Saturday, September 29, 2018

چهارمین دور اعتصاب رانندگان کامیون، درس‌ها و دستاوردها

چهارمین دور اعتصاب رانندگان کامیون، درس‌ها و دستاوردها



اعتصاب کامیونداران
افتخاری برای رانندگان کامیون
روز ۳۱شهریور ۹۷جدیدترین دوز از اعتصاب رانندگان کامیون و کامیون‌داران ایران آغاز شد.
این اعتصاب، چهارمین دور اعتصاب رانندگان کامیون طی ۴ماه اخیر است. ابتدا نگاهی کنیم به تاریخچه بسیار کوتاه اما پرقدرت این اعتصاب‌گران.

اولین دور اعتصاب رانندگان کامیون و کامیون‌داران
اول خرداد ۹۷ اولین دور اعتصاب رانندگان آغاز شد و از ۱۸خرداد به بعد این اعتصاب در مواجهه با فریب‌کاریهای رژیم و وعده‌ و وعید‌های حکومتی به دست‌انداز افتاد و در توفان خبرهای مسابقات جام جهانی فوتبال در مسکو(حدود۲۰خرداد) به آرامی فروکش کرد. این دور از اعتصاب اگر چه یکی دو دستاورد بسیار کوچک و بی‌اهمیت صنفی هم داشت ولی از آنجا که خواسته‌های رانندگان کامیون و کامیون‌داران تأمین نشد، در ابتدای مرداد، دور بعدی اعتصاب رانندگان کامیون پا گرفت.

دومین دور اعتصاب رانندگان کامیون و کامیون‌داران
اول مرداد ۹۷دومین دور اعتصاب رانندگان کامیون آغاز شد. این دور از اعتصاب کامیون‌داران در شهرک شاپور اصفهان به یک تظاهرات شورشی کامل و گسترده مردمی بالغ شد. این دور از اعتصاب از اواخر هفته اول مرداد به دور سوم قیام سراسری مردم ایران گسترش پیدا کرد؛
قیام‌های شورشی در شهرهای شاپور اصفهان، کرج، شیراز و رشت، جدی‌تر از دیگر شهرها بود.
البته کیفیت قیام در این دور، اساساً قابل مقایسه با دور قبلی نبود و بار «شورشی» آن ویژگی بارز آن بود.
به هر حال این دور از اعتصاب رانندگان کامیون نیز از روز ۲۰مرداد به بعد به آرامی فروکش کرد و خبر آن در میان دیگر خبرهای اعتراضی، کم‌رنگ شد. گرچه که این اعتصاب برای حرکت‌های اعتراضی دیگر اقشار و اصناف، میدان باز کرد مانند؛ اعتصاب‌ کارگران راه‌آهن و...اما شورش شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، کرج، اراک، همایونشهر، اهواز، قهدریجان، مشهد، نجف‌آباد و قرچک ورامین، وجه بارز این دور از قیام و اعتصاب بود که سکوی پرش آن را باید اعتصاب رانندگان و حرکت شورشی آنها در شاپور اصفهان دانست.

دستاوردهای بزرگ دور دوم اعتصاب رانندگان کامیون
شورش شاپور اصفهان را به‌عنوان یک دستاورد اعتصاب رانندگان باید جداگانه و مفصل به‌عنوان یک موفقیت برای رانندگان اعتصابی ارزیابی کرد.
اما در همین حد فعلاً می‌توان گفت: رانندگان اعتصابی در دور دوم، اعتصاب خود توانستند بدون این‌که ظاهراً بخواهند یا رسماًً اعلام کنند، قیام شهری مردم ایران را یک گام بلند به پیش ببرند.
در این مورد باید به رانندگان اعتصابی و نقش مردمی آنها در قیام بزرگ مردم ایران تبریک گفت.
در سایه همین اعتصاب و فضای ناشی از آن بود که نه تنها شورش شهرها ارتقاء پیدا کرد، بلکه حرکت‌های کارگری هم به‌طور خاص، به موفقیتهایی رسیدند که از آن جمله می‌توان به اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه اشاره کرد که توانستند شورای انتخابی خود را از دل اعتصاب‌های اخیر بیرون کشیده و به کارفرمای حکومتی تحمیل کنند.
اعتصاب دور سوم رانندگان کامیون و کامیون‌داران یک دستاورد بسیار خجسته نیز در زمینه قیامهای شهری داشت که باعث شد به میزانی عنصر سازمانیافتگی و طرح و برنامه داشتن در خیابان به شورشهای شهری تزریق گردد. این دستاوردها را در همین حد باید به تمامی رانندگان کامیون و کامیون‌داران ایران تبریک گفت.
این دور از قیام یک دستاورد بزرگ سیاسی هم داشت و آن این‌که باعث شد عناصر نفوذی در اپوزیسیون با سرعت و وحشت، واکنش نشان داده و با اعلام آمادگی برای همکاری با پاسداران و عناصر داخل حکومت جهت مدیریت مسالمت‌آمیز دوران انتقال، نقاب از چهره خود بردارند. وحشت از اعتلای انقلاب آن‌چنان در این عناصر نفوذ کرد که برخی‌ها با صراحت تمام اعلام کردند که در این نقطه «متوقف» می‌شوند و اهل براندازی نیستند چون براندازی را مترادف نابودی ایران!؟ می‌دانند، این عناصر به این ترتیب با یک حرکت بزرگ مردمی بلافاصله جبهه واقعی خود را در سمت رژیم اعلام کردند! رو شدن ماهیت عناصر منتسب یا متولی دیکتاتوری قبلی و ریزشی‌های اپوزیسیون شده همین نظام آخوندی در صدر این قبیل آبروباختگان سیاسی بودند.
این مورد را نیز باید به تمامی عناصر دست‌اندرکار اعتصاب رانندگان و قیامهای شهری تبریک مضاعف گفت.

سومین دور اعتصاب رانندگان کامیون و کامیون‌داران
سوم شهریور ۹۷سومین دور اعتصاب رانندگان کامیون آغاز شد. در این دور از اعتصاب، رانندگان اعتصاب را به جلوی برخی استانداریها کشاندند و از ترمینال‌های بار فراتر رفتند اما این اعتصاب آن‌چنان که باید بازتاب اجتماعی پیدا نکرد و در همان دهه اول شهریور، فروکش کرد و خبرش هم در میان دیگر خبرهای اعتراضی، محو شد.

چهارمین دور اعتصاب رانندگان کامیون و کامیون‌داران
روز سی و یک شهریور ۹۷چهارمین دور اعتصاب رانندگان کامیون آغاز شد و به سرعت به تمامی استانهای کشور کشیده شد که هنوز هم ادامه دارد و در پنجمین روز خود به ۲۰۰شهر کشور سرایت کرده است. اعتصابی که می‌تواند با توجه به باز شدن مدارس و دانشگاهها و با توجه به بحران سیاسی عظیمی که گریبان حاکمیت را گرفته و با توجه به بحران بزرگ معیشتی که در مملکت به غارت رفته ما توسط آخوندها و ژنهای ناپاکشان به‌وجود آمده، دستاوردهایی بسا فراتر از آنچه که در دور دوم حاصل شد، داشته باشد.

نتیجه‌گیری
در جریان قیام بزرگی که از دیماه ۱۳۹۶و از مشهد شروع شد و تا امروز سه دور آن را با قدرت و گستردگی تمام پشت سر گذاشته‌ایم، یکی از مهمترین گردانهای قیام، اعتصاب رانندگان کامیون و کامیون‌داران کشور بوده‌اند که به‌ویژه در دور دوم اعتصابشان، به موتور «پیش‌ران» قیام تبدیل شدند و اضافه بر دستاوردهای تاکتیکی در قیام شهری، دستاوردهای سیاسی مهمی را هم نصیب مردم ایران کردند.
در ارزیابی اعتصاب کامیونداران، البته اگر تنها چشم به دستاوردهای صنفی اعتصاب بدوزیم، شاید حرف چندانی برای گفتن وجود نداشته باشد اما در استمرار اعتصاب و برگزاری دوره‌ای آن تا چهارمین دور که هم‌اینک جریان دارد، باید این قشر از زحمتکشان میهن را مورد تحسین قرار داد که با تمام امکاناتی که در اختیار دارند، به اعتصاب و حرکت اعتراضی خود ادامه می‌دهند و نقش یک موتور کوچک برای روشن کردن موتور بزرگ جامعه را ایفاء می‌کنند.
بی‌شک اعتصاب رانندگان کامیون و کامیونداران، تا همینجا نشان داده که می‌تواند نقطه آغاز حرکت‌های ملی بزرگتری گردد.
رانندگان کامیون و کامیون‌داران تا همین نقطه ثابت کرده‌اند که از پتانسیل لازم برای استارت زدن به موتور قیام سراسری جامعه ایران برخوردار هستند.
بدون تردید این قشر می‌تواند در کنار دیگر اقشار و اصناف معترض میهن، منشأء اثر خیری بزرگ در تاریخ مبارزات مردم ایران گردد.
نقش شورشی رانندگان کامیون و ماهیت شورشی حرکت آنان با استمرار خود می‌تواند به دیگر اقشار نیز راه‌ رزم و ایستادگی در برابر دیکتاتوری آخوندهای حاکم را نشان دهد.
حرکت رانندگان کامیون در همین ۴ماهه اخیر نشان داد که راه پیروزی زحمتکشان، دستمزدبگیران و تمامی سرکوب‌شدگان در دیکتاتوری آخوندی، فراتر از هر حرکت صرفاً صنفی و سندیکالیستی، در اتحاد رزمنده صنفی آنان و پیوند با قیام سراسری است. راهی که اتحادیه‌های صنفی قوی‌تر، سندیکا‌های صنفی منسجم‌تر و با دیدگاهی طبقاتی‌تر را هم با خود به ارمغان خواهد آورد.
به همین علت، ضروری است که دیگر اقشار و طبقات معترض نیز همان‌گونه که تا کنون به حمایت از اعتصاب رانندگان برخاسته‌اند، به همدلی فعال با آنان ادامه داده، به هر شکل و شیوه‌ای که می‌توانند به آنها و خانواده‌هایشان یاری رسانند، خبرهای اعتصاب و پیشرفت‌ حرکات اعتراضی‌شان را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های داخلی و خارجی منعکس کنند، و به هر شکلی که می‌توانند به یاری آنها برخیزند.

Friday, September 28, 2018

مسیر آزادی؛ یادی از حماسه ۵مهر

مسیر آزادی؛ یادی از حماسه ۵مهر



حماسه ۵مهر
مسیر آزادی مسیری بود که جوانان و نوجوانان از انقلاب ضدسلطنتی به آن پا گذاشتند؛ مسیری که بعد از مدتی کوتاه به جای این‌که به آزادی برسد به دروازه‌های رژیم ارتجاعی خمینی رسید. رژیمی که اصلی‌ترین کارش، خیانت به اعتماد مردم بود. مردم با بتی مواجه شده بودند به نام ”خمینی“.
جوانان پرشور انقلابی در روز ”۵مهر“ این بت را شکستند.
بله شعار ”مرگ بر خمینی“ سرنوشت‌سازترین شعاری بود که خمینی دجال را، از ماه به چاه کشاند.
صحبت امروز ما یادی از ۵مهر و پرستوهای خونین بال این حماسه است.
***
انقلاب سال ۱۳۵۷ بعد از فداکاری‌های بیکران مردم ایران به نتیجه رسید.
نظام سلطنتی به گورستان تاریخ سپرده شد و می‌رفت تا جای خودش را به حاکمیتی مردمی بدهد.
فرصتی تاریخی برای آزادی یک ملت اسیر که متأسفانه خمینی آن را بیرحمانه ربود و طعمه شقاوت بی‌حد خود کرد.
نخستین قربانیان این دیکتاتوری دینی، زنان بودند.
همانها که در نخستین روزهای آزادی، با شعار تحمیلی یا روسری یا توسری در خیابانها، حقوقشان ربوده شد و در فاصله کوتاهی به جای حضور در صحنه فعالیت آزاد اجتماعی، جای خود را در زندانها و شکنجه‌گاهها یافتند.
از زنان خانه‌دار تا مادران باردار... از دختران جوان تا ورزشکاران و ملی‌پوشان... از معلمین تا فارغ‌التحصیلان و فرهنگیان...
این چنین بود که جامعه از سپیدیِ صلح و پیروزی انقلاب، به سرخی خون و جنایت کشانده شد... تا آن که پاسخی درخور از سوی مردم و پیشتازان آنها داده شد... پاسخی که نامشروع بودن رژیم خمینی را در جامعه به ثبت داد.
خمینی می‌خواست بعد از ۳۰خرداد ۶۰ با تیربارانها و شکنجه‌ها و سرکوب همه‌ٔ احزاب و یک‌پایه کردن رژیمش یک خلافت اسلامی استبدادی را حاکم کند. هیچ گروه و نیرویی در برابر خمینی نمی‌توانست قد برافرازد. او با جنگ ضدمیهنی همه صداها را تحت عنوان ضدانقلاب و ستون پنجم دشمن خفه کرده بود.
در این شرایط اگر صدایی علیه رژیم برنمی‌خاست، می‌توانست خلافت استبدادی خود را حاکم کند... نیروهای پیشتاز آزادی به‌خصوص مجاهدین در این شرایط مسئول بودند که جلوی استقرار دیکتاتوری ولایت فقیه را بگیرند.
نخستین هدف، مطرح کردن شعار ”مرگ بر خمینی“ و بردن آن به میان مردم بود. این شعار را تا آن زمان هیچ‌کس در عرصه اجتماعی نداده بود و جرأت و جسارت فوق‌العاده‌یی می‌خواست. خمینی در آن زمان پشت افراد دیگری امثال بهشتی سنگر می‌گرفت.
***

شروع یک روز...

امروز ۵مهر ۱۳۶۰ خورشیدیه... خیابون، آرامشی به‌خصوص داره. گویی در سینه‌اش توفانی نهفته تا در لحظه موعود به خروش دربیاد
مغازه‌ها بازشده‌ان
روزنامه‌فروش‌ها عناوین صفحه اول‌شون رو فریاد می‌زنن.
و دانشجویان و جوانان در چهارراه‌ها، مستقر میشن
آروم آروم گروه‌هایی از مردم و جوانان در کنار هم جمع می‌شن. شمار قابل توجهی از اونا رو زنان تشکیل می‌دن. جمعیت شروع به حرکت می‌کنه
شعاری در گوشها صدایی طنین‌انداز میشن که به شنیدنش عادت نداشتن. لبها برای تولد فریادی گشوده شدن که حتی تصور اون هم غیرممکن بود.
اندک زمانی بعد، شعاری تاریخی از دل تظاهرات و زنان مجاهد بلند می‌شه:
مرگ بر خمینی... زنده باد آزادی»
پاسداران خمینی به روی تظاهرکنندگان آتش باز کردند.
چه بسیار دختران جوان که آن روز به خانه بازنگشتند و چه جانهای پاک که برای رساندن این کلام فدا شدند...
ـ نشریه مجاهد شماره ۴۰۷، ۳۱شهریور۱۳۷۷، اسامی ۱۱۴۲تن از شهیدان پاکباز تظاهرات ۵مهر را به چاپ رسانده و در این باره می‌نویسد:
«بخش عمده اسامی این فهرست را نسل جوان و پرشور انقلابی ایران تشکیل می‌دهد. ۶۳۲تن از این شهیدان، جوانان تا ۲۵ساله هستند که از میان آنها ۱۷۶تن از ۱۱ تا ۱۸ساله هستند. اسامی ۸۱۵تن را رژیم در روزنامه‌هایش اعلام کرده است. ۹۴۲تن تیرباران، ۴تن حلق‌آویز و ۳۳تن در زیر شکنجه شهید شده‌اند. ۲۴۷دانش‌آموز و ۲۰۹دانشجو در شمار این شهیدانند».

شماری از این شهدا... 

زهرا رضایی
منصوره محبان
طاهره اسکندرنژاد
زهرا احمدی‌زاده
سودابه پازاج
بهجت حیدری
مژگان جمشیدی
شهناز زیبایی
پروین گیلانی
زهرا چرچریان

نه به تمامیت رژیم

حماسه ۵مهر، فرازی باشکوه از تاریخچه مقاومت سرزمین ماست که جسارت و شهامت نسلِ مسعود را در برابر اژدهایی مثل خمینی برای همیشه به‌ثبت داد. از روز اول، شعار، نه به تمامیت رژیم خمینی بود و امروز هم تمام حرف همین است. اصرار و پافشاری روی همین خواسته است که مقاومت ایران را به اصلی‌ترین نیروی مدافع آزادی مردم و مهمترین مسأله رژیم آخوندی تبدیل کرده است. حماسه ۵مهر، هنوز هم‌چنان ادامه دارد بسا جوشان و خروشان‌تر.
این تدوام مقاومت و مبارزه برای دادخواهی است که این روزها طنین صدایش همه جا پیچیده و هر روز بلند و بلندتر می‌شود. دادخواهی از قاتلانی که سالها و سالها خون بهترین جوانان این مرز و بوم را ریختند، خونهایی که به بهای آزادی از ۳۰خرداد ۶۰ شروع شد در ۵مهر امتداد یافت و در سال ۶۷ به اوج رسید...
روز محاکمه‌ٔ مستبدان و جانیان و آزادی‌کشان نزدیک است، محاکمه در دادگاه عادلانه‌ٔ مردم. در حاکمیتی مردمی.


پنجم مهر ۱۳۶۰، ممنوع‌ترین کلمه

Thursday, September 27, 2018

Iran: 3rd day of truck drivers’ protests expands to over 169 cities




Shapur Isfahan – Truckers' strike
Reported by PMOI/MEK

Iran, Sept. 25, 2018 - Truck drivers across Iran continued their nationwide strike on Tuesday, protesting low wages, skyrocketing spare parts prices and authorities refusing to provide answers to their legitimate demands.
The cities of UrmiaYazdQazvinBorazjanNeyshaburKermanshah and Dorche (of Isfahan Province) are currently witnessing more truckers joining the strike. During the past two days, drivers in 157 cities throughout all of Iran’s 31 provinces have been on strike.
On Monday, reports showed drivers refusing to accept any new loads, bringing all the load stations across the country to a standstill.


Kazerun Truck drivers continue their strike for the second consecutive day
Kazerun Truck drivers continue their strike for the second consecutive day

In the city of Mahabad, western Iran, drivers of mini-trucks have also joined the strike.
This strike is a continued movement witnessed in June and August of this year. Drivers of fuel tankers in various cities including Tabriz, Kerman, Bandar Abbas, and Arak have joined the strike in various.


Imam port Truck drivers continue their strike for the second consecutive day.
Imam Port Truck drivers continue their strike for the second consecutive day.

The drivers continued their strike despite regime authorities resorting to various threats and bogus pledges in an attempt to prevent them from protesting.
The Iranian regime even hired operatives to force the drivers into loading their trucks. This initiative also failed.

Drivers have even set up their own checkpoints to control the roads at nights and prevent the regime from pursuing its own conspiracies and threats.
Iranian opposition President Maryam Rajavi sent a message hailing the courageous truck drivers who are on strike, saying the mullahs’ regime neither intends nor seeks to respond to their demands.
These demands will only be provided for through freedom and the people’s sovereignty. Mrs. Rajavi called on all Iranians, especially the youth, to support the truck drivers on strike.
From early Sunday morning truck drivers in 112 cities across Iran launched a nationwide and coordinated strike after similar measures the day before. This protest is in response to previous calls for such pre-planned measures.
  
According to eyewitness reports, most of the loading stations are empty in numerous cities and the truck drivers have not shown up for new deliveries. The Amir-Kabir and Shapur-Jadidterminals in Isfahan, similar sites in Bandar AbbasKhomeini-Shahr and Zanjan are among these locations that are reporting strikes and are completely closed down.

Kangavar Truck drivers continue their strike for the 2nd consecutive day
Kangavar Truck drivers continue their strike for the 2nd consecutive day

Truckers in various cities including Ardakan, Hamedan, Arak, Nahavand, Saveh, Shahrud, Neka, Borujerd, Kermanshah, Bardsir, Sirjan, Shahr-e Babak, Sanandaj, Kerman, Qom, Qazvin, Shiraz, Marvdasht, Abadeh,Ahwaz,Kazerun, Zahedan, Chabahar, Kashmar, Taybad, Sabzevar, Neyshabur, Mashhad, Garmeh, Nehbandan, Lordegan, Shahr-e Kord, Tehran, Bushehr, Ilam, Semirom, Shahreza, Isfahan, Najaf Abad, Shahin Shahr, Zarrin Shahr, Mobarakeh, Ardabil, Urmia, Tabriz and many more are currently on strike. Signs indicate other cities will join the strike in the upcoming days.


Ahwaz Terminal on strike for the 2nd consecutive day
Ahwaz Terminal on strike for the 2nd consecutive day

Drivers are protesting low paychecks, high prices for spare parts and not receiving any responses to their demands. This is a new round of strikes after the August episode.
In cities such as SabzevarMalayer Nahavand, angry drivers are seen standing on the road and preventing any driver to leave with loads in their trucks.

چه دستی پشت افزایش مداوم نرخ ارز است؟

چه دستی پشت افزایش مداوم نرخ ارز است؟



صعود شتابان نرخ ارز
روز دوم مهر خبرگزاری ایسنا اعلام کرد قیمت دلار به ۱۵هزار و ۹۰۰تومان رسید و سکه هم ۴میلیون و ۷۴۰هزار تومان معامله شد. اما در وب سایتهای ارز و طلا، بهای دلار آمریکا به ۱۶هزار تومان و یورو هم با حدود هزار تومان افزایش به ۱۸هزار‌و‌پانصد تومان رسید. روز سه‌شنبه سوم مهر قیمت دلار رکورد ۱۷هزار تومان را نیز شکست.
این در حالی است که آخوند روحانی در روز ۲۴مرداد، ۲۱روز بعد از تعویض رئیس کل بانک مرکزی وعده داده بود قیمت ارز پایین خواهد آمد. اما از آن‌روز تا کنون قیمت ارز هم‌چنان سیر صعودی داشته است.
ریشه این افزایش قیمت در کجاست و چه پیامدهایی دارد؟
به اعتراف همه کارشناسان خالی‌تر شدن سفره مردم و رفتن اقشار دیگری به زیر خط فقر از اولین پیامدهای گرانی افسار گسیخته قیمت ارز است.
روزنامه جهان صنعت۲مهر۹۷نوشت: «نقطه شروع ماجراهای پر‌ فراز و نشیب اقتصادی را باید در حوزه سیاستگذاریهای ارزی دولت دید». این روزنامه در مورد «چرایی به بار نشستن چنین شرایطی» افزود: «دولت با اصرار بر تکرار خطاهای کاربردی گذشته و با علم به بن‌بست رسیدن سیاست‌های مبتنی بر آزمون و خطا، باز هم به در پیش گرفتن مسیر پرخطای گذشته اصرار ورزید که ماحصل آن، به هم ریختن اوضاع و احوال اقتصادی کشور شد».
این در حالی است که آخوند روحانی به‌رغم وعده‌های پوشالی در مورد کاهش نرخ ارز، در پشت پرده خود از مدافعان افزایش نرخ ارز بوده است. روحانی گفته بود: «افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران مانند شمشیر دولبه‌ای است که در کنار آثار منفی، در افزایش صادرات و درآمدهای صادراتی کشور و به‌ویژه صادرات غیرنفتی مؤثر خواهد بود».(خبرگزاری ایرنا ۱۸بهمن۹۷)
یک لبه این شمشیر روشن است که گلوی مردم را می‌برد اما لبه مثبت آن، به‌زعم روحانی در «صادرات غیرنفتی مؤثر خواهد بود». که ماحصل آن رانت‌خواری همکاسه‌های روحانی و نهادهای قدرت مثل سپاه پاسداران است. عمده‌ترین صادرات غیرنفتی خام فروشی پتروشیمی‌ها ست که در انحصار سپاه و نهادهای دولتی است.
روزنامه ابتکار ۲مهر۹۷در مورد ابعاد این رانت نوشت:« پتروشیمی‌ها امسال حدود ۷.۵میلیارد دلار باید در شکل فعلی دلار عرضه کنند. برای این‌که ابعاد این بخش از رانت زایی و فسادسازی روشن شود کافی است رقم ۷.۵میلیارد دلار را در عدد۷هزار تومان فاصله دلار آزاد و دلار ۷۵۰۰تومانی دلار پتروشیمی که رانت به حساب می‌آید ضرب کنید. این عدد برابر با۵۲هزار و ۵۰۰میلیارد تومان می‌شود».
به‌رغم دعاوی روحانی مبنی بر تاثیرات مثبت گرانی ارز در صادرات، محمود هاشمی، از کارگزاران رژیم و نایب رئیس اتاق اصناف ایران گفت: «گرانی ارز باعث شده صادرات اجناس در بنادر آزاد و مرزها به نفع همسایگان شود».(خبرگزاری ایسنا ۲مهر۹۷)
خبرگزاری ایسنا هم به‌نقل از فرماندار رژیم در مریوان نوشت:« به‌طور ثابت روزانه ۱۱۰۰نفر برای خرید از مرز باشماق وارد مریوان می‌شوند و حجم زیادی از کالاهای اساسی‌شان را از مریوان تأمین می‌کنند؛ به‌طوری که کالاهای اساسی زندگی در مریوان نایاب شده است». (ایسنا۲مهر۹۷)
اما چرا به‌رغم این همه فشار بر اقتصاد کشور و به‌خصوص اقشار ضعیف، نرخ ارز هم‌چنان بالا می‌رود؟ کارگزاران و رسانه‌های رژیم دولت روحانی را مسبب آن می‌دانند.
راغفر یکی از این کارشناسان می‌گوید: «بانک‌ها و مؤسسات مالی حداقل ۱۰۰هزار میلیارد تومان به بانک مرکزی و هزاران میلیارد تومان به مردم بدهکارند؛ دولت و مجلس تصمیم گرفتند با گران‌کردن ارز این بودجه را تامین کنند!».
حاجی دلیگانی عضو کمیسیون برنامه بودجه و محاسبات مجلس ارتجاع نیز گفته بود: «گزارشی تا کنون از بانک مرکزی دریافت نکرده‌ایم که به‌دنبال این باشند تا جلو افزایش قیمت دلار را بگیرند بلکه این موضوع یک حالت رهاشده یا حتی مدیریت شده برای افزایش قیمت دارد».(روزنامه مشرق ۱۸فروردین ۹۷)
ملاحظه می‌شود که بر اساس اعترافات مهر‌ه‌ها و رسانه‌های حکومتی دست‌های پنهان و آشکاری مستقیم و غیرمستقیم که وابسته به حاکمیت و یا دست در آخور آن دارند از گران شدن نرخ ارز سود می‌برند.
نتیجه گران شدن نرخ ارز منجر به پرشدن جیب آنها از یک طرف و گرانی مایحتاج و ارزاق مردم می‌شود که نتیجه آن گرسنگی بیش‌ از‌ پیش مردمی است که اکثریت ۸۰درصدی آنها زیر خط فقر زندگی می‌کنند.
محمود جامساز، یکی دیگر از این اقتصاددانان درباره تعیین نرخ دلار از سوی دولت آخوند روحانی اظهار داشت: «دولت یک راه‌حل غیراقتصادی را برای حل یک مسأله اقتصادی ارائه کرد که بنده فکر می‌کنم ناپایدار خواهد بود. برای هر مشکلی باید راه‌حل مناسب با آن ارائه شود. از سوی دیگر به‌دلیل کاهش درآمدهای نفتی ایران، بالا رفتن قیمت ارز شاید به سود دولت هم باشد. چرا که دولت بدین ترتیب با فروش ارز و کسب ریال بیشتر بخشی از کسری بودجه خود را تأمین می‌کند».(خبرگزاری آناتولی ۲۵اردیبهشت ۹۷)
برخلاف ادعای روحانی که مدعی است افزایش قیمت ارز در افزایش صادرات و درآمدهای صادراتی کشور و به‌ویژه صادرات غیرنفتی مؤثر خواهد بود، آثار منفی افزایش نرخ ارز بسیار بیشتر از به‌اصطلاح سودی است که از بابت صادرات غیرنفتی به دست می‌آید و این آخوند شیاد مدعی آن است.
افزایش نرخ ارز بر روی تورم اثر منفی خواهد گذاشت و آثار منفی آن به بخش تولید سرایت می‌کند.
افزایش قیمت ارز باعث گران شدن واردات می‌شود و بر روی قیمت‌های کالاهای وارداتی و از جمله مواد اولیه برای تولید کالا تاثیر می‌گذارد و منجر به افزایش نرخ تورم خواهد شد.
در مقابل این وضعیت تولید آن‌چنانی هم وجود ندارد که با با افزایش نرخ ارز قیمت صادراتی آن بالا برود.
زیرا اکثر کارخانه‌ها و کارگاههای تولیدی تعطیل شده‌اند و اکثر آنها هم که تولید دارند با نصف ظرفیت تولید می‌کنند.
ملاحظه می‌شود در شرایطی که تولید ملی نابود شده است و کالای زیادی هم تولید نمی‌شود این استدلال روحانی چگونه سخیف و غیرمنطقی است.
ضمن این‌که در شرایط بالارفتن قیمت ارز و در شرایطی که نرخ ارز بی‌ثبات است،سرمایه‌ها وارد فعالیت‌های تولیدی درازمدت نمی‌شوند و به سمت فعالیت‌های واسطه گری و فعالیت‌های غیرتولیدی هدایت می‌شوند.
بنابراین تنها اثر ملموس افزایش نرخ ارز افزایش فشار اقتصادی بر روی مردم و به‌خصوص اکثریت مردمی است که به زیرخط فقر کشیده شده‌اند و نابودی تولید است.

Wednesday, September 26, 2018

اعترافات در مجلس آخوندی، نشانه‌های مرحله پایانی

اعترافات در مجلس آخوندی، نشانه‌های مرحله پایانی



دیگه تمومه ماجرا!
مجلس ارتجاع در روز اول مهر بعد از ۲هفته تعطیلی صحنه بحرانها و بن‌بستهای نظام در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی بود. فاش‌گویی مهره‌های مجلس آخوندی از باندهای مختلف، قبل از هر چیز حاکی از سراسیمگی و وحشت از چشم‌انداز پایان رژیم بود.
اعتراف به شکست و ورشکستگی ایدئولوژی حکومت دینی ولایت فقیه در صدر اعترافات اعضای مجلس ارتجاع بود.
فردین فرهمند به صراحت به شکست آن و ایدئولوژی منحوسش اعتراف می‌کند و می‌گوید: «حکومتمان را می‌خواستیم اسلامی کنیم، ما می‌خواستیم به دنیا ثابت کنیم این دینی که داریم دین برتر است، می‌توانیم به اجرا بگذاریم می‌توانیم دولت با آن درست کنیم می‌توانیم حاکمیت داشته باشیم. ولی چی شد؟ چی‌کار کردیم؟،به کجا رسیدیم»؟
اذعان به بی‌راه‌حلی و تضعیف ولی‌فقیه ارتجاع و ابراز وحشت از پیامدهای شکست در سیاست خارجی رژیم هم در این اعترافات جای خود را دارد، آن‌چنان که این نماینده مجلس رژیم در ادامه سخنانش می‌گوید: «دلمان را خوش کردیم که ولی‌فقیه داریم که مملکت را از بدبختی‌ها نجات بدهد».
هشدارهای وحشت‌آلود نسبت به انفجار خشم مردم و شعله کشیدن قیام هم مثل همیشه جای خاص خود را در جلسه علنی دیروز مجلس ارتجاع داشت.
در زمینه مشکلات و مصایب گریبانگیر مردم آخوند احمد سالک، یکی دیگر از نمایندگان مجلس رژیم، گفت: «بیکاری، ناراحتی‌های ناشی از بیکاری، هشدار می‌دهم اگر سریعاً رسیدگی و تصمیم عاجل نکردید عواقب آن به‌عهده شماهاست».
پارسایی، عضو دیگر مجلس ارتجاع، با اذعان به چپاول نجومی در جریان عرضه خودرو به مردم گفت: «فشار بار گرانی خودرو و بی‌سروسامانی واقعاً داد مردم را درآورده است». این عضو مجلس ارتجاع حتمیت بروز اعتراضات خیابانی را خاطرنشان کرد و هشدار داد: «قطعا خواسته‌های مردم به خیابان کشیده می‌شود».
جهان‌بخش محبی‌نیا، عضو دیگر مجلس ارتجاع، به چشم‌انداز تیره پیش روی آن در عرصه جهانی اشاره کرد و گفت: «آمریکا که به متحدان خودش هم رحم نمی‌کند مشکلش با نظام عمیق‌تر از این حرفهاست. دارد دنیا را به یک سمت و سویی می‌برد که معلوم نیست آخر سر از کجا در بیاوریم».
این عضو مجلس ارتجاع هم ضمن اذعان به بی‌پایه و اساس بودن وعده رفاه و اشتغال به مردم ضمن خودداری از ذکر موارد مشخص از وضعیت انفجاری جامعه هشدار داد.
این اعترافات از یک طرف بیانگر شرایط انفجاری جامعه است که باندهای درونی را وادار کرده است از یک طرف تقصیر را به گردن باند رقیب بیاندازند، و از طرف دیگر اذعان کنند راه‌حلی برای بیرون رفتن حاکمیت از بن‌بستی که در آن گرفتار شده وجود ندارد.
وقتی به‌قول آن نماینده مجلس ارتجاع خواسته‌های مردم به کف خیابانها کشیده می‌شود بیانگر آن است که مردم با زبان اعتراض، خیزش، قیام و حتی با بیان براندازانه خواسته‌‌هایشان را مطرح می‌کنند؛ خواسته‌هایی که درصدر آنها سرنگونی نظام است.
اعتراض و فریادهای روزمره مردم در نقاط مختلف کشور بیانگر خردشدن استخوانهای آنها زیر بار فقر، ناداری از یک طرف، و از طرف دیگر بیانگر اوج اعتراض آنها نسبت به سیاست‌های ضدمردمی و غارتگرانه‌یی است که منابع‌شان را به غارت برده و آنها را به خاک سیاه فقر نشانده است.
مردم هم تنها راه را سرنگونی می‌دانند و در این زمینه هم هیچ سازشی بین آنها و این حاکمیت پلید صورت نمی‌گیرد.
این است علت بن‌بست و بی‌راه‌حلی حکومت آخوندی و این است نشانه اصلی مرحله پایانی این نظام.

Tuesday, September 25, 2018

«همه می‌پرسند چه باید کرد؟»

«همه می‌پرسند چه باید کرد؟»



چه باید کرد؟!
سعید حجاریان، از شکنجه‌گران و از معاونان سابق وزارت اطلاعات که در حال حاضر از تئوریسین‌های باند اصلاح‌طلب محسوب می‌شود، چند روز پیش طی مقاله‌یی که در رسانه‌های این باند از جمله سایت بهار انتشار یافت، فضای کنونی حاکم بر رژیم را این‌گونه تصویر کرد: «اخیراً از سوی مردم(بخوانید نیروهای رژیم) این سؤال زیاد مطرح می‌شود که بالاخره چه خواهد شد و اوضاع ایران به چه سمت پیش خواهد رفت؟ اما در مقابل این سنخ پرسش‌ها کمتر پرسیده می‌شود «چه باید کرد؟».
حجاریان به این ترتیب علاوه بر ناامیدی به بی‌راه‌حلی و ورد چه کنم چه کنم جاری هم اعتراف کرده است. همین فضا را سایر مهره‌های آنگاه به‌طور معکوس از وضعیت رژیم و از وضعیت ذهنی نیروهای وارفته آن ارائه می‌دهند.
یکی از مهره‌های باند اصلاح‌طلب به نام نجفقلی حبیبی در مصاحبه‌یی با خبرگزاری ایلنا، با اشاره به جریانهایی که مردم را ناامید و مأیوس می‌کنند، گفت: «جریانهای سیاسی نباید اوضاع را به‌گونه‌یی نشان دهند که لب پرتگاه قرار داریم». وی افزود: «دولت‌مردان، جریانهای سیاسی، احزاب باید دست به دست یکدیگر بدهند. این‌که بنشینیم و در کشتی جای خود را سوراخ کنیم و بگوییم با کسی کاری نداریم که درست نیست، وقتی خطری باشد همه را تهدید می‌کند».(خبرگزاری ایلنا ۲۰شهریور ۹۷)
وی که ابتدا تلاش می‌کرد وانمود کند نظام بر لب پرتگاه نیست در ادامه ناچار شد از مثال آشنای کشتی در حال غرق و هشدار نسبت به سوراخ کردن کشتی استفاده کند. مثالی که سردمداران و مهره‌های آن با استفاده از آن وضعیت خطرناک را به یکدیگر یادآوری کرده و به هم هشدار می‌دهند.
از این قبیل ضرب‌المثل‌ها و مثالها که این روزها ورد زبان مهره‌ها و رسانه‌های آن شده، زیاد است؛ روزنامه ابتکار در سرمقاله‌ای با عنوان گویای: «چه می‌شود و چه باید کرد؟» به قلم محمدعلی وکیلی، از اعضای هیأت‌رئیسه مجلس، فضای کنونی را چنین تصویر می‌‌کند: «روزهای سختی بر ما می‌گذرد. سخت گرفتار زمانه‌ای ناهمراه و بادهایی ناموافق شده‌ایم. جنگی پیچیده درگرفته و «ما» در میانه‌ این آشوب ایستاده‌ایم. همه سخت دل‌آشوبِ آینده‌ ایران(بخوانید رژیم) هستیم. خیلی‌ها از آینده می‌پرسند و می‌هراسند!... روزگار بر ما تنگ گرفته است و کشکولِ تدبیرها چاره‌ای نمی‌سازد. در این میان، سؤال اساسی این است که در این شرایط، دقیقاً چه می‌شود و چه باید کرد؟».
وکیلی سپس می‌افزاید: «مشکل کنونی فقط محدود به دولت نیست، دامن همه و کلیت ایران را گرفته است؛ این صندلی بلرزد نه تو مانی و نه من».(ابتکار ۳۱شهریور ۹۷)
روشن است که منظور از صندلی‌ای که اگر بلرزد، کل نظام بر باد می‌رود، تخت ولی‌فقیه آن است که در زلزله و سونامی‌ای که درگرفته، سخت به‌لرزه افتاده است.
از قضا زلزله و سونامی هم یکی از توصیفاتی است که مهره‌ها و رسانه‌های آن برای تصویر شرایط کلی و هم برای تصویر هر یک از بحرانهای گریبان‌گیر آن از آن استفاده می‌کنند. از جمله معصومه آقاپور، نایب‌رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس ارتجاع، با اشاره به مشکلات چرخه تولید در کشور گفته بود: «کشور از سیل بیکاری هم عبور کرده و طبق پیش‌بینی‌ها آخر مهرماه سونامی بیکاری ایجاد می‌شود. رشدی که به‌دنبال خود چالشهای اجتماعی را به‌دنبال دارد و دقیقاً تأثیر مثبت بر نرخ مهاجرت دارد».
روزنامه جوان ارگان بسیج سپاه پاسداران در ادامهٔ اظهارات آقاپور می‌افزاید: «دبیر انجمن قطعه‌سازان نیز در مردادماه گذشته طی نامه رسمی به وزیر کار اعلام کرده بود که از شهریورماه آماده موج بیکاری ۴۵۰هزار نفر در قطعه‌سازی‌ها باشند».(جوان ۳۰شهریور ۹۷)
یکی از اقتصاددانان حکومتی به نام مصطفوی منتظری در گفتگو با خبرگزاری ایلنا هشدار داد: «مسائل اقتصادی ایران دیگر مسائلی با ریشه صرفاً اقتصادی نیست و شامل موارد بسیار پیچیده‌ای می‌شود که الآن بیش از ۵۰درصد آن غیراقتصادی است. نظام تدبیر یعنی کلیت نظام سیاسی باید فکری به‌حال این موضوع کند؛ از نهاد رهبری گرفته تا همه قوا...».(ایلنا ۳۰شهریور ۹۷)
‌ اما این فرد بی‌شک می‌داند که از نهاد رهبری یا ولی‌فقیه سران سه‌قوه بیش از همه قافیه را باخته‌اند چون بهتر از بقیه می‌دانند که راه گریزی باقی نمانده، دست و پایی که می‌زنند اساساً برای حفظ ظاهر و مصداق با سیلی صورت را سرخ کردن است.
این اظهارات دقیقاً بیانگر بن‌بست حکومت برای خروج از بحران سرنگونی است که مردم ایران نظام را در آن گیرانداخته‌اند.
بن بستی که هیچ راه چاره‌ای برای آن نگذاشته است و سردرگمی مهر‌های آن نیز در زمینه این‌که چه باید کرد و این‌که پاسخ مشخص، یک‌دست و منسجمی هم در این رابطه در درون آن وجود ندارد، از این واقعیت ناشی می‌شود.
روزهای سخت، گرفتاریهای زمانه و بادهای ناموافق هم که آن نماینده مجلس ارتجاع(وکیلی) به آن اعتراف می‌کند بر اساس واقعیت بن‌بست سرنگونی است و هیچ راه و چاره‌ای هم برای خروج از آن نیست.
بر این اساس نه تنها هیچ‌گونه راه‌حلی برای خلاص شدن از این روزهای سخت و... نیست بلکه حاکمیت آخوندی باید منتظر گرفتاریها و نامرادیهای بیشتر در گرداب آشوب یعنی گرداب سرنگونی باشد.
وقتی زمان سونامی نهایی سرنگونی و سوراخ شدن قطعی کشتی فرابرسد، هیچ‌گونه تدبیری برای جلوگیری از آن کارساز نیست، زیرا درب تدبیر حکومت آخوندی برای جلوگیری از آن به‌طور قطعی تخته شده و بسته است.
در این شرایط تنها این تدبیر مردم قیام‌کننده و برانداز و تدبیر براندازانه کانونهای شورشی است که بر هر تدبیر ضدمردمی و ضدانقلابی دیگر پیشی می‌گیرد.
کانونهای شورشی که در سراسر ایران پراکنده هستند و نقش هدایت، سازماندهی و نقش موتور محرک در قیام‌ها و خیزش‌های مردمی برای سرنگونی حاکمیت ضدبشری آخوندی را ایفا می‌کنند.
بنابراین تدبیر مردم قیام‌کننده و این کانون‌ها است که بر هر تدبیر دیگر پیشی می‌گیرد و طومار ننگین آن‌ را در هم می‌پیچد و آن‌ را سرنگون می‌کند.

Monday, September 24, 2018

اول مهر: جای معلم،‌ مدرسه و دبیرستان یا زندان و تبعید؟

اول مهر: جای معلم،‌ مدرسه و دبیرستان یا زندان و تبعید؟



تجمع معلمان در تهران و شمار دیکری از شهرهای ایران

درد مشرک یک جامعه

تمام روزها و شب‌‌ها و رفت و آمد تحولات و رویدادهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی ایران نشان از ضرورت یک تغییر بزرگ دارند. همه‌ٔ صداها و نداها و دادخواهی‌ها خبر از یک تحول بنیادین ناگزیر می‌دهند. حس مشترکی چون چتری مواج در بالای خانه، خیابان، محل، شهر و کشور سایه و هاله افکنده که نشان از «درد مشترک» یک جامعه علیه تمامیت یک حکومت تارزی و ظلمت‌افکن دارد.
گرامی‌داشت روز معلم، بدل به فغان و اعتراض و دادخواهی جامعه فرهنگیان ایران می‌شود. احترام معلم با دستگیری و ضرب‌وشتم معلمان توسط لباس‌شخصی‌ها و انتظامی‌های حکومت برگزار می‌شود.
این است تصویر ناچیزی از مرتبت و سمعه فرهنگیان یک کشور در زیر سلطه دیکتاتوری توتالیتاریستی ولایت فقیه.

خدمت بی‌منت و منزلت بی‌حرمت

به‌راستی در نظام ولایت فقیه، حرمت و منزلت کدام‌یک از این عناصر تمدن بشری، به‌جا آورده شده است؟ کدام معلم است که در این نظام، شأن شخصی و اجتماعی و فرهنگی و شغلی‌اش رعایت شده باشد؟ از ریزه‌خواران خوان دست‌آموز ولی‌فقیه و دستگاه حکومتی‌اش که بگذریم، جامعه فرهنگی و معلمان شریف میهنمان ـ خاصه زنان معلم ـ‌ یک روز خوش در این حکومت نداشته‌اند. اینان با خون دل و رنج و مرارت و با عشق به شغل و تخصص شرافتمندانه‌شان که سایه‌سار درخت علم و فرهنگ بر جامعه‌شان می‌افکند، فرزندان ایران‌زمین را می‌پرورند؛ ولی مابه‌ازای خدمتی که بی‌منت نثار می‌کنند، نه آن‌که حقوق و مزایای کف زندگی‌شان را دریافت نمی‌کنند، بلکه از طرف دست‌آموزان خامنه‌ای، بی‌شرمانه مورد ضرب‌وشتم، دستگیری، زندان، شکنجه، محرومیت و تبعید هم واقع می‌شوند. این است نشانه انهدام تمدن با منهدم کردن منزلت و حقوق معلم و بزرگان فرهنگ و علوم مملکت؛ به‌قول شادروان غلامحسین ساعدی توسط «کفتاران عمامه به‌سر».

جای معلم:‌ مدرسه و دبیرستان یا زندان و تبعید؟ 

در صفحات مجازی و به‌طور خاص در توئیتر شاهد متن‌هایی هستیم که فراخوان به نیامدن معلمان سر کلاس در اول مهر داده‌اند. این فراخوان در اعتراض به زندانی بودن معلمان داده شده است. از این پیش‌تر نیز در اردیبهشت امسال شاهد دستگیری بسیاری از معلمان توسط لباس‌شخصی‌های خامنه‌ای بودیم که هنوز هم برخی از آنها اسیر هستند.
از آنجا که کار اصلی معلمان تأمین مایحتاج زندگی شده است، «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران» روز ۲۰اردیبهشت را تجمع معلمان در سراسر ایران اعلام نمود و فراخوان داده بود. این تجمع با استقبال گسترده‌یی روبه‌رو شد. معلمان در سراسر ایران تجمع صنفی داشتند. در تهران هم تجمع بزرگی شکل گرفت. حکومت طبق معمول، بدون آن‌که به مطالبات پاسخ دهد، سرکوبگران و چماقداران قسم‌خورده ولایت را به جان معلمان انداخت. در این تجمع صنفی و مسالمت‌آمیز هم تعدای از معلمان دستگیر و مفقود شدند.

نماز میت بر آموزش و پرورش

یادآوری می‌شود که در تجمع ۲۰اردیبهشت ۹۷ فرهنگیان گیلان، یکی از معلمان گفت: «آقای خامنه‌ای در مشهد گفت که در جمهوری اسلامی کسی را به‌خاطر عقیده و مخالفت دستگیر نمی‌کنند. من حرفم به ایشان این است که پس دستگیری اسماعیل عبدی به چه دلیل است؟ دستگیری رسول بداقی و محمود بهشتی لنگرودی چی؟... در کجای دنیا با فرهنگیان این‌طور برخورد کردند که این حکومت با ما کرده»؟
در تجمع معلمان بوشهر، آنها تابلو آموزش و پرورش را روی زمین گذاشتند و بر آن نماز میت خواندند!

دزدی سازمان‌یافته دولتی

از آنجا که زندگی شخصی مردم در نظام آخوندی هیچ حریم و حرمت ندارد و از آنجا که همه‌چیز مردم در تیول ولایت فقیه تعریف شده است، آموزش و پرورش هم ارگانی برای چپاول و دزدی حکومتی است. نمونه‌یی از آن را از زبان معلمی در ممسنی می‌خوانیم که نقش حکومت آخوندی را در دزدی سازمان‌یافته و علت نابودی بنیادهای فرهنگی کشور را افشا کرد: «آقای نوبخت که مسؤل تنظیم بودجه مملکت است، فقط جوابگوی صاحبان قدرت است. آقای نوبخت موقع بودجه‌بندی نگاه می‌کند که کی در حکومت نفوذ و اقتدار بیشتری دارد و بودجه‌ها را به همان کسانی می‌دهد که هیچ‌وقت جوابگو و پاسخگو نیستند. هیچ آمار و ارقامی هم نمی‌دهند که بودجه کجا خرج شده است. ما کمبود بودجه نداریم. نظام بودجه‌بندی ما مشکل دارد. آنهایی که سهم اختلاس دارند، آزادانه در کانادا تفریح می‌کنند... آقایی کیف دلار برمی‌دارد و می‌رود آمریکای لاتین که شیعه بسازد؛ ولی شیعه‌های قم را هم از دست داده‌اند... چطوری است که می‌توانند ریگی را در هواپیما دستگیر کنند، اما نمی‌توانند آقای خاوری را بگیرند؟ اینها با فراری‌دادن خاوری و خاوری‌ها، خودشان در این کارها نقش داشته‌اند».(تجمع معلمان در ممسنی، ۲۰اردیبهشت ۹۷)

در سوگ زندگی، عشق و امید

در حاکمیت ولایت فقیه همه‌ امورات زندگی و آموزش و مطالبات، به‌جای آن‌که برای ساختار بهتر آینده و بروز استعدادها و پیشرفت صورت گیرد، برای دفاع از حق حیات و زنده ماندن انجام می‌شود. در این زمینه، خواسته‌ها و مطالبات معلمان بهترین شاخص برای نشان‌دادن سوگوار بودن زندگی و انسانهایی که باید آن را بسازند، می‌باشد. وقتی فرهنگ و آموزش و پیش‌برندگان آن در سوگ زندگی، عشق و امید به‌سر می‌برند، می‌توان فروپاشیده شدن تمدن جامعه را از یک طرف و سطح وحشانیت و دیکتاتوری و انسان‌ستیزی حاکمیت سیاسی را از طرف دیگر شناخت.
امضای جمعی معلمان در پای یک قطعنامه، گویای درد عمیق جامعه ایران در زیر سلطه جباران و چپاولگران فاشیسم مذهبی آخوندی است. معلمان به‌جای آموزش، تحقیق، ترویج عشق و امید و فرهنگ و دانش و علوم، باید دنبال امنیت و معیشت و دادخواهی حداقل‌های مبرم زنده بودن و آزادی همکاران زندانی‌شان باشند. سراسر این قطعنامه گویای سوگین بودن مام میهن در حاکمیت سیاه دیکتاتوری ولایت فقیهی می‌باشد:
«در حالی امسال به استقبال روز معلم و بزرگ‌داشت ابوالحسن خانعلی و تمام پیشگامان عرصه تعلیم و تربیت رفتیم که وضعیت آموزش ‌و پرورش از هر زمان دیگری بحرانی‌تر و آشفته‌تر است.
ـ شورا پیش‌بینی می‌کند که با توجه به افزایش بی‌رویه تورم و گرانی و افزایش تعداد دانش‌آموزان، وضعیت نیروهای آموزشی و اداری مدارس در سال تحصیلی ۹۷ـ۹۸ به‌مراتب سخت‌تر خواهد شد و توجه ویژه به وضعیت معلمان و نیازهای دانش‌آموزان، امری ضروری است.
ـ تشکل‌یابی مستقل و آزاد حق ماست. دولت و مجلس عامدانه مانع تحقق آن می‌شوند.
ـ به فضای امنیتی حاکم بر فعالان صنفی فوراً پایان دهید. معلمان زندانی محمود بهشتی، اسماعیل عبدی و مختار اسدی را آزاد کنید و معلمان تبعیدی و اخراجی را به مدرسه بازگردانید.
ـ به تبعیض نسبت به معلمان حق‌التدریسی، آزاد و مربیان پیش‌دبستانی پایان دهید.
ـ چگونه ممکن است برای افزایش حقوق معلمان و کیفی‌سازی آموزش، بودجه و اعتبار کافی وجود نداشته باشد در حالی‌که به‌گفته مسؤلان، میلیاردها دلار ارز از کشور خارج می‌شود و روزانه اخبار اختلاس‌های میلیاردی را می‌شنویم؟!
ـ در صورتی که روند بی‌توجهی و انباشت این مطالبات و عدم پرداخت معوقات ـ از جمله پاداش بازنشستگان، دستمزد حق‌التدریس، سرانه کافی و لازم مدارس و.... ـ ادامه یابد، شورا از تمام ظرفیت‌های خود و از هر کنش اعتراضی مدنی و مسالمت‌آمیز استفاده خواهد نمود». (قطعنامه ۱۹اردیبهشت ۹۷«شورای همآهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران»)

مشت درشت ایران 
این خواسته‌ها و مطالبات و انذارها اگر چه چهره‌ٔ سوگوار و طعم تلخ زندگی در ایران کنونی را بازتاب می‌دهند، اما تردیدی نیست که گویای فراز جدیدی از خواسته‌ها و مطالبات جامعهٔ ما می‌باشند. این واقعی است که جامعهٔ ما از «حق انسان بودنش» زیر سم ستوران ارتجاع قرون‌وسطایی آخوندی دفاع می‌کند؛ اما این حق‌طلبی نشان از خشم سراسری چون چتری مواج در بالای خانه، خیابان، محل، شهر و کشور و کلاس‌های درس دارد. این مطالبات در جوهر خود، یک «نه» بزرگ به تمامیت حاکمیت است. حاکمیت نالایقی که به‌قول مهاتما گاندی «جایی جز زندان برای افراد لایق کشور ندارد».