Friday, August 31, 2018

نمایش اقتدار از ادعا تا واقعیت

نمایش اقتدار از ادعا تا واقعیت



مجلس رژیم آخوندی و خامنه ‌ای
آگاهان سیاسی و ناظران مسائل ایران کشاندن روحانی به مجلس ارتجاع در روز ۶شهریور را نمودی از بحران درونی و بن‌بست رژیم دانستند. چون از یک طرف روحانی را به پای میز سؤال آوردند و پاسخهایش را رد کردند و از طرف دیگر مانده‌اند با این رئیس‌جمهوری که روزنامه حکومتی سیاست روز اسم «مردود شهریور» روش گذاشت چه کنند؟
اما این وسط خامنه‌ای به صحنه اومد و ادعای دیگری کرد: «رهبر انقلاب اسلامی به جلسه روز گذشته مجلس شورای اسلامی و سؤال نمایندگان از رئیس‌جمهور اشاره و تأکید کردند جلسه دیروز مجلس نمایش ثبات و اقتدار جمهوری اسلامی ایران بود». (تلویزیون رژیم -۷شهریور)
خامنه‌ای همچنین مدعی شد صحنه سؤال از روحانی در مجلس ارتجاع نمودی از دموکراسی و مردم‌سالاری دینی است. اما جا دارد که ببینیم که فاصله این نمایش ثبات و اقتدار با واقعیت چقدر است؟.
اولین موج مقابله با ادعای خامنه‌ای به خودش خورد و موقعیت شکننده خلیفه ارتجاع را به نمایش گذاشت.
تاج‌زاده مهره باند آخوند محمد خاتمی ۷شهریور در توئیتر خود نوشت: «اگر پرسش نمایندگان مجلس از رئیس‌جمهور و پاسخگویی علنی او از نشانه‌های دموکراسی است... چرا نمایندگان مجلس خبرگان درباره وظایف رهبر از او سؤال نمی‌کنند و جواب ایشان مستقیماًًً از صدا و سیما و پخش نمی‌شود؟ چرا خبرگان نتوانند در مورد توضیحات رهبر رأی دهند؟».
موج دوم از مجلس ارتجاع شروع شد. در برابر تلاش رژیم برای کنترل پیامدهای سؤال از روحانی، برخی اعضای مجلس بر ارجاع پرونده او به قضاییه آخوندی اصرار کردند. جلسه علنی مجلس ارتجاع در روز ۷شهریور صحنه فشار برای ارجاع این پرونده به قوه قضاییه بود.
از جمله جلال محمود زاده عضو مجلس ارتجاع گفت: «اما انتظار ما از هیأت‌رئیسه محترم و شخص آقای لاریجانی این است سریعاً نسبت به ارسال سؤالات دیروز نمایندگان مجلس از رئیس‌جمهور محترم به قوه قضاییه اقدام نماید».
علاوه بر این حاجی دلیگانی و سلیمی از دیگر اعضای مجلس ارتجاع خواستار ارجاع پرونده روحانی به قضاییه آخوندی شدند. پاسخ رد لاریجانی به این درخواستها در رسانه‌های حکومتی انعکاس گسترده‌یی پیدا کرد:. علی لاریجانی گفته بود که سؤال از روحانی به قوه قضاییه نمی‌رود.
آذر منصوری از مهره‌های همسو با روحانی این فشارها برای کشاندن روحانی به قضاییه آخوندی را «پایان شاهنامه‌ای» توصیف کرد که اعضای مجلس «بیت اول آن را برای روحانی نوشتند، اجرای بند 10اصل یک صد و دهم قانون اساسی است». یعنی سلب صلاحیت و برکناری روحانی.
روزنامه حکومتی سیاست روز ۷شهریور ۹۷، که روحانی را «مردود شهریور » خوانده در سرمقاله‌اش هم تحت عنوان «تا ۱۴۰۰فرصت نیست» به شکاف در رأس نظام اذعان کرد و نوشت: «نه آن تهدید نهفته در نامه‌ٔ اعلام حضور در مجلس کارساز شد، نه آن مثلاًًً ابراز امیدواری برای مراعات توصیه‌های رهبری (و البته شوی مثلاًًً قرار است همه‌چیز را نگویم و بگذارید دهانم بسته بماند)».
به این ترتیب هر تلاش رژیم برای نمایش اقتدار منجر به بروز موج جدیدی از تنش و شکاف در درون خودش می‌شود و این یکی دیگر از علائم فاز پایانی نظام ولایت فقیه است.

Thursday, August 30, 2018

آویختن رژیم در حال غرق به دادگاه لاهه

آویختن رژیم در حال غرق به دادگاه لاهه



دادگاه رژیم ایران و آمریکا در لاهه
از روز دوشنبه ۵شهریور ۹۷ بررسی شکایت رژیم از آمریکا در دیوان بین‌المللی لاهه آغاز شد؛ بر اساس روال کار، ابتدا دادگاه بررسی خواهد کرد و رأی خواهد داد که آیا خود را برای رسیدگی به این دعوا ذیصلاح می‌داند یا نه؟
در صورتی که نتیجه مثبت باشد و دادگاه وارد بررسی دعوا شود این روند طولانی‌مدت است و ممکن است ۲ تا ۳سال طول بکشد.
در مورد نتیجه این دادگاه، سؤالات زیادی مطرح است، مانند این‌که آیا رأی دیوان لاهه برای آمریکا الزام‌آور خواهد بود یا نه؟ و اگر آمریکا رأی آن را نپذیرد چه خواهد شد؟ و این‌که آیا این دادگاه می‌تواند حاصلی برای حکومت آخوندی داشته باشد یا نه؟ بنابراین موضوعات زیادی وجود دارد که باید حل‌وفصل شود ویک روند پیچیده است.
جواد ظریف در یک مصاحبه تلویزیونی در ۵شهریور ۹۷ به موضوعات مختلفی پرداخت که از جمله آنها شکایت از آمریکا به دیوان بین‌المللی لاهه بود.
او در این مصاحبه روضه مفصلی از تخلفات آمریکا در برجام ‌خواند و در جواب مجری که آیا ما در قبال این تخلفات نمی‌توانیم هیچ کاری بکنیم؟ گفت: «چرا ما در مقابل تخلف آمریکا یک مبنایی داشتیم در برجام، ولی یک مبنای قراردادی هم داریم با آمریکا به اسم قرارداد ۱۹۵۵ مبنای بسیاری از دعاوی ما بوده؛ می‌دانید که دیوان بین‌المللی دادگستری که تنها محکمه جهانی هست البته قدرت اعمال مصوباتش را نداره ضمانت اجرا ندارد ولی خب از نظر سیاسی بسیار مهم است».
به این ترتیب ظریف اعتراف کرد که رأی دیوان لاهه ضمانت اجرایی ندارد و تنها از نظر سیاسی مهم است.
البته اگر ظریف می‌خواست دقیق‌تر صحبت کند باید به جای سیاسی می‌گفت از نظر تبلیغاتی مهم است، سایر مهره‌های حکومتی با صراحت بیشتری به این امر اذعان می‌کنند.
فؤاد ایزدی، از کارشناسان سیاسی باند خامنه‌ای، در مصاحبه‌یی با سایت تابناک می‌گوید:‌ «رأی دیوان لاهه اساساً نمی‌تواند الزام‌آور باشد و در بهترین حالت ممکن جنبه روانی و تبلیغاتی دارد. دیوان لاهه اگر بپذیرد که به این شکایت ورود کند هم... به‌دلیل مکانیزم‌هایی که در عرصه بین‌الملل وجود دارد تنها می‌تواند برای ایران دستاورد تبلیغاتی و نمایشی داشته باشد».(تابناک ۶شهریور ۹۷)
یوسف مولایی، از کارشناسان باند روحانی، اگر‌ چه رأی دیوان لاهه را الزام‌آور می‌داند، اما می‌افزاید: «مشکل اینجاست که در سازوکار بین‌الملل و ساختار نظام جهانی مکانیزمی برای اجرایی شدن این رأی توسط آمریکا آن هم به سود ایران وجود ندارد. شرایط بین‌الملل به‌لحاظ حقوقی با شرایط داخلی متفاوت است و آمریکا قدرتی نیست که ایران بتواند به استناد رأی دیوان لاهه این کشور را ملزم به اجرای رأی کند».(سایت تابناک ۶شهریور ۹۷)
تلویزیون هم که دستگاه اصلی تبلیغاتی حکومت است، همین نظر را تأیید می‌کند و در این رابطه می‌گوید: «پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در بیانیه‌یی که شتاب‌زده به‌نظر می‌رسید، گفت: ایران به‌دنبال سوءاستفاده از این دادگاه است. پیمان ۱۹۵۵ و پایبندی به برجام و لزوم تعلیق تحریمها را قبول ندارد. اصولاً به گفته طرف آمریکایی این دادگاه جهانی صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارد. نکته مهم اینجاست، حکم از نظر حقوقی الزام‌آور است. اما پیش‌تر هم کار ایران و آمریکا بارها به این دادگاه کشیده شده؛ دیوان یا دادگاه برای اجرای حکمش، هیچ اهرم خاصی در دست ندارد».
با این اعترافها روشن می‌شود که متوسل شدن به دیوان بین‌المللی لاهه، حتی کارکرد و نتیجه‌ تبلیغاتی هم ندارد.
با توجه به این وضعیت این سؤال مطرح می‌شود چرا رژیم دست به چنین اقدام بی‌حاصلی زده است؟
شاید حرف وکیل رژیم در دادگاه بین‌المللی لاهه به نام محسن محبی، پاسخی به این سؤال باشد. او می‌گوید: «به‌دنبال راه‌کاری دیپلماتیک برای حل نزاع میان ایران و آمریکا بودیم اما آمریکا نپذیرفت».(خبرگزاری ایسنا ۵شهریور ۹۷)
حکایت حاکمیت آخوندی در جریان اقامه دعوا در دادگاه لاهه تداعی‌کننده ضرب‌المثل «از اینجا رانده و از آنجا مانده است». یعنی با خروج آمریکا از برجام از یک‌طرف باید متحمل تحریم‌های شدیدتری شود و از طرف دیگر در جریان شکایت به دادگاه لاهه نیز در نهایت دست‌خالی از این دادگاه بر‌گردد.
آویختن نظام آخوندی و دولت روحانی به دادگاه لاهه با توجه به نتیجه از پیش تعیین شده آن که به‌قول مهر‌ه‌ها و رسانه‌های رژیم «هیچ» است، به‌مثابه آویختن غریقی است که به هر خس و خاشاکی می‌آویزد.
واقعیت این است که این تلاشهای مذبوحانه از نظام غرقه در بحرانی که کشتی شکسته آن در حال غرق شدن به دست مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنها است، مسأله‌ای حل نمی‌کند.

Wednesday, August 29, 2018

طرحهای سرکوبگرانه به بهانه رژیم‌ساخته مقابله با اراذل و اوباش



افطاری روحانی برای لومپن‌های لباس‌شخصی
همزمان با گسترش اعتراضات اجتماعی و شنیده شدن ناقوس مرگ نظام و شعله‌کشیدن شعار مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر روحانی توسط مردم و به‌ویژه جوانان کشور، نیروی انتظامی رژیم به‌بهانه ‌«اجرای طرح امنیت و آرامش» طرح سرکوبگرانه دیگری را اجرا کرد.
در جریان این طرح به‌گفته پاسدار رحیمی، سرکرده پلیس تهران، «‌در مجموع ۱۸۱واحد صنفی، باشگاههای بدن‌سازی و قهوه‌خانه‌ها، ۵۰پارک و تفرجگاه» مورد بازرسی قرار گرفت و در این رابطه ۱۹۵نفر دستگیر شده‌اند.
یکی از جرم‌های افراد دستگیر‌شده خریدوفروش سلاح سرد و گرم و رسیور است و به‌گفته سرکرده پلیس تهران «۱۳قبضه سلاح گرم» و «بالغ بر ۷۷۰۰رسیور و تجهیزات ماهواره» در جریان اجرای این طرح سرکوبگرانه کشف شده است.(خبرگزاری ایلنا ۵شهریور ۹۷)
دست‌زدن نیروی انتظامی رژیم به چنین طرح‌های مفتضح که حتی بر اساس معیارهای امنیتی خود رژیم همخوان با تهدیدهایی که بالاترین سران رژیم هر روز نسبت به آنها هشدار می‌دهند نیست، بیش از هر چیزی بیانگر بن‌بست رژیم در سرکوب است. دم زدن از جمع‌آوری «اراذل و اوباش» و ارائه آمار در مورد جمع‌آوری رسیور و ماهواره،‌ نشان می‌دهد که نظام برای سرکوب و اعتراضات مردم به بن‌بست رسیده و کم آورده است.
واقعیت این است که اراذل و اوباش واقعی و چاقوکش‌ها و عربده‌کش‌های لات و لمپن‌ها، همان نیروهای سرکوبگر رژیم و ایادی لباس‌شخصی و مزدوران اطلاعاتی ولی‌فقیه هستند.
در زمینه جذب لومپن‌ها به رژیم یکی از آخوندهای خامنه‌ای به نام محمدرضا شمس‌آبادی در سال ۹۰ اعتراف کرد رژیم در جریان فعالیت‌های به‌اصطلاح فرهنگی خود این اراذل و اوباش واقعی را جذب هیأت‌های مذهبی و آخوندی می‌کند.(سایت مرکز خبر حوزه ۱۰خرداد ۹۰)
در جریان قیام سال ۸۸ شاهدان عینی زیادی از حضور این دسته از لات و لمپن‌های بسیجی شده و لباس‌شخصی شده خامنه‌ای در شهرهای مختلف خبر دادند که اضافه بر این‌که شعارهایی در حمایت از خامنه‌ای می‌دادند، مردم را هم سرکوب می‌کردند.
آنها از سوی نهادهای رسمی سرکوب نظیر سپاه ضدخلقی، نیروی انتظامی و بسیج ضدمردمی حمایت می‌شوند و در بکار بردن خشونت و فحاشی علیه مردم و به‌خصوص مردم قیام‌کننده هیج محدودیتی ندارند و اختیارعمل گسترده‌یی هم دارند.
در راستای دادن اختیارعمل به همین اراذل و اوباش سرکوبگر است که روحانی در افطار ماه رمضان سال ۹۷ تعدادی از سران آنها را دعوت کرد و پذیرایی گرمی از آنها کرد.
در این ضیافت ۲تن از سرکردگان معروف لات و لمپن‌ها نیز به‌خاطر پذیرایی روحانی از آنها تشکر کردند و تصویر آنها هم در رسانه‌های اجتماعی پخش شد.

افطاری روحانی برای لومپن‌های لباس‌شخصی

بر اساس همین سیاست ضدمردمی است که پیش از این حسین همدانی، سرکرده پیشین سپاه موسوم به سپاه محمد رسول‌الله تهران که در سوریه کشته شد و در جریان قیام سال ۸۸ فرمانده اصلی سرکوب قیام تهران بود، اعتراف کرد: «اقدامی انجام دادیم که در تهران صدا کرد. ۵هزار نفر از کسانی که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانهای سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی کردیم و در منزل‌شان کنترل‌شان می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند اینها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد اینها را عضو گردان کردم. بعداً این ۳گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم. یکی از اینها فردی بود به نام ستاری. این ستاری وقتی به جمعیت زد، جانباز ۷۰درصد شد و سال گذشته هم به‌شهادت رسید».(سایت تابناک ۱۷مهر ۹۴)

Tuesday, August 28, 2018

تاریخ مختصری از اخبار دروغ ایرانی/ گزارشی از نشریه آمریکایی فارن افرز



تاريخ مختصري از اخبار دروغ ايراني
بنا‌به گزارشی در مجله فارین افرز، در روزهای اخیر، فیس‌بوک و توییتر در میان چند پلاتفرمی بودند که پاکسازی صدها حساب مشکوک رسانه‌های اجتماعی را اعلام کردند. بگفته این شرکتها حسابهای پاکسازی شده با کارزار دروغ‌پراکنی سیستماتیک رژیم ایران در خارج مرتبط بودند.
بنا‌به‌گفته شرکت امنیت سایبری وای فای که اولین بار در این رابطه هشدار داد، گروه‌هایی که در این کارزار شرکت دارند اغلب خود را به‌عنوان رسانه‌های خبری مستقل ارائه می‌کردند اما در واقع با رسانه‌های دولتی ایران مرتبط بودند.
محتوای آنها طراحی شده بود تا مسائل و روایات را در راستای سیاست خارجی رژیم ایران و با “مضمونهای ضد سعودی، ضداسراییلی و حمایت از سیاستهای مشخص آمریکا که به نفع رژیم ایران بوده، مانند توافق اتمی آمریکا-ایران” تبلیغ نمایند...

 

دروغ‌پراکنی به قدمت خود رژیم

در واقع، تاکتیک‌های دروغ‌پراکنی جمهوری اسلامی به قدمت خود رژیم هستند... مشاوران نزدیک به خمینی که بسیاری از آنان در غرب درس خوانده بودند به وی کمک کردند تا پیامی را بدهد که در آن واحد به چندین شنونده رسیده و برای آنها جذاب باشد. این شنوندگان شامل این دسته‌ها بودند: ایرانیان در داخل و خارج، شنوندگان در خاورمیانه و گستره جهان اسلام، و شنوندگان غربی. برای شنوندگان غربی، مشاوران خمینی، وی را به‌عنوان یک رزمنده آزادی کاریزماتیک معرفی می‌کردند. اینکار اغلب نیازمند حذف یا تغییر کلمات خمینی بود تا پیام کلی را برای شنوندگان غربی جذاب‌تر نماید...
انها همچنین کاربرد اخبار دروغ را فهمیدند. آنها کار را به آنجا رساندند که زمین‌لرزه طبس در سال ۱۹۷۸را به زباله اتمی کشورهای غربی در صحرایی در آن نزدیکی و یا به آزمایشات اتمی زیرزمینی آمریکا نسبت دادند...
در دهه‌های بعدی، تقریباً تمامی نهادهای اصلی رژیم شروع به ایجاد رسانه‌های خود کردند که بسیاری از آنها به چند زبان بود. امروزه، محتوای زبان انگلیسی در خدمت اشاعه تصویر رژیم از مسائل مختلف در غرب است در حالیکه برنامه به زبان عربی در جهت ایجاد سمپاتی در میان جمعیت عرب در منطقه است.

وزارت اطلاعات جایگزین ساواک

چندین سازمان تبدیل به منابع اطلاعات شده‌اند. وزارت اطلاعات و امنیت که بعد از انقلاب جای ساواک را گرفت نقش کلیدی در شکل دادن و اجرای کارزارهای پیام‌رسانی رژیم بازی کرده است. سپاه پاسداران نیز واحد اطلاعات خود را دارد و چندین رسانه را اداره یا به‌صورت غیرمستقیم کنترل می‌کند، از جمله خبرگزاری فارس و خبرگزاری تسنیم که جدیدتر و سخت‌سرتر است. سپاه از این رسانه‌‌ها و رسانه‌های اجتماعی برای تبلیغ سیاستهای رژیم ایران در سوریه و منطقه استفاده می‌کند. کانال پرس تی.وی به زبان انگلیسی، اغلب مفسران اروپایی و آمریکایی را می‌آورند که از دیدگاه و سیاستهای تهران حمایت می‌کنند.

استفاده گسترده رژیم از شبکه‌های اجتماعی برای دروغ‌پراکنی

هر چند رژیم بسیاری پلاتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، از جمله فیس‌بوک و توییتر را ممنوع ساخته، اما مقامات و سازمانهای کلیدی در ایران از آنها برای گسترش محتواهایی به زبانهای مختلف در حمایت از دستور کارهایشان در داخل و خارج سود می‌برند. آنها در این تلاش‌ها توسط شبکه‌یی از حساب‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم با رژیم ارتباط دارند مورد حمایت قرار می‌گیرند. این حساب‌ها در طیفی از پلاتفرم‌ها، از جمله فیس‌بوک، توییتر و اینستاگرام و همچنین برنامه‌های پیام‌رسان مانند تلگرام و واتس‌آپ عمل می‌کنند.
در حالیکه آمریکائیان در این پاییز آماده بازگشت به پای صندوق‌های رأی می‌شوند، بهتر است که واشنگتن قبل از آن که خیلی دیر شود، به توانمندی‌ها و مقاصد دروغ‌پراکنی رژیم ایران نظر بیاندازد.

Monday, August 27, 2018

امید خطرناک و یک تغییر بسیار بزرگ!

امید خطرناک و یک تغییر بسیار بزرگ!



فروپاشی و سرنگونی نظام آخوندی
این‌که عمر حاکمیت ولایت فقیه به سر آمده و وارد فاز سرنگونی و مرحله پایانی خود شده است حرفی است که مقاومت ایران می‌گوید. اما اذعان به این نکته از درون حاکمیت حرفی است که این روزها به بیان‌های مختلف شنیده می‌شود که هشدار می‌دهند «شکست خواهیم خورد» یا خطر قیام را به یکدیگر گوشزد می‌کنند.
غلامرضا کاشی، از کارشناسان حکومتی، طی اظهاراتی که در سایت جماران متعلق به حسن خمینی درج شده، ضمن اشاره به ناامیدی فزاینده نیروهای رژیم از سرنوشت نظام گفت: «اگر الآن با مردم ضعیف صحبت کنید، خیلی امیدوار هستند. با راننده‌ای صحبت می‌کردم؛ فکر می‌کرد به‌زودی کار تمام است. ‌گفتم یعنی تا عید کار تمام است؟ می‌گفت نه بابا زودتر».
او در پاسخ به این سؤال که آیا می‌شود اتفاقات اخیر را مقدمه‌ای بر فروپاشی نظم اجتماعی کشور دانست می‌گوید: «تحولی که من از دیماه تاکنون شاهدش هستم، این است که این تک‌رویدادها بستر اجتماعی گسترده را مرتباً امیدوار می‌کند که انگار می‌شود لرزاند. فروپاشیدن نظام امروز با پاشیدن کشور همساز است... من با بخشی از طبقات فرودست که صحبت می‌کنم می‌بینم تن به هیچ گزاره کلی‌ای نمی‌دهند. خسته هستند و جلوی چشمشان چیزی نمی‌بینند. از نظر من این یک بستر و امیدی است که خطرناک است. هر چه جلوتر می‌آیم، طیف‌های شبیه به من و شما ناامید می‌شوند اما آن طیف فرودست نادیده‌‌گرفته‌‌شده امیدوار می‌شود. هر چه شود انگار برایش از وضع موجود بهتر است».(سایت جماران ۳۱مرداد ۹۷)
آخوند محمد خاتمی، رئیس‌جمهور مغضوب و سردمدار باند اصلاح‌طلب درون رژیم هم صدای آژیر خطر این کارشناس حکومتی را شنیده است.
او نیز از ترس روز خشم همین فرودستان به صحنه آمده و با ضدونقیض‌گویی از یک‌سو هشدار می‌دهد: « اگر حاکمیت تن به اصلاحات ندهد محکوم به شکست است» و از سوی دیگر نا‌خواسته به بی‌راه‌حلی از درون حکومت اذعان کرده و می‌گوید: «بسیاری از مشکلات موجود از ابتدای انقلاب تلنبار شده است».
خاتمی سپس هشدار می‌دهد: «وقتی پایه قوام حکومت که اعتماد و نظر مردم است سست شود، این نظام با خطر مواجه می‌شود».
او با این توهم که گویا برای رژیم فرصتی باقیمانده است، آمادگی خود و باندش را عرضه می‌کند. این در حالی است که مردم با شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» مهر بی‌اعتمادی خود را به کل نظام زده‌اند.
هر چند آخوند خاتمی تلاش کرده علت بنیانی این بحرانها که همان عملکرد اخص یعنی دجالگری و چپاول را بی‌رنگ جلوه دهد اما احمد خرم، یکی از وزیران دولت خاتمی، به نتیجه این عملکرد اعتراف می‌کند و با اشاره به فضای ملتهب اجتماعی در «افکار عمومی جامعه و جوانان، به‌خصوص طبقات ضعیف جامعه و به‌ویژه جوانان عمدتاً بیکار» هشدار می‌دهد: «اگر به اعتراضات پاسخ درستی داده‌ نشود، تبدیل به خشم شده و همین خشم باعث رفتارها و شعارهای تند می‌شود. باید مراقب باشیم که اعتراض به خشونت بدل نشود».(روزنامه آرمان ۳۰مرداد ۹۷)
حتمیت قیام در راه و ابراز نگرانی نسبت به آن، از بالاترین سطوح رژیم هم شنیده می‌شود. آخوند دستغیب در نامه سرگشاده به اعضای مجلس خبرگان ارتجاع در حالی که حکومت آخوندی را «دین خدا» نامیده نوشته است: «اصل نظام زیر سؤال رفته، مردم از دین خدا فاصله گرفته‌اند و نسبت به آن بدبین شده‌اند».
پیام تغییر را یک کارشناس دیگر به نام امان‌الله قرایی مقدم از قیام مردم گرفته و هشدار می‌دهد: «اعتراضات دیماه تاکنون را ببینید، این اعتراضات همگی نوعی تغییر و خیزش است که در سراسر ایران شکل گرفت. در سال ۷۸ اعتراضات دانشجویی را شاهد بودیم، در سال ۸۸ مردم شعار «رای من کو» را سر می‌دادند و در دیماه ۹۶، دیگر نه مسائل سیاسی مطرح بود و نه رای! در دیماه مسأله فقط و فقط مردم و خواسته‌های آنان بود و از منظر علم جامعه‌شناسی همه این مسائل یک تغییر است، یک تغییر بسیار بزرگ»!(سایت شعار سال ۳۰مرداد ۹۷)

Saturday, August 25, 2018

مافیای حکومتی نوشت‌افزار و سودهای میلیاردی



بازار نوشت‌افزار
فساد، اختلاس و دزدی نهادینه‌شده پیوندی ناگسستنی با دیکتاتوری غارت و چپاول آخوندی داشته و دارد. در اقتصاد رژیم تبهکار آخوندی این فساد نهادینه‌شده را می‌توان به گویاترین وجه در واردات بی‌رویه کالا و قاچاق آن هم از مبادی رسمی کشوری به‌خوبی مشاهده کرد. چنگ انداختن مافیای قاچاق حکومتی بر واردات بی‌رویه نوشت‌افزار که رکود کامل تولید و تعطیلی کارگاههای نوشت‌افزار را به‌دنبال داشته است یکی از موارد بسیار کوچک این فساد نهادینه‌شده حکومتی به‌شمار می‌آید.
خبرگزاری حکومتی مجلس ارتجاع موسوم به خانه ملت ۲۵مرداد ۹۷ تحت عنوان مافیای نوشت‌افزار وارداتی با حاشیه سود میلیاردی به‌نقل از به‌اصطلاح عضو هیأت‌رئیسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ارتجاع این چنین اعتراف می‌کند: «در واردات نوشت‌افزار خارجی به کشور با توجه به سودهای کلان در این بازار یک مافیای پرقدرت شکل گرفته است. برآوردهای صورت‌گرفته نشان می‌دهد که رقم گردش مالی در این حوزه فوق نجومی است و این بازار برای برخی افراد حاشیه سود بسیار بالایی دارد».
این عضو مجلس ارتجاع در ادامه اعترافاتش که تماماً در راستای سهم‌خواهی بیشتر باندهای غارتگر حکومتی است علت اصلی نابودی تولیدات داخلی و صنایع نوشت‌افزار کشور را به زبان معکوس این‌گونه برملا می‌کند: «توان تولید بسیاری از اقلام و اجناس لوازم تحریر که یکی از پرمصرف‌ترین کالاها به‌شمار می‌آید در کشور وجود دارد... ضرورتی ندارد ارز برای اقلامی هم‌چون پاک‌کن و مداد که تولید آن با تکنولوژی ساده‌ای امکان‌پذیر است، از کشور خارج شود. واردات بی‌رویه در این حوزه موجب بروز خسارت فراوان به تولیدکنندگان در این حوزه شده است... از عجایب در حوزه نوشت‌افزار نیز واردات قاچاق آن است که باید در این حوزه مرزهای کشور با دقت بسیار بیشتری مراقبت شود».
در یک نمونه دیگر خبرگزاری حکومتی ایرنا ۲مرداد ۹۷ تحت عنوان «۷۰درصد نوشت‌افزارها وارداتی است» وجه دیگری از دیکتاتوری غارت و چپاول آخوندها را که به بیکاری گسترده میلیونها جوان در کشور دامن زده است چنین برملا کرده است: «با وجود ۱۳.۵میلیون دانش‌آموز، چند میلیون دانشجو و استفاده‌های اداری، حوزه نوشت‌افزار بازار بزرگی دارد. حجم این بازار ۴هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود که بخش وسیعی از آن به تولیدکنندگان خارجی اختصاص دارد که اگر این بازار در دست تولیدکنندگان داخلی باشد، ۵۰هزار شغل ایجاد می‌شود».
خبرگزاری ایرنا در تکمیل اعترافاتش به‌نقل از یکی از کارگزاران حکومتی پیش از این نیز اعلام کرده بود: «طبق اعلام وزارت آموزش و پرورش، امسال ۱۳میلیون دانش‌‌آموز در کلاس‌های درس حاضر می‌شوند و اگر به‌طور میانگین هر کدام از آنها تنها ۵۰هزار تومان نوشت‌افزار خارجی تهیه کنند، مبلغ ۶۵۰میلیارد تومان خواهد شد که بر این اساس سهم تولیدات داخلی در بهترین حالت ۱۵درصد است».
این مهره حکومتی در نهایت ترس و وحشت خود را از افزایش روزمره نرخ ارز که گرانی لجام‌گسیخته و طاقت‌فرسا برای مردم محروم میهن را به ارمغان آورده است این چنین برملا می‌کند: «شرایط دلار و ارزی کشور تمامی تولیدات داخلی را تحت‌الشعاع قرار داده است و باعث افزایش قیمت نوشت‌افزار شده است».
افزایش قیمت نوشت‌افزار آن هم در حالی که بسیاری از خانواده‌ها و به‌ویژه اقشار ضربه‌پذیر که با بیکاری، فقر و فلاکت روزگار خود را در حاکمیت غارتگر آخوندی طی می‌کنند رنج مضاعفی است که از هم‌اکنون خانواده‌های آنها را در بیم و هراس فرو برده است چرا که تهیه ابتدایی‌ترین وسایل و لوازم‌التحریر برای کودکان و نوجوانان خود را ناممکن می‌بینند.
ارگان تروریستی سپاه قدس موسوم به تسنیم ۲۲مرداد ۹۷ تحت عنوان «لوازم‌التحریر ۴۰درصد گران شد» آشفته‌بازار افزایش قیمت لوازم‌التحریر را چنین برملا می‌کند: «هنوز بیش از یک ماه به آغاز سال تحصیلی جدید باقی است و قیمت‌ اقلام مختلف نوشت‌افزار در بازار نشان از افزایش بیش از ۴۰درصدی اقلام مختلف به‌ویژه دفتر دارد. فروشندگان لوازم‌التحریر در بازار تهران از نوسانات قیمت شاکی هستند و معتقدند که این شرایط هم برای تولیدکننده، هم برای عرضه‌کننده و هم برای مصرف‌کننده به‌صرفه نیست».
در یک نمونه دیگر سایت حکومتی فرهیختگان ۲۴مرداد ۹۷ تحت عنوان «حباب دلار جهانگیری به نوشت‌افزار دانشجویی هم رسید» شرایط دردناک دانشجویان قبل از شروع سال تحصیلی جدید را چنین توصیف می‌کند:«بازار لوازم تحریر نشان می‌دهد وسایل ضروری تحریر با افزایش قیمت نامتناسبی روبه‌رو شده است... و دانشجویان هم از افزایش قیمت اقلامی هم‌چون خودکار، دفتر، کاغذ، مواد غذایی و کتاب و... ناراضی هستند. اینها اقلامی هستند که نیاز ثابت دانشجویان بوده و هر دانشجویی برای تأمین این اقلام دغدغه دارد و افزایش قیمت آنها مشکلاتی برای دانشجویان ایجاد کرده است».
واضح است اعتراف رسانه‌های حکومتی به قاچاق گسترده نوشت‌افزار توسط باندهای مافیایی حاکمیت غارت و چپاول آخوندی نوک کوه یخ فسادی است که این روزها به‌دلیل تداوم قیام قهرمانانه مردم ایران از یک‌سو و شدت گرفتن تخاصمات باندهای غارتگر رژیم توسط رسانه‌ها و مهره‌ها و سردمداران رژیم مطرح می‌شود و این فاکت‌ها نمونه‌های کوچکی از خروارها معضلات و مشکلات در سیستم تولید از یک‌سو و آموزش‌ و پرورش رژیم از سوی دیگر است که حل آنها تنها با نفی تمامیت نظام ولایت فقیه و سرنگونی حاکمیت پلید آخوندها امکان‌پذیر می‌باشد.

Friday, August 24, 2018

پایین آمدن سن اعتیاد به ۱۱سال، گسترش ۳برابری اعتیاد در میان زنان



پایین آمدن سن اعتیاد به ۱۱سال
گسترش اعتیاد و پایین آمدن سن اعتیاد به‌خصوص سن اعتیاد زنان از جمله دست‌آوردهای ننگین حاکمیت ضدبشری آخوندی است.
گسترش اعتیاد در ایران تحت حاکمیت آخوندها به یک فاجعه تبدیل شده است تا جایی که به‌رغم سانسور، رسانه‌ها و مهره‌های آن ناگزیر به اذعان آن می‌شوند.
دامنه اعتیاد به مواد گوناگون اعتیادآور آن‌چنان وسعت پیدا کرده است و استعمال این مواد آن‌چنان گسترده شده است که به اعتراف حسن لطفی عضو مجلس ارتجاع: «سن مصرف مواد مخدر به ۱۱سال کاهش پیدا کرده است».(خبرگزاری مجلس ۲۶مرداد ۹۷)
اما فاجعه اعتیاد در میان زنان نسبت به مردان گسترده‌تر است، فاجعه اعتیاد زنان آن‌چنان خانمانسوز است که دامنگیر نوزادان هم شده است و بسیاری از نوازدانی که مادران آنها به اعتیاد مبتلا هستند آنها نیز به‌اجبار معتاد به‌دنیا می‌آیند.
پیش از این اعتیاد و به‌خصوص اعتیاد زنان در حاشیه شهرها و ساکنان مناطق فقیر بودند، اما امروزه اعتیاد به محلات نسبتاً مرفه و حتی به باشگاههای ورزشی و حتی سالن‌های ویژه زنان نیز رخنه کرده است.
به گفته دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر استان گلستان تعدادی از سالن‌های ورزشی و آرایشگاههای زنانه این استان پاتوق فروشندگان مواد مخدر شده است.(خبرگزاری مهر ۷تیر ۹۷)
سن اعتیاد در میان دختران به ۱۳سال رسیده است و این موضوع یکی از مهمترین چالش‌های کشور در مورد زنان است.(خبرگزاری ایسنا ۱۳شهریور ۹۶)
رشد اعتیاد زنان در سالیان اخیر به‌گونه‌یی است که به‌رغم این‌که سرمداران نظام در وحشت از پیامدهای اجتماعی تاکنون آن را لاپوشانی می‌کردند و آمارهای غیرواقعی و کاذب می‌دادنند، اما اکنون وادار شده‌اند که اعتراف کنند رشد اعتیاد در میان زنان چند برابر رشد اعتیاد در میان مردان است.
در این رابطه معاون وزیر کشور دولت آخوند حسن روحانی از «زنانه شدن آسیب‌های اجتماعی کشور و رشد ۳برابری آمار اعتیاد زنان خبر می‌دهد».
به گزارش خبرگزاری ایسنا او با بیان این‌که آسیب‌های اجتماعی به سمت زنانه شدن پیش می‌رود، تصریح کرد: «جمعیت زنان درگیر مواد مخدر و اعتیاد در چند سال گذشته بیش از ۳برابر شده است و بیش از ۵٠درصد موارد شناسایی شده است».(خبرگزاری ایسنا ۲۹مرداد ۹۷)
انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سابق سازمان بهزیستی و سرپرست فعلی وزارت کار اذعان می‌کند: «مصرف موارد مخدر در میان زنان در رتبه اول است».(سایت تابناک ۱۹تیر ۹۷)
دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر استان گلستان هم می‌گوید در این استان «در حال حاضر گرایش زنان به مصرف مواد مخدر ۲برابر شده است».(خبرگزاری مهر ۷تیر ۹۷)
در زمینه اعتیاد زنان به مواد مخدر در کردستان دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر ۲سال پیش گفت: «اعتیاد زنان به مواد مخدر در کردستان ۳برابر مردان است».(خبرگزاری ایرنا ۱۰تیر ۹۵)
به‌رغم این‌که سردمداران حاکمیت تلاش دارند دلایل گرایش مردم و به‌خصوص زنان به مواد مخدر و ابتلای آنان به بلای اعتیاد را کتمان کنند، اما بعضاً مقامات سطح‌بالا و بسیاری از کارشناسان آن به فقر و بیکاری به‌عنوان ۲عامل گرایش زنان به مواد مخدر و ابتلا به اعتیاد اذعان می‌کنند.
از جمله این‌که معاون وزیر کشور آخوند روحانی علت ابتلای زنان به اعتیاد را «‌فقر، بیکاری، ناموزونی توسعه، بی‌عدالتی و توزیع نامناسب منابع» می‌داند.(خبرگزاری ایسنا ۲۹مرداد ۹۷)
این دلایل بسیار واقعی است زیرا که زنان ایران زیر سرکوب و ستم شدید قرار دارند و روزانه در معرض انواع تبعیض‌ها و تحقیرها در محیط کار و خیابان هستند.
از جمله این‌که دستگاههای سرکوب و ارتجاعی رژیم روزبه‌روز انواع محدودیتها را به‌عنوان خطوط قرمز بر آنها تحمیل می‌کنند.
عوامل بیشتری در گرایش زنان به مواد مخدر و عدم تمایل آنها به ترک اعتیاد موثرند که در صدر آنها سرکوب ناعادلانه آنها و نظام اجتماعی منحطی است که حاکمیت آخوندی برای آنها به‌وجود آورده است.
بر اساس این واقعیت است که زنان در معرض سرکوب بیشتری قرار گرفته‌اند تا جایی که معاون وزیر کشور هم ناگزیر شده است به بخشی از محدویت‌های ایجاد شده برای زنان اعتراف کند.
در این رابطه محبوبی، معاون وزیر کشور رژیم، می‌گوید: «پس زدن از سوی زنان به‌دلیل برخی خطوط قرمز و شرایطی است که برایشان ایجاد کرده‌ایم؟ از ٢٢٠ تا ٢٣٠هزار نفری که از سوی گشت ارشاد دستگیر و اعمال قانون شدند، چه تعدادشان مستحق دریافت اخطار و توبیخ و بازداشت بودند؟ آیا نباید فکر کنیم وقتی گارد را جلوی ورزشگاه آزادی می‌چینیم و هر کسی رد می‌شود فکر می‌کند یک حمله تروریستی می‌خواهد رخ دهد، این کار می‌تواند روی نگاه زنان به آینده تاثیر داشته باشد»؟(خبرگزاری ایسنا ۲۹مرداد ۹۷)
اگر چه این دلایل بسیار واقعی است و اگر‌ چه کارگزاران حکومتی به آمار معتادان و دلایل آن اعتراف می‌کنند اما یک واقعیت دیگر هم وجود دارد و آن این‌که سرمنشاء توزیع مواد مخدر در ایران عناصر گردن‌کلفت و نهادهایی از جمله سپاه پاسداران ضدخلقی است.
بسیار واضح است که عامل رشد آمار اعتیاد در ایران تحت حاکمیت آخوندها نمی‌تواند خرده‌فروشان مواد مخدر باشد.
آخوند مصطفی‌ پورمحمدی، وزیر کشور دولت قبلی روحانی و رئیس وقت بازرسی کل کشور در سال ۹۲، به قاچاق مواد مخدر توسط برخی از ارگانهای رژیم آخوندی اعتراف کرد و گفت: «ترانزیت مواد مخدر با هر شکلی خیانت به بشریت است. هیچ منفعتی و خیری در آن نیست که یک دستگاه آن را انجام دهد و هر کسی کرده باشد و یا هر کسی در فکر این کارها باشد، حتماً برای کشور مضر است».(سایت خبرآنلاین ۲۵دی ۹۱)
رژیم زن‌ستیز آخوندی عمد دارد با افزایش سرکوب و ایجاد محدودیت‌های اقتصادی-اجتماعی و گسترش فقر در میان زنان آنان را درگیر اعتیاد کند تا بلکه بتواند آنان را از مبارزات اجتماعی بازدارد.
اما می‌بینیم که در اعتراضات اخیر در موارد بسیاری این زنان شجاع هستند که پیشگام مبارزه علیه این نظام هستند و در موارد بسیاری در تجمعات شعار مرگ برخامنه‌ای و مرگ بر روحانی از طرف آنها داده می‌شود و آغازگر شورش علیه حکومت آخوندی هستند.

Thursday, August 23, 2018

بحران قم بالا می‌گیرد

بحران قم بالا می‌گیرد



حوزه علمیه قم
بحرانی که روز پنجشنبه گذشته از حوزه قم و با بلند کردن پلاکارد پرمعنای «ای آن که مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» کلید خورد با گذشت ۶روز هم‌چنان سیر صعودی دارد و کار به جاهای باریک یعنی به رأس نظام و نهادهای اصلی قدرت خامنه‌ای کشیده است.
در حال حاضر همه سعی می‌کنند از این بحران که مثل مینی زیر پای نظام منفجر شده فاصله بگیرند و از خود سلب مسئولیت کنند. روزنامه حکومتی ابتکار ۳۰مرداد این وضعیت را با عبارت معروف «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!» بیان کرده و می‌نویسد: «تاکنون کسی در این رابطه پاسخگو نبوده است. هر نهاد و فردی به‌صورت جداگانه اعلام برائت کرده است و گفته که ما اطلاع نداشته‌ایم».
به‌دنبال بیانیهٔ اعتراضی آخوند مکارم که در آن خواسته بود مسئولان حوزه و مسئولان سپاه وضعیت خود را در این قضیه روشن سازند، تعدادی از فرماندهان سپاه با آخوند مکارم دیدار کردند و کوشیدند او را قانع کنند.
در این ملاقات، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه استان قم گفت: سپاه در شکل‌گیری و برگزاری این تجمع هیچگونه نقشی نداشته است و هیچ‌یک از نیروهای این نهاد در این برنامه حضور نداشتند و تصاویری که در بعضی رسانه‌ها از حضور اعضاء سپاه در این برنامه منتشر شده مربوط به مراسم دیگری بوده و انتشار این عکسها اقدامی ناشیانه در راستای تخریب سپاه بوده است».(خبرگزاری ایرنا ۳۰مرداد ۹۷)
پاسدار طیبی‌فر، سرکردهٔ ‌ تیپ موسوم به امام صادق که در مراسم فیضیه سخنرانی کرده و از او در گزارش دیدار با مکارم، با عنوان حجت‌الاسلام نام برده شده، به‌طور خنده‌داری گفته است که در آن مراسم به‌طور اتفاقی پشت تریبون قرار گرفته و قصد سخنرانی نداشته است.
پاسدار دیگری به نام غلامرضا احمدی، سرکرده سپاه موسوم به علی بن ابیطالب، در نامه‌یی به آخوند مکارم نوشته است: «قطعا این اقدام، حرکتی از سوی عناصر کینه‌توز در راستای پروژه سپاه هراسی بوده و... سپاه نیز به‌عنوان مدعی در این قضیه خواهان برخورد قاطع با شایعه‌سازان و عوامل تخریب سپاه» است.(خبرگزاری ایسنا ۳۰مرداد ۹۷)
از سوی دیگر باند روحانی از طریق رسانه‌ها و مهره‌های رسانه‌یی خود خواستار پیگیری این جریان است. یکی از مهره‌های این باند به نام نعمت احمدی در روزنامه ابتکار توجیهاتی را که در این قضیه می‌شود، «توهین به شعور مردم» توصیف کرد و گفت: « مگر می‌شود کسی با لباس روحانیت در مکانی مانند مدرسه فیضیه تجمع کند و شعار بدهد اما کسی در جریان آن نباشد». او همچنین با اشاره به شایعاتی که در مورد قتل رفسنجانی از قبل بر سر زبانها بود، می‌افزاید:‌ «حالا یک عده آمده‌اند و اعلام کرده‌اند که ما ایشان را کشته‌ایم. بعد به جای این‌که پیگیری شود و ببینند که ریشه این ماجرا به کجا ختم می‌شود می‌گویند ما اطلاع نداشته‌ایم... لااقل الآن که در جریان قرار گرفتند می‌توانند کمک کنند تا سرمنشاء پیدا شود».(ابتکار ۳۰مرداد ۹۷)
اما بحران قم، حرفهایی عمیق‌تر از جمله بحث استقلال حوزه یا در واقع خارج شدن حوزه از سیطره ولی‌فقیه را مطرح کرده است.
روزنامه جمهوری اسلامی ۳۰مرداد ۹۷ تحت عنوان «حوزه علمیه استقلال می‌خواهد» می‌نویسد: «آنچه در روز پنجشنبه گذشته در مدرسه فیضیه قم رخ داد، زنگ خطری بود که به همگان فهماند حوزه علمیه استقلال خود را از دست داده است».
صریح‌تر از این آخوند هاشم‌زاده هریسی، از اعضای خبرگان ارتجاع، با به چالش کشیدن خود خامنه‌ای تحت عنوان افراد تندرو گفته است: «اکنون همگان باید از مراجع و حوزه‌ها در مقابل افراد تندرو حمایت کنند... گفتن حرف‌های تندروانه‌ای مانند این‌که «حوزه‌ها باید انقلابی باشند» معنایی جز این ندارد که حوزه‌ها باید تندرو باشند».(خبرگزاری ایسنا ۳۰مرداد ۹۷)
در مقابل این حملات، برخی دلواپسان، صراحتاً از غوغای قم حمایت می‌کنند، از جمله آخوند حمید روحانی که اظهاراتش در روزنامه رسالت ۳۰مرداد به چاپ رسیده ضمن حمله به حسن روحانی گفت: «اعتراض طلاب حوزه علمیه قم بسیار کار درستی بود که با اجتماع عظیمشان در مدرسه فیضیه به دولت هشدار دادند و برای این سازش‌کاریها دولت را توبیخ کردند».

Wednesday, August 22, 2018

بن‌بست مذاکره با آمریکا و تشدید بحران درونی رژیم



بن‌بست مذاکره
بحث مذاکره با آمریکا، در رژیم هم‌چنان داغ است. به این ترتیب اظهارنظر قاطع هفته گذشته خامنه‌ای که مذاکره نمی‌کنیم، به جای آن که بحث و دعوا بر سر این موضوع را فیصله بدهد، آن را تشدید هم کرده است. موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا عمدتاً به حرفهای خود خامنه‌ای استناد می‌کنند.
سایت حکومتی بهار ۲۸مرداد ۹۷ با وضوح دلایل موافقان و مخالفان مذاکره را چنین خلاصه و بیان کرده است: «‌یکی از عللی که به‌عنوان عدم سودمندی مذاکره عنوان می‌شود آن است که کشور هنوز به حدی از اقتدار که لازمه مذاکره با آمریکا باشد نرسیده است، در نتیجه در شرایط حاضر مذاکره با ایالات متحده به سود ایران نخواهد بود. در مقابل گروهی دیگر بر این عقیده‌اند که مذاکره از لوازم و ضرورت‌های دست‌یافتن به اقتدار است و مذاکره مقدمه اقتدار خواهد بود نه بالعکس».
به این ترتیب دلایل موافقان و مخالفان مذاکره با آمریکا، از قضا یک چیز است و آن هم ضعف و ناتوانی مفرط نظام، همان که خامنه‌ای هم در سخنرانی اخیر خود بر آن تأکید کرد: «ما باید وقتی مذاکره کنیم، وقتی وارد این بازی خطرناک بشویم که فشار(آمریکا)، هوچیگری او، نتواند در ما تأثیر بگذارد. به‌خاطر یک اقتداری که داریم. بله، آن‌وقتی که جمهوری اسلامی از لحاظ اقتصادی، از لحاظ فرهنگی، به آن اقتداری که ما در نظر گرفته‌ایم برسد، آنجا برود مذاکره کند؛ حرفی نیست. امروز چنین چیزی وجود ندارد؛ ما اگر چنان‌چه برویم مذاکره کنیم، قطعاً این مذاکره به ضرر ما تمام خواهد شد».
‌ حرفهای دو باند در اثبات یا نفی مذاکره با اندک تفاوتی در بیان، تکرار همین حرف و همین استدلال است.
کیهان خامنه‌ای ۲۹مرداد ۹۷ با اشاره به حرفهای روحانی که از آمریکا درخواست کرده بود پل رابطه را که خراب کرده بود، خودش بسازد، می‌نویسد:‌ «مذاکرات منتهی به برجام، دولت ما را روی پل عملیات و ضربات آمریکا برد، نه این‌که پلی برای شراکت و دوستی باشد. کسانی که می‌گویند مذاکره با ترامپ را بپذیریم یا حتی او را به تهران دعوت کنیم، متوجه باشند یا نباشند، عملاً از روحانی می‌خواهند حلقوم برجام را بفشارد و به دست خود، آن را خفه کند! این دقیقاً آرزوی آمریکاست که دولت ایران بپذیرد ضمن ادامه یکطرفه تعهدات برجامی، پای مذاکره جدید بنشیند»!
در این میان بخشی از دلواپسان از جمله یکی از سردمداران این باند، آخوند مصباح یزدی، هم باند روحانی را مورد حمله قرار می‌دهد و هم با اشاره تلویحی به اعتراف خامنه‌ای که اجازه دادن به مذاکرات برجام اشتباه بوده، به خامنه‌ای طعنه می‌زند و می‌گوید: «باید استغفار کنیم و بگوییم خدایا غلط کردیم؛ ما را ببخش که به برجام و مذاکره با دشمنان دل خوش کرده بودیم / ما را ببخش که به اروپایی‌ها دل خوش کرده‌ایم / برخی به روسیه و چین دل بسته‌اند؛ آنها هم اشتباه می‌کنند».(سایت انتخاب ۲۸مرداد ۹۷)
در باند اصلاح‌طلب هم از زاویه دیگری باند خامنه‌ای را مورد حمله قرار می‌دهند؛ از جمله احمد زیدآبادی، از مهره‌های اصلاح‌طلبان حکومتی، با اشاره به این‌که باند مقابل مذاکره را تابو کرده و خود در آن گیر افتاده می‌گوید:‌ «جناح حاکم که پایگاه اجتماعی‌‌اش را با ایدئولوژی ضدمذاکره بار آورده است. اگر قرار است مذاکره شود، باید بدنه اجتماعی این جناح آماده شود که چنین چیزی دیده نمی‌شود».
زیدآبادی به مذاکرات محرمانه و پشت‌پرده که از زمان خمینی باب بوده، اشاره می‌کند، اما آن را در شرایط کنونی خطرناک می‌داند و می‌افزاید: «مذاکره پشت‌پرده هم از همین زاویه برای جناح مقابل خطرناک است چون خبر آن پشت‌ پرده نمی‌ماند؛ آن هم با طرفی که خیلی پایبند به مخفی ماندن مذاکره نیست».
وی می‌افزاید:‌ «بنابراین بعید است تا لحظه آخر ایران تن به مذاکره بدهد و تا جایی که می‌توانند صبر می‌کنند».
این در واقع بیان بن‌بست مطلق رژیم است، ولی‌فقیه که قادر نیست به هیچ سمتی یک تصمیم قاطع بگیرد، آن‌قدر تعلل می‌کند تا شرایط و عوامل بیرونی آن را به او دیکته و تحمیل کند.
اما زیدآبادی با اشاره به اوضاع به‌شدت جوشان اجتماعی و شرایط متحول منطقه‌یی و بین‌المللی هشدار می‌دهد باید هر چه زودتر تصمیم بزرگ گرفته شود؛ او می‌گوید: «الآن وضعیت طوری شده که سیستم باید تصمیمات بزرگ بگیرد و اگر از گرفتن تصمیمات بزرگ ناتوان باشد، نیروی خارجی می‌تواند اثرگذار باشد و به‌نظر من فرصت‌های زیای از دست رفته است و این فرصت برای نیروی اثرگذار خارجی باقی می‌ماند».(سایت رویداد ۲۴ – ۲۸مرداد ۹۷)

Monday, August 20, 2018

افزایش کشمکش باندهای رژیم بر سر فیلتر توئیتر



فیلترینگ توئیتر
یک بار دیگر باندهای رژیم بر سر فیلتر توئیتر دست‌به‌گریبان شده‌اند. اخیراً ۸تن از اعضای کمیته‌یی که رژیم آخوندی برای تدوین قوانین فیلتر فضای مجازی به اسم «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه» تشکیل داده است طی نامه‌یی به محمدجعفر منتظری، دادستان کل رژیم، خواستار تشکیل جلسه‌یی برای بررسی فیلتر توئیتر شدند. آخوند منتظری در پاسخ به آنها صراحتاً‌ تأکید کرد که بررسی فیلتر توییتر در صلاحیت کارگروه کذایی نیست و گفت: «(توئیتر) به موجب دستور قضایی فیلتر شده و به همین جهت قابلیت طرح در کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه را ندارد». منتظری حتی شرکت در جلسه‌یی که ۸عضو کارگروه که ۶تن از آنها وزیر دولت روحانی هستند و خواستار آن شده بودند را جرم دانست و گفت: «۶وزیر از من خواستند تا برای رفع فیلتر برخی شبکه‌ها(توئیتر) جلسه بگذاریم، ولی من نرفتم و قبول نکردم زیرا شریک در جرم خواهم شد».
پس از آن وزیر ارتباطات رژیم آخوندی روز یکشنبه ۷مرداد خبر داد که در پاسخ به این استدلال دادستان کل کشور، «استدلال‌های حقوقی» خود را در نامه‌یی به او اعلام کرده و بار دیگر خواستار بررسی رفع فیلتر توئیتر در کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه شد.
این بار معاون دادستان رژیم آخوندی در امور فضای مجازی وارد شد و در پاسخ به وزیر ارتباطات روحانی او را تهدید کرد که نه تنها بررسی فیلتر توئیتر در کارگروه جرم محسوب خواهد شد، بلکه حتی تقاضای او برای بررسی فیلتر توئیتر جرم است. معاون دادستان رژیم با صدور اطلاعیه‌یی گفت:
«درخواست وزیر ارتباطات مبنی بر طرح موضوع رفع فیلتر توئیتر در جلسه کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، غیرقانونی است... موضوع رفع فیلتر توئیتر در جلسه کارگروه مطرح نخواهد شد و توئیتر رفع فیلتر نمی‌شود. درخواست وزیر ارتباطات دائر بر طرح موضوع رفع فیلتر توئیتر در جلسه کارگروه درخواستی غیرقانونی و خلاف مبانی حقوقی است. اگر کسی فکر می‌کند که طرح مکرر یک درخواست غیرقانونی در رسانه‌ها، منع قانونی آن را مرتفع می‌کند، این فکر اشتباه است».

فیلترینگ توئیتر
فیلترینگ توئیتر

معاون دادستان کل رژیم در پایان فتوای نهایی را صادر کرد و گفت:
«توئیتر یک شبکه اجتماعی آمریکایی است که کنترل آن در اختیار دشمن می‌باشد. مدیران این شبکه در فتنه سال ۸۸ صراحتاً از فتنه حمایت کردند. در حال حاضر نیز این شبکه حاوی میلیونها محتوای مجرمانه است که وزارت ارتباطات به‌لحاظ فنی امکان پالایش حتی یک مصداق آن را را ندارد».
اما این تهدیدها باعث پایان کشمکش نشد. روز ۲۷مرداد یکی از نمایندگان مجلس ارتجاع با ارسال نامه‌یی به دادستان کل کشور نوشت که فیلترینگ «صرفاً به نهادینه شدن و عمومیت یافتن انواع و اقسام فیلترشکن‌های داخلی و خارجی» منجر شده است و به دادستان کل رژیم اعتراض کرد که چرا ۸عضو کارگروه که تقاضای بررسی فیلتر توئیتر را کرده بودند که ۶تن آنها وزیر دولت روحانی هستند را مجرم خطاب کرده است.
در همین حال روزنامه‌های رقیب نیز در پاسخ به دادستانی رژیم که توئیتر را شبکه آمریکایی دانسته بود به این موضوع دامن زدند که اگر توئیتر غیرقانونی است پس کاربری آن نیز غیرقانونی است و «با وجود عضویت شمار قابل‌توجهی از مسئولان رده‌بالای کشور» در توئیتر پس آنها هم دارند کار غیرقانونی می‌کنند.
روزنامه حکومتی همشهری نوشت: «اگر به‌عنوان نمونه توئیتر، یک شبکه اجتماعی به‌قول برخی، آمریکایی و پلید است چرا مسئولان ارشد و مقام‌های کشور استفاده از آن را لازم می‌دانند»؟
فضاحت این کشمکش باعث شد که ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر ارگان سانسور اینترنت موسوم به «شورای عالی فضای مجازی»، به رسانه‌های حکومتی بگوید: «خود توئیتر بسته شده اما کاربری‌اش می‌تواند غیرقانونی نباشد. به‌هرحال درباره قانونی یا غیرقانونی بودن این کاربری در توئیتر صراحت قانونی نیست».
این کشمکش یک‌بار دیگر توجه هر ناظری را به وحشت حکومت آخوندی از شبکه‌های اجتماعی و علل آن جلب می‌کند.

فیلترینگ توئیتر
فیلترینگ توئیتر

نگاهی به شعار رسانه اجتماعی توئیتر، تا حدودی علت هراس رژیم را روشن می‌کند؛ در نوامبر سال ۲۰۰۹ میلادی شعار توئیتر به «چه چیزی در حال رخ دادن است؟» (به انگلیسی: What is happening) تغییر کرد. آنچه به وضوح، از سمت و سوی این شبکه اجتماعی به جانب آزادی اطلاع‌رسانی و فعالیت شهروندان در زمینه آزادی بیان، حکایت می‌کرد.
اما سؤالی که در مورد رژیم ایران مطرح بوده و هست این است که، آیا سران رژیم اجازه خواهند داد که مردم و یا رسانه‌ها، رخدادهای واقعی جامعه را اطلاع‌رسانی کنند.؟!
صدالبته که جواب حکومتی آخوندی تاکنون منفی و پاسخ همان فیلتر کردن است تا رخدادها و تحولات اجتماعی و سیاسی را زیر یک پرده سنگین و ضخیم از سانسور پنهان کند.
از بعد قیام سال ۸۸ که سران رژیم به‌شدت از وضعیت قیام و آگاه شدن جوانان و اطلاع‌رسانی اخبار و حوادث، به وحشت افتاده بودند، وزارت کشور در همدستی با وزارت اطلاعات کشور طرح فیلترینگ توئیتر را به اجرا درآورد.
جالب اینجاست که در سال ۹۲ رئیس هیأت‌مدیره و یکی از بنیان‌گذاران توئیتر در پستی در این شبکه اجتماعی، روحانی را مخاطب قرار داد و چنین نوشت:
«عصر بخیر، رئیس جمهور، آیا شهروندان ایرانی قادر به خواندن توئیت‌های شما هستند»؟
یعنی به این شکل خواست به او بفهماند که نمی‌توان مردم کشور خود را از پایه‌یی‌ترین حق که حق آزادی بیان باشد، محروم ساخت و در عین‌حال خودتان رسماً از این رسانه استفاده ‌کنید.

رفع فیلتر آری یا خیر 

حال سؤال اساسی اینجاست؛ توئیتر در حالی در ایران فیلتر است که بالاترین مقام‌های حکومتی مانند خامنه‌ای و دفتر او، حسن روحانی، رئیس‌جمهور ارتجاع و تعدادی از وزرا در این شبکه اجتماعی فعالند. اما وقتی حساب به مردم و قشر آگاه جامعه می‌رسد، توئیتر شبکه اجتماعی آمریکایی و پیش‌برنده خط دشمن می‌شود.
اینجاست که دم خروس ارتجاع و نهایت وحشت رژیم و کارگزارانش بیرون می‌زند و ترس و وحشت آنان از براندازان که می‌توانند از این شبکه اجتماعی را در راستای گسترش قیام استفاده کنند و تجربه قیام ۸۸ را در مداری بالاتر به‌کار بگیرند، سراپای حکومتشان را فرامی‌گیرد
این جوانان قیام‌آفرین، کانونهای شورشی و کارگران و اقشار به‌جان آمده هستند که به هر قیمت شده ولو فیلتر شدن محیط‌های اجتماعی، شعار و حرف خود را که سرنگونی تام و تمام این رژیم فاسد است، به کمک فیلترشکن‌ها طنین‌انداز کرده‌اند. آنچه که به‌وضوح در هماهنگی تظاهرات و حرکتهای اعتراضی در این ایام می‌توان دید. خیز و عزمی که لرزه بر اندام رژیم انداخته و خود را در غریو شعارها و شجاعت مردم در خیابانها، بر همگان عیان کرده است.

Saturday, August 18, 2018

دادن امتیاز ماهیگیری به کشتی‌های چینی در جنوب، وجهی دیگری از وطن‌فروشی آخوندها!

دادن امتیاز ماهیگیری به کشتی‌های چینی در جنوب، وجهی دیگری از وطن‌فروشی آخوندها!



صید ترال کف توسط کشتی‌های ماهیگیری چینی در آبهای ایران
در ادامه غارت و چپاول مردم ایران و در ادامه سیاست ضدملی دادن امتیاز به بیگانگان برای غارت منابع این مردم، حاکمیت پلید آخوندی با دادن امتیاز بی‌سروصدا به صیادان چینی و کشتی‌های ماهیگیری آنها در آبهای جنوبی ایران، باعث خانه‌خرابی صیادان جنوب کشور شده است.
صیادان زحمتکش که با به‌جان خریدن انواع مشکلات کار صیادی، نان بخور و نمیری از طریق ماهیگیری به‌دست می‌آورند، اکنون دادشان بر آسمان است که صیادان چینی دریا را جارو می‌کنند و مجالی برای آنها در صید ماهی باقی نمی‌گذارند.
این در شرایطی است که شیلات جنوب نه به حرف آنها گوش می‌دهد، نه به شکایت آنها توجه می‌کند و نه به درد آنها رسیدگی می‌کند.
صیادان چینی توسط کشتیهای ماهیگیری برای صید صنعتی، با به جریان انداختن برق با ولتاژ بالا، حجم بالایی از ماهی و سایر آبزیان را صید می‌کنند و حتی به ماهی‌هایی که در شعاع دورتری هم هستند آسیب می‌زنند و آنها را نیز تلف می‌‌کنند.
در این رابطه درد دل یکی از صیادان بندر پارسیان در گفتگو با خبرنگار حکومتی ایسنا در ۱۸اردیبهشت ۹۷ چنین است‌: «چرا کشتیهای چینی باید به آبهای ایران وارد شوند و به صید "ترال کف" که همه چیز را از بین می‌برد بپردازند حال آن که این نوع صید ممنوع است! چرا باید صیادان خارجی با کشتیهای خود به‌راحتی در آبهای ایران صیادی کنند و هیچ‌کس با آنها کاری نداشته باشد، اما به‌محض این‌که یک صیاد ایرانی از مرز آبی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس عبور کند، آن را متوقف کرده و دادگاهی می‌کنند»؟
 یکی دیگر از صیادان هم می‌گوید: «چینی‎ها هر چه صید می‎کنند با خودشان می‎برند و بارها با آنها درگیر شده‌ایم که چرا با صید غیرمجاز کف دریا را هم آسیب می‎زنید اما گوششان بدهکار نیست و زورمان به آنها نمی‎رسد».
با این وجود مقامات حکومتی محلی موضوع صید ماهی توسط صیادان و کشتی‌های چینی را انکار می‌کنند.
در حالی‌که رسانه‌های حکومتی به‌کرات و در گزارشات متعدد خود به حضور چینی‌ها و کشتی‌های آنها برای صید ماهی در خلیج‌فارس و دریای عمان اذعان می‌کنند.
در این رابطه سایت تابناک ۵مرداد ۹۷ در مطلبی با عنوان: «تأملی بر حضور کشتی‌های ترال در خلیج‌فارس؛ به کام چین با پرچم ایران!» می‌نویسد: «صید ماهیان ایرانی(و دیگر گونه‌های کف‌زی دریا) توسط کشتی‌های چینی، البته با تمهیدات جدید و پیچیده ادامه دارد؛ این بار با یک تفاوت مهم: زیر پرچم ایران».
سایت باشگاه خبرنگاران ۷مرداد ۹۷ هم با عنوان «تور چینی‌ها روی منابع خلیج‌فارس» از قول سخنگوی انجمن صنفی دیانوردان به تخلفات کشتی‌های چینی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «ملوانان این کشتی‌ها ردیاب‌ها را خاموش می‌کنند و با پرداخت جریمه ۶۰میلیون تومانی به بهانه خراب بودن ردیاب‌ها به شیلات، بیش از ۸۰۰میلیون تومان ماهی را از صیدگاهها در شعاع غیرمجاز و تعیین نشده به‌صورت غیرقانونی صید می‌کنند که همین موضوع عامل اصلی کاهش صید صیادان بومی شده است».
دادن اجازه به کشتی‌های چینی برای «جارو کردن کف دریا» در خلیج‌فارس و دریای عمان در زمره سیاستهای خائنانه حاکمیت وطن‌فروش آخوندی است، هم‌چنان که آب و خاک مردم ایران را هم غارت و به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و عراق صادر می‌کنند و با دادن امتیازات به کشورهای شمال دریای خزر، حقوق مردم ایران در این دریا را هم می‌فروشند تا بلکه این کشورها در مجامع بین‌المللی از این رژیم منزوی حمایت کنند.
رژیم آخوندی تنها چوب حراج به زمین، دریا و آب ایران نمی‌زند بلکه همین سیاست ضدملی را نیز از طریق خام فروشی منابع ملی سالیان است که پیش می‌برد.
سیاست برباد دادن آب و خاک و کف دریاهای ایران در شرایطی است که کشورهایی که حکومت آخوندی بی‌دریغ از منابع و پول‌های مردم ایران جیب آنها را پر می‌کند، در سر بزنگاه و در شرایطی که منافع ملی خودشان با حمایت سیاسی از رژیم در تضاد قرار می‌گیرد، نظام آخوندی را قال می‌گذارند.
هم‌چنان که بارها شاهد بوده‌ایم به‌رغم امتیازات اقتصادی بی‌دریغی که این رژیم وطن‌فروش به کشورهای چین و روسیه داده است، اما آنها در سر بزنگاه قالی را از زیر پای رژیم کشیده‌اند.