشته

نایب‌رئیس کانون سراسری انجمنهای کارگران ساختمانی کشور در گفتگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، درباره حوادث ناشی از کار: روزانه ۵کارگر ساختمانی در سراسر کشور جان خود را از دست می‌دهند. (سایت حکومتی مردم نیوز - شنبه ۴شهریور ۹۶)

روز جهانی کارگر ـ حقوق‌‌های پرداخت‌نشده

ندادن حقوق کارگران طی یک سال اخیر بیش از ۹برابر افزایش داشته است.
روز جهانی کارگر ـ حقوق پرداخت نشده
بسیاری از کارگران از جمله کارگران ساختمانی و کوره‌پز خانه‌ها از بیمه محرومند.

روز جهانی کارگر ـ ساعتی ۳۰۰بیکار

«وزیر کار اعلام کرده است که هر دقیقه ۵نفر وارد بازار کار می‌شوند و سالیانه باید ۸۰۰هزار شغل ایجاد شود تا نیاز بازار کار برای شغل تأمین شود، با احتساب ورود فقط ۵نفر بیکار در هر دقیقه باید گفت ساعتی ۳۰۰نفر به جمعیت بیکاران افزوده می‌شود». (خبرگزاری تسنیم - ۲۳آبان ۹۵)

روز جهانی کارگر ـ  واقعیت

دیکتاتوری غارتگر آخوندی یکی از ضدکارگری‌ترین حکومت‌های موجود در جهان‌ کنونی است. این‌ رژیم چپاولگر هر گونه اجحافی علیه کارگران را با دست ‌باز انجام می‌دهد و هیچ‌گونه مرزسرخ جدی برایش متصور نیست.به‌یقین در هیچ کشوری نهادهای ضدکارگری تا این‌ اندازه دست‌ باز برای ستم و فشار علیه کارگران ندارند. موج اعتراضات کارگری در ایران که در طبقه‌بندی اعتراضات اقشار مختلف، همواره در ردیف اول و یا دوم قرار گرفته، به‌خوبی نشان‌دهنده میزان ستم و تجاوز سیستماتیک‌ به‌ حقوق آنهاست. این ‌اعتراضات که هر ساله نسبت به‌ سال قبل روند صعودی و گاه چندین ‌برابر را نشان می‌دهد، اغلب هنگامی صورت می‌گیرد که این‌ زحمتکشان، کارد به‌ استخوانشان رسیده باشد. اعتراضات کارگران شامل اعتراض و تحصن علیه سیاست‌های ضدکارگری رژیم آخوندی، تعطیلی کارخانه یا عدم‌دریافت حقوق ماهانه به‌مدت چندین‌ماه و گاه تا یک‌سال یا حتی بیشتر است، اعتراض به‌خصوصی‌سازی کارخانه‌های تولیدی، برخوردارنبودن از حق بیمه‌درمانی و مزایای کارگری در شرایط سخت و اخراج کارگران و استفاده ازکود‌کان در کاربوده است.
اما سال ۱۳۹۶ برای کارگران ایران سال پرحادثه‌یی بود. اعتراضهای کارگری در آغاز سال و از دومین روز فروردینشروع شد و در دیماه به اوج خود رسید. این اعتراضها به‌رغم ‌تهدید و سرکوب شکل تاز‌ه‌‌یی به خود گرفت و به بحرانی جدی برای دیکتاتوری آخوندی تبدیل شد. در سال ۹۶ در مجموع ۱۹۴۸اعتراض کارگری در ۶۰شهر و مرکز صنعتی ثبت شد. یعنی هر ماه ۱۶۲اعتراض، هر روز حداقل ۵اعتراض.

روز جهانی کارگر ـ گرسنه‌‌ایم، گرسنه

روز جهانی کارگر ـ گرسنگی کارگران
اما اگر سال ۱۳۹۶ برای کارگران ایران سال پرحادثه‌یی بود، اکنون خیزش و اعتراض کارگران زحمتکش و جان بر لب میهن رو به صعود و فزونی است و هر کارخانه تبدیل به یک سنگر و یک کانون شورشی خواهد شد.
 روز آتشفشان خشم کارگران و ارتش گرسنگان علیه یک رژیم نزدیک است.

Tuesday, April 24, 2018

مرغ همسایه غازه!

مرغ همسایه غازه!




مرغ همسایه غازه!
مدت‌ها است که رسانه‌های رژیم فاسد، اعم از صدا و سیمای میلی و سایتهای حکومتی وابسته به سپاه مانند تسنیم، جام نیوز و... به‌محض وقوع حادثه‌یی در کشورهای به‌قول خودشان -متخاصم- که عامل انسانی در آن دخیل است، به‌صورت مفصل نسبت به تهیه گزارش مضحک از آن اقدام می‌کنند؛ اما نسبت به اتفاقات مهم داخلی که در اکثر نقاط دنیا خبر آن مطرح می‌شود و حتی تجمعاتی نیز در خصوص آن برگزار می‌گردد، انعکاس و بازتابی ولو گذرا ندارند.
پس از بررسی نمونه‌های مضحک منتشرشده در رسانه‌های رژیم، پی می‌بریم که برای نیل به اهداف ننگین‌شان بهنامعتبرترین مراکز آماری مراجعه می‌کنند؛ و البته به‌سادگی قابل‌تشخیص است که هدف از انتخاب مرجع و منبع خبر، چیزی جز سرگرمی مردم و تشویش اذهانشان نیست. به‌عنوان نمونه اخیراً بعد از حمله وحوش مأموران گشت ارشاد به یک بانو که ویدیوی آن به‌صورت گسترده در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و اعتراض عموم را هم در پی داشت، رسانه‌های کذاب، فوراً به آمارهای مرکز پژوهشی «Mapping Police Violence» که منبعی غیررسمی در زمینه آمار به‌حساب می‌آید استناد کرده و اعلام کردند که طبق آمار مرکز پژوهشی مذکور، فقط ۱۴روز از سال ۲۰۱۷ نیرو‌های پلیس آمریکا مرتکب خشونت نشده‌اند و فقط در این ۱۴روز کسی را به‌قتل نرسانده‌اند! 
آماری که در نگاه اول مشخص می‌کند که سراسر دروغ است و فقط برای دورکردن اذهان از حادثه اصلی که حمله گشت ارشاد بوده، منتشر می‌شود. در این زمینه نمونه‌های زیادی وجود دارد.
هدف از این جستار، یادآوری تحرک رسانه‌های داخلی ایران در مواجهه با اعتراضات سراسری مردم در دیماه ۹۶ و مقایسه با انعکاس نمونه‌هایی از خبرهای عادی و نه چندان مهم در کشورهای به‌قول خودشان -متخاصم- است.
در دیماه ۹۶ و در بحبوحه تظاهرات سراسری ملت ایران، جز در رسانه‌های آزادی‌خواه و مردم‌دوست مانند مجاهدین خلق، بقیه رسانه‌ها نقش صداخفه‌کن را ایفا کردند و هیچ چیزی را ولو با تأخیر پوشش نمی‌دادند، چه برسد به خبر فوری!
اما کافی است که حوادث اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... در اروپا، آمریکا، آسیا و یا کشورهای متخاصم دیگر رخ دهد، آن‌وقت است که می‌بینیم جزو عناوین اول خبرهای سیمای آخوندی  و خبرفوری یا گزارش ویژه‌ٔ سایتهای حکومتی قرار می‌گیرد. این در حالی است که عدم حمایت و پوشش خبری رسانه‌های داخل از اعتراض میلیونها ایرانی در دیماه ۹۶ و کشتار مردم معترض به وضع موجود، رسالتی است که در همه رسانه‌های داخل ایران به امر فراموش‌شده تبدیل شده و هر رسانه که دروغ بیشتری منعکس کند، جایگاه، بودجه و مزایای بیشتری نزد صاحب‌منصبان دارد. دروغ‌پردازی و پرداختن به مسائل متفرقه از ارکان ساختار خبری این رژیم فاسد است و در واقع می‌توان گفت بین صدا و سیمای میلی و خبرگزاریهای جیره‌خوار سپاه مانند جام نیوز، تسنیم، فارس و.... همیشه رقابت بر سر دروغ بیشتر و قابل‌قبول‌تر وجود داشته و دارد.
صدالبته که مردم آزادی‌خواه و فهیم، حقیقت را از دروغ تشخیص می‌دهند و این رویه رسانه‌های رژیم را، مصداق بارز ضرب‌المثل مرغ همسایه غاز است، می‌دانند.
بایکوتهای نخ‌نما، پوشش غیرواقعی و دروغین حوادث عادی کشورهای دیگر و نشان‌دادن هیبت پوشالی رژیم در قالب امپراطوری خاورمیانه و امیدبخشیدن به ادامه زندگی، از بارزترین ویژگیهای رسانه‌های حکومتی است. احترام به خواست مردم، امانت‌داری، بیان حقیقت و شجاع‌بودن از جمله خصیصه‌هایی است که در جامعه رسانه‌یی ایران وجود ندارد و از طرفی فهم مردم از عدم‌وجود این ویژگیها در مراکز نشر خبر، پایه این رژیم را بیش‌از‌پیش سست‌تر و آماده ریزش کرده است. به امید آزادی ایران. درود بر آزادی‌خواهان.

                                                                                                                                                                                                                             شایان

Monday, April 23, 2018

«وای به روزی که مسلح شویم»

«وای به روزی که مسلح شویم»




تظاهرات مردم کازرون
آخرین روز از اولین ماه بهار ۹۷ در شرایطی پایان یافت که یک شعار کوبنده از طریق فضای مجازی در سراسر ایران طنین‌انداز شد: «وای به روزی که مسلح شویم». منشأء و سرچشمه شعار به‌صورت حیرت‌انگیزی در مصلی نماز جمعه کازرون قهرمان بود، وقتی که مردم دلیر این خطه از میهن در جمعیتی فشرده فریاد می‌زدند «وای به روزی که مسلح شویم».
این شعار در گرماگرم انقلاب ضدسلطنتی سال ۵۷ و در اوج سرکوب وحشیانه مردم توسط نیروهای گارد و ساواک شاه خائن به‌وسیلهٔ توده‌های مردم سرکوب‌شده خلق شد. در آن سال‌ها گرچه جنبش انقلابی ضربه خورده بود و رهبران آن شهید شده یا در زندانها بودند، اما مردم همین‌که جرأت کردند لب به اعتراض باز کنند، الگویشان همان مبارزه قهرآمیز و سمبل‌شان همان پیشتازان مبارزه انقلابی مسلحانه بود.
تظاهرات در آن روزها در حقیقت پژواک صدای رزم «مجاهدان» و انقلابیون پیشتاز بود که حالا از زبان توده‌ها به‌گوش می‌رسید. همان مردمی که وقتی کار بالا گرفت، شعارش این بود که: تنها ره رهایی، راه مجاهدین است؛ رهبران، ما را مسلح کنید؛ و وای به روزی که مسلح شویم.

شعارهای انقلاب ۵۷

در شروع قیام سال ۵۷ مردم که در طول قیام اغلب به‌طور خودبه‌خودی عمل کرده بودند، کم‌کم دریافتند که برای تنظیم رفتارها و اعمال خود در برابر دشمن، به‌شعارهای ویژه‌یی نیاز دارند. دریافتند که باید در زمینه‌های گوناگون مثل اتحاد و اعتصاب و تظاهرات و تهییج و دعوت به‌مبارزه و مقاومت و براندازی و روحیه‌دهی و جلوگیری از تفرقه و نفاق و غیره دست‌به‌کار شده شعارهایی طرح کنند. به‌همین سبب شعارهایی به ‌ترتیب زیر ساخته شد:
تشکل، کلید پیروزی ماست، اتحاد، ضامن پیروزی ماست
اعتصاب، اعتصاب، مدرسه انقلاب
در دوران قیام ۵۷ توده‌های مردم که از تاکتیک‌ها و شیوه‌های مسالمت‌جویانه آخوندها و در رأس آنها خمینی، به‌ستوه آمده بودند همراه با گسترده شدن جنبش و تشدید فشار رژیم شاه و کشتارهای روزافزون ساواک و نیروهای گارد، رفته‌رفته شروع به ‌درخواست اسلحه کردند و از آمادگی خود برای مسلح شدن سخن گفتند. جنبش انقلابی هر لحظه بر آگاهی‌های توده مردم می‌افزود و آنان را متوجه دست‌های خالی‌شان می‌کرد. کشتار‌های رژیم سبب شد که مردم ستمدیده ضرورت اعمال قهر را هر چه بیشتر درک کنند. شعارهای درخواست سلاح رشد چنین اعتقادی را نشان می‌داد: وای به روزی که مسلح شویم.
‏ در همین جهت تاکتیک‌هایی که خود مردم روز‌به‌روز بکار می‌گرفتند، در مرحله پایانی قیام تهاجمی‌تر می‌شد. در آن شرایط تاریخی و اعتلای انقلابی، زمینه رشد آگاهی فراهم شده بود. به‌همین سبب سرکوب توده‌ها توسط نیروهای گارد نیز خود به‌ عاملی جهت ارتقاء آگاهی تبدیل شده بود. شعارهای این دوره عبارت بود از:
نیایش شبانه، جنگ مسلحانه
می‌کشم، می‌کشم، آن که برادرم کشت
مشت گره کردهٔ ما، روزی مسلسل می‌شود
تنها ره رهایی، مسلسل مجاهد و فدایی
تنها ره رهایی، جنگ مسلحانه
ارتش خلقی به‌‌پا می‌‌کنیم، میهن خود را رها می‌‌کنیم
و شعار ترکی:
اولسوقدا گلولیه نشانه، پیکار الیروخ مسلحانه (اگر آماج گلوله‌ها قرار بگیریم، مسلحانه پیکار خواهیم کرد)
‏در نتیجه تاکتیک‌ها و اقدامات و شعارهای مسلح شدن، برخورد‌های پراکندهٔ گروه‌های مسلح مردمی با عناصر و عوامل دشمن رو به‌ فزونی گذاشت. تا این‌که قیام مسلحانهٔ بهمن‌ماه رخ داد و مردم اسلحه به‌دست آوردند.

در حکومت ولایت فقیه

اما بعد از سرقت حاکمیت مردم توسط خمینی در بهمن ۵۷ و با روی کار آمدن حکومت آخوندی و طی ۴دهه حاکمیت ظلم و استبداد ولایت فقیه به‌دلیل ستم و جنایت افسارگسیخته دیکتاتوری آخوندی، شعار وای به روزی که مسلح شویم هم‌چون آتشی زیر خاکستر هیچ‌گاه تازگی و ضرورت خود را از دست نداد و گهگاه در خیزش‌ها و اعتراضات مردمی در چهارسوی میهن اسیر هر چه رساتر پژواک ‌یافت.
در همین قیام بزرگ دیماه ۹۶ بود که قیام‌کنندگان در اهواز شعار دادند وای به روزی که مسلح شویم، در زنجان شعارهای «می‌جنگیم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم» سرداده شد. در قم، جوانان دلیر شعار دادند «ما بچه‌های جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» و…
توده‌های انقلابی البته به صرف دادن شعار برای جنگ با رژیم بسنده نکردند. آنها در هر کجا که توانستند، در ایذه، کرمانشاه، اراک، اهواز، اصفهان، دورود، مشهد و قهدریجان به مراکز بسیج و پلیس و فرمانداریها و خودروی نیروهای سرکوبگر حمله بردند. آنها بسیاری از این مراکز سرکوب را به آتش کشیدند.

یک تشابه تاریخی

یک تشابه خیره‌کننده بین امروز و دیروز وجود دارد. اگر امروز آخوندهای ضدبشر و دزد و غارتگر از شعار وای به روزی که مسلح شویم مردم شجاع کازرون و اهواز و اصفهان و کردستان و دیگر شهرهای بپاخاسته میهن این‌چنین بر دلشان ترس و وحشت افتاده است، این موضوع تازگی ندارد. چرا که درست عین همین وضعیت در سال ۵۷ اتفاق افتاد و آن‌ روز هم خمینی و آخوندهای خمینی‌صفت از این شعار مردم به وحشت ‌افتادند. خمینیهیچ‌گاه در برابر دیکتاتوری شاه حکم جهاد نداد. چرا؟ چون خوب می‌دانست که این کار قیمت می‌خواهد و او و همه آخوندهای مرتجع ولایت فقیه و همه لات و لمپن‌هایی که بعداً همگی پاسدار و بسیجی شدند، اهل پرداخت قیمت نیستند. چون خمینی خوب می‌دانست دست‌بردن به سلاح جهت مقاومت و ایستادگی در برابر سرکوب، مبارزه را هر چه بیشتر رادیکال می‌کند و آن‌وقت دیگر جایی برای او و باند ارتجاعی‌اش نخواهد بود. بنابراین یک نتیجه منطقی از این ۲تشابه تاریخی می‌توان گرفت: ایستادگی در برابر سرکوب وحشیانه آخوندها و پاسداران و نیروی انتظامی تحت‌امر ولی‌فقیه همان مشعل فروزانی است که همه گرگ‌های وحشی و درنده را وادار به فرار و عجز و زبونی می‌کند.

Sunday, April 22, 2018

خلع سلاح حزب‌الله لبنان، لایحه ارائه شده به مجلس نمایندگان آمریکا

خلع سلاح حزب‌الله لبنان، لایحه ارائه شده به مجلس نمایندگان آمریکا




خلع سلاح حزب الله لبنان، لایحه ارائه شده به مجلس نمایندگان آمریکا
دو عضو کنگره آمریکا  لایحه‌ای را با هدف خلع‌سلاح حزب‌الله لبنان ارائه دادند. «تام سیوزی»  دموکرات و «آدام کینگز» جمهوری خواه  با هدف ایجاد ابزارهایی مؤثر برای خلع‌سلاح حزب‌الله لبنان این لایحه را پیشنهاد کردند.  بررسی و ارزیابی توان نظامی، زرادخانه و راههای درآمد نامشروع حزب‌الله برای خرید سلاح برخی محورهای این لایحه است.
بیشتر بخوانید:
لایحه دو عضو کنگره آمریکا  مشتمل بر 5بخش است و  از اداره اطلاعات مرکزی آمریکا CIA می‌خواهد  تا تحقیقاتی را درباره فعالیتهای حزب‌الله انجام دهد.
این لایحه با توجه به گزارشهای وزارت‌خارجه آمریکا و قانون منع تأمین مالی حزب‌الله لبنان تصویب شده در 2015، تهیه شده است و  حزب‌الله لبنان را به‌عنوان گروهی "تروریستی" معرفی کرده  و آن را  به دخالت مسلحانه در یمن، عراق و سوریه متهم کرده است.
در این لایحه به قظعنامه‌های 1701، 1559و 2373 استناد شده که همگی بر ضرورت خلع‌سلاح و انحلال تمامی گروه‌های شبه‌نظامی لبنانی و غيرلبنانی تأکید کرده‌اند.
دو عضو کنگره آمریکا در لایحه خود خواستار آن شدند که  یک گزارش اطلاعاتی برای بررسی اوضاع حزب‌الله، تخمین توان نظامی، رزمی، تاکتیکی و زرادخانه موشکی این گروه تهیه و به کنگره ارائه شود.
همچنین دو عضو کنگره تام سیوزی و آدام کینگز خواستار تهیه گزارشی مفصل درباره راههای کسب درآمد حزب‌الله، بررسی و ارزیابی عملیات فرامرزی شبکه‌های تأمین مالی آنان و تعیین میزان تاثیرگذاری این گروه بر منازعات منطقه خاورمیانه شدند.
لایحه دو عضو کنگره آمریکا همچنین خواستار مشارکت بالفعل دولت لبنان در روند تأمین امنیت مرزهای این کشور با همسایگان شده است و بر ضرورت خلع‌سلاح گروه‌های شبه‌نظامی تأکید کرده است.
درآمدهای میلیاردی حزب‌الله از قاچاق مواد مخدر
در تاریخ 18دسامبر 2017  سایت آمریکایی  پولیتیکو فاش کرد که دولت باراک اوباما رئیس‌جمهور سابق آمریکا، و به منظور انجام توافق هسته‌یی با ایران، تحقیقات اداره مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده در مورد شبکه "حزب‌الله" لبنان، که میلیاردها دلار را از طریق قاچاق مواد مخدر به دست آورده را متوقف کرده بود.
یک گزارش تحقیقی منتشر شده توسط "پولیتیکو" گفت تحقیقات اداره مبارزه مواد مخدر آمريکا تحت عنوان پروژه "کاساندرا" از سال 2008، و با کمک 30دستگاه امنیتی داخلی و خارجی، آغاز شده بود تا در مورد شبکه جنایتکار قاچاق کوکائین و سلاح و پول‌شویی گروه حزب‌الله تحقیق کند. شبکه قاچاق حزب‌الله میلیاردها دلار راپولشویی می کرده است.
افسران شرکت‌کننده در این پروژه مسیر قاچاق و حمل و نقل مواد مخدر توسط شبکه حزب‌الله لبنان از جنوب آمريکا به آفریقا، اروپا و خاورمیانه و نیز از ونزوئلا و مکزیک به ایالات متحده را رصد کرده بودند. آنها همچنین مسیر پول به دست آمده از این قاچاق را که با خرید ماشینهای مستعمل از آمريکا و فروش آنها به کشورهای آفریقایی منتقل شده بودند، را دنبال کرده بودند. اما پس از هشت سال، و در مرحله‌ای که تحقیقات محرمانه به نقطه بسیار حساسی رسیده بود و محققان نیاز به مجوز قانونی و همکاری وزارت دادگستری ایالات متحده و خزانه‌داری، بودند مقامات دولت اوباما در مسیر تمامی تحقیقات سنگ‌اندازی کردند.
به گفته اعضای پروژه "کاساندرا" مقامات دولت اوباما نیز از تلاشها برای دستگیری اعضای ارشد حزب‌الله، از جمله شخصی ملقب به "شبح" که مسئول قاچاق کوکائین به ایالات متحده و ارسال اسلحه به خاورمیانه بوده، جلوگیری کردند. فیاض همچنین تأمین کننده اصلی سلاح های شیمیایی بشار اسد، رئیس‌جمهور رژیم سوریه بوده است. اسلحه‌یی که اسد علیه مردمش به کار برد.
آنان می‌گویند که حزب‌الله تحت نظارت ایران هنوز به اعمال غیرقانونی‌اش ادامه می‌دهد، و منافع آمريکا در عراق و سوریه و مناطق زیادی از آمريکای لاتین و آفریقا، را هدف قرار داده و به دشمنان آمريکا از جمله شبه‌نظامیان شیعه سلاح و آموزش نظامی ارائه می‌دهد.
طبق تأکید مقامات کنونی و سابق آمریکا، صفی الدین، شبح و دیگر عناصر ارشد حزب‌الله هم‌چنان به تجارت مواد مخدر و اسلحه ادامه می‌دهند.

Friday, April 20, 2018

«روز پاسدار»، روز قدرت‌نمایی یا ضعف و شکاف؟




روز پاسدار
روز نفرت‌انگیزی مانند «روز پاسدار»! که علی‌القاعده باید به روز نمایش قدرت برای دیکتاتوری آخوندی تبدیل می‌شد، از قضا به روز نمایش تفرقه، ضعف و خودباختگی و استیصال تبدیل شد. در این روز سپاه پاسداران ارتجاع با صدور بیانیه‌یی به حرف‌های حسن روحانی واکنش نشان داد. این بیانیه که یک روز پس از سخنرانی حسن روحانی در روز ارتش صادر شده، از رئیس‌جمهور ارتجاع به‌عنوان «برخی عناصر داخلی!» یا «بدخواهان داخلی» نام برده و حرف‌های او را به‌عنوان «اظهارات وحدت‌شکن و تفرقه‌انگیز و قدرناشناسی برخی عناصر و چهر‌ه‌ها» قلمداد کرده. این بیانیه در جایی دیگر از تعبیر «طعنه و زخم‌زبان» استفاده کرده است.  
رئیس‌جمهور ارتجاع در سخنرانی خود به‌مناسبت «روز ارتش»، دعوای حیدرنعمتی بین باندهای حکومتی را «بازیهای سیاسی» نامیده و از ارتش تحت‌امر به‌خاطر وارد نشدن به آن تمجید کرده بود.
«ارتش با آن که سیاست را خوب می‌فهمد اما هرگز در بازیهای سیاسی وارد نشده و به وصیت امام راحل به‌خوبی عمل کرده است».
حسن روحانی در جای دیگر با دفاع از ارتش تلویحا به وجود فساد در بین سران سپاه اعتراف کرده و با برجسته کردن «دست‌پاکی امیران و بزرگان ارتش!» مشخص کرده بود که منظور او از این حرف، پاک نبودن و دست پاک نداشتن پاسداران دانه‌دشتی مانند جعفری و قاسم سلیمانی در هرم حکومتی است.
«امروز در هیچ فسادی در کشور ما نامی از امیران و بزرگان ارتش وجود ندارد و این به‌معنای پاکی و دست‌پاکیو اخلاص ارتش جمهوری اسلامی ایران است».
یادآوری می‌شود که پیش‌تر حسن روحانی در جنگ قدرت، سپاه جهل و جنایت ارتجاع را «دولت با تفنگ» نامگذاری کرده بود.
در آستانه به پایان رسیدن ضرب‌الاجل ترامپ در مورد برجام و قافیه‌باختگی رژیم در جریان حمله آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه و نیز مواجهه ولایت فقیه با نارضایتی‌ها و اعتراضات فزاینده مردم، بروز این‌گونه شاخ و شانه کشیدنهای باندهای حکومتی در بالاترین سطح، نشاندهنده آن ضرب‌المثل معروف است:
«وقتی زمین سفت است گاوها یکدیگر را شاخ می‌زنند»!
این رژیم چه با حسن روحانی و «روز ارتش»، چه با علی خامنه‌ای و «روز پاسدار» محکوم به سرنگونی است و از این سرنوشت محتوم به دست مردم و کانونهای شعله‌ور شورشی گریزی ندارد.

Thursday, April 19, 2018

سعید مرتضوی زیرعبای رهبر! گم شده است

سعید مرتضوی زیرعبای رهبر! گم شده است




سعید مرتضوی زیر عبای رهبر گم شده است!
سعید مرتضوی در سن ۱۹سالگی در دانشگاه علوم قضایی مشغول به تحصیل در رشته حقوق شد و پس از آن به‌عنوان دادرس دادگاه عمومی شهر بابک منصوب می‌گردد. در سال ۱۳۷۳ از طریق اسدالله بادامچیان از باند مؤتلفه و شریک‌دزد خامنه‌ای، در سن ۲۷سالگی به ریاست شعبه ۹ دادگاه عمومی تهران منصوب شد. در اردیبهشت ۱۳۸۲ به‌عنوان دادستان عمومی و انقلاب تهران ارتقاء پیدا کرد.
وی از سوی دولت کانادا به‌دلیل قتل زهرا کاظمی روزنامه‌نگار و عکاس ایرانی-کانادایی که در بازداشت دادستانی تهران کشته شد، مقصر اعلام شده‌ است.
به گفته خلیل بهرامیان وکیل فرزاد کمانگر، سعید مرتضوی پس از عزل از مقام دادستانی، با برداشتن ومفقود‌کردن پرونده فرزاد کمانگر، علی حیدریان و فرهاد وکیلی «زندانیان سیاسی اعدام‌شده» عملاً از بررسی مجدد آن پرونده جلوگیری کرده و دست‌کم ۲بار برای به اجرا درآوردن احکام اعدام تلاش کرده است.
یکی دیگر از پرونده‌های سعید مرتضوی قتل جنایتکارانه خانم زهرا کاظمی، عکاس ایرانی-کانادایی بود.
زهرا کاظمی که در تیرماه سال ۱۳۸۲ «در حین عکاسی از محوطه بیرونی زندان اوین» بازداشت شده بود، پس از چند روز در زیر بازجویی به‌قتل رسید.
در ابتدا بر اساس گزارش پزشکی قانونی کشور علت مرگ «برخورد جسم سخت» با سرِ خانم زهرا کاظمی در زندان اوین عنوان شد. مرتضوی خانم کاظمی را به‌دلیل مقاومتش زیر بازجویی به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرارداد. سپس با یک شیء فلزی به‌ سر او ضربه‌‌یی وارد کرد که باعث مرگ او شد.
علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی، سعید مرتضوی را مسئول کشته شدن زهرا کاظمی، خبرنگار ایرانی-کانادایی، معرفی و تأکید کرد که وزارت اطلاعات به مرتضوی گفته بوده که کاظمی جاسوس نیست اما او پرونده را از وزارت اطلاعات تحویل گرفت و به اطلاعات نیروی انتظامی واگذار کرد.
او در سال ۱۳۸۸ به معاونت دادستان کل کشور منصوب شد. یک‌سال بعد در ارتباط با کشته شدن ۵نفر از دانشجویانی که در جریان قیام سال ۸۸ دستگیر شده بودند، بر اثر اعتراضات مردم و فشار خانواده‌های زندانیان سیاسی دستگیرشده مصونیت قضایی وی در شهریور ۱۳۸۹ لغو و از قضاوت تعلیق شد.
اما با حمایت احمدی‌نژاد که آن موقع رئيس‌جمهور خامنه‌ای بود، دوباره به ریاست ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز و سپس به ریاست سازمان تأمین اجتماعی منصوب شد. به گواه بسیاری از دست‌اندرکاران سازمان تأمین اجتماعی مرتضوی در این جایگاه میلیونها دلار غارت کرد و خورد و اندوخت و به یارانش بخشید.
صادق لاریجانی، در ۸شهریور ۱۳۸۸ در حکمی سعید مرتضوی را به‌عنوان معاون دادستان کل کشور منصوب کرد.
اتحادیه اروپا در ۲۳فروردین ۱۳۹۰(۱۳آوریل ۲۰۱۱)، سعید مرتضوی را به‌دلیل نقشی که در نقض گسترده و شدید حقوق شهروندان ایرانی داشته‌ است، از ورود به کشورهای این اتحادیه محروم کرد.
این بخشی از پرونده سراسر قتل و  جنایت و سرکوب جنایتکاری به‌نام سعید مرتضوی است.
او فرد مورد اعتماد خامنه‌ای و سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم می‌باشد.
مرتضوی هم در باند اصلاح‌طلبان قلابی در دوره ریاست‌جمهوری محمد خاتمی شیاد، هم در دوره دلواپسان پریشان حال، به جنایت و شقاوت مشغول بود.
بله اینها قسم خوردگان «نظام مقدس» هستند. برای محکم کردن ریشه‌های جنایت آخوندی تمام تلاششان را می‌کنند.
یک روز نقش قاضی حکومتی را دارد یک روز در تأمین اجتماعی است و یک روز در کار تجارت آهن است.
یک روز در فروش سؤالات کنکور دست دارد و  یک روز خانم زهرا کاظمی را زیر شکنجه می‌کشد.
معلوم هم نیست قاضی چه کاری به تأمین اجتماعی و فروش سؤالات کنکور و... دارد!
روشن است کسانی که این‌گونه عقد اخوت با ولایت فقیه بسته‌اند در هر وضعیتی مورد حمایت نظام قرار می‌گیرند.
یک جوان به‌خاطر سرقت مقداری جنس باید در مشهد ۴انگشتش قطع شود.
جوانی دیگر به خاطر سرقت اجناسی که حتی آن را به صاحبش تحویل داد و رضایت شاکی را هم در دست دارد اعدام می‌شود.
اما سعید مرتضوی با این‌که دستش به خون صدها تن آغشته است اگر تحت فشار افکار عمومی محکوم به حبس هم ‌شود با ۹محافظ به هر جا که بخواهد می‌رود و کسی هم جلودارش نیست...
واقعیت این است که به هر جای این خانه دست می‌زنیم از پایه ویران است.
البته قیام دیماه ۹۶ مردم ایران و اعتراضات گسترده بعد از آن نشان داد که مردم ایران می‌دانند که مسیر درمان این همه درد کجاست.
به خیزش طولانی‌مدت کشاورزان اصفهان بنگرید.
اعتراض مستمر مال‌غارت‌شدگان مؤسسه‌های به‌اصطلاح اعتباری را نگاه کنید.
به‌پا‌خاستن همین روزهای مردم کازرون را دقت کنید.
و به خروش اعتراضی مردم بانه و سردشت و مهاباد و... توجه کنی.
اینها و بیش از اینها، همه این را بازتاب می‌دهند که تنها راه نجات فریاد است و اعتراض و خیزش برای تغییر.

                                                                                                                                                                                               سعید صداقت