Tuesday, June 26, 2018

خیزش بازاریان، اوج تازه قیام




سخن روز
دوشنبه ۴تیر ۹۷شاهد اعتراضات و تظاهرات گسترده در بازار تهران و خیابانهای اطراف آن و همچنین اعتصاب سراسری بازار بزرگ تهران بودیم.
گستره و عمق این حرکت چیست؟

ابعاد تظاهرات

اعتراضات تهران از عصر یکشنبه از علاءالدین شروع شد و روز دوشنبه به اعتصاب سراسری بازار تهران انجامید. از صبح دوشنبه و در آغاز کار بازاریان این حرکت سراسری را با اعتراض به افزایش قیمت دلار شروع کردند.
بازار زرگرها، پارچه فروشها، طلا‌فروشان، سرای پاچنار، بازار کفاش‌ها در چهار سوق بزرگ، بازار بزرگ در چهارسوق کوچک، بازار کیلویی‌ها، سبزه میدان، سرای ملی، سرای بو علی و ۱۵خرداد دست به اعتصاب زد ند و از بقیه بازاریان خواستند به آنها بپیوندند. مغازه‌داران در بازار سلطانی، پاساژ چهارسو و پاساژ پارسیان مغازه‌های خود را بستند و به سوی سبزه میدان و میدان بهارستان تظاهرات کردند. دامنه تظاهرات از یک‌سو به میدان شوش از جنوبی‌ترین نواحی تهران کشیده شد. و از سوی دیگر به طرف بهارستان و حتی میدان شهدا (ژاله سابق) گسترش یافت.
تظاهراتی که یک سرش خیابان لاله زار، بهارستان و شهدا بود و سر دیگرش در میدان شوش.
در مشهد هم خبر از تظاهرات در خیابان احمدآباد داشتیم.
در شهریار و جزیره قشم هم تظاهرات مشابهی انجام شد.
یعنی که دامنه این تظاهرات و درگیری از بازار و از بازاریان فراتر رفت و شاهد درگیریهای گسترده‌یی در تهران و حداقل دو سه شهر دیگر بودیم.

جلوه‌هایی از تظاهرات بازاریهای تهران

در جلوی مجلس، یک کامیون آجر خالی کردند و مردم با آنها مجلس ارتجاع را سنگباران نمودند.
یک کیوسک نیروی انتظامی را هم همانجا آتش زدند.
نیروی انتظامی گاز اشک‌آور پرتاب کرد و به مردم حمله کرد و مورد ضرب ‌و شتم قرار داد
مردم هم متقابلاًً درگیر شدند و شعارها به سرعت رنگ سیاسی پیدا کرد و با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه،‌ مرگ بر دیکتاتور و دشمن ما همین جاست! رأس نظام را هدف قرار دادند. پس از آن بود که شعارهایی مانند «وای به روزی که مسلح شویم» هم به گوش رسید.

تدابیر ضدانگیزه‌ای حاکمیت

در حالی که مردم در تظاهرات امروز اساس نظام را مورد حمله قرار داده و کلان سیاستهای حکومت را آماج شعارهای خود قرار داده‌اند، دولت روحانی اعلام کرده یک سلسله اقداماتی را آغاز کرده است، از جمله ظریف اعلام کرد دولت در حال حاضر با چند هزار شرکت اروپایی در حال انجام معامله و تبادل تجاری است یا در یک اقدام دیگر اعلام کرد برای حل مسأله ارز با ایجاد بازار ثانویه تلاش خواهد کرد معضل ارز را حل کند و از امروز هم گویا در قیمت ارز و سکه سیر نزولی ایجاد کرده است.

آیا حاکمیت با این کارها توان کنترل مردم را دارد؟

اولا باید گفت بسیاری از این تدابیر، واقعی نبوده و بیشتر «حرف‌درمانی» هستند! روز دوشنبه قیمت دلار جهش صعودی داشت!‌
ثانیا باید گفت: درست است که اعتراضات و تظاهرات امروز از ارز و گرانی شروع شد که البته فی نفسه بسیار مهم است ولی وقتی به شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر دیکتاتور به گوش می‌رسد، دیگر مثل قیام دیماه این تمام مردم هستند که بر ضددیکتاتوری به‌پاخاسته‌اند و قیام با این حرف‌ها متوقف شدنی نیست.
حرکت امروز بازار تهران و مردمی که به حمایت از آنها برخاستند، در واقع تداوم و امتداد قیام دیماه است با این تفاوت که در آستانه تابستان دمای انقلابی هم نسبت به زمستان و دیماه گذشته بسیار بالا رفته، جامعه به نقطه جوش رسیده و شرایط به‌شدت انفجاری شده است. چرا که فشار بر روی زندگی همه ‌اقشار جامعه کمرشکن شده است و اکنون این همه طبقات و اقشار اجتماعی هستند که با شعار سرنگونی نظام به میدان آمده‌اند.
به همین علت می‌توان گفت: این قیام و این حرکت برای رژیم قابل کنترل نیست چون مردم حیات خود و هستی خود را در معرض نابودی می‌بینند. کما این‌که همین هفته پیش بود که یکی از کارشناسان رژیم به نام محمدرضا تاجیک (در مصاحبه با یکی از رسانه‌های رژیم ـ ۲۸خرداد) گفت: «ایران امروز به‌گونه‌یی از کوره در رفته است».

ابعاد حقیقی آنچه که در جامعه ایران در جریان است

این کارشناس رژیم اضافه می‌کند: «نباید تصور کنیم که اگر اعتراض، یا جنبشی رخ می‌دهد «طبقه بنیاد» یعنی یک حرکت صرفاً طبقاتی مشخص از یک طبقه معین برضد یک طبقه دیگر است و مثلاً تنها از سوی فرودستان جامعه ایجاد شده است. نکته اصلی و مهم در درک شرایط کنونی ایران، در این نکته نهفته است که شرایط ذهنی‌ای که در تقریباً کل جامعه عمل می‌کند، می‌تواند پرولتاریا، خرده بورژوازی و بورژوازی را حداقل در یک محور بنیادین و مشترک در جامعه، به وحدت عمل برساند... خرده‌بور‌‌ژوازی احساس خطر در حد نابودی کند و بورژوا‌ها نیز احساس ناآرامی و نارضایتی، بی‌قدرتی، بی‌معنایی، بی‌قاعدگی و محجوری سیاسی می‌کنند».

حرکت امروز بازاریان تهران چه تفاوتی با قیام دیماه گذشته دارد؟

ویژگی‌های برجسته این حرکت جدید اینهاست:
  1. بازاریان به میدان آمده‌اند و این به‌لحاظ سیاسی و اجتماعی و حتی تاریخی در ایران، معنی خودش را دارد.
  2. این تنها یک اعتصاب مثل اعتصاب‌های قبلی بازار نیست. اعتصاب امروز بازاریها همراه با اعتراض با اشکال رادیکال است. به‌عنوان نمونه می‌توان گفت حرکت امروز بازاریان امروز خیلی زود به شعارهایی مثل مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر دیکتاتور بالغ شد
  3. در انقلاب دیماه این عمدتاً فرودستان جامعه و بیکاران و ارتش گرسنگان بودند که به میدان آمده بودند. گرچه این بار نیز، باز نیروی اصلی هستند. اما بازاریان و قشر متوسط هم به آنها پیوسته‌اند چرا که آنها هم دارند همه چیز خود را از دست می‌دهند.
  4. به این ترتیب در جامعه امروز ایران تقریباً دیگر هیچ قشر و طبقه‌یی نمانده که در برابر رژیم به میدان نیامده و به‌پانخاسته باشد.

آیا این حرکتها با سرکوب، مهار شدنی هستند؟

خیر! صرف‌نظر از افت و خیزهایی که در هر قیام و هر انقلابی وجود دارد و طبیعی هم هست.
اما هم‌چنان که در قیام دیماه هم روشن شد، این حرکت متوقف شدنی نیست. کما این‌که دیدیم جامعه ایران پس از آن قیام تا امروز حتی یک روز هم آرام نبود، از اهواز تا هموطنان عرب خوزستانی ما، تا کشاورزان هستی از دست داده اصفهان تا بازاریان و کسبه کردستان تا عموم مردم در کازرون و از رانندگان کامیون و کارگران هیچ روزی جامعه از خروش و قیام خالی نبوده است. چرا که دلایل و انگیزه‌های قیام دیماه قویتر شده‌اند و نه کمتر و ضعیفتر!
و اکنون هم آنچه در خیابانهای تهران مشاهده می‌گردد در واقع اوج تازه‌یی از همان قیام است و از سوی دیگر، رژیم هم طی این مدت نشان داده است که هیچ راهکاری ندارد. یک نمونه این عجز رژیم در یافتن راه خروج از این بحران انقلابی، همین وضعیت ارز است که پیش چشم رهبر و رئیس‌جمهور نظام و کل حاکمیت، روزبه‌روز و پله به پله پیش رفت تا به نقطه امروز رسید و آنها هم دیدند و گفتند اما هیچ‌کاری برای حل آن نتوانستند انجام دهند!
دیشب در یک گفتگوی تلویزیونی رژیم مجری گفت:
«کسی نمی‌آید درباره این موضوعات جواب بدهد! توضیح بدهد! مثلاً مسئولان دولتی بیایند توضیح بدهند بگند نقشه شون چیه؟ برنامه شون چیه؟ چه کارهایی قراره انجام بدهند؟ این‌که همینجوری در فضای سکوت خبری بگذاریم بمانه خب ممکنه شایعات خدایی نکرده شکل بگیره توسعه پیدا بکنه، ممکنه خدایی نکرده دشمنهای کشور از این فضا استفاده کنند».

درخشش یک بحران دیگر بر تارک دیگر بحرانهای رژیم!

این تحلیل‌های حکومتی و این اظهارنظرها که با ابراز وحشت هم همراه هستند، همگی نشان‌دهنده این واقعیت هستند که در دستگاههای تبلیغاتی خود رژیم مانند تلویزیون هم، توقع و انتظار حل مشکل،‌ سمت و سوی ناامیدی گرفته و پیامدهایی که دستگاه تبلیغاتی رژیم هم به حتمیت وقوع آن معترف است، شدت یافتن اعتراضها و حرکت‌های مردمی است.
چرا که عوامل رژیم خود نیز بهتر از هر کس دیگری می‌دانند در قبال این‌گونه توقع‌ها، حاکمان‌شان تنها به فکر چپاول و غارت و پرکردن جیب خودشان هستند. همان‌طور که آخوند جوادی آملی اعتراف کرد:
« یک عده که فرار کرده‌‌اند!
یک عده دیگر هم در فکر فرارند
و پولها را به بیرون انتقال داده‌اند!»
در چنین شرایطی حداقل بر روی کاغذ، تنها یک راه برای رژیم باقی می‌ماند و آن‌هم سرکوب است در حالی‌که هر اقدام رژیم برای سرکوب و خاموش کردن قیام،‌آتش آن را شعله‌ورتر می‌کند! بن‌بستی که در بالای تمامی بن‌بست‌های رژیم می‌درخشد!‌ و مردم را به پیشروی بیشتر، تحریک می‌کند.

Monday, June 25, 2018

کهکشان، صدای نبض کانونهای شورشی در گوش جهان

کهکشان، صدای نبض کانونهای شورشی در گوش جهان



گردهمایی بزرگ ایرانیان در ویلپنت
یک آلترناتیو واقعی، متکی به یک نیروی جان‌برکف سازمان‌یافته و حاضرگو در تمامی عرصه‌های رزم و نبرد و آزمایش است و اگر نیرویی آلترناتیو است، ریشه عمیق در مردمش دارد و تمامی آنها را از هر قوم و ملیت و اقلیت مذهبی نمایندگی می‌کند و در انظار جهانیان به‌مثابه نیروی اصلی جایگزین شناخته می‌شود، چرا که در عمل و در تعادل‌قوا وزن و صلاحیت خود را به اثبات رسانده است. مقاومت ایران با ائتلاف دیرپای شورای ملی مقاومت، علاوه بر ویژگی‌های یادشده، نه تنها آزمون سخت پایداری بر سر اصول در عین مناسبات دموکراتیک و شورایی را ازسرگذرانده است، بلکه توطئه‌های مشترک ارتجاع و استعمار را درهم‌شکسته و جایگاه خود را به‌مثابه یگانه آلترناتیو، تثیبت کرده است.
علاوه بر این، ایستادگی در برابر تنوره‌کشیدن فاشسیم مذهبی و پدرخوانده تروریسم در هر کجا از داخل شهرهای ایران گرفته تا سراسر جهان، از این آلترناتیو چهره مقاومت استواری ساخته است که به‌قول رئیس‌جمهور منتخب این شورا، مریم رجوی، این آلترناتیو «مظهر شرف و اعتبار وجود ایران و ایرانی است».
اما اکنون که دنبالچه‌های خمینی، بوی حلوای نظام به مشامشان خورده، هر یک به نوعی بر یابوی توهم سوار شده و کوس آلترناتیوی می‌زنند و بعضاً برای مجاهدین که نیروی محوری این مقاومت است لغز دموکراسی می‌خوانند.
اما صحنه روشن‌تر از آن است که نیازی به پاسخگویی به این مترسک‌های به حرکت درآمده از باد تبلیغاتی ارتجاع و استعمار باشد. از«بچه شاه» تا از این قماش همه «شیران علم» هستند که اگر بادی نباشد جنبشی نخواهند داشت.
امروز «کانونهای شورشی» و «ارتش آزادیبخش ملی ایران» بالاترین نقدینگی ملی برای سرنگونی رژیم ضدبشری هستند. باید به‌قول مریم رجوی پرسید: « این نقدینه استراتژیکی را چه کسی پی‌افکنده و در چه مسیری و چگونه به‌ثمر نشانده است»؟
انقلاب ایران را خمینی ربود، فرهنگ ایرانی و ارزشهای مبارزاتی ما را به لوث ارتجاع و دجالگری آلود و میهن ما را به کام استبداد و جنگ و عقب‌ماندگی فرو برد.
اما چه کسی با شعارِ انقلاب دموکراتیک در ایران، رو در روی ” انقلاب اسلامی” خمینی، او را به چالش کشید؟
چه کسی با برافراشتن پرچم مقاومت بدون سازش، در برابر یورش ویرانگر خمینی ایستاد؟
چه کسی فضای پرابهام سیاسی را روشن کرد و قاطعانه گفت: شعار اصلی انقلاب ایران، شعار آزادی و تهدید اصلی، ارتجاع و دیکتاتوری دینی است؟
چه کسی گفت و در این ۳۰سال اثبات شد که افعی، کبوتر اصلاحات و میانه‌روی نمی‌زاید.
حالا از شما می‌پرسم: راستی او چه کسی است؟
چه کسی است که زندانیان مجاهد با امید به او و راه و رسمش بر تختهای شکنجه مقاومت کرده‌اند و مقاومت می‌کنند؟ تیرباران‌شدگان و قتل‌عام شدگان، راه و نام او را فریاد زده و فریاد می‌زنند.
صدایش از ۳۰سال پیش در گوشها و جانها باقیست که گفت:
«هزاران بار بر بدنم شلاق زدند، هزاران بار طناب به گردنم انداختند، من نماینده نسل بیشمارانم، آمده‌ام تا خودم را برای آزادی خلق در زنجیرم فدا کنم».(مسعود رجوی ۳۰خرداد ۶۴)
کلام او نزد شیفتگان آزادی، بشارت رهایی است و نزد دشمنان آزادی، پژواک جرم و گناه.
او بود که شورای ملی مقاومت ایران را بنیان گذاشت، ارتش آزادیبخش ملی ایران را تأسیس کرد و کشتی مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران را از سونامی بمباران و حمله و محاصره عبور داد.
به همین علت است که مثل همه تجربه‌های تلخ تاریخ، دستهای دشمن و خنجرهای زهرآگین خیانت، برای ترور شخصیت و حذف فیزیکی او به کار می‌افتند.
در آمریکا، آبراهام لینکلن را دیکتاتور و فاقد صلاحیت نامیدند. چرا که بیانیه رهایی بردگان را امضا کرده بود.
و در دوران ملی شدن صنعت نفت، مصدق بزرگ را با القابی‌ نظیر عوام‌فریب، خودخواه و خودرأی، می‌کوبیدند. امروز هم همان‌ها به‌صورت دنبالچه‌های شاه و شیخ در نهان به‌صورت مشترک خنجر آخته علیه‌اش تیز می‌کنند و در عیان پز اپوزیسیون می‌گیرند در حالی که همه با هم عین پوزیسیون ارتجاع و استعمارند.
اما آن که این قافله را تا به اینجا از کوره‌راه‌های صعب از هفت دریای رنج و خون عبور داده، از مسیرهایی که در هر قدمش چندین توطئه و دام چیده بودند که هر یک از آنها برای انهدام کامل یک مقاومت کافی بود، نسل خجسته ایمان و انقلاب را امروز به قامت افراشته کانونهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران بالغ کرده است. و آرمان و پیام پاکش خونی است در رگهای کانونهای شورشی که صلای آزادی را در تمام شهرهای میهن سرداده‌اند. پس بر ماست که روز ۹تیر در میعادگاه بزرگ مقاومت ایران در ویلپنت حاضر شویم و خروش این خون در رگهای میهن اسیر را انعکاس دهیم.

ب. رضایی

Sunday, June 24, 2018

پشت جنجال مذاکره با آمریکا؟




برجام نافرجام
جنجال بر سر مذاکره با آمریکا که با انتشار نامه‌ ۱۰۰تن از عناصر حاشیه‌یی رژیم بالا گرفت هم‌چنان ادامه دارد. باند ولی‌فقیه به کسانی که حرف از مذاکره با آمریکا می‌زنند، مارک تسلیم‌طلبی و خیانت و وطن‌فروشی می‌زند، باند روحانی هم برای آن‌که آتو به حریف ندهد، با کلماتی نظیر بی‌عقلی سیاسی و بازی در میدان آمریکا و غیره از این اقدام فاصله می‌گیرد.
اما در عین‌حال شماری از مهره‌ها و رسانه‌های این باند، صراحتاً از مذاکره با آمریکا دفاع می‌کنند و مذاکره نکردن را تسلیم در برابر آمریکا و به‌سود آمریکا قلمداد می‌کنند.
بنا‌ به تجارب قبلی این جنجال و هیاهو، این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که آیا زیر این کاسه، نیم‌‌کاسه‌یی نیست و آیا این هیاهو برای منحرف کردن اذهان از آنچه پشت پرده جریان دارد،‌ نیست؟

حمله به طرح مذاکره با آمریکا و دفاع از آن به‌طور همزمان

تلویزیون حکومتی ۳۱خرداد ۹۷ نامه عناصر حاشیه‌‌یی در ضرورت مذاکره با آمریکا را تابو‌شکنی و زمینه‌سازی برای این کار می‌داند، در این رابطه مجری تلویزیون می‌گوید: «می‌گویند هدف تابو‌شکنی است. اما مشخص نمی‌کنند هدف‌شان شکستن تابو از دشمنی ۴۰ساله و کناررفتن از برجامی ۲ساله است؟ و یا تابوشکنی برای شکل‌گیری بحثهایی در داخل و دوقطبی مخالفان و موافقین مذاکره؟ مواضعی که نشان می‌دهد آمریکا می‌خواهد با ابزار عملیات روانی فاز اول فشار بر ایران را برجسته کند سیاستی که کلیدش از آمریکا خورده شده و حالا به‌گفته برخی باید توسط عناصری خودفروخته در داخل اجرایی شود».
صادق جوادی‌ حصار، از باند موسوم به اصلاح‌طلب اما «نپذیرفتن مذاکره با‌ آمریکا» را «‌تسلیم‌شدن در مقابل بازی ترامپ» می‌داند و در ضرورت مذاکره مستقیم با آمریکا می‌گوید: «اگر ما امروز خودمان با آمریکایی‌ها درباره مسائل کشور و خاورمیانه و منطقه گفتگو نداشته باشیم، این گفتگو را روس‌ها پیدا و پنهان انجام می‌دهند و ما باید غیرمستقیم از طریق دوستمان روسیه حرفهای آمریکا را بپذیریم و به آن عمل کنیم. در شرایطی که آنها ماجرا را به سمت بحران می‌برند و فشار بر مردم ایران را افزایش می‌دهند پیشنهاد مذاکره مستقیم می‌تواند برای ما فرصت ایجاد کند».(سایت اعتماد آنلاین ۳۱خرداد ۹۷)
مهدی مطهرنیا، یکی از کارشناسان رژیم، ضمن ابراز افسوس از این‌که «در ۴دهه گذشته تقابل با آمریکا هزینه‌های زیادی بر کشور تحمیل کرده است» و هراس از این‌که اکنون هم موج تازه‌یی از تحریم‌ها در راه است، تقابل میان حاکمیت آخوندی و آمریکا در شرایط حاضر را به مصلحت نمی‌داند و توصیه می‌کند «ما باید چارچوبی اصولی برای حل مسائل‌مان با آمریکا تدوین کنیم. ما برای مذاکره با آمریکا قبل از هر چیز باید در داخل به یک نقطه مشترک برسیم و مسئولیت تمام و کمال سیاست خارجی را مشخص کنیم در این صورت مذاکره با آمریکا می‌تواند راهگشا باشد».(سایت برنا ۱تیر ۹۷)
و...
بسیار واضح است که پشت جنجال رابطه با آمریکا اگر تمامیت دولت روحانی قرار نداشته باشد، لااقل بخشی و یا عناصری از آن دخالت دارند که عناصر وابسته به باند روحانی،‌ این چنین پشت مذاکره را گرفته و از روزی که این نامه منشتر شده است، مستمر و پیگیر در باب ضرورت مذاکره موضعگیری و اظهارنظر می‌کنند و حملات باند رقیب و یا حتی مخالفت‌خوانی‌های مهره‌های دولت روحانی آن را به عقب‌نشینی وادار نکرده است.

سابقه روحانی در دفاع از مذاکره با آمریکا

سالها پیش از این‌که این موج مذاکره‌جویی با آمریکا راه بیفتد خود آخوند حسن روحانی در سال ۹۲ در جریان تبلیغات خیمه‌شب‌بازی انتخابات ریاست‌جمهوری در خصوص مذاکره با آمریکا گفت: «مذاکره با آمریکا امکانپذیر و شدنی است، هر چند معتقدیم مذاکره با آمریکا راحت‌تر از مذاکره با اروپاست، چرا که اروپایی‌ها به‌دنبال آقا اجازه از آمریکا هستند. به هر حال آمریکایی‌ها کدخدای ده هستند، بستن با کدخدا راحت‌تر است».(خبرگزاری تسنیم ۲۳اردیبهشت ۹۷)
روحانی هم‌چنین در ۲۴مرداد ۹۶ در مجلس ارتجاع و هنگام دفاع از ظریف خطاب به نمایندگان مجلس گفت: «تکلیف ما را روشن کنید؛ اگر می‌خواهید تمام تحریمها را با جهان حل کنیم به ما اجازه دهید در کمال جدیت و قدرت با آنها مذاکره کنیم و به موفقیت دست پیدا کنیم».(خبرگزاری ایرنا ۲۴مرداد ۹۶)
بنابراین نامه‌پراکنی عناصر حاشیه‌‌یی و حمایت از آن توسط عناصر وابسته به باند روحانی نمی‌تواند با تمایلات مذاکره‌جویانه در دولت آخوند حسن روحانی بی‌ارتباط باشد.

بهایی که ولی‌فقیه باید برای مذاکره با آمریکا بپردازد

اما نه نویسندگان نامه و نه هیچ‌یک از مهر‌های وابسته به باند روحانی و باند موسوم به اصلاح‌طلب که تمام‌عیار از مذاکره مستقیم با آمریکا دفاع می‌کنند، به بهایی که حاکمیت باید برای مذاکره مستقیم با آمریکا بپردازد اشاره‌یی نمی‌کنند.
واقعیت این است که اولین پرداختی که رژیم باید بکند، دست‌کشیدن از مطامعش در منطقه و دست‌کشیدن از برنامه موشکی است. به‌گفته جانشین سرکرده سپاه پاسداران ضدخلقی این به‌مثابه «عقب‌نشینی از خاکریز اول یعنی ازدست‌دادن همه چیز است و این قاعده نبرد با دشمن است».
خاکریزی که در آن حکومت منحوس ولایت فقیه دهها سال است که بسیاری از منابع و ثروتهای مردم ایران را در تنور مطامع توسعه‌طلبانه در این خاکریز ریخته است تا نظامش حفظ شود.
عقب‌نشینی از این خاکریز هم‌چنان که پاسدار سلامی به آن اذعان می‌کند یعنی «ازدست‌دادن همه چیز نظام» است.

Saturday, June 23, 2018

همبستگی ماست که تغییر را رقم می‌زند

همبستگی ماست که تغییر را رقم می‌زند




گردهمایی بزرگ ایرانیان در پاریس
امسال، روز ۲۵اردیبهشت ۹۷ در صفحات تمامی تقویمها به نام تحول جدیدی ثبت شد که طی آن وزارت خزانه‌داری آمریکا، رئیس و یک مقام ارشد بانک مرکزی رژیم ایران، یک بانک عراقی و رئیس آن و یک مقام کلیدی حزب‌الله را در لیست تحریمها قرار داد.
دلیل، بسیار روشن بود:
انتقال میلیون‌ها دلار از جانب نیروی قدس سپاه پاسداران برای حزب‌الله!

بنا‌ به اعلام وزارت خزانه‌داری، «بانک اسلامی البلاد» مستقر در عراق به‌عنوان واسطه‌‌یی غیرقانونی معرفی گردید و ولی‌الله سیف، رئیس‌کل بانک مرکزی رژیم ایران، تسهیل‌کننده و هدایت‌گر انتقال وجوه به حزب‌الله. علی طرزعلی، دستیار مدیردفتر بین‌الملل در بانک مرکزی ایران نیز به‌دلیل ایفای نقش در چنین اقدامی، به لیست تحریم‌شدگان وزارت خزانه‌داری آمریکا افزوده شد.

علاوه بر این، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، ارس حبیب، رئیس و مدیرعامل بانک اسلامی البلاد را نیز هدف تحریمهای خود قرار داد.
دلیل اصلی این اقدام، کمک و تأمین مالی–تجهیزاتی نیروی قدس سپاه بود. بنا‌ به گزارشها، ارس حبیب این امکان را فراهم می‌کرد تا نیروی قدس سپاه پاسداران از بخش بانکی عراق برای انتقال پول از تهران به حزب‌الله بهره‌برداری کند.
همچنین، در تحریم وزارت خزانه‌داری، محمد قیصر به‌عنوان کانالی حیاتی برای پرداختهای مالی نیروی قدس سپاه پاسداران به حزب‌الله هدف تحریم قرار گرفت. قصیر با نیروی قدس سپاه برای انتقال وجوه همکاری می‌کرد.

اما واقعیت پشت پرده چیست؟
واقعیت این است که از فردای سرقت انقلاب ایران توسط خمینی، سودای چنگ‌اندازی به کشورهای منطقه به‌منظور سلطه و ایجاد یک خلافت اسلامی، اولویت برتر شد.
با نگاهی به ۳۹سال گذشته به‌خوبی می‌توان دریافت که این رژیم، تاریخچه‌‌یی از صدور تروریسم، کشتار و جنگ‌افروزی، ایجاد ناآرامی و تنش و صدور بنیادگرایی را در این منطقه از جهان در کارنامه خود داشته است.
خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، در جریان سخنرانی خود در کنفرانس همبستگی نمایندگان پارلمان اردن با مقاومت ایران در ۲۴آبان ۱۳۹۲ در این باره گفت: «همه شاهدیم که از القاعده تا بخش لبنانی سپاه قدس، یعنی گروه حزب‌الشیطان، یا جریانهای ارتجاعی و تروریستی در یمن، همه مستقیماً وابسته به آخوندهای حاکم بر ایرانند.
کما این‌که انفجارهای روزانه در عراق، دامن زدن به جنگ در سوریه، تفرقه‌اندازی در سراسر کشورهای مسلمان و انواع تحریکات تروریستی علیه کشورهای عرب، همه از تهران هدایت می‌شوند.
از هر طرف که نگاه کنیم، نقش این رژیم به‌عنوان دشمن اصلی امنیت، ثبات و آزادی مردم خاورمیانه دیده می‌شود.
به‌همین دلیل ما تأکید می‌کنیم که در این منطقه، جبهه‌بندی اصلی، بین شیعه و سنی نیست، بین مسلمان و غیرمسلمان نیست، بین عرب و غیرعرب نیست و بین شرق و غرب نیست، بلکه بین رژیم ولایت فقیه از یک طرف و مردم و کشورهای منطقه از طرف دیگر است.
درست به‌همین دلیل، راه‌حل در برابر آن، تشکیل جبهه‌یی علیه این رژیم و تروریسم و بنیادگرایی تحت هدایت آن است.
این جبهه، مقابله با خیزی است که آخوندها برای به آتش کشیدن کل منطقه برداشته‌اند. برای تشکیل این جبهه، ما کشورهای عرب و مسلمان را به همبستگی با مردم و مقاومت ایران فرامی‌خوانیم».

«همبستگی»، آن ندای واحدی است که این مقاومت، سالیان است در برابر انحصارطلبی رژیم ایران مروج آن بوده و امسال تبلور خود را بار دیگر در گردهمایی ایرانیان در ویلپنت پاریس، بر همگان عیان خواهد کرد.
همبستگی برای «یک ایران آزاد و قیام تا سرنگونی»...

ا. عبدالله‌پور

Friday, June 22, 2018

کهکشان قیام، صحنه یک جنگ تمام‌عیار با دشمن ایران

کهکشان قیام، صحنه یک جنگ تمام‌عیار با دشمن ایران




گردهمایی بزرگ ایرانیان
امسال در شرایطی به گردهمایی بزرگ ایرانیان نزدیک می‌شویم که رژیم بعد از قیام بزرگ مردم ایران در دیماه هم‌چنان با تراکم اعتراضات و اعتصابات گسترده داخلی دست به‌گریبان است و کارگزارانش قیام دی را ادامه‌دار و آتش زیر خاکستر ارزیابی کرده‌اند و هم‌زمان هم رژیم با انزوای بیش‌‌از‌پیش از طرف جامعه جهانی روبه‌رو شده است. بازتاب این موقعیت داخلی و خارجی رژیم را می‌توان در همین وضعیت انفجاری جامعه دید که هر روز کارگزاران و سران حکومتی نسبت به پیامدهای آن به یکدیگر هشدار می‌دهند و سران حکومتی مجاهدین را به‌عنوان عامل اصلی بحرانها و بن‌بستهای نظام معرفی می‌کنند.
خامنه‌ای در دیدار با طلبه‌های حکومتی در ۱۹دی سال ۹۶ به نقش مجاهدین در قیام دی اشاره کرد و از جمله گفت: «از ماهها قبل اینها آماده بودند... فراخوان را هم آنها دادند... شعار نه به گرانی شعاری هست همه خوششان می‌آید با این شعار یک عده‌یی را جذب کنند بعد خودشان بیایند وسط، اهداف شوم خودشان را دنبال کنند و مردم را هم به‌دنبال خودشان بکشند». و یکبار هم در دیدار با کارگزاران حکومتی در ۱۴خرداد ۹۷ از نقش مجاهدین به سوزوگداز پرداخت و از جمله گفت: «عوامل اینها اجتماعات مردم را تبدیل می‌کنند به حرکت ضدامنیتی».
یک کارگزار دیگر خامنه‌ای، یعنی محمدرضا باهنر، سرکرده باند موسوم به «جبهه نیروهای خط امام و رهبری»، از نقش مجاهدین در سمت‌دهی جامعه جهانی علیه رژیم به سوزوگداز پرداخت و گفت: «فعلا هیأت حاکمه آمریکا تحلیل‌هایشان را از زبان مجاهدین می‌گیرند».(تسنیم ۴خرداد) و محسن قمی، معاون بین‌الملل دفتر خامنه‌ای، جایگاه مغلوب نظام در تعادل‌قوا نسبت به مجاهدین را با این بیان ابراز کرد که «جمهوری اسلامی زیر بار حرف زور، زورگویی‌های مجاهدین نخواهد رفت».
بازتاب اعتلای مقاومت در رژیم علاوه بر ابراز وحشت‌های علنی سران قوا از حسن روحانی تا سردژخیم قضاییه آخوندی، منجر به ابراز یاس و ناامیدی توسط کارگزاران حکومتی هم شده است، به قدری که خامنه‌ای در روز ۳۰خرداد در دیدار با اعضای مجلس ارتجاع به آنها هشدار داد که: «مجلس نباید نماد «تردید»، «خودکم‌بینی»، «یأس»، «ناامیدی» و «عدم توجه به مسائل کشور» باشد. مجلس نباید نگاهش به توانایی‌ها و ظرفیت‌های ملی مأیوسانه باشد».
به‌علت همین سراسیمگی، رژیم برخلاف آداب معمول دیپلوماتیک برخلاف سالهای قبل با تمام وزنش تلاش کرده و می‌کند که مانع برگزاری اجلاس سالانه مقاومت ایران شود. قاسمی، سخنگوی وزارت‌خارجه رژیم، روز ۲۲خرداد ۹۷ گفت: «جمهوری اسلامی نسبت به این مسأله اعتراض و این موضوع را مطرح کرده که نباید برخی کشورها اجازه دهند که آنها آزادانه فعالیت داشته باشند و به‌راحتی صاحب تریبون شوند».
جلالی، رئیس پژوهش‌های مجلس ارتجاع نیز با نامه‌پراکنی به مقامات پارلمانی اتحادیه اروپا و فرانسه از «شرکت نمایندگان پارلمان اروپایی در نشست‌های اجتماعات» مجاهدین سوزوگداز کرد و خاطرنشان نمود «سازمان مجاهدین خلق از هیچ‌گونه تلاش مستقیم و غیرمستقیم برای ایجاد شکاف» بین جامعه جهانی و رژیم «به‌ویژه پس از خروج آمریکا از برجام فروگذار نکرده است».
پاسدار نقوی حسینی، معاون سابق نیروی تروریستی قدس و سخنگوی فعلی کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع هم روز ۲۱خرداد با اشاره به «رفت‌وآمد مجاهدین و برگزاری کنفرانس و نشست در کشورهای اروپایی» به وزارت‌خارجه حسن روحانی هشدار داد مجاهدین «با نشست آتی خود درصدد خدشه‌دار کردن مناسبات ایران و اروپا هستند، اینها در تلاشند تا تمام مناسبات مسالمت‌آمیز بین ایران و اروپا از بین رود، نشست آتی هم با هدف تاثیرگذاری بر رفتار اروپایی‌ها برگزار می‌شود، به‌ویژه در شرایط کنونی که مذاکرات برجامی بین ایران و اروپا در حال انجام است». و سپس از «دستگاه دیپلوماسی جمهوری اسلامی» خواست «وارد گفتگو با همتایان اروپایی شود». این تقلاها تا امروز هم ادامه داشته و تا بعد از برپایی مراسم نیز ادامه خواهد یافت. روز ۳۰خرداد ۹۷ منابع حکومتی گزارش دادند عراقچی در پنجمین دور گفتگوهای سیاسی خود با مقامات فرانسوی بار دیگر نسبت به استمرار حضور مجاهدین در فرانسه و فعالیت آنان اعتراض کرده است.(سایت حکومتی ساعت ۲۴  ۳۰خرداد)
همین وضعیت همراه با سراسیمگی رژیم از حضور بیش‌‌از‌پیش مقاومت ایران در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی در برابر رژیم، توجهات جهانی را بیش‌‌از‌پیش به تنها آلترناتیو این رژیم و نقش بی‌بدیل آن در سرنگونی رژیم معطوف کرده است.
شهرداران و منتخبان فرانسوی از مقاومت ایران «به‌عنوان جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری آخوندی» نام بردند و یوزو رادوش، نماینده پارلمان اروپا، نوشت: «کانونهای شورشی که مجاهدین فراخوان به تشکیل آن داده‌اند، نقش تعیین‌کننده‌‌یی در مقاومت علیه آخوندها را بازی خواهند کرد». تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا از استونی، نوشت: «امسال به‌طور خاص خیلی مهم است چون همه نشانی‌ها وجود دارند که رژیم فعلی ایران تغییر خواهد کرد».
اکنون هیچ ناظری نیست که نداند ایران با یک وضعیت کاملاً متحول و انفجاری روبه‌رو است و دیگر بحث سرنگونی رژیم یک خواست و نظرگاه دور از دسترس نیست. اکنون در رسانه‌ها و محافل سیاسی با این بحث روبه‌رو هستیم که اگر رژیم سرنگون شود، بدیلش چیست و چه چیزی جایگزین آن می‌شود. مسأله جایگزینی به موضوعی کانونی در میان تحلیلها و نظرگاههای سیاسی مربوط به ایران تبدیل شده و حتی روی میز بسیاری از سیاست‌گذاران قرار گرفته است.
در چنین شرایطی و در چنین مختصاتی است که می‌بینیم گردهمایی بزرگ مقاومت امسال با گردهمایی سالهای دیگر از هر لحاظ متفاوت است. چرا که صحنه، صحنه یک جنگ تمام‌عیار است و برگزاری این اجلاس آثار بلافصلی در معادلات داخلی و بین‌المللی رژیم خواهد داشت. بنابراین این جایی است که نقش تک‌تک ایرانیان در این کارزار برجسته می‌شود. حضور هر ایرانی یک ضربه به نظام است که بدون شک در نهایت نقش تعیین‌کننده خود را خواهد داشت. این همان صحنه‌یی است که شیفتگان آزادی ایران برای حضور در آن حاضر حاضر می‌گویند.

Thursday, June 21, 2018

«از کوره در رفتگی جامعه»!

«از کوره در رفتگی جامعه»!




دانشگاه تهران - قیام دی ۱۳۹۶
هشدارها و اعلام خطرهای مهره‌ها و باندهای رژیم به یکدیگر درباره اوضاع خطرناک رژیم، ٰچه در رابطه با فضای اجتماعی داخل کشور و چه در رابطه با طرد و انزوای سیاسی منطقه‌یی و بین‌المللی رژیم ادامه دارد. هر روز هم که می‌گذرد این هشدارها شدیدتر و تکان دهنده‌تر می‌شود ضمن این‌که حاوی نکات و اعترافات مهمی هم هست.
از جمله اعتراف به وضعیت انفجاری جامعه و این‌که ایران در آستانه انقلاب است با بیان اصطلاحاتی از قبیل از کوره در رفتگی شیرازه جامعه و یا اعتراف به این‌که خواست سرنگونی رژیم دیگر خواسته پایین‌ترین و محرومترین اقشار و طبقات نیست، بلکه حتی طبقه متوسط هم خواستار آن است.
در زمینه شرایط انفجاری جامعه مصطفی تاجزاده یکی از عناصر باند مو سوم به اصلاح‌طلب می‌گوید: «در ایران هر اندیشه و حرکتی در جهت تضعیف حکومت بالقوه خطرناک است. ما در شرایط حساسی به‌سر می‌بریم کشور همیشه با مشکل مواجه بوده است اما در هیچ دوره‌ای تا این اندازه مشکلات مختلف روی هم به‌صورت انباشته شده وجود نداشت».
محمدرضا تاجیک یکی دیگر از مهره‌های این باند نیز توصیه می‌کند: «نگذاریم که از کوره‌ دررفتگی شیرازه جامعه و روح و روان آن را به هم بریزد...متأسفانه مشکل این است که کوچک‌ترین مسأله در جامعه ما این استعداد را پیدا کرده که به یک مشکل جدی و اعتراض تبدیل شود».
سایت بهار ۲۸خرداد ۹۷هم می‌نویسد: «صدای شکستن استخوانهای جامعه شنیده می‌شود».
این رسانه وابسته به باند روحانی ضمن اذعان به ناکارآمدی حکومت آخوندی در حل کوچکترین مشکلات مردم به این واقعیت نیز اعتراف می‌کند که «جامعه به بلوغ رسیده و به همین دلیل تلاش می‌کند خود را جلو ببرد. در نتیجه خود را به در و دیوار می‌کوبد تا بتواند مسیر جدیدی را پیش روی خود باز کند».
واضح است که این مسیر رو به جلو توسط مردم که نویسنده این سایت به آن اذعان می‌‌کند، اراده و خواست آنان برای تغییر و سرنگونی است. آنها طی ۴۰سال حاکمیت ننگین نظام ولایت فقر و تحقیر و اجبار را با پوست و گوشت خود حس کرده‌اند و می‌دانند تنها راه نجات چیست؟
حرف‌های ناگزیر عبدالله ناصری یکی از مهره‌های دیگر باند مو سوم به اصلاح‌طلب نیز بر این واقعیت صحه می‌گذارد.آنجا که می‌گوید‌: «نظام حکومتی کشور دچار دوپارگی است. این در حالی است که شرایط خطیر کشور و جامعه اقتضا می‌کند همه ارکان کشور همراستا و در یک مسیر باشند و از دولت پشتیبانی کنند».
واقعیت این است که شکاف عمیق بین مردم و حاکمیت و خواست سرنگونی طلبانه آنها تمامیت رژیم را از بالا دچار شقه و سردرگمی کرده است و هر باند، باند مقابل را مقصر اوضاع انفجاری جامعه می‌داند. اما کیست که نداند خانه از پای بست ویران است.
و این ابراز هراس‌ها و توصیه‌ها که برای برون‌رفت از سراشیب سرنگونی، به همدیگر می‌دهند، دیرهنگام بوده و گرهی از از گره‌های کور این نظام تماماً در بن‌بست نمی‌گشاید.
گستردگی و استمرار اعتراضات اقشار مختلف مردم که به «از کوره در رفتگی جامعه» بیان می‌شود، بیانگر سمت و جهتی است که مردم ایران در برابر این رژیم برگزیده‌اند و به‌خوبی می‌دانند تنها راه‌حل درمان دردهایشان چیزی جز سرنگونی تمامیت این رژیم نیست.

Wednesday, June 20, 2018

درگیری خامنه‌ای با حسن فیروزآبادی بر سر ویلای ۱۰هزار متری لواسان



یک ویلا در لواسان - آرشیو
در جریان تضادهای درونی بین باند خامنه‌ای اخیراً یک تشکل دانشجویی بسیجی وابسته به باند خامنه‌ای مو سوم به «جنبش عدالتخواه دانشجویی» در نامه‌یی خطاب به دادستان تهران خواستار رسیدگی فوری به پرونده ویلایی در شهر لواسان شده که پاسدار فیروزآبادی رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح آن را بالا کشیده است.
ماجرای ویلا خواری پاسدار فیروز آبادی از این قرار است که از سال ۱۳۷۲یک ویلای مصادره شده ۱۰هزار متر مربعی از یکی از وابستگان رژیم سابق توسط «ستاد اجرایی فرمان امام» وابسته به بیت خامنه‌ای در اختیار پاسدار فیروزآبادی گذاشته شده است.
این ویلا بخشی از ویلاهای مصادره شده از دستگاههای حکومت سابق و عناصر وابسته به آن است که در اوایل انقلاب سال ۵۷مصادره شد و در اختیار سردمداران و مهره‌های دانه درشت حکومتی قرار داده شدند.
اکنون در جریان رشد تضادهای درونی خامنه‌ای خواستار تخلیه این ویلا و واگذاری آن به بیت خودش شده است اما، پاسدار فیروز آبادی از تخلیه آن طفره می‌‌رود. لذا خامنه‌ای عناصر بسیجی‌اش در دانشگاه را مأمور فشار بر فیروز‌آبادی کرده است.
آنطور که این دار و دسته وابسته به خامنه‌ای در نامه‌ به دادستان رژیم در تهران نوشته است:« طبق اطلاع ما تا کنون دو بار نیز مقام معظم رهبری (مدظله العالی) دستور تخلیه ویلای فوق را داده‌اند و اقدامات حقوقی و حکم تخلیه نیز توسط ستاد اجرایی از محاکم قضایی اخذ شده است. اما متأسفانه نیروی انتظامی به‌عنوان ضابط قضایی تا کنون اقدام به اجرای این حکم و تخلیه ملک مذکور، نکرده است!».
عناصر بسیجی خامنه‌ای در نامه خود به دادستان رژیم تهدید کرده‌اند چنان‌چه دادستانی حکم به تخلیه ویلا ندهد و فیروزآبادی هم آن را تخلیه نکند «حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند».(سایت رجا نیوز ۲۷خرداد۹۷)
به‌دنبال درگیری مزدوران خامنه‌ای در دانشگاه عناصر وابسته به باند او نیز حملاتشان را به فیروز‌آبادی تشدید کرده‌اند از جمله علیرضا زاکانی عضو سابق مجلس ارتجاع و از باند خامنه‌ای در توئیتر خود نوشته است: "برای آقای فیروزآبادی متاسفم و تأسف بیشتری نیز بر مماشات قوه قضاییه، ستاد اجرایی فرمان امام و نیروی انتظامی در عدم برخورد قاطع با اجحاف بیت‌المال و بر زمین ماندن دستور رهبری در احقاق حق مردم دارم".
پاسدار حسن فیروز آبادی رئیس سابق ستاد نیروهای مسلح رژیم است که از سال ۱۳۶۸تا سال ۱۳۹۵به مدت ۲۷سال در این پست به خامنه‌ای خدمت کرد و اکنون نیز در جایگاه مشاور عالی خامنه‌ای و به‌عنوان عضو مجمع تشخیص نظام آخوندی است.
بسیار واضح است که ویلاخواری پاسدار فیروز آبادی در عداد فساد نهادینه شده سیاسی و اقتصادی در حاکمیت آخوندی است و آن‌چنان که فساد در تمامی تاروپود این نظام تنیده شده است ویلا خواری او هم امری طبیعی است و تعجب هیچکس را از مردم ایران برنمی‌‌انگیزد.
اما آنچه اکنون قابل‌توجه است رشد تضادهای درونی در میان باند خامنه‌ای است تا جایی که خامنه‌ای و باندش یکی از مهر‌های بالایی را این چنین تحت فشار قرارداده است.
هم‌چنین سرشاخ شدن علی خامنه‌ای و باندش با پاسدار فیروز آبادی، بیانگر دو واقعیت دیگر هم می‌باشد.
اول، این‌که چگونه سردمداران این نظام نسبت به ثروتها و اموالی که متعلق به مردم است به‌مثابه ملک طلق خود می‌نگرند و هر بلایی را که می‌خواهند بر سر اموال مردم می‌آورند و برای به تصاحب درآوردن آن هم چون گرگ به جان هم می‌افتند.
دوم، این‌که درگیری باند خامنه‌ای با پاسدار فیروز‌آبادی که به مدت ۴۰سال در خدمت سرکوب و جنگ ضدمیهنی بوده است، بیانگر عمق پوسیدگی این نظام و هم‌چنین بیانگر عمق شقه در میان بالاترین مقامات و سردمداران حکومتی با شخص ولی‌فقیه ارتجاع است.
ولی‌فقیهی که آن‌قدر ناتوان شده است که توان برخورد با یک مهره عروسکی خود را هم ندارد و ناگزیر دست به دامان چاقوکشان بسیجی خود در دانشگاه شده است.