Thursday, November 29, 2018

تشدید انزوا، پس از کنفرانس وحدت

تشدید انزوا، پس از کنفرانس وحدت



صدور ارتجاع و تروریسم
سخنرانی روحانی در کنفرانس موسوم به وحدت اسلامی در روز شنبهٔ گذشته با بازتابهای منفی بین‌المللی و حتی برخی واکنشهای اعتراضی در داخل رژیم همراه بود.
مایک پمپئو، وزیر خارجهٔ آمریکا، دوشنبه ۵آذر گذشته طی بیانیه‌یی که وزارت‌خارجه منتشر کرد، اظهارات روحانی در کنفرانس وحدت اسلامی را «یک گام خطرناک و غیرمسئولانه» توصیف کرد که انزوای رژیم ایران را عمیق‌تر می‌کند».
پمپئو در این بیانیه گفت: «وقتی رژیم ایران مکرر خواستار مرگ میلیون‌ها نفر از جمله مسلمانان می‌شود، هیچ دوستی نخواهد داشت. مردم ایران بهتر می‌دانند و با دولت‌شان که آنها را در این ۳۹سال به جهان بد معرفی کرده‌، موافق نیستند. مردم مدت زیادی است که از این حکومت مستبد رنج می‌برند».
برخی رسانه‌های خبری ضمن انعکاس موضعگیری وزیر خارجهٔ آمریکا به تظاهرات اخیر مردم و کارگران فولاد اهواز اشاره کردند که طی آن مردم شعار می‌دادند: «اهواز شده فلسطین، مردم چرا نشستین؟».
صدراعظم اتریش و موگرینی، مسئول روابط خارجی اتحادیهٔ اروپا نیز از جمله مقاماتی بودند که اظهارات تحریک‌آمیز و جنگ‌افروزانهٔ روحانی را محکوم نمودند.
در داخل رژیم و حتی در طیف باند روحانی و اصلاح‌طلبان نیز اظهارات روحانی با اعتراض و انتقاد همراه بود:
سایت بهار در این باره نوشت:‌ «دستگاه سیاست خارجی دولت اعتدال که شعار خود را تنش‌زدایی برگزیده است در مسائل منطقه‌ای و به‌خصوص روابط ایران و عربستان راهی دیگر را برگزیده است و نه تنها خبری از تنش‌زدایی و تأکید بر مذاکره مستقیم و دست‌یافتن به توافقاتی مبتنی بر سیاست برد-برد نیست، گه‌گاه به تنشها هم افزوده‌ می‌شود. این بار نیز شاهد آن بودیم که رئیس‌جمهور در نشستی که به نام وحدت اسلامی برگزار شده است با ادبیاتی غیردیپلماتیک خطاب به سران سعودی مطالبی را بیان کرده است و در تناقضی عجیب اظهار محبت و آمادگی برای دفاع از مردم عربستان را هم چاشنی نطق خود می‌کند!».
مطلب مزبور ریشهٔ تناقض در اظهارات روحانی را ناشی از تناقض ذاتی نظام ولایت فقیه دانسته و می‌افزاید: «هنگامی که راهبرد انتخاب شده از سوی دستگاه سیاست خارجی دولت در این زمینه دچار تناقض ذاتی است نتیجه‌اش آن است که این تناقض در سخنان مسئولان نیز خود را نشان می‌دهد و از آن مهم‌تر باعث انتخاب تاکتیک‌های متناقض و هزینه‌ساز می‌شود».
یکی دیگر از سایتهای حکومتی با اشاره به این جملهٔ روحانی در سخنرانی‌اش که «گاوچرانها و شترسوارها به هم رسیده‌اند» به وی گوشزد کرده است که طعنهٔ او به ملتهایی که سران مورد نظر روحانی از میان آنها برخاسته‌اند می‌خورد. مقالهٔ مزبور سپس می‌افزاید: «می‌توان به آقای رئیس‌جمهوری و مشاوران ایشان که احیاناً سخنرانی‌های ایشان را تنظیم می‌کنند توصیه کرد که کاش در روزهای موسوم به وحدت در میان مسلمانان و در همان سخنرانی که رئیس‌جمهوری می‌خواهد با لحن متناسب با صلح و سلم و مصلحت با همسایگان و هم‌کیشان سخن بگوید، سخن را با طعن نیامیزد».
مصداق دیگری از همین تناقض چاره‌ناپدیر در سیاست خارجی رژیم، سخنرانی علی لاریجانی در مراسم اختتامیه نمایش موسوم به کنفرانس وحدت اسلامی بود.
رئیس مجلس ارتجاع در حالی که سعی می‌کرد با لحنی نرم و ملایم حرف بزند تا قدری از دافعه‌ای را که اظهارات جنجال‌انگیز روحانی برانگیخته، جبران کند، گفت: «ایران چه اختلافی با عربستان یا کشور امارات و دیگران دارد؟ اصلاً مسأله ما اینها نیستند، کاری به اینها ما نداریم، اگر ما با سعودیها مخالفیم به‌خاطر این رفتار عجیب و غریب و جنایتکارانه شون در یمن است والا ما چه مشکلی با اینها داریم».
لاریجانی در مورد هلال شیعی نیز به‌کلی از آن تبری جست و افزود: «ما چه دلیلی دارد دنبال این باشیم هلال شیعی راه بیاندازیم؟ نیازی به این نداریم، قبول هم نداریم».
معلوم نیست فشارهای سیاسی و اقتصادی باعث شده لاریجانی تاخت و تازه‌ای پیشین ایادی رژیم در مورد تحت سیطره داشتن ۴پایتخت عربی و رسیدن مرزهای رژیم به سواحل مدیترانه را به کلی فراموش کند یا وحشت از عواقب ناشی از طرد و انزوای سیاسی است که رئیس مجلس رژیم را این چنین به تبری جستن از استراتژی عمق استراتژیک نظام واداشته است؟

Wednesday, November 28, 2018

چابهار، بهشت به‌ تاراج رفته

چابهار، بهشت به‌ تاراج رفته



چابهار
«چابهار مهم است، نه فقط چون یکی از پررونق‌ترین مناطق آزاد ایران به‌حساب می‌آید، نه فقط چون تنها بندر اقیانوسی کشور است‌، نه فقط چون یکی از بهترین مناظر دنیا را دارد... چابهار مهم است چون بهشتی از ناشناخته‌هاست که هر گردشگری را شیفته زیبایی‌هایش می‌کند».
این فراز، نوشته یکی از سایت‌های حکومتی است که برای گردشگری در چابهار تبلیغ می‌کند، سرزمینی که برای گردشگرانش بهشت و برای ساکنانش چیزی شبیه به جهنم است!
چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران است که در منتهاالیه جنوب‌شرقی کشور قرار دارد. بندری استراتژیک با مردمی خونگرم و زحمت‌کش و والاطبع که اینک در چنبره چپاول پاسداران و آخوندها، در فقری جانکاه دست و پنجه نرم می‌کند.

بازارهایی که آخوندها را ثروتمندتر و ساکنان چابهار را فقیرتر می‌کنند
بازارهایی که آخوندها را ثروتمندتر و ساکنان چابهار را فقیرتر می‌کنند

چابهار ضمنا یکی از مناطق آزاد تجاری کشور هم هست، منطقه آزاد تجاری یعنی چراگاه قاچاق آشکار آخوند - پاسدارهایی که در روز روشن دزدی می‌کنند.
این بندرگاه ضمنا یکی از بنادر چراغ‌خاموش پاسداران هم هست که امر قاچاق و صدور تروریسم رژیم را برای آخوندها تسهیل می‌کند. در مجموع از هر زاویه‌ای که به آن نگاه شود، یک تکه جواهر میهنی است که علی‌القاعده مردم بومی‌اش باید از حداقل امکانات رفاهی برخوردار باشند اما اینک و در حاکمیت آخوندها، یکی از فقیرترین مناطق کشور است که در مرکز شهرش مردم یا در چاله زندگی می‌کنند یا در کپرهایی که مایه تأسف و اندوه ایرانیان است.

گزارشی از یک مجموعه مسکونی در مرکز شهر چابهار

این بندرگاه اینک ظاهراً به تیول پیمانکاران یک کشور دیگر(هند) درآمده و وضعیت اشتغال برای بومیان منطقه را با توجه به حضور کارگران تبعه کشور پیمانکار، تاریک‌تر از پیش نموده است.

طرح‌های چابهار

برای چابهار طرح‌های بسیاری در نظر گرفته شده اما سود حاصل از این طرح‌ها نصیب تنها کسانی که نمی‌شود ساکنان چابهار و مردم بومی منطقه است.

چابهار یکی از قطب‌های گردشگری است که برای آخوندها درآمدی سرشار دربر دارد
چابهار یکی از قطب‌های گردشگری است که برای آخوندها درآمدی سرشار دربردارد

دو سیمای چابهار

وقتی به رسانه‌های آخوندها نگاه می‌کنید چابهار، بندری است زیبا با جاذبه‌های گردشگری بی‌نظیر که در انواع و اقسام تورهای گردشگری سفر به آن تبلیغ شده و حقیقتاً هم مناظری از گوشه و کنار طبیعت آن نشان داده می‌شود که بعضاً هوش‌رباست.

سوزن‌دوزی زنان بلوچ، هنری بی‌نظیر و بی‌رقیب در جهان
سوزن‌دوزی زنان بلوچ، هنری بی‌نظیر و بی‌رقیب در جهان

ساحل زیبا و بازارهای بومی چابهار، بی‌نظیر است
ساحل زیبا و بازارهای بومی چابهار بی‌نظیر است

چابهار از سوی دیگر یکی از مناطقی است که پیوسته در طرح‌های صنعتی و تجاری کشور، جایگاه خاصی نزد حکومت‌گران داشته و ایجاد صنایع پتروشیمی یا بنادر ترانزیت کالا و پروژه گاز مشترک با کشورهای دیگر، موقعیت استراتژیک بی‌نظیرش آن را در رسانه‌های تخصصی تجاری، شهره عام و خاص کرده است.

پتروشیمی چابهار سومین قطب صنعتی کشور
پتروشیمی چابهار سومین قطب صنعتی کشور

چابهار اما اگر هیچ نداشته باشد همان دریای زیبا و بی‌کرانه‌اش می‌تواند پاسخگوی رفاه و آسایش تمامی ساکنانش از جنوبی‌ترین خطه بلوچستان تا شمالی‌ترین نواحی سیستان باشد، دریایی که با منابع سرشار و بی‌نظیر و بی‌پایانش به‌مثابه گنجی میهنی توان پاسخگویی به مشکل تغذیه بخش بزرگی از کشور را داراست اما اینک ماهیگیران فقیر منطقه با وجود قراردادهای خائنانه و استعماری آخوندها با دیگر کشورها، آن‌چنان عرصه را بر خود تنگ می‌بینند که گویا دریا هم از آن دیگران است و ماهیگیران ایرانی حکم غریبه را در کناره آن پیدا کرده‌اند. چینی‌ها، کره‌ای‌ها و پیش از این تایلندی‌ها به‌صورت نوبه‌ای به پاکسازی سواحل دور و نزدیک این ساحل طلایی و گنج‌های سرشار دریایی آن مشغول هستند و هیچ عرصه‌ای را برای ماهیگیران چابهاری باقی نگذاشته‌اند.

ماهیگیران بلوچ قربانیان قراردادهای استعماری ماهیگیری آخوندها با دیگر کشورها
ماهیگیران بلوچ قربانیان قراردادهای استعماری ماهیگیری آخوندها با دیگر کشورها

چابهار پیشتر دارای زمینهای کشاورزی سرشاری بود که نه تنها در منطقه بلکه در قیاس با بسیاری مناطق دیگر کشور نیز، مثال زدنی بود اما اینک با ساخت‌ و سازهای غیرکارشناسی‌ای که هیچ سودی برای ساکنان بومی منطقه ندارد، مانند بسیاری نقاط دیگر کشور دچار خشکی منابع آبی و فروریزی یا نشست زمین شده است و همان خاکی که اینک بر سفره کشاورزان اصفهان و مناطق مرکزی نشسته است، بر سفره کشاورزان چابهاری نیز نشسته در حالی‌که اینان در کنار دریایی بزرگ و در همسایگی اقیانوس زندگی می‌کنند!‌

تصویری از زمینهای کشاورزی چابهار که به‌علت برداشت بی‌رویه منابع زیرزمینی آب، دچار ویرانی مزارع و استهلاک خاک شده است
تصویری از زمینهای کشاورزی چابهار که به‌علت برداشت بی‌رویه منابع زیرزمینی آب، دچار ویرانی مزارع و استهلاک خاک شده است

اینک مردم چابهار مانند مردم دیگر مناطق کشور به‌طور همزمان درگیر فقر، خشکسالی و بیکاری هستند ضمن این‌که روزانه فرزندانشان تحت سرکوب مضاعف پاسداران جنایتکار قرار داشته و برای امرار معاش روزانه نیز باید قبل از عبور از سختی‌های فقر و بیکاری از کنار آتش سلاح پاسداران جراری عبور کنند که بی‌تأمل شهروندان این خطه را آماج رگبار سلاحهای خود قرار می‌دهند.
گرچه که آخوندها در آنجا هم همان بذری را می‌کارند که اینک محصولش را قیامهای بزرگ شهری و روستایی کشور درو می‌کنند، خشم کارگران و نفرت کشاورزان و کینه توده‌های شهری که روزبه‌روز عرصه را بر آخوندها تنگ‌تر می‌کنند تا روزی که با سقوط آخوندها و برقراری یک حاکمیت مردمی و دمکراتیک، حقوق تمامی ساکنان این مرز و بوم، رها از ستم و دیکتاتوری شاه و شیخ، به تمام و کمال محقق گردد.

Tuesday, November 27, 2018

نمایش ورشکسته وحدت با مضمون تفرقه

نمایش ورشکسته وحدت با مضمون تفرقه



نمایش ورشکسته وحدت
رژیم آخوندی امسال هم طبق معمول سنواتی در ایام میلاد پیامبر اکرم، در روزهای سوم تا پنجم آذرماه نمایش موسوم به «کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی» را با حضور شماری از مزدوران و تروریستهای برون‌مرزی خود برگزار کرد. این نمایش رنگ‌باخته برخلاف اسمی که رژیم بر آن گذاشته، نه «بین‌المللی» بود و نه «اسلامی» و نه در جهت «وحدت»! مضحک و با معنا این‌که تشت رسوایی این نمایش وحدت زمانی که مدعوین این کنفرانس در بیت خامنه‌ای حضور داشتند، بر زمین افتاد و آن هنگامی بود که یکی از ایادی رژیم برخاست و در حضور مهمانان خارجی ضمن برشمردن عملکردها و سیاست‌های مفتضح روحانی از خامنه‌ای خواست که او را کنار بزند و حسابش را برسد. به این ترتیب این نمایش که در منطقه هیچ توجهی را برنیانگیخت و کسی آن را جدی نگرفت، در داخل رژیم هم موجب جنگ باندی گردید.
آخوند مکارم شیرازی به بی‌محتوایی شعار «وحدت» در این نمایش اذعان کرد و خطاب به شرکت‌کنندگان گفت: «شعار وحدت تا زمانی که ریشه‌های اختلاف سوزانده نشود به جایی نمی‌رسد».(خبرگزاری تسنیم ۳آذر ۹۷)
علی مطهری، نایب‌رئیس مجلس ارتجاع هم اذعان کرد: «در وحدت مسلمانان موفق نبوده‌ایم». او با عبارتی که به خود رژیم هم می‌خورد افزود: «حاکمان از آن نظر که بیش از آن که به فکر منافع و مصالح دنیای اسلام باشند به فکر منافع خود هستند و علما از آن جهت که بحث شیعه و سنی را به‌صورت یک سرگرمی درآورده‌اند؛ بدون ‌آن که برخی علمای شیعه که سنگ علی(ع) را به سینه می‌زنند توجهی به سیره ایشان داشته باشند».(سایت حکومتی فرارو ۵آذر ۹۷)
سخنرانی به‌اصطلاح وحدت روحانی در رسانه‌های باند خامنه‌ای نیز تبدیل به سوخت جنگ باندی شد.
روزنامه حکومتی وطن امروز ۵آذر ۹۷ از جمله نوشت: «اظهارات تند و تیز حسن روحانی علیه عربستان که در ۲، ۳سال گذشته نسبت به قبل متفاوت شده است، در شرایطی رخ می‌دهد که به اعتقاد ناظران و کارشناسان مسائل منطقه، رویکرد دولت وی در مواجهه با عربستان از گفتار فراتر نرفته و در عمل منفعلانه بوده است».
رسانه‌های حکومتی که دستشان در نقد اظهارات خامنه‌ای در مورد عربستان بسته بود اظهارات روحانی را که در این مورد با او همسو بود هدف حمله و اعتراض قرار دادند.
صادق زیباکلام از مهره‌های همسو با روحانی نوشت: «روحانی در چارچوب وحدت و همدلی شیعه و سنی بود که با آن لحن تمسخرآمیز و تحقیرکننده با سعودیها سخن گفتند. نمی‌دانم اگر می‌خواستند به آنها توهین کنند چه الفاظ و عباراتی را بکار می‌بردند؟

توئیت صادق زیباکلام

روزنامهٔ حکومتی جمهوری اسلامی(۵آذر) اول به نفرت مردم و ورشکستگی نمایش وحدت در داخل رژیم اعتراف کرده و نوشت: «مردم می‌گویند دوران شعاردادن به پایان رسیده و این‌که حتی ائمه جمعه در خطبه‌هایشان شعار ضرورت وحدت بدهند و بسیار زود آن را فراموش کنند و به این و آن بتازند با هیچ معیاری سازگاری ندارد». این روزنامه سپس با اشاره به هزینه‌های «گزاف» که در شرایط بحران اقتصادی مردم، صرف این نمایشات بی‌اثر می‌شود، می‌نویسد: «این‌که با هزینه کردن وقت و پول و امکانات، کنفرانس وحدت برگزار و به سخنرانی‌های تکراری و شعارهای بی‌پشتوانه اکتفا کنیم، مشکلی از کشور و جهان اسلام حل نمی‌شود».
روزنامه جمهوری با اذعان به این‌که هدف از این نمایشها صدور ارتجاع به‌منظور تقویت «پایه‌های نظام» است به نظام هشدار می‌دهد: «مسئولان نظام باید این واقعیت را درک کنند که فقط با حل مشکلات داخلی و غلبه بر بحران اقتصادی و رفع تنگناهای معیشتی مردم است که پایه‌های نظام جمهوری اسلامی تقویت می‌شود» و سپس کارنامهٔ سیاه نظام را خاطرنشان کرده و افزوده است: «ملتها هنگامی ما را الگو قرار خواهند داد که صداقت ما را در برقراری وحدت داخلی و توفیق ما را در غلبه بر بحران اقتصادی مشاهده کنند».

Monday, November 26, 2018

باز شدن پرونده تسلیحات شیمیایی رژیم

باز شدن پرونده تسلیحات شیمیایی رژیم



نشست تخصصی کشورهای عضو پیمان منع استفاده از سلاحهای شیمیایی
تا حدود یک‌سال پیش رژیم آخوندی حمایتهای مریی و نامریی زیادی داشت و طرفهای غربی به قیمت منافع نجومی که از قبل رژیم به دست می‌آوردند، چشم روی جنایت‌های این رژیم حتی در خاک کشورهای خودشان می‌بستند. اما هنگامی که سمت باد جهانی به زیان رژیم تغییر کرد، پل‌های مماشات یکی بعد از دیگری تخریب شدند و امتیازهای کلان رژیم دیگر نه تنها اثر نکرد بلکه اکنون کسی رغبت طرف‌حساب شدن با رژیم را ندارد، بلکه شاهد روندی برای رسیدگی به جنایات سالهای گذشته رژیم هستیم. یکی از این موارد استفادهٔ رژیم از تسلیحات شیمیایی و تلاش برای گسترش و اشاعهٔ آن است.
کنت وارد، سفیر آمریکا در هلند، طی سخنانی در چهارمین نشست تخصصی کشورهای عضو پیمان منع استفاده از سلاحهای شیمیایی که برای بررسی عملکرد سلاحهای شیمیایی در لاهه پایتخت هلند برگزار شد، گفت که رژیم ایران در مورد مراکز تولید تسلیحات شیمیایی خود گزارش نداده و همهٔ قابلیت‌های خود در این زمینه را اعلام نکرده و برنامه‌های خود را برای دستیابی به این تسلیحات دنبال می‌کند.
در پی این افشاگری که بحران جدیدی را گریبانگیر رژیم کرده، روزهای دوم و سوم آذر، روحانی، ظریف و قاسمی سراسیمه به صحنه آمدند تا به شیوه معمول رژیم مدارک جدید دولت آمریکا در مورد اقدامات و زرادخانه شیمیایی رژیم را که به کنگره این کشور و به کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی در لاهه ارائه شده، تکذیب کنند.
روزنامه حکومتی جهان صنعت در روز ۲۷آبان با سوزوگداز از سرآمدن عهد اوباما نوشته بود: «دولت ترامپ قصد دارد با اعلام عدم پایبندی ایران به کنوانسیونهای تسلیحات شیمیایی، چرخشی آشکار را از مواضع دولت اوباما که در تلاش برای دستیابی به توافق هسته‌یی ۲۰۱۵ از صدور چنین بیانیه‌ای امتناع می‌کرد، نشان دهد».
در روز ۲۶آبان هم سایت حکومتی جامعهٔ ایرانی به‌نقل از واشنگتن فری بیکن نوشت: «دولت پیشین آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما اعلام عدم پایبندی ایران به کنوانسیونهای تسلیحات شیمیایی را متوقف کرد».
اکنون پس از ارائه مدارک آمریکا مقامات حکومتی سراسیمه به صحنه شتافته‌اند از جمله سخنگوی وزارت امور خارجه با رد اتهام جدید آمریکا به ایران گفت: «علت چنین ادعاهایی خصومت با ملت ایران است... هیأت آمریکایی در بازنگری کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی در لاهه با طرح اتهامات واهی ایران را به نقض کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی متهم کرد».(تلویزیون رژیم ۲آذر ۹۷)
ظریف، وزیر خارجه رژیم هم در واکنشی غیررسمی در توئیتر خود این «اتهامات» علیه رژیم را «خطرناک» توصیف کرد.
علت سراسیمگی مقامات حکومتی با سرآمدن عهد مماشات برای لاپوشانی جنایت‌های شیمیایی رژیم، از آن‌رو است که پیش از این اسناد اقدامات رژیم برای لاپوشانی این جنایتها افشا‌ شده بود.
سازمان مجاهدین خلق ایران بر اساس اطلاعاتی که به دست آورده بود طی اطلاعیه‌یی در تاریخ ۲۸مهر ۱۳۸۳ فاش کرد رژیم آخوندی درصدد استخدام وکلایی است که حاضر باشند جنایتهای رژیم در حلبچه در زمان جنگ ۸ساله را به مجاهدین نسبت بدهند.
یک‌سال بعد در ۵مهرماه سال ۱۳۸۴ یک حقوقدان فرانسوی به نام امانوئل لودو در تلویزیون آرته در فرانسه ۵مهر ۱۳۸۴ از پیشنهاد رذیلانه صادق خرازی سفیر رژیم آخوندی در فرانسه پرده برداشت. همان سال خلیل ابراهیم الدلیمی، رئیس تیم وکلای رئیس‌جمهور سابق عراق نیز در گفتگو با رسانه‌های عربی اطلاعات مشابه همکار فرانسویش را فاش نمود. این افشاگریهای وکیلان فرانسوی و عراقی در رسانه‌های مختلف عربی بارها انعکاس یافت.
امانوئل لودو، وکیل فرانسوی صدام در تاریخ ۲۶مهر ۸۴ به تلویزیون الجزیره گفت:‌ «رازی را می‌خواهم برای شما بگویم که شاید بهای گزافی را از من بگیرد. مرا سفیر ایران شخصاً به سفارت ایران فراخواند... سفیر به من گفت بیا توافقی با هم بکنیم. ما می‌گوییم صدام به کردها با گاز حمله نکرده و تو هم بگو که ایرانیها با گاز به کردها حمله نکرده‌اند.، سپس پرونده‌ای به‌عنوان دلیل ارائه می‌دهیم که مجاهدین خلق این گازها را علیه کردها به‌کار گرفته‌اند. یه این ترتیب گناه آن‌را به گردن دیگری انداخته و همه ما در امان خواهیم بود. نظر تو چیست؟».

سونامی فقر ارمغان حاکمیت غارت و چپاول آخوندی

سونامی فقر ارمغان حاکمیت غارت و چپاول آخوندی



زیر خط فقر
این روزها گسترش فقر در حاکمیت فاسد آخوندی شرایط زندگی و تغذیه را در بسیاری از مناطق کشور تا آنجا فاجعه‌بار کرده است که متولیان حکومتی به‌صراحت اعتراف می‌کنند در شرایط کنونی بیش از ۷۰درصد از جامعه در زیر خط فقر زندگی می‌کنند.
خبرگزاری حکومتی ایلنا ۹آبانماه ۹۷ در توضیح این شرایط فاجعه‌بار که مردم محروم میهن را تا ورطه کامل نابودی فرو برده است این‌گونه اعتراف می‌کند: «در این شرایط تقریباً ۷۰درصد جامعه(۷دهک اول) در موقعیت آسیب‌پذیر قرار می‌گیرند. و تاثیر آن بر طبقه فقیر شدیدتر و برای طبقه متوسط که نمی‌تواند به‌راحتی هزینه‌های خود را کاهش دهد نیز شدید خواهد بود».
در یک اعتراف دیگر ارگان نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم ۲۸آبانماه ۹۷ تحت عنوان سقوط طبقه متوسط به جمع فقرا به‌نقل از به‌اصطلاح مشاور آخوند شیاد روحانی این‌گونه اعتراف می‌کند: «قبلا ۲دهک ضعیف، ۶دهک متوسط و ۲دهک ثروتمند در جامعه داشتیم ولی الآن این شرایط تغییر کرده و ۲دهک فقیر، گسترش یافته و تبدیل به ۴دهک شده‌اند و از آن سو ۶دهک متوسط به ۴دهک تقلیل یافته و آن هم در شرایطی که درآمد آنها نصف شده و ۲دهک پردرآمد نیز کماکان در جای خود قرار دارند».
تحت تاثیر این واقعیت‌هاست که رسانه‌های رژیم مجبور شده‌اند طی ماهها و هفته‌های اخیر ضمن پرده‌برداری از گسترش روزافزون فقر اخبار و گزارشات متعددی پیرامون افزایش مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم منتشر کنند:

۲برابر شدن گسترش فقر مطلق

به‌عنوان نمونه خبرگزاری حکومتی پانا ۸آبانماه ۹۷ پس از اعتراف به این‌که «در یک‌سال اخیر فقر مطلق در کشور ۲برابر شده است» به‌نقل از یکی از اعضای مجلس ارتجاع رژیم اضافه می‌کند: «امروز فقر در کشور نسبت به سال گذشته چند برابر شده است. تا سال گذشته شاید کمتر از ۱۵درصد مردم در فقر مطلق بودند اما این میزان اکنون ۲برابر شده است، علاوه بر این بخش زیادی از قدرت خرید کارگران با افزایش قیمت کالاها از دست رفته است».
در یک اعتراف دیگر ارگان نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم ۴آبانماه ۹۷ پس از اذعان به این‌که در حال حاضر میزان درآمد کارگران نهایتاً می‌تواند ۳۳درصد از هزینه خانوار را تأمین کند؛ اضافه می‌کند: «برای تأمین هزینه‌های یک خانوار ۳نفره، کارگر سرپرست خانوار باید ۳شغله باشند یا هر ۳عضو خانواده باید شاغل باشند تا یک خانواده کارگری بتواند ۱۰۰درصد هزینه حداقلی یک ماه را تأمین کند».

حداقل دستمزد کارگران زیر خط فقر

درک و استنباط قوی‌تر و روشن‌تر از اوضاع به‌غایت فاجعه‌بار کنونی آن زمانی بهتر و بیشتر روشن می‌شود که خاطرنشان کنیم بر اساس آمار اعلام‌شده حکومتی در شرایط کنونی بیش از ۱۳میلیون نفر از جمعیت کشور را طبقه کارگر تشکیل می‌دهد. با این حساب اگر مبنای هر خانوار کارگری را تنها ۴نفر قرار دهیم جمعیتی بالغ بر ۴۲میلیون نفر از هموطنان محروم ما تحت حاکمیت این رژیم ضدانسانی و ضدکارگری به‌معنای دقیق کلمه در انبوهی از درد و رنج روزگار خود را با فلاکت طی می‌کنند. بنا‌ به خوش‌بینانه‌ترین ارزیابی کارشناسان حکومتی خط فقر بیش از ۵میلیون تومان برآورد شده است اما حداقل حقوق مشخص‌شده برای کارگران در سال ۹۷ یک میلیون و ۱۱۴هزار تومان در نظر گرفته شده است و این البته شامل کارگرانی می‌شود که تحت پوشش قانون کار قرار دارند در حالی که بنا‌ به اعتراف رسانه‌های حکومتی ۹۶درصد از کارگران ایران قراردادی می‌باشند.

فقر در بین کارگران قراردادی

بیکاری فزاینده موجب شده که کارگران به قراردادهای موقت توسط کارفرمایان غارتگر حکومتی بدون کمترین حقوق و مزایا تن دهند.
در این‌باره هم پیش از این سایت حکومتی موسوم به اقتصاد نیوز ۲۶تیرماه ۹۶ تحت عنوان «فعالیت ۱۲میلیون کارگر با قرارداد موقت» این‌گونه اعتراف می‌کند: «در حال حاضر بیش از ۱۳میلیون کارگر بیمه‌شده تأمین اجتماعی در کشور فعالیت می‌کنند که حدود ۱۲میلیون نفر آنها دارای قراردادهای موقت و پیمانی هستند؛ به عبارتی تا این لحظه حدود ۹۶درصد کارگران ما با قراردادهای موقت کار می‌کنند که سهم زیادی از این قراردادها با مدت زمان حداکثر ۳ماهه و ۶ماهه هستند و متأسفأنه تعداد این قراردادها در حال افزایش است. حدود ۴درصد باقیمانده از کارگران که به‌صورت دائم فعالیت می‌کنند از کارگران قدیمی هستند که در آستانه بازنشستگی قرار دارند. بنابراین در شرایط فعلی می‌توان گفت که کارگر دارای قرارداد دائم در کشور وجود ندارد».
خبرگزاری حکومتی ایسنا ۱۳اردیبهشت ۹۷ تحت عنوان «قراردادهای سفیدامضاء جنایتی در حق کارگران» در توصیف این قراردادهای غارتگرانه کارفرمایان حکومتی با کارگران این‌گونه اعتراف می‌کند: «قراردادهای سفیدامضا از جمله اقدام جنایات‌آمیزی بوده که برای کارگران اتفاق افتاده است. کارگرانی که با حداقل حقوق بدون بیمه با امضا قراردادهای سفید با جان خود معامله می‌کنند، حتی گاهی مشاهده شده که کارفرمایان برای فرار از پرداخت حق بیمه کارگران را به درون اتاقی برده و هنگام بازرسی آنها را زندانی می‌کنند تا مبادا تعداد کارگرانی که باید آنها را بیمه کنند، افزایش پیدا کند».

فروش اعضای بدن نمادی از فاجعه فقر در ایران

مجموعه چنین شرایط دردناک و اسفباری تا آنجا به افزایش نرخ فلاکت در حاکمیت غارتگر ولی‌فقیه راه برده است که بسیاری از اقشار فقیر و ضربه‌پذیر در کمال ناباوری برای امرار معاش و گذران زندگی به فروش اعضاء بدن و فروش فرزندان خود روی آورده‌اند.
در این‌باره هم سایت حکومتی تیتر یک آنلاین ۲۵آبانماه ۹۷ تحت عنوان تصویری تکان‌دهنده از خیابانهای تهران ضمن پرده‌برداری از مراکز علنی خرید و فروش اعضای بدن! در خیابانهای تهران این‌چنین اعتراف می‌کند: «اگر گشتی در خیابانهای تهران و دیگر شهرها بزنید با تصاویر تکان‌دهنده‌ای برخورد خواهید کرد. حالا دیگر مراکز خرید و فروش اعضای بدن علنی شده‌اند و مردمی که به‌خاطر گرانی و فقر حاضر به تکه‌تکه کردن بدن خود شده‌اند»!
در یک نمونه دیگر خبرگزاری حکومتی ایسنا ۱۱مهر ۹۷ تحت عنوان «پرسنل بیمارستان موسوم به خمینی در کرج به‌دلیل نداشتن پول به کلیه فروشی روی آورده‌اند» فقر و محرومیت مضاعفی که دیکتاتوری غارت و چپاول آخوندی بر کارمندان این بیمارستان تحمیل کرده است را این چنین برملا می‌کند: «پرسنل این بیمارستان به‌دلیل فشارهای اقتصادی ناشی از چند ماه دریافت نشدن حقوق حتی به فروش کلیه روی آورده بودند و از این‌که طی چند ماه متوالی موفق به پرداخت کرایه‌خانه یا شهریه دانشگاه فرزندان‌شان نشده‌اند؛ به‌شدت گلایه‌مند‌ند».

فقر در روستاها 

در این میان البته زندگی مردم محروم میهن در روستاها وجه گویاتری از چپاول رژیم ولایت‌ فقیه را افشا و برملا می‌نماید و مشاهده زمینهای خشک شده و کشاورزیهای فروپاشیده در سراسر میهن اسیر تصویر کامل‌تری از پدیده‌ٔ فقر در میهن اشغال شده را به نمایش می‌گذارد. چرا که در نتیجه سیاست‌های ضدملی و خانمانسوز دیکتاتوری ولایت که به تخریب روستا و سیل مهاجرت روستاییان زحمتکش میهن منجر شده است هم‌اکنون بیش از ۷۰درصد مردم یعنی معادل ۵۶میلیون نفر در شهرها و نزدیک به ۲۸درصد باقیمانده در روستاها ساکن می‌باشند که البته پیش‌بینی می‌شود بسیاری از این روستاها نیز به‌زودی از سکنه خالی شده و با پیوستن به حاشیه‌نشینان شهرها به جرگه گروه‌های فقیر اضافه شوند.
خبرگزاری حکومتی شبستان ۳۰آبانماه ۹۷ تحت عنوان حاشیه‌نشینی وصله ناجور کلان‌شهرها در توضیح مهاجرت مستمر روستاییان محروم میهن به حاشیه شهرها این چنین اعتراف می‌کند: «به گفته برخی از کارشناسان حوزه اجتماعی به‌طور متوسط، مهاجرت حاشیه‌نشینها به کلانشهرها نسبت به سال ۶۱، ۱۷برابر افزایش یافته و در قبال آن ۱۷برابر هم صدمات‌ اجتماعی جبران‌ناپذیری به کشور‌ وارد آمده است. در حال حاضر بر اساس آمارهای موجود سکونت‌گاههای غیررسمی، بافتهای تاریخی و فرسوده و روستاهایی که به شهرها پیوسته‌اند، جمعیتی در حدود ۱۸میلیون نفر را در خود جای داده‌اند».
این در حالی است که پیش از این نیز خبرگزاری حکومتی موسوم به ایسنا تحت عنوان «سیل نابودی روستاها را متوقف کنیم» این‌چنین اعتراف کرده بود: «محو روستاها در ایران با سرعت زیادی انجام می‌شود در حالی که روستاهای بزرگ و مولد نیز با حمایت مجلس به شهرهای کوچک بی‌امکانات تبدیل می‌شوند. بر اساس اعلام مؤسسه ملی مطالعات جمعیتی کشور در حال حاضر ٤٠‌هزار روستای کشور خالی از سکنه شده‌اند و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی نیز به یکی از مهم‌ترین موضوعات قضایی ایران تبدیل شده است و وضع ١٠استان از نظر تأمین زمین بحرانی ارزیابی می‌شود».
روشن و واضح است که این شرایط اسفناک و فاجعه‌بار آن روی سکه فساد، اختلاس و دزدی نهادینه شده در نظام قرون‌وسطایی ولایت فقیه است که از قضا هر چه بیشتر به روزهای پایانی رژیم نزدیک‌ می‌شویم شتاب سریع‌تر و پهنه وسیع‌تری به خود گرفته است و بر همگان روشن و مسجل نموده است که تنها راه غلبه بر مشکلات کنونی، سرنگونی تام و تمام این رژیم ضدبشری می‌باشد.

Saturday, November 24, 2018

مجلس ارتجاع عرصهٔ ظهور بحرانها و بن‌بست‌ها

مجلس ارتجاع عرصهٔ ظهور بحرانها و بن‌بست‌ها



مجلس ارتجاع
از آنجا که مجلس ارتجاع محل تلاقی منافع متضاد باندهاست، صحنه بروز بحرانها و بن‌بستهای نظام هم هست.
بحران‌ بی‌راه‌حلی در مورد مشکلات معیشتی کارگران به‌جان آمده و وحشت از پیامدهای تداوم اعتصابهای کارگری اعضای مجلس را وحشت‌زده کرده است. راضی نوری عضو مجلس ارتجاع دربارهٔ پیوند کارگران به جان آمده هفت‌تپه با آنچه وی «بدخواهان و معاندین نظام» می‌نامید به روحانی هشدار داد..وی گفت: «باید چاره‌ای اساسی دیده شود تا با رسیدگی عاجل بدخواهان و معاندین نظام اسلامی ایران فرصت بهره‌برداری بیشتر از این شرایط را نداشته باشند.....در عین‌حال از سرمایه‌گذاران محترم و بزرگوار می‌خواهم که مطالبات به حق کارگران را تأدیه کرده..» (سایت مجلس رژیم ۳۰آبان ۹۷)
این عضو مجلس ارتجاع، با توسل به «سرمایه‌گذاران محترم» در واقع بی‌راه‌حلی نظام برای حل مشکل کارگران را به نمایش گذاشت.
رحیم زارع عضو دیگر مجلس رژیم به بحران بیکاری اذعان کرد و آمارهای ساختگی دولت روحانی را که نرخ بیکاری را ۱۲.۲درصد اعلام کرده، به چالش کشید و گفت: «اولاً تفاوت در نرخ بیکاری استانها بسیار زیاد است و ثانیاً وضعیت بیکاری جوانان، زنان و به‌خصوص جوانان و زنان تحصیلکرده در برخی استانهای کشور (عمدتا استانهای غربی و مرزی) بسیار نامناسب است. در برخی از این استانها نرخ بیکاری جوانان تحصیلکرده در بازه ۵۰تا ۶۳درصد است و در خصوص زنان جوان تحصیلکرده نرخ بیکاری همین استانها به بازه ۶۳درصد تا ۷۸درصد می‌رسد».(همان منبع)
بن‌بست FATF و ضرورت خوردن زهر، یک بن‌بست و بحران بی‌راه‌حل دیگر بود. علی اکبری عضو مجلس ارتجاع با یادآوری «شرایط پیچیده و خطرناک امروز» به باند خامنه‌ای که «خود را فراتر از قانون دانسته و فراتر از قانون عمل می‌کنند» هشدار داد در مقابل دنیا نایستند. « در شرایط پیچیده و خطرناک امروز عده‌یی خود را فراتر از قانون دانسته و فراتر از قانون عمل می‌کنند عده‌یی برای نان و آب و منافع فردی و جناحی دنبال تقابل با دنیا و گل‌آلود نمودن اوضاع هستند عده‌یی به‌دنبال بازگشت به پیش از مشروطه و قاجار اند و به‌نام دین با قانون مخالفت می‌کنند».(همان منبع)
 این عضو مجلس ارتجاع بر ضرورت عقب‌نشینی از چارچوبهای ارتجاعی نظام و پذیرش کسانی که « با بخشی از سیاست‌های نظام موافق نباشند و یا حتی تصاویر رهبران سیاسی »‌نظام را بالای سر خود نصب نکنند، تأکید کرد و ضرورت تمکین به جامعهٔ جهانی را برای خروج از بن‌بست خاطرنشان نمود.
ابراز وحشت مدام از «دشمنان قسم خورده» نظام و در رأس آنها مجاهدین و وحشت از انزجار مردم از نظام با اسم مستعار«بی اعتمادی» کابوس خلاصی ناپذیر نظام است که باز روز گذشته از مجلس ارتجاع به گوش می‌رسید. البته برای آن که وحشت از مجاهدین و مقاومت ایران کمتر به چشم بیاید، طبق معمول، عوامل دیگر و اسامی دیگری را هم در کنار مجاهدین گذاشته بودند.
علی اسماعیلی عضو مجلس ارتجاع در همین رابطه گفت: «دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی ایران وحدت ملت ایران را نشانه گرفته‌اند، آمریکا شیطان بزرگ عربستان و ارتجاع عرب اسراییل و منافقین با تشکیل ستاد فرماندهی تمدن بزرگ ایران را نشانه گرفته‌اند. رشد و توسعه ایران را نشانه گرفته‌اند آنها می‌خواهند با تحریم اقتصادی ریشه ملت ایران را بخشکانند. آنها می‌خواهند با تشدید اختلافات وحدت و همدلی ملت ایران را خدشه‌دار کنند».(همان منبع)
این اعترافات که مستمراًً از زبان نمایندگان هر دو باند شنیده می‌شود به‌روشنی مبین وضعیت وخیم یک رژیم سراپا در بحران است که هیچ راه‌حلی برای بحرانها نداشته و در بن‌بست کامل قرار دارد.

Thursday, November 22, 2018

چهرهٔ نظام در آینه پولشویی

چهرهٔ نظام در آینه پولشویی



اختلاس‌های نجومی
حدود یک هفته از فاش‌گویی ظریف در مورد ابعاد پولشویی در نظام می‌گذرد و طی این مدت، دعوای پولشویی هر روز بالاتر گرفته است. باندهای حاکم در عین‌حال که در مورد سوء‌استفاده دشمن از رو کردن دست همدیگر هشدار می‌دهند، هر یک فهرستی از پولشویی‌های باند رقیب را رو می‌کنند. ولی در بلوغ این دعوای باندی کم‌کم اشاره‌ها به‌ سر هر باند نشانه رفت. به راستی این دعوا تا کجا در نظام جلو می‌رود؟ و چه چشم‌اندازی دارد؟
روز ۲۸آبان آخوند آملی‌ لاریجانی، رئیس قضاییه خامنه‌ای، در نشست سرکردگان عالی این قوه با ورود به دعوای پولشویی و در پاسخ به اظهارات ظریف بعد جدیدی به این دعوای باندی داد. او با یادآوری شرایط بغرنج رژیم گفت: «در چنین شرایطی توقع نیست که برخی مسئولان سخنان مجمل و دوپهلویی بر زبان بیاورند که موجب سوءاستفاده دشمنان شود. باید حواسمان جمع باشد در بستری سخن می‌گوییم که دشمن حتی از حرف صحیح ما هم سوءاستفاده می‌کند». وی در ادامه گفت: « اگر پولشویی عظیمی در کشور وجود دارد چرا این موضوع را به قوه قضاییه اطلاع نداده‌اید؟». آخوند آملی در پایان با بیان این‌که « مسئولان نباید سخنانی به زبان بیاورند که مانند خنجر به قلب نظام فرو برود» اذعان کرد اعتراف ظریف «قلب نظام» یا همان بیت ولی‌فقیه و بازوهای سرکوبش یعنی سپاه و نیروی تروریستی قدس را نشانه رفته است.
به‌دنبال اظهارات آخوند آملی لاریجانی، مرتضی سرمدی، قائم‌مقام وزیر امور خارجه، به صحنه آمد و در دفاع از ظریف گفت: «مگر اعلام مبارزه با مفسدین اقتصادی و ارقام بزرگ کشف‌شده از این افراد حکایت از شبکه‌های بزرگ فساد مالی در کشور نمی‌کند؟ حال چگونه از بیان اظهارات در این خصوص به‌عنوان تضعیف نظام یاد نمی‌شود اما از بیان یک موضوع بدیهی توسط ظریف برخی آشفته می‌شوند». وی در ادامه ادعاهای ظریف را تأیید کرد و گفت: «با توجه به ارقام بالای پولشویی در کشور هیچ استبعادی ندارد که بخشی از آن برای فضاسازی جهت مخالفت با قوانین، تدابیر و اقداماتی که علیه پولشویی در جریان است به‌کار گرفته شود». سرمدی به ۳مقوله کلان پولشویی که انحصار سپاه بر آنها زبان‌زد است اشاره کرد و گفت: «اگر فقط ۳مصداق فعالیت مجرمانه یعنی قاچاق کالا، قاچاق مواد مخدر و یا قاچاق سوخت را در نظر بگیریم، بر اساس آمار موجود، در سال حدود ۱۰ و یا ۱۵میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور می‌شود».
محمدباقر نوبخت هم در دفاع از ظریف به صحنه آمد و با اشاره به چپاولهای ثبت‌شده به نام باند رقیب گفت: «آیا معترضان میلیاردها دلار قاچاق در کشور را که همواره مسولان نظام درباره آن هشدار داده‌اند نفی می‌کنند»؟
در واکنش به حملات باند روحانی باند خامنه‌ای وجوه تازه‌یی از چپاول و رانت‌خواری باند رقیب را رو کرد:
از جمله محسن کوه‌کن، عضو مجلس ارتجاع، ۲۹آبان در مجلس گفت: «هر کدام از این عزیزان دوستان و اطرافیان مسئولیت قبلی خودش را جمع می‌کند و بعضاً به‌عنوان این‌که اعتماد دارد از برادر و خواهرزاده و عموزاده و خاله‌زاده و دایی‌زاده استفاده می‌کند... در اینجا به وزیر محترم صمت متذکر می‌شوم به‌عنوان رئیس شورای عالی نظارت بر اتاق بازرگانی، پرداختهای در این اتاق را نظارت و کنترل کند مدرکی را به این جانب داده‌اند که دبیرکل اتاق بازرگانی در ماه تا ۵۷میلیون تومان حقوق می‌گیرد».
دامنهٔ جنگ از این هم بالاتر رفت. حاجی‌ دلیگانی، عضو مجلس ارتجاع، در روز ۲۹آبان از تدارک طرح استیضاح ظریف در مجلس آخوندی خبر داد.
بر این اساس در روزهای آینده باید منتظر شعله‌ورتر شدن این جنگ باندی باشیم که در خلال آن ابعاد بیشتری از فساد نظام برملا می‌شود.

Tuesday, November 20, 2018

شوراهای صنفی دانشجویان کشور: اعلام همبستگی دانشجویان با کارگران هفت‌تپه

شوراهای صنفی دانشجویان کشور: اعلام همبستگی دانشجویان با کارگران هفت‌تپه



حمایت دانشجویان دانشگاه تهران از کارگران هفت تپه
شوراهای صنفی دانشجویان کشور با انشتار اطلاعیه‌یی در کانال تلگرامی خود از همبستگی دانشجویان با کارگران خبر داد. این اطلاعیه خیزش کارگران هفت‌تپه و فولاد را ضربه‌یی به پایه‌های یک سیاست ویرانگر اقتصای رژیم ارزیابی کرده که در آن «دولتهای گوناگون» تلاش کرده‌اند تحت عنوان خصوصی‌سازی حقوق زحمتکشان را بیش‌ از‌پیش سلب کرده و تلاش کرده‌اند دامنه این سیاست چپاولگرانه را از صنعت تا آموزش و درمان گسترش دهند.

متن اطلاعیه شوراهای صنفی دانشجویان کشور:

در دهه‌های اخیر، دولتهای گوناگون، با وجود رنگ و لعابِ متفاوتشان، همگی یک برنامه‌ٔ واحد را دنبال می‌کردند: سلبِ حقوقِ اجتماعیِ زحمتکشان، کوچک‌کردنِ نقشِ دولت در اقتصاد و خدمات اجتماعی و تسهیلِ راه سودجوییِ سرمایه‌دارانِ خصوصی و دولتی. این برنامه در ساحت‌های گوناگونِ زندگیِ اجتماعی – از اقتصاد گرفته تا آموزش و درمان – اجرا شده است. پایه‌ٔ این برنامه‌ها یک چیز بوده است: سلبِ قدرت و مالکیت از زحمتکشان، به‌حاشیه‌راندنِ مضاعفِ آنان و واگذاریِ تمامِ ارکانِ قدرت و تصمیم‌گیری در همه‌ٔ سطوح جامعه به دستِ طبقات مسلّط.
چند ماهی می‌شود که در نقطه‌ای از کشور، این پایه‌ٔ نه‌چندانْ محکم هدف قرار گرفته است: در شهر شوش، در شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه. کارگرانِ هفت‌تپه از خواسته‌ٔ دستمزدهای معوقه آغاز کردند و چند ماه پیش به طرحِ خواسته‌ٔ اداره‌ٔ شوراییِ شرکت رسیدند. کارگران در روندِ فعالیت‌های خود به این نتیجه رسیده بودند که کوچک‌ترین خواسته‌هایشان نیز یک علت عمده دارد: ساختارِ قدرت و تصمیم‌گیریی که هر دمْ بیش‌ترْ آنها را به حاشیه می‌رانَد، ساختاری که می‌خواهد آنها بردگانی گوش‌به‌فرمان و مزدبگیر باشند – تازه اگر خبری از مُزد باشد.
کارگران هفت‌تپه که هر دو شکلِ مدیریتِ دولتی و خصوصی و آفت‌هایش را تجربه کرده بودند دریافتند که فارغ از دولتی یا خصوصی‌بودنِ مدیران، فقر و تنگدستی و بی‌قدرتیْ ملازمِ زندگیشان است. هر آنچه از اعتصاباتِ هفت‌تپه در ماه‌های اخیر دیده و شنیده‌ایم، مبارزه‌ٔ کارگران با دوگانه‌ٔ خصوصی/دولتی و تلاش برای اجرایی‌کردنِ ایده‌ٔ اداره‌ٔ شورایی بوده است. روزِ یکشنبه ۲۷آبان، نیروهای امنیتی با بازداشتِ ۱۹نفر از کارگران و نمایندگان کارگریِ هفت‌تپه به این تلاش‌ها پاسخ دادند. اما برخلاف تصورات آن‌ها، این بازداشتها نه تنها به عقب‌نشینیِ کارگرانِ هفت‌تپه نینجامید، بلکه اعتصابات تا مقابل دادگاهِ شهرِ شوش پیش رفت. کارگرانی که طعم کار جمعی را چشیده بودند،‌ لحظه‌ای در دفاع از همکاران و یارانشان عقب ننشستند.
ورشکستگیِ هفت‌تپه آینه‌ای از ورشکستگیِ آموزش عالی است. سیاست‌هایی که با خصوصی‌سازی هفت‌تپه و کارگرانش را به ورشکستگی کشاندند، درون دانشگاهها پیامدهایی مصیبت‌بار به‌دنبال داشته‌اند: تشدیدِ تضادِ طبقاتی، کاهشِ کیفیتِ علمیِ آموزشِ عالی، دور افتادنِ مطالعات دانشگاهی از نیازها و مطالباتِ مردم و تبدیل آن به ابزار سودآوری سرمایه و اِعمال کنترل بر کار، و دلمردگیِ فضای دانشگاهها. با پیشرویِ سیاست‌های پولی‌سازی در مدارس و دانشگاهها، دستیابی به تحصیلاتِ عالی برای فرزندانِ اقشارِ زحمتکش بیش‌ از‌پیش دشوار می‌شود. دانشگاه هر دم بیش‌تر به جولانگاهِ ثروتمندان بدل می‌شود. همچنین، پیشبرد طرح‌هایی در جهت تبدیلِ دانشگاه به یک بنگاه سودآور و کارخانه‌ٔ کارمندسازیْ این محیط را هر چه بیش‌تر به زندگیِ زحمتکشان بی‌تفاوت می‌کند. دانشجو هر چه بیش‌تر باید به فکرِ موفقیت و پیشرفتِ شخصیِ خود با خدمت به طبقات مسلّط باشد و مسئولیت و تعهد اجتماعی بی‌معنا می‌شود. تلاشِ جنبشِ صنفی در تمام این سال‌ها آن بوده که فارغ از توقع و تصورِ دست‌اندر کارانِ دانش‌بُنگاه از فعالیت صنفی، صدایی باشد علیه این رویه‌ها و در حد توانش این رویه‌ها را به عقب براند. جنبشِ صنفیْ صدای تعهدِ اجتماعیِ دانشگاه نسبت به زندگی و مطالباتِ فرودستان بوده است، در برابر جریانی که هر روز در گوش دانشگاه آواز بی‌تعهدی و بی‌مسئولیتی می‌خواند.
امروز، بسان سال‌های گذشته، ما دانشجویان و فعالانِ صنفیْ خود را هم‌سرنوشتِ تمامِ زحمتکشانی می‌دانیم که زیرِ ضربِ انواع و اقسام حملات اقتصادی و امنیتی بوده‌اند، زحمتکشانی که با وجودِ هزاران درد و سختی، به قدرتِ خویش برای اداره‌ٔ امورشان پی برده‌اند. ما دانشجویان و فعالانِ صنفی، نظر به این هم‌سرنوشتی، همبستگیِ خود را با کارگرانِ هفت‌تپه اعلام و بازداشتِ نمایندگانِ کارگریِ این شرکت را قویاً محکوم می‌کنیم.

Monday, November 19, 2018

هفت‌تپه، یک گام به پیش

هفت‌تپه، یک گام به پیش



حمایت از کارگران نیشکر هفت‌تپه
کارگران نیشکر هفت‌تپه اینک نزدیک به ۲هفته است که در یک رشته حرکت‌های اعتراضی، حقوق حقه خود را یعنی دستمزد کاری را که انجام داده‌اند، فریاد می‌کنند. این در حالی است که مجتمع نیشکر هفت‌تپه مدتهاست به‌علت غارت‌گریهای مدیران کارخانه و عناصر حکومتی دخیل در سرنوشت کارخانه،‌ در آستانه ورشکستگی است.

همبستگی ملی با کارگران هفت‌تپه
همبستگی ملی با کارگران هفت‌تپه

واکنش آخوندها به اعتصاب هفت‌تپه

آخوندها از هر دو جناح حکومتی در تمامی این مدت یا با سکوت یا با دجال‌گری و فریب‌کاری از حل واقعی مسأله کارگران طفره رفته و عملاً خود را کنار کشید‌ه‌اند در حالی‌که مقصر اصلی این وضعیت، قبل از همه همین نظام و سیاست‌های ضدمردمی و ضدکارگری است که ابتدا شیره جان مجتمع نیشکر هفت‌تپه را مکید و پس از آن، بزرگترین مجتمع صنعت نیشکر ایران و منطقه را به کام آقازاده‌های حکومتی انداخت تا به اسم خصوصی‌سازی، باقی‌مانده رمق حیاتی کارخانه و کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه و کارخانه‌های وابسته به آن را کشیده و با اختلاسهای میلیاردی، مجتمع نیشکر هفت‌تپه را با تمامی وابستگان و پیوستگانش به خاک سیاه بنشانند.
در تمامی این ۱۵روز، مقامات حکومتی و استانی حتی یک گام عملی برای حل مشکل کارگران و بزرگترین مجتمع صنعت نیشکر کشور برنداشته‌اند. امری که بیش‌از‌پیش به خشم کارگران اضافه می‌کند.

واکنش‌های مردمی 

در مقابل و در جبهه مردم، هر روز گروهها و اقشار جدیدی به حمایت از کارگران قهرمان هفت‌تپه برمی‌خیزند. اینک حمایت از کارگران هفت‌تپه در صدر خواسته‌های کارگران فولاد اهواز، معلمان، رانندگان، دانشجویان، دانش‌آموزان، کسبه و بازاریان، کارگران هپکوی اراک، فولاد قروه و بسیاری اقشار دیگر قرار گرفته است.

اعلام حمایت جمعی از معلمان کرمانشاه از اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه
اعلام حمایت جمعی از معلمان کرمانشاه از اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه

اعلام حمایت با کارگران هفت‌تپه
اعلام حمایت با کارگران هفت‌تپه

اعلام حمایت کارگران هپکو اراک از کارگران نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی فولاد اهواز
اعلام حمایت کارگران هپکو اراک از کارگران نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی فولاد اهواز

تجمع جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی هم‌راستا با اعتراض معلمان و کارگران و قرائت بیانیه‌یی در حمایت از مطالبات کارگران
تجمع جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی هم‌راستا با اعتراض معلمان و کارگران و قرائت بیانیه‌یی در حمایت از مطالبات کارگران

حمایت کارگران کاغذ پارس از کارگران نیشکر هفت‌تپه
حمایت کارگران کاغذ پارس از کارگران نیشکر هفت‌تپه

حضور مردم عادی همراه با کارگران نیشکر هفت‌تپه
حضور مردم عادی همراه با کارگران نیشکر هفت‌تپه

پیام حمایت کارگران بیکار شده فولاد زاگرس به کارگران نیشکر هفت‌تپه ارسالی به کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران
پیام حمایت کارگران بیکارشده فولاد زاگرس به کارگران نیشکر هفت‌تپه ارسالی به کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران

حضور فعال و مدیریت زنان در اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه، نویدبخش چشم‌انداز روشن قیام بزرگ ایران
حضور فعال و مدیریت زنان در اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه، نویدبخش چشم‌انداز روشن قیام بزرگ ایران

بازتاب جهانی اعتصاب کارگران هفت‌تپه

طی روزهای یکشنبه و دوشنبه ۲۷ و ۲۸آبان ۹۷ خبرهای اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه بازتابی جهانی یافت و حداقل ۳۵رسانه خبری بین‌المللی اخبار آن را مخابره کردند.
با آنچه که تا همین نقطه پیرامون اعتصاب کارگران هفت‌تپه شکل گرفته و همبستگی‌هایی که مردم سراسر کشور از همه اقشار و طبقات نسبت به آن اعلام‌ کرده‌اند، روشن شده که پایداری در اعتصاب تا تحقق خواسته‌های برحق‌شان، یکی از مهمترین راه‌هایی است که اینک پیش پای تمامی اقشار معترض و به جان آمده ایران قرار دارد