Monday, December 31, 2018

«فریب دشمن» یا هزیمت محض؟!

«فریب دشمن» یا هزیمت محض؟!



آیا عملیات کربلای ۴ فریبی بود برای این عملیات شکست‌خوده عملیات کربلای ۵؟!‌
توئیت پاسدار محسن رضایی، سرکردهٔ سپاه پاسداران ضدخلقی در دوران جنگ ضدمیهنی، که عملیات پرتلفات موسوم به کربلای۴ در جنگ ضدمیهنی خمینی با عراق را یک «عملیات برای فریب دشمن» توصیف کرده بود، واکنشهای بسیاری را علیه او حتی در درون باندهای حکومتی برانگیخته است.
این اظهارات یک بار دیگر برگ ننگین دیگری از جنایتهای رژیم آخوندی در قربانی کردن جوانان در جنگ ضدمیهنی را برملا کرد. آن هم از زبان کسی که خودش سرکرده پاسداران بود و بسیجی‌ها و دانش‌آموزان را در جبهه جنگ میهنی پول‌خرد و سرباز یکبارمصرف می‌نامید. مطابق آماری که عوامل خود رژیم عنوان می‌کنند عملیات ضدکربلای ۴ هزار کشته و ۳۹۰۰مفقود بر جا گذاشت و حالا محسن رضایی می‌گوید که رژیم جان همه این قربانیان را به بازی گرفت تا یک عملیات فریب انجام دهد.
فریب بودن این عملیات هم توسط سایر همدستان جنایتکار محسن رضایی برملا شد و آنها یادآوری کردند که این عملیات اصلاً عملیات فریب نبود بلکه بر اثر بی‌کفایتی سرکردگان سپاه انجام آن لو رفت و به شکست مفتضحانه‌ای با تلفاتی بالا منجر شد.

واکنش باندهای حکومتی نسبت به اظهارات پاسدار محسن رضایی 

صادق زیباکلام نوشت: «رضایی باید در خصوص آمار بالای شهدای عملیاتها توضیح دهد. بسیار سؤالات دیگری وجود دارد که بی‌پاسخ مانده است».
وی با اشاره به ادعاهای رژیم در مورد پیروزی در جنگ ضدمیهنی افزود: «آیا ما واقعاً در جنگ پیروز شدیم؟ اگر پیروز شدیم چرا خمینی از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ با عنوان نوشیدن جام‌زهر یاد کرد؟».(خبرگزاری ایلنا ۸دی ۹۷)
روزنامهٔ ایران ارگان دولت روحانی با اشاره به واکنش‌ها در فضای مجازی نوشت: «واکنش‌های کاربران فضای مجازی خیلی زود به این دو نوشته آغاز شد؛ واکنش‌هایی که محور اکثر آنها یادآوری تعداد شهدا و تلفات جنگی این عملیات و خصوصاً شهادت ۱۷۵غواص بود که با دست بسته زنده‌به‌گور شدند. تعداد زیادی از این کاربران از محسن رضایی پرسیده‌اند که آیا این تعداد تلفات می‌تواند توجیه‌کننده برنامه فرماندهان برای «فریب دشمن» باشد و آیا آنها هیچ تدبیری برای فریفتن دشمن جز این نداشته‌اند؟».
ارگان دولت روحانی سپس به گوشه‌ای از تلفات این جنگ ضدمیهنی به‌نقل از خاطرات رفسنجانی اذعان کرده و نوشته است: «آقای شمخانی اطلاعات لازم را در خصوص نتایج عملیات شکست‌خورده کربلای ۴ داد. خیلی بدتر از آنچه تا به‌حال گفته بودند. نزدیک به ۱۰۰۰شهید و ۳۹۰۰مفقودالاثر داشتیم که اکثر آنها را باید شهید حساب کرد و حدود ۱۱هزار مجروح». این روزنامه با یادآوری خاطراتی از سرکردگان پیشین جنگ از جمله پاسدار علایی، مهدی‌قلی رضایی، از سرکردگان اطلاعات لشکر ۳۱ ضدعاشورا و برخی دیگر خاطرنشان کرده است که در شب عملیات برای خود پاسدار رضایی هم مسجل بود که این عملیات لو رفته ولی آن‌ را متوقف نکرد و منجر به آن تلفات سنگین شد».(ایران ۸دی ۹۷)
ملاحظه می‌شود که پس از گذشت ۳۰سال از پایان جنگ ضدمردمی خمینی، چگونه نتایج شوم آن جنگ که روزی خمینی آن را «نعمت» و«موهبت الهی» می‌دانست هنوز گریبانگیر مردم و نظام است. آن‌چنان‌که برای توجیه عملیات شکست‌خورده‌ای، پاسدار رضایی متوسل به یک دروغ بزرگ می‌شود که باعث جدال در حاکمیت و واکنش منفی ایادی و رسانه‌های حکومتی هم می‌شود.
این جنگ باعث آثار و عواقب شومی شد که منجر به ویرانی چند استان و شهرها و روستاهای بی‌شماری در کشور شد.
جنگی که مورد تنفر مردم ایران قرار داشت و قرار دارد و بسیاری از مهره‌ها و رسانه‌های رژیم نیز اذعان می‌کنند که در مقطع خروج نیروهای عراق در سال ۶۰ از خاک ایران دیگر هیچ توجیهی برای ادامه آن وجود نداشت.
در همان زمان در میان سردمداران حاکمیت و مهره‌های نظامی آن کسانی هم بودند که ادامه جنگ را بیهوده می‌دانستند، اما این خمینی دجال و معدود افرادی بودند که بر ادامه آن اصرار داشتند.
اکنون این رسانه‌ها و مهره‌های رژیم هستند که با زیر سؤال بردن آن با پاسدار رضایی که یک عملیات شکست‌خورده آن را توجیه می‌کند به مجادله برخاسته‌اند.
رهبر مقاومت ایران آقای مسعود رجوی در همان دوران بارها بر غیرمشروع بودن این جنگ ضدمیهنی و صلح دردسترس تأکید کرده بود. از جمله در خرداد سال ۱۳۶۴ در پیامی به‌ مناسبت قطع بمباران شهرها گفت: «آخر چرا جنگ؟ مگر از پایان بهار سال ۶۱ و تخلیه‌ٔ خرمشهر از قوای عراقی، یک صلح عادلانه امکانپذیر نبود؟ مگر شرایط برای عقد قرار داد صلح عادلانه، آماده نبود؟ پس دیگر چرا خمینی باید به جنگ ادامه می‌داد؟ چرا باید بخش عظیمی از بودجه‌ٔ این کشور را به‌رغم این همه گرانی و قحطی و نایابی در تنور جنگ به‌ هدر می‌داد؟».
طبق طرح صلح شورای ملی مقاومت ایران صلح عادلانه در دسترس بود و حتی دولت عراق این طرح را مبنای قابل قبولی برای مذاکرات صلح دانسته بود. اما این خمینی بود که برای بقای حکومت ننگینش نیاز به ادامه جنگ داشت.
پس از گذشت ۳۰سال از پایان جنگ ضدمیهنی و با توجه به نفی آن توسط بسیاری از مهره‌های حکومتی باز هم این سؤال پیش می‌آید که جنگ چگونه آغاز شد و چگونه پایان یافت؟

اشاره‌ای کوتاه به حقایقی در مورد جنگ ضدمیهنی خمینی با عراق

خمینی و سیاستش برای برقراری خلافت آخوندی که بلعیدن عراق اولین هدف این سیاست سلطه‌جویانه بود نقش اصلی را در زمینه‌سازی برای جنگ داشت. خمینی همچنین می‌خواست با جنگ‌افروزی سرپوشی برای اختناق ایجاد کند تا در زیر پوش آن نیروهای انقلابی را سرکوب کند.
این خمینی بود که با گفتن «این رئیس‌جمهور عراق جرثومه فساد است» به صراحت در امور داخلی عراق دخالت کرد و از مردم عراق خواست او را بیرون کنند و در این رابطه گفت: «ما محمدرضا را بیرون کردیم و شما هم باید این شخص را بیرون کنید از عراق».(صحیفه خمینی جلد ۱۳ صفحه ۲۲۱-۲۲۶)
این خمینی و حکومتش بودند که مسئولیت شروع و تداوم جنگی را داشتند که یکی از طولانی‌ترین جنگهای قرن بیستم بود و در جریان آن زیانهای غیرقابل جبرانی به کشور وارد شد.
در این جنایت تاریخی خمینی علیه ایران و مردم آن، شریک‌جرم‌های او علی خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی، آخوند حسن روحانی و محسن رضایی بودند. واقعیت این است که حسابرسی از جنایت نظام ولایت فقیه در ادامه دادن به جنگ ۸ساله با شعار فتح قدس از طریق کربلا آن هم در حالی که صلح عادلانه در دسترس بود شامل تمام این افراد می‌شود و همه آنها باید به اتهام ارتکاب جنایت جنگی در مقابل عدالت قرار بگیرند.
پهلوان‌پنبه‌(محسن رضایی) با وجود شکست‌های سخت نظام در این جنگ و به‌بار آمدن این همه خسارت برای مردم، اکنون رجزخوانی پوشالی می‌کند و مدعی است که یک عملیات شکست خورده با انبوهی کشته و مجروج، عملیات برای فریب دشمن بوده است!
حاصل این جنگ برای مردم ایران این بود: «صف نفت و کپسول‌های گاز و خانه‌های نیم‌سوخته و حجله‌های آراسته و صدای شیون‌هایی که هر چند روز یکبار از یکی از خانه‌های شهر برمی‌خاست دردناک‌ترین خاطره‌های قشنگ‌ترین سالهای زندگی میلیونها کودک ایرانی شد».(روزنامه مردم‌سالاری ۳مهر ۹۵)
جنگی که خمینی از روی اختیار تن به پایان دادن آن نداد، بلکه ارتش آزادیبخش ملی ایران که در عملیات آفتاب و در عملیات چلچراغ و فتح مهران ضربات کاری بر ماشین جنگی خمینی وارد کرده بود که به خمینی فهماند که چاره‌ای جز پذیرش آتش‌بس و خوردن جام‌زهر ندارد.
آتش‌بسی که آن‌چنان برای خمینی و نظامش زهرآگین بود که نمی‌توانست دلیل تن‌دادن به آن که تهدید سرنگونی به دست مقاومت ایران بود را به نیروهایش توضیح بدهد و گفتن دلیل را به بعد موکول کرد اما هرگز دلیل آن‌را هم نگفت و به گور رفت!
برای آشنایی بیشتر با حقایق جنگ ضدمیهنی خمینی با عراق گزارش مشروح تحقیقی سایت مجاهد را با عنوان«جنگ ایران و عراقدفاع مقدسیا جنگ ضد میهنی؟» مطالعه نمایید.

Sunday, December 30, 2018

نتیجه معکوس توطئه و جنایت

نتیجه معکوس توطئه و جنایت



صدور تروریسم عامل بقای حکومت آخوندی
سالها قبل خانم مریم رجوی به این واقعیت بزرگ اذعان کرد که رژیم ایران روی دو پایه سوار است در داخل ایران بر نقض شدید حقوق‌بشر با برقراری طلسم اختناق و در منطقه و جهان، با صدور بحران از طریق ایجاد بی‌ثباتی و صدور تروریسم و جنگ‌افروزی به کشورهای منطقه و جهان.
بعد از به قدرت رسیدن خمینی، فتح قدس از طریق کربلا، در صدر شعارهای او برای تحقق این هدف بود و به همین دلیل هم عراق اولین ایستگاه، برای تشکیل خلافت جهانی اسلام برای رژیم ایران محسوب می‌شد.
امروزه با گذشت بیش از ۳دهه از هشدار مقاومت ایران نسبت به تروریسم رژیم آخوندی، خطر این تروریسم برای همگان به‌خوبی روشن شده است.
گذری بر وقایع چندماهه اخیر، این حقیقت را گویا می‌کند.

نمونه‌هایی از افشای تروریسم رژیم در صحنه جهانی

  • دولت آلبانی، سفیر ایران در آن کشور و یک دیپلمات ایرانی دیگر را به تاریخ ۱۹دسامبر اخراج کرد. وزیر امور خارجه آمریکا مایک پمپئو از این افراد در آلبانی با عنوان مامور نام برد. مأمور یا گماشته عبارتی است که عموماً صاحب مأموریت از طرف دولت یا گروه خاصی مکلف به انجام عمل یا عملیاتی می‌شود. کما این‌که به‌خوبی مشخص شد که مأموریت محول شده به سفرا و کادرهای دیپلماتیک ایرانی در سایر کشورها عموماً جاسوسی و طراحی تروریسم بوده و هست. به‌دنبال این مجموعه اقدامات بود که موج تأیید و تبریک از طرف مقامات کشورها و دولتها سرازیر شد. در این رابطه روزنامه الشرق‌الأوسط(۲۷آذر ۱۳۹۷) ۱۸نوامبر ۲۰۱۸ در مطلبی می‌نویسد: «رژیم ایران اقدام به ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی برای عملیات تروریستی خود در کشورهای بالکان نموده است. این اقدام بعد از شکست تلاشهای سابقش در ایجاد ایستگاههای عملیاتی و خانه‌های امن برای طراحی حملات تروریستی در کشورهای اتحادیه اروپا بود».
  • وزارت امور خارجه دانمارک در ۳۰اکتبر ۲۰۱۸ اعلام کرد به‌دنبال بازداشت مأمور وزارت اطلاعات رژیم ایران در دانمارک، سفیرش را از تهران فراخوانده است.
  • اسدالله اسدی، دیپلمات ایران در اتریش و ساکن وین، در ژوئیه۲۰۱۸به دستور قضایی در نزدیکی شهر آشافنبورگ آلمان واقع در ایالت بایرن بازداشت شد(اسدی در ارتباط با بمب‌گذاری در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق ایران دخالت مستقیم داشته است).
البته اینها فقط نمونه‌های معدوی از آنچه تحت نظارت حکومت آخوندی صورت گرفته می‌باشد و پیشاپیش روشن است که دستهای رژیم آخوندی برای انجام ابعاد گسترده‌تر تروریسم و جنایت در زیر پرده هم‌چنان وجود دارد.

و اما سؤال 

شاید اولین سؤالی که به ذهن هر خواننده‌ای متبادر شود این است که این میزان فعالیت‌های تروریستی و جاسوسی رژیم آخوندی طی همین مدت نشان‌دهندهٔ چیست؟
شاید بهتر باشد از ۲بعد به این موضوع نگاه شود:
اول- به بن‌بست رسیدن حکومت ولایت فقیه و آغاز مرحله پایانی آن.
رژیم آخوندی در فاز پایانی خود، از هر چه در چنته دارد برای سرپا نگه‌داشتن خود استفاده می‌کند چه در داخل با فشار و سرکوب و دستگیری و چه در خارج با طرحهای ترور، شبکه‌های تروریستی و استفاده از دیپلماتهای خود برای جاسوسی و طراحی عملیات تروریستی.
دوم- حضور مقاومتی عظیم با نیروهای آماده و بالنده در داخل کشور که کانونهای شورشی نامیده می‌شوند به‌عنوان کانونهایی که قیام مردم ایران را استمرار می‌بخشند و به سوی غلبه بر دیکتاتوری ولایت فقیه هدایت می‌کنند.

وظایف جامعه جهانی در برابر تروریسم رژیم

اکنون بر اثر ۳۰دهه مبارزه پیگیری مقاومت ایران برای افشای تروریسم رژیم از یک‌سو و اوجگیری قیام مردم ایران از سوی دیگر رژیم آخوندی به‌طور اساسی از مواهب سیاسی مماشات که نقش اصلی در کنار سرکوب در حفظ حاکمیت آخوندی داشته است محروم شده است.
اکنون جامعه جهانی بیش‌از‌پیش نسبت به پیامدهای تروریسم رژیم آخوندی از خود هوشیاری نشان می‌دهد.
خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران در تاریخ ۴اکتبر طی پیامی خواسته‌های مردم ایران از کشورهای اروپایی در قبال تروریسم رژیم آخوندی را عنوان کرد و گفت:
«زیان‌بارترین نوع مماشات با استبداد دینی سکوت در برابر تروریسم آن است. متأسفانه این سیاست مشی غالب اروپای امروز است. این خطایی است که بهای آن نه فقط از جان پناهندگان ایرانی بلکه همچنین از امنیت اروپا پرداخته می‌شود.
از جانب مردم ایران به‌ دولتهای اروپا می‌گویم:
در مقابل این رژیم قاطعیت به‌خرج بدهید.
پرونده‌های فعالیت تروریستی آنها را علنی کنید.
سفارت‌خانه‌های رژیم را که مراکز شناخته شده جاسوسی و تروریسم است، تعطیل کنید.
با شرکتهای سپاه پاسداران و ستاد اجرایی خامنه‌ای معامله نکنید. هر معامله‌ای با این‌ نهادها کمک به‌ تأمین مالی تروریسم است.
در مقابل اعدام و شکنجه زندانیان ایران و نقض گسترده حقوق‌بشر مردم ایران سکوت نکنید.
مسئولان جنایت علیه بشریت در ۴۰سال گذشته در ایران را به عدالت بسپارید!
و برای ممانعت از تروریسم آخوندها در کشورهای اروپایی باید بیانیه اتحادیه اروپا در تاریخ ۲۹آوریل ۱۹۹۷ در مورد مأموران و مزدوران اطلاعات آنها به اجرا گذاشته شود:
توقف دیدارهای دوجانبه در سطح وزیران به ایران یا از ایران تحت شرایط کنونی؛
تأیید سیاست پایه‌گذاری‌شده کشورهای عضو اتحادیه اروپا جهت تأمین نکردن تسلیحات ایران؛
همکاری جهت تضمین این‌که ویزاها به ایرانیان مربوط به دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی صادر نشود؛
تمرکز بر اخراج کادر اطلاعاتی ایرانی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا».

Friday, December 28, 2018

قیام دی ۹۶خالق جغرافیای جدید سیاسی، برگشت‌ناپذیری و استمرار قیام‌ها

قیام دی ۹۶خالق جغرافیای جدید سیاسی، برگشت‌ناپذیری و استمرار قیام‌ها



قیام سراسری مردم ایران در دیماه ۹۶
«لاله از داس کویر
رد شده است.
وقت پاشیدن فریاد
روی پوست شهر است...».

قیام دی ۹۶ ـ‌ ریشه‌ها و سبب‌سازها 

روز ۶دی ۱۳۹۶ کوهه‌های هیزم نفرت و خشم مردم به‌جان آمده از ستم طبقاتی و سلطهٔ دزدان متشرع، گر گرفت و بدل به شعله و زبانه‌های خروش و خشم و قیام علیه نظام ولایت فقیه شد. این کوه‌وار خشم و فریاد را آنان که ۴دهه بر خاک و جان و هستی ایران و ایرانی باد کاشتند، بیشتر از تحلیل‌گران سیاسی در بیرون حاکمیتشان حس ‌کردند.
چه بادها که کاشتی، چه «دار»ها گماشتی
کنون که فصل توفش است، درو کن آنچه کاشتی

از آنجا که دیکتاتورها ـ به‌خصوص از نوع مذهبی و سوپرارتجاعی‌اش ـ هیچ سنخیتی با درس‌های تاریخ ندارند و در بلاهت مطلق نسبت به آموزه‌های بشری هستند، به این امر شایع بر زبان تاریخ حیات ملتها وقعی نمی‌گذارند که «انقلاب گرسنگان، از صد لشکر توپ و تانک خطرناک‌تر است».
این‌گونه بود که گرسنگان ایران فرش خیمه‌شب‌بازی و شیادی اصلاح‌گرایی و چپاول و دجالگری و توسعه‌طلبی را با یک ترجیع‌، از زیر پای ولایت فقیه و تمامیت نظامش کشیدند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تموم ماجرا!». و این شعور و آگاهی تاریخی مردم ایران است که چونان توری سنگین، بر سر خودکامگان و جنایتکاران و چپاولگران، در بزنگاه خوش و خرم‌شان افتاد.
قیام دی ۹۶ انبانی از خشم و عصیان نسبت به غارت و دزدی اموال مردم در مؤسسه‌های حکومتی و بانکها، بیکاری و گرسنگی و ظلم و بی‌عدالتی را به خیابانها آورد و در روز ۶دی بدل به یک تعادل‌قوای سیاسی با حاکمیت نمود. همه‌ این دزدی‌ها با هدایت و اشراف کامل رأس نظام و دولت صورت می‌گرفت و هنوز هم ادامه دارد. فغان و فریاد مردم ایران به گوش فلک رسید که هزینه شدن پول آنان فقط از سوریه و یمن و عراق و لبنان سر درمی‌آورد. از این‌جا بود که تظاهرات و اعتراضهای مردمی مالباختگان و غارت‌شدگان شکل جدیدی گرفت و آن جویبارها با خروش نسل جوان و دانشجویان، بدل به رودی سراسری علیه بارگاه ولایت فقیه گشت.

قیام دی ۹۶ ـ پتانسیل آزادیخواهی و ارتجاع‌زدایی 

تا قبل از خروش دی ۹۶، روند طولانی پاسخ ندادن به مطالبات و توقعات مردم، بدل به زخمی چرکین گشت. این زخم نخست در مشهد سر بازکرد و روز بعد، شعله‌ای شد و گر گرفت و از دنیای سیاست و تعادل‌قوای با حاکمیت سر بر‌آورد. این خصلت همه‌ بحرانهای اجتماعی است که در صورت پاسخ نگرفتن، لامحاله راه به بالاترین مرجع سیاسی در حکومت و تشدید تضادهای درونی آن می‌برند. مردمی که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند، عزم جزم کردند که جلو حاکمیت بایستند. لاجرم اعتراضات صنفی به مسیر سیاسی افتاد. حاکمیت خودش باعث سمت و سویی چنین شد.
یادآوری شود که ریشهٔ تمام بحرانهای سیاسی پس از بهمن ۵۷، در غیرپاسخگو بودن این رژیم نسبت به شکایات و اعتراضات و مطالبات برحق اجتماعی و سیاسی و صنفی بوده است. بارزترین آنها در فاصلهٔ بهمن ۵۷ تا ۳۰خرداد ۶۰ اتفاق افتاد. در روز روشن و در قانونی‌ترین کارها و تلاشها، چماقدارن حمایت‌شده توسط خمینی، جوانان فروشندهٔ نشریات گروه‌های سیاسی را با چاقو و دشنه و گلوله می‌کشتند و دستگاه قضایی خمینی دم برنمی‌آورد و به هیچ شکایت قانونی پاسخ نمی‌داد.
جامعه ایران هرگز تسلیم این داعیه نشد و زیر حاکمیت سیاه فاشیسم مذهبی، پتانسیل آزادیخواهی و آخوندزدایی رشد و ارتقا یافت. در سایهٔ همین سالوسان تپیده در دایرهٔ قدرت، ضد سالوس و ریا به وسعت قیام دی ۹۶ قد برافراشت.


قیام دی ۹۶ ـ شهابی از خاور تا باختر

تظاهرات پنجشنبه ۷دی در مشهد محصول بلافصل اعتراضات مالباختگان در بیش از یک سال قبل از آن بود. از آنجا که نظام چپاولگر اقدام به گرانی بعضی اقلام مؤثر در زندگی مردم کرد، مشهد هم زبان سیاسی مطالبات برحق گرسنگان بی‌پاسخ مانده شد. این زبان، زبان سیاسی و حضور اعتراضی و تهاجمی بود. انگار سنگی بر ضمیر مستعد شیشه‌ها و ندایی بر پتانسیل جوشان بغض‌ها خورد. اثر جهش‌بخش و جاکن‌کنندهٔ آن از خاور ایران به باختر رفت و کرمانشاه در همبستگی با مشهد به‌پاخاست. این همبستگی، یادآور خاطره‌ای در ضمیر مردم ایران در اوایل پاییز سال ۵۷شد که همبستگی تبریز با قم و بعد اصفهان با تبریز و... بدل به دومینویی شد که سراسر ایران را در بر گرفت. اگر آن موقع هفتگی بود، این یکی به یک روز هم نکشید که در بیش از ۳۰شهر ایران گسترش یافت و روز بعد خبر از قیام در ۱۴۴شهر رسید.
پتانسیل جوشان خشم و بغض علیه ۴۰سال جنایت و دروغ و دزدی و توتالیتاریسم مذهبی، به‌یکباره زبانه کشید و قیام دی ۹۶ دردهای مشترک را گر داد. در کمتر از ۲۴ساعت، رأس نظام آخوندی و بنیاد ایدئولوژی آن زیر ضرب بی‌امان و هجوم مردم ایران رفت: «مرگ بر خامنه‌ای!»، «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه!»، «می‌جنگیم، می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم!».
در کمتر از ۴۸ساعت ولایت فقیه سفیانی و «کلپاسه‌»های اصلاح‌طلب و کلیت نظام فاسد آخوندی در محضر مردم ایران تعیین‌تکلیف شد. آنچه ماند، مترسکی از گرازان بر مزرعهٔ ایران بود. تظاهرات سراسری مردم آن‌چنان خامنه‌ای و دولتش و دستگاه قضایی و امنیتی‌اش را غافلگیر کرد که هاج و واج نظاره‌گر کارنامه‌شان در محضر و آینهٔ مردم شدند. آنچه روی داد، شهابی در سپهر ارغوانی ایران بود و استیصال و بن‌بست نظام ولایی.

قیام دی ۹۶ ـ خالق جغرافیای جدید سیاسی

قیام دی ۹۶ کل حاکمیت و لابی‌های خارجی‌اش را در شوک و استیصال فرو برد. کیفیتی سر برآورده از قریب ۴۰سال تجربه و قیامهای گوناگون، مقابل دستگاه عریض و طویل حکومتی با افکار و عملکرد فاسد، به پهنای جغرافیای ایران سینه سپر کرد.
قیام دی ۹۶ در ضربه شوک‌آور نخستینش با شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا!»، آن‌چنان صف‌بندی قاطعی تعیین نمود که جناح‌بازیهای کلیت نظام ولایت فقیه و لابی‌های سرمه‌کشش را دود هوا کرد. فصلی نوین در جغرافیای سیاسی ایران ورق خورد. نتیجه آن شد که:
۱ـ دیگر شرایط به قبل از آن برنگشت و برنخواهد گشت.
۲ـ با وجود حجم دستگیریها و خودکشی‌دادنها در زندانها، قیام پشت قیام بود که توسط اقشار مردم روی داد.
۳ـ تضادهای درونی حاکمیت شتاب بیشتری گرفت.
۴ـ تعادل جهانی با رژیم آخوندی وارد فرازی علیه آن شد.
۵ـ مماشات‌گران کهنه‌کار را در شوک فرو برد و در تداوم خود موجب تغییر رفتار آمریکا با نظام آخوندی گشت.
۶ـ افقی نو در تعادل‌قوای مردم با رژیم را رقم زد که با استمرار قیام‌ها، به سرنگونی محتومش راه خواهد برد.
۷ـ ادامه و استمرار قیام‌ها در کازرون، اهواز، خرمشهر، کامیون‌داران، دانشجویان، فرهنگیان، کارگران، کشاورزان و پرستاران روز به روز حاکمیت ولایت فقیه را مستأصل‌تر کرد و بیشتر به بن‌بست کشاند.
۸ـ آثار قیامهای پیاپی ناشی از قیام دی ۹۶ باعث ‌شد که نیروهای سرکوبگر، تعادل پیشین‌شان را از دست بدهند و دچار شقه و انفعال و بریدگی از نظام شوند.
۹ـ استمرار قیام‌ها تا هم‌اکنون و تجارب آنها باعث صف‌بندی با حاکمیت از یک‌طرف و ضرورت همبستگی اقشار از طرف دیگر شده است.

قیام دی ۹۶ ـ بازآمده از «دار»ها و قتل‌عام‌ها

فرجام تاریخی آثار قیام دی ۹۶ و استمرار فعلی آن را عشق به آزادی رقم می‌زند که همیشه بالای «دار»ها و تیرک‌های اعدام و سالن‌ها و میدانهای قتل‌عام به دست خمینی و خامنه‌ای بوده است. این عشق را مرگ نباشد و نیست. این روزها در حنجره و بانگ و طنین فریاد اقشار گوناگون ایران‌زمین، ندای عشق به محبوب آزادی و برابری و عدالت را می‌شنویم.

همبسته و متحد باشیم

در این مصاف که قیامهای ایران به وسعت کران تا کرانش به‌ سرمنزل مقصود می‌رود، باید به‌هوش باشیم و همبسته و متحد و آگاه به وظایف و مسئولیت میهنی در برهه‌ای تاریخی که این قیام‌ها دم به دم شتاب می‌گیرند. ایستادگی و پایداری ۴۰ساله تک‌تک ما و تمام اقشار صنفی و اجتماعی ایران به اراده و نیروی سراسر کشور‌مان پیوسته است. تداوم و استمرار قیامهای ایران، کلید پیروزی محتوم ما بر کفتاران عمامه به‌سر نظام ولایت فقیه است. این اراده و استمرار آن، همان مرمری است که در ۴۰سال گذشته زنگار نگرفت و باد و بوران روزگار، نسودش و نشکستش...

Thursday, December 27, 2018

بودجه‌خوارها چه کسانی هستند؟

بودجه‌خوارها چه کسانی هستند؟



بودجه ۹۷
یکی از مسائلی که اعتراض کارشناسان اقتصادی حکومتی را برانگیخته تصمیم دولت روحانی برای استفاده از صندوق توسعهٔ ملی برای تأمین هزینه‌های اجرایی یا پرداخت حقوق بازنشستگان است.
ابراهیم رزاقی، کارشناس مسائل اقتصادی، طی گفتگویی با روزنامهٔ رسالت ۵دی ۹۷ گفت: «نباید غیر از مسائلی که برای کشور حیاتی ا‌ست یا استقلال اقتصادی ایجاد می‌کند از این صندوق استفاده کرد‌».
وی با بیان این‌که دولت خودش را در اداره اقتصاد کشور مسئول نمی‌داند، افزود: «مسئولان ما از پایان جنگ تحمیلی سیاست‌های سرمایه‌داری پیاده کردند».
این اقتصاددان ادامه داد: «نوعی از سرمایه‌داری را هم انتخاب کرده‌اند که این اصلاً به تولید ارتباطی ندارد و به تنها چیزی که مربوط است فروش نفت خام و مواد معدنی و اولیه است».
روحانی در سخنرانی خود هنگام ارائهٔ لایحهٔ بودجه به مجلس ارتجاع گفت: «ما در بودجه خیلی حرکتهای مخفی داریم که این‌ها باید آشکار بشود. بودجه ما باید شفاف باشد». اما روشن نکرد که منظورش چیست.
روزنامهٔ مردم‌سالاری ۴دی ۹۷ به قسمتی از یک سخنرانی اسحاق جهانگیری اشاره کرده است که می‌تواند به فهم منظور روحانی کمک کند. به‌نوشته این روزنامه معاون‌اول روحانی گفت: «برخی با نفوذی که در ریاست‌جمهوری، سازمان برنامه و بودجه یا مجلس در گذشته داشتند، امروز تبدیل به عضوی از بودجه کشور شده‌اند و بودجه آنان اگر در ابتدا یک میلیارد بود، امروز ۲۰میلیارد شد.».
مردم‌سالاری پس از این نقل‌قول می‌افزاید: «تامل در این سخنان از یک‌طرف و نگاهی به وضعیت معیشتی بسیاری از مردم که هزاران خانوار آنان در نوبت قرار گرفتن در زیر پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی هستند، بسیار دردناک و صدالبته هشداردهنده و تعجب و تأسف‌برانگیز است».
جهانگیری در همان سخنرانی(۲۷آذر) تعبیر گویایی به‌کار برده و بودجه دولت را گوشت قربانی خوانده و از مراکزی نام برده بود که دهها میلیارد بودجه دریافت می‌کنند.
روزنامهٔ ‌ آرمان ۴دی ۹۷ هم به قسمت دیگری از همان سخنرانی جهانگیری اشاره کرده مبنی بر این‌که «برخی با نفوذی که در ریاست‌جمهوری، سازمان برنامه و بودجه یا مجلس داشته‌اند امروز تبدیل به عضوی از بودجه کشور شده‌اند. بودجه آنها اگر در ابتدا یک میلیارد تومان بود، بعد به ۵میلیارد و در حال حاضر تا ۲۰میلیارد رسیده است».
آرمان در همین مقاله به چپاول افسارگسیختهٔ بودجه توسط باندهای مافیایی اشاره کرده و می‌نویسد: «باید گفت که دخلِ بودجه بیش از ۴۰۰هزار میلیارد تومانی کشور از همین حالا به سبب گشاده‌دستی دولت درآمده است. از یک‌سو مانند همیشه نوید شوم داده می‌شود که درآمدهای پیش‌بینی شده در بودجه محقق نمی‌شود و از یک‌سو معاون اول رئیس‌جمهور اعلام می‌کند که "بودجه‌خوارها" پدر درآورده‌اند... دولت هم نای مخالفت کردن با آنها را ندارد؛ چرا که پرزور هستند. در واقع این بودجه‌خوارها یک دست در زمین و یک دست در آسمان دارند و آنها را رام خود کرده‌اند».
این روزنامه سپس با نقل از یک اقتصاددان به نام وحید شقاقی به برخی از بودجه‌خوارها بدون ذکر نام آنها اشاره کرده و می‌نویسد: «بسیاری از دستگاههای بودجه‌خوار به‌صورت موازی کار می‌کنند و پاسخگو هم نیستند. از این بدتر بودجه را به کسانی می‌دهیم که مأموریت‌هایشان با رسالت‌شان در تناقض است. برای نمونه در حوزه مبارزه با فساد ۱۷دستگاه داریم و نمی‌دانیم از کدامشان انتظار پاسخگویی داشته باشیم».
واضح است که این بودجه‌خوارهایی که معاون روحانی و اقتصاددانان حکومتی جرأت ندارند نامی از‌ آنها ببرند چه نهادهایی هستد.
این «بودجه‌خوارها»ی «پرزور» و«نهادهای موازی» و «آنانی که عضوی از بودجه کشور شده‌اند» و «بودجه را گوشت قربانی کرده‌اند»... نهادهای رنگارنگ نظامی، اقتصادی، خیریه، فرهنگی و انواع و اقسام نهادهای رنگارنگ وابسته به بیت خامنه‌ای، حوزه‌های آخوندی و... هستند که همه‌ساله سهم عمده‌ای از بودجه کشور را می‌بلعند و به هیچ کجا هم پاسخگو نیستند.
آنچه که در جریان «بلعیدن بودجه» توسط آنها مهم است این است که آنها به هیچ نهاد حکومتی پاسخگو نیستند آن‌چنان که کارگزاران و رسانه‌های رژیم از آنها به نام «نهادهای غیرپاسخگو» نام می‌بردند.
در رابطه با بلعیده شدن بخشی بزرگی از بودجه کشور یکی از مهر‌ه‌های حکومتی به نام فضل‌الله صلواتی می‌گوید: «تاکنون بخش بزرگی از بودجه کشور در اختیار گروه‌هایی بوده است که به هیچکس پاسخگو نیستند و هرکاری می‌خواهند با پول‌های مردم انجام می‌دهند و این باعث فقر عمومی و افزایش بیکاری می‌شود و اثربخشی تحریم‌ها را بیشتر می‌کند».(خبرگزاری ایمنا ۳دی ۹۷)
تعداد این مؤسسات غیرپاسخگو و نظارت‌ناپذیر بلعنده بودجه ۹۶ نهاد است.
سؤال این است که این نهادها با چه اتکایی همه‌ساله بخش عمده‌ای از بودجه را می‌بلعند؟
جواب بسیار مشخص است: آنها لابی گردن‌کلفتی مثل بیت خامنه‌ای و نمایندگان سینه‌چاک خود را در مجلس و سایر نهادهای حکومتی دارند و قدرتشان آن‌چنان زیاد است که زور دولتهای رژیم نیز به آنها نمی‌رسد و نمی‌توانند از عهده بودجه‌خواری آنها برآیند.
در لایحه بودجه سال ۹۶ نام ۵۰مؤسسه و نهاد غیردولتی وابسته به اشخاص حقیقی و حقوقی وجود داشت که حدود ٢٣٢میلیارد تومان از بودجه فرهنگی کشور را به خودشان اختصاص دادند.
مأموریت بسیاری از این نهادهای به‌اصطلاح فرهنگی و مذهبی در داخل کشور و در راستای بسط فرهنگ آخوندی و حوزه فعالیت‌های بسیاری از آنها در خارج کشور نیز صدور ارتجاع و تروریسم است.
در زمینه فعالیت‌های این نهادهای غیرپاسخگو روزنامه شرق ۲۲آذر ۹۶ به‌نقل از محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه، نوشت: «برخی از این نهادها و مؤسسات هستند که اصلاً ما نمی‌دانیم چه می‌کنند و نمی‌شود به آنها نزدیک شد. نه‌تنها نمی‌توانستیم از آنها سؤالی بپرسیم، بلکه آنها از ما می‌پرسیدند که چطور به خودتان جرأت داده‌اید از ما بپرسید با بودجه چه می‌کنیم»؟
در شرایطی که نزدیک به ۱۵۰هزار کلاس درس در ایران نیاز به نوسازی دارند ویک‌سوم مدارس کشور ناامن هستند و در صورت بروز زلزله بر سر دانش‌آموزان خراب می‌شوند؛ همه‌ساله از بودجه آموزش و پرورش کاسته می‌شود، اما همزمان بودجه عظیمی به حلقوم حوزه‌های آخوندی موسوم به حوزه‌های علمیه، سپاه پاسداران و قرارگاه ضدخاتم‌الانبیا ریخته می‌شود.
نمایندگی‌های علی خامنه‌ای در تمامی نهادها از جمله در نیروهای نظامی، دانشگاهها و... نیز جزو همین بودجه‌خوارانی هستند که در خدمت سرکوب و پیاده کردن امیال پلید ولی‌فقیه ارتجاع در این نهادها هستند.
و...
بودجه‌بلعی و بودجه‌خواری این نهادها در شرایطی است که همه‌ساله دولت ضدمردمی برای این‌که چندرغار به حقوق کارگران اضافه کند آنها را جان برلب می‌کند، اما دربودجه سال ۹۸بودجه سپاه پاسداران که اصلی‌ترین نیروی سرکوب مردم است بیشتر شده است.
در زمینه افزایش بودجه سپاه پاسداران و قرارگاه ضد خاتم‌الانبیای وابسته به آن سایت اقتصاد نیوز ۴دی ۹۷ می‌نویسد: «بر اساس آنچه به‌عنوان لایحه بودجه سال آینده منشر شده است اعداد و ارقام نشان می‌دهد که بودجه سپاه و قرارگاه مرکزی خاتم در لایحه پیشنهادی دولت افزایش یافته است... برای قرارگاه خاتم‌الانبیاء سپاه پاسدران و ستاد مشترک سپاه پاسداران به شرح زیر در جداول آمده است: ​
بودجه قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء که در سال ۹۷،‌ ۲۵۹۰۰۰۰میلیون ریال بوده است در سال ۹۸ با افزایش ۷۶۸۰۰۰میلیون ریالی به ۳۳۵۸۰۰۰میلیون ریال رسیده و بودجه ستاد مشترک سپاه پاسداران که در سال ۹۷، به میزان ۲۰۲۳۶۱۹۷۱مصوب شده بود برای بودجه سال ۹۸ مبلغ ۲۵۴۷۱۸۶۸۴ را به خود اختصاص داده که افزایشی معادل ۵۲۳۵۶۷۱۳میلیون ریالی را نشان می‌دهد».

Wednesday, December 26, 2018

رأس فاسد نظام و ادعای مبارزه با فساد آخوند لاریجانی!

رأس فاسد نظام و ادعای مبارزه با فساد آخوند لاریجانی!



راس فاسد نظام
روز اول دی ۹۷ رژیم یکی دیگر از عوامل دست‌چندم فساد اقتصادی فراگیر در نظام را تحت عنوان سلطان قیر به‌دار کشید.
هدف حاکمیت آخوندی این بود تا ضمن ایجاد رعب، بر نقش بالاترین دستگاههای حکومتی و سردمداران آن از جمله قوه قضاییه و رئیس آن آخوند صادق لاریجانی سرپوش بگذارد.
پیش از این نیز قوه قضاییه خامنه‌ای روز ۲۳آبان ۹۷ دو تن را تحت عنوان سلطان سکه و مفسد اقتصادی اعدام کرد.
اقدامی که خشم و نفرت مردم را به‌دنبال داشت و انتقاداتی را هم حتی در درون حاکمیت برانگیخت. یکی از اعضای مجلس به نام پروانه سلحشوری گفت که محاکمهٔ به‌اصطلاح سلطان سکه شفاف نبود و مردم در مورد محاکمه و اعدام او قانع نیستند.
برای توجیه این اقدامات در زمینه اعدام نفرات دست‌چندم و انحراف اذهان از دزدی و فساد سردمداران و نهادهای حکومتی، آخوند لاریجانی به صحنه آمد.
روز ۳دی ۹۷ تلویزیون شبکه خبر در گزارشی در مورد اظهارات او در زمینه مبارزه با فساد و مفسدان اقتصادی گفت: «رئیس قوه قضاییه گفت برخورد با مفاسد اقتصادی در واقع حمایت از سرمایه‌گذاری سالم است. آملی لاریجانی در جلسه مسؤلان عالی قضایی با اشاره به برخوردهای قاطع دستگاه قضاییه با مفسدان اقتصادی این برخوردها را لازم و عادلانه دانست و تأکید کرد مفسدان باید بدانند اگر بخواهند به حقوق میلیون‌ها نفر از مردم تعدی کنند حتماً مورد مؤاخذه و برخورد قرار خواهند گرفت».
صادق لاریجانی در جلسه مسئولان قضایی رژیم گفت: «برخوردها با مفاسد یک جهت است، جهت دیگر حمایت از سرمایه‌گذاری صحیح است. عده‌ای شاید در خارج کشور بخواهند تبلیغ کنند که در جمهوری اسلامی نمی‌شود کار اقتصادی کرد با کسانی که مثلاً کار اقتصادی می‌کنند برخورد می‌شود، این حرف خلاف است. جمهوری اسلامی با مفسد برخورد می‌کند. دستگاه قضایی برخورد با مفسدین را در سرلوحه کارش قرار داده، نه هر کسی که سرمایه‌گذاری صحیح بکند. ما این جا مکرراً تأکید کردیم امروز هم تأکید می‌کنیم. دستگاه قضایی حامی سرمایه‌گذاری در کشور است. مسأله اساسی این است که ما باید بتوانیم آن چه را که معیار شرع و قانون است پیاده کنیم. انشاالله دستگاه قضایی با اهتمام تمام با این مفاسد برخورد خواهد کرد. مفسدین اقتصادی باید راه دیگری انتخاب کنند».
سردژخیم قضاییه با این سخنان می‌خواهد به خیال خود ضمن ارعاب، بر نقش بالاترین دستگاههای حکومتی و سردمداران آن از جمله قوه قضاییه و رئیس آن سرپوش بگذارد.
اما واقعیت این است که طشت فساد فراگیر قوه قضاییه دیرزمانی است که از بام به زیر افتاده و موارد لورفتهٔ ‌ آن بر اثر جنگ و جدال باندهای مافیایی حاکم به اوج خود رسید. یک بار در زمان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد و با افشای نوار مربوط به مکالمات سعید مرتضوی با فاضل لاریجانی از برادران فاسد لاریجانی، برملا شد. یک فقره از دزدیهای یکی دیگر از برادران لاریجانی جواد لاریجانی که در حال حاضر نیز دبیر ستاد حقوق‌بشر قوه قضاییه است، با علنی شدن نامه مرکز رسیدگی به شکایات مردمی به دفتر رئیس‌جمهوری در سال ۸۶ لو رفت. این نامه حکایت از آن داشت که محمد جواد لاریجانی، برادر صادق لاریجانی، طی ۷سال حدود ۳۴۲هکتار از زمینهای ملی اطراف ورامین را تصرف یا تخریب کرده است.
در سال ۹۵ در جریان درگیری آخوند لاریجانی و آخوند روحانی و بعضی اعضای باند او «وجود ۶۳حساب شخصی به نام آخوند صادق آملی لاریجانی» لو رفت. سود بانکی تعلق‌گرفته به این حساب‌ها، ماهانه ۲۰میلیارد تومان و سالانه ۲۵۰میلیارد تومان بود که مستقیماً به جیب آخوند لاریجانی سرازیر می‌شد.
اما بر روی تمام این موارد سرپوش گذاشته شد و هیچ‌کدام حتی به یک تحقیقات صوری قضایی هم منجر نگردید.
البته تنها قوه قضاییه نیست که طشت رسوایی فسادش از بام به زیر افتاده است، این تمامیت رژیم است که در فساد غوطه‌ور است.
فسادی نهادینه که تاروپود آن را در نوریده و تمامی نهادهای آن از جمله نهادهای وابسته به بیت خامنه‌ای، نیروهای نظامی آن نظیر سپاه پاسداران ضدخلقی، نیروی انتظامی، بسیاری از وزارتخانه‌ها و... را فراگرفته است.
در بستر چنین فساد نهادینه و گسترد‌ه‌ای است که سردمداران و نهادهای رژیم با سوء‌استفاده انحصاری از قدرت و در پناه مصونیت قانونی و قضایی از طریق شیوه‌های مالی انحصاری به‌طور گسترده از رانت بهره می‌برند و چپاول‌های نجومی می‌کنند و این چپاول‌ها را در جهت تحکیم قدرت سیاسی و امنیتی خود و همچنین در جهت سرکوب مردم بکار می‌گیرند. بنابراین «گر حکم شود که دزد گیرند در رژیم آخوندی هر آن که هست گیرند»!
علاوه بر درگیر بودن بیت خامنه‌ای و بسیاری از مهره‌های وابسته به آن به فساد، بسیاری از نهادهای نظامی، بسیاری از نهادهای دولت، قوه قضاییه و... هم درگیر فساد هستند، تا جایی که بسیاری از رسانه‌ها و مهره‌های حکومتی به این واقعیت اذعان می‌کنند که اختاپوس فساد در حاکمیت آخوندی امری «نهادینه»، «سیستمی» و «موریانه‌ای» است و سراپای آن را درنوریده است.
ویروس فساد در رأس حاکمیت تولید می‌شود و به جاهای دیگر سرایت می‌کند و اقدامات اخیر قوه قضاییه هم برای رد گم کردن آدرس سردمداران آن و منشأ این ویروس است که مردم در جریان اعترضات و قیام‌هایشان آنها را به‌عنوان رأس فساد نشانه گرفته‌اند، آن‌چنان که مردم شعار می‌دهند «کل نظام فاسد» است.
اکنون که موضوع فساد و دزدی‌های سردمداران و نهادهای حکومتی برای بسیاری از مردم روشن شده است و مردم و به‌خصوص مال غارت‌شدگان که «مالباخته» نامیده می‌شوند و با شعار «حسین حسین شعارشان، دزدی افتخارشان!» و... به دزدی سردمداران حاکمیت و نهادهای آن اشاره می‌کنند، قوه قضاییه عوامل دست‌چندم فساد را اعدام می‌کند و رئیس آن هم برای دربردن سردمداران آن برای این عوامل دست‌چندم خط و نشان می‌کشد.
نکته دیگر این‌که منشأء فساد اقتصادی، فساد سیاسی است.
بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی شفافیت دولتهایی که در ستیز با فعالیت رسانه‌های آزاد و سازمانهای غیردولتی هستند، از لحاظ فساد مالی در بدترین شرایط قرار دارند.
پیش از این آخوند حسن روحانی به روشن‌ترین شکل ریشه‌های فساد در ایران تحت حاکمیت آخوندها را بیان کرد و گفت: «اگر تفنگ، پول، روزنامه، سایت و خبرگزاری را همه یک‌جا جمع کنیم حتماً فساد درست می‌شود. ابوذر و سلمان هم که باشد فاسد می‌شوند. پس دنیا عقلش رسیده است که این قدرتها را تفکیک کرده است».(خبرگزاری ایرنا ۱۷آذر ۹۳)
بنابراین بسیار واضح است با این روش قوه قضاییه رژیم هرگز مبارزه با فساد صورت نمی‌گیرد زیرا اقتصاد و نهادهای مالی در اختیار حلقه‌های اصلی قدرت نظیر بیت خامنه‌ای، دولت، سپاه و نهادهای رنگ‌وارنگ حکومتی است.
راه‌حل واقعی آن است که مردم قیام‌کننده در کف خیابانها ارائه می‌دهند یعنی راه‌حل سرنگونی و سقوط آن به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آنان.

Tuesday, December 25, 2018

هراس فزاینده از خروج نیروهای آمریکا از سوریه

هراس فزاینده از خروج نیروهای آمریکا از سوریه



خروج نیروهای آمریکا از سوریه
اعلام خروج نیروهای آمریکا از سوریه، بازتاب‌های گسترده‌ای در محافل سیاسی آمریکا و در بسیاری از کشورها داشته است.
اما این تصمیم آمریکا در حاکمیت آخوندی و مهره‌های آن ولوله‌ای آمیخته با هراس انداخته‌ است.
رژیم و به‌خصوص باند خامنه‌ای در اولین واکنشهای خود، اعلام خروج نیروهای آمریکایی را به‌عنوان پیروزی خود بوق و کرنا کردند، اما خیلی زود این اعلام پیروزی، جای خود را به ابراز نگرانی و اظهار وحشت داد.
علی بیگدلی، کارشناس سیاسی از باند اصلاح‌طلبان، طی گفتگویی با رسانه‌های این باند، با بیان این‌که خروج آمریکا از سوریه، این کشور را بر ایران متمرکز می‌کند، گفت: «سربازهای آمریکایی خارج می‌شوند که به تبع آن روسیه، ترکیه و احیاناً ایران هم باید نیروهای خود را از سوریه خارج کنند. البته این اتفاق خیلی برای ما زیان‌آور می‌شود».
بیگدلی با اشاره به پیامدهای خروج نیروهای آمریکا از سوریه گفت: «حتماً ایران و نیروهای نظامی او باید خاک سوریه را ترک کنند و در این صورت دسترسی ما به حزب‌الله مشکل خواهد شد...». وی در پایان نتیجه‌گیری کرد: «این اتفاقات نشان می‌دهد که آمریکا دارد همه توان خود را روی ایران متمرکز می‌کند و راههای نفوذ سیاسی ایران را محدود می‌کند که اگر این اتفاق روی دهد خیلی به زیان ما تمام می‌شود».(روزنامه اعتماد ۲دی ۹۷)
یک کارشناس حکومتی دیگر به نام مهدی مطهرنیا، با اشاره به خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و تحرکات نظامی روزهای اخیر، نسبت به ضربه ‌ غافلگیرانهٔ آمریکا هشدار داد.
او با تشبیه آمریکا به زنجیرزن حرفه‌ای می‌گوید:‌ «زنجیرزن حرفه‌ای زنجیر خود را در دست گلوله می‌کند، آن را در جیب خود پنهان و در وقت مقتضی به طرف دشمنان و رقبا پرتاب می‌کند».
مطهرنیا هشدار می‌دهد: «ما در خلیج‌فارس شاهد لشگرکشی جدید آمریکا با سیگنال‌های قوی در تحت تاثیر قرار دادن تهران هستیم».(سایت فرارو ۱دی ۹۷)
سایت نامه نیوز نیز طی تحلیلی با طرح این سؤال که «پشت‌پرده خروج آمریکا از سوریه چیست؟» خود جواب می‌دهد: «آمریکا اگر از سوریه به شکل ظاهری هم خارج شود امکان ندارد اهداف کلان خود را در منطقه فراموش کند... هر چه هست منطقه شاهد شکل‌گیری معادلات جدیدی است. سیاست ضدایرانی ترامپ در کجای این داستان قرار دارد؟».(نامه نیوز ۱دی ۹۷)
علی خرم، یکی از دیپلماتهای سابق وابسته به طیف باند روحانی هم طی اظهاراتی ورود ناو هواپیمابر آمریکا را خطرناک دانسته و می‌گوید: «اگر ناو آمریکا وارد خلیج‌فارس نمی‌شد راحت‌تر می‌توانستیم خروج آمریکا از سوریه و افغانستان را توجیه کنیم... با ورود ناو آمریکا به خلیج‌فارس تردید جدی به وجود می‌آورد که ممکن است آمریکا از سیاست دیگری پیروی کند؛ سیاستی که می‌تواند به حوادثی منجر شود».
خرم در توضیح بیشتر می‌افزاید: «آمریکا کشوری ضربه‌پذیر را ترک کرده است، اما در ازای آن در جایی مستقر می‌شود که بتواند جنبه تهاجمی یا حمایت متحدان خود را داشته باشد».
این مهرهٔ باند اصلاح‌طلب، در ادامه هشدار می‌دهد:‌ «وقتی آمریکا، اسراییل و عربستان با هم هماهنگ شوند قصد برخورد با ترکیه یا روسیه را ندارند بلکه هدفشان تنها برخورد با ایران است. اگر این تفسیر درست باشد هدف اصلی آمریکا این است که زمینه آمدن تابستان داغی برای ایران هموار کند که پمپئو و جان بولتن از آن صحبت کرده‌اند».(سایت فرارو ۲دی ۹۷)
تابستان داغ در فرهنگ رژیم آخوندی به‌معنی گسترش اعتراضات و قیام مردم به جان آمده است. موضوعی کهعلی خامنه‌ای و بسیاری از سردمداران و حتی امام‌جمعه‌های او هم نسبت به آن هراسان هستند.
آن‌چنان که خامنه‌ای پیش از این نسبت به حوادثی که در سال ۹۸ اتفاق می‌افتد به سردمداران و مهره‌های حکومتی هشدار داد.
افشار سلیمانی، دیپلمات سابق، طی مقاله‌ای در رونامهٔ جهان صنعت ۱دی ۹۷ در مطلبی با عنوان «ایران وجه‌المصالحه قرار نگیرد» خروج نظامی آمریکا از سوریه را به قله کوه یخی توصیف کرد که بخش عمده آن زیر آب مانده است. وی در ادامه می‌افزاید: «قبل از هر مسأله‌ای به‌نظر می‌آید که آمریکای ترامپ، سوریه را به هر بازیگری واگذار کند، تحویل ایران نمی‌دهد».
ملاحظه می‌شود که به‌رغم گرد و خاک اولیه مبنی بر این که خروج نیروهای آمریکا از سوریه پیروزی برای رژیم است، اکنون رسانه‌ها و مهره‌های حکومتی ابراز وحشت می‌کنند که خروج آمریکا از سوریه منجر به این می‌شود که آمریکا مقابله جدی‌تری با رژیم در منطقه بکند.
یکی از پیش‌بینی‌هایی که بعضاً تحلیگران حکومتی می‌کنند این است که ممکن است آمریکا با خروج خود از سوریه رژیم را برای خروج از این کشور تحت فشار بیشتری قرار بدهد.
طی ۲سال گذشته نهایت تلاش آمریکا این است که هم در صحنه بین‌المللی و هم در صحنه منطقه‌ای نظام آخوندی را منزوی کند، در طول این مدت هم مقامات آن کشور در نشست‌های مهمی که در منطقه برگزار شده و هدف آنها جلوگیری از نفوذ حاکمیت آخوندی بوده شرکت کرد‌ه‌اند و با شرکت آنها در این جلسات تصمیم‌های مهمی علیه سیاست مداخله‌جویانه آن در منطقه گرفته شده است.
در زمینه پیگیری چنین سیاستی در آینده است که آن مهره حکومتی(افشار سلیمانی) در ادامه مطلب می‌نویسد: «وقوع این تحولات می‌تواند برای ایران زیانبار و غیرقابل جبران باشد».

Monday, December 24, 2018

چرا قیام اوج می‌گیرد؟

چرا قیام اوج می‌گیرد؟



قیام تا پیروزی
خامنه‌ای با تمام قوایش تلاش کرد مسأله اعتصاب کارگران هفت‌تپه و فولاد اهواز را به هر ترتیب مهار کند:
موج بازداشت‌ها، سونامی تهدید‌های فله‌ای کارگران، اخراج یا به‌گروگان‌ گرفتن کارگران با فیش‌های حقوق عقب‌افتاده خودشان که اینک به‌صورت قطره‌چکانی و به شرط تعطیل کردن اعتصاب قرار است پرداخت شود! و بازداشت کارگران و تعیین وثیقه‌های چندده و گاه چندصد میلیونی برای آزادیشان که از دریافتی تمام عمر یک کارگر هم فراتر می‌رود!
این‌ها همه و همه ترفندهای خامنه‌ای برای خاموش کردن آتش قیامی است که اینک کارگران در صفوف نخستین آن قرار گرفته‌اند. اما با این‌همه، قیام روندی اوج‌گیرنده دارد، در همین چند روز اخیر که آخوندها با تمام توانشان تلاش می‌کردند اعتصاب‌های کارگری خوزستان را جمع وجور کنند، امواج اعتصاب و قیام در دیگر استانهای کشور بالا گرفت.
کارگران، معلمان، کشاورزان و دیگر اقشار تحت‌ستم اینک گرچه در گام اول با خواسته‌های مشخص صنفی به میدان آمده‌اند اما از آنجا که رژیم توان پرداخت دستمزد حقه مردم و حتی پس‌انداز امانتی سپرده‌گذاران را هم ندارد، پیگیری همین خواسته‌های مشخص بلافاصله به یک خواسته سیاسی تبدیل شده و رنگ و بوی قیام به خود می‌گیرد.
نگاهی به حرکت‌های اعتراضی همین ۲-۳روزه شاهد این واقعیت است.
برای درک بهتر قضایا و نتیجه‌گیری از آن ابتدا ضروری است نگاهی بیاندازیم به برخی از اعتصاب‌ها و حرکات اعتراضی ۲-۳روز اخیر.

نگاهی به حرکت‌های اعتراضی روزهای اخیر

  • اعتراض کارگران خط و ابنیه فنی راه‌آهن در ناحیه شمال‌شرق(راه‌آهن زاهدان) ادامه دارد حدود ۳۰۰نفر کارگران این قسمت هم‌چنان پیگیر معوقات مزدی خود هستند.
  • کارگران کارخانه ماشین‌سازی تبریز روز جمعه ۳۰آذر ۹۷ دست به یک تجمع اعتراضی زدند، آنها می‌گویند ۷۰درصد ظرفیت تولید کارخانه‌اشان تعطیل شده، بیمه‌های تکمیلی کارگران از مردادماه تاکنون پرداخت نشده و این کارخانه به‌علت خیانت و بی‌تدبیری حاکمیت و دادن این مجتمع عظیم صنعتی به دم چپاول آقازاده‌ها در آستانه خوابیدن قرار گرفته است.
  • دبیر انجمن قطعه سازان نیز اعلام کرده تاکنون ۲۰۰هزار کارگر قطعه‌ساز بیکار شده‌اند و در یکی دو هفته آینده، ۱۰۰هزار کارگر دیگر نیز بیکار می‌شوند!
  • از سوی دیگر طبق آمار وزارت صنعت رژیم تولید انواع اتوبوس در آبانماه ۹۷ با کاهش ۹۹.۴درصدی از ۱۶۳دستگاه در آبانماه سال ۹۶ اکنون به «یک دستگاه!» کاهش یافته است.
  • در آبانماه سال جاری، میزان تولید اتوبوس در شرکتهای ایران خودرو دیزل، عقاب‌ افشان و یاوران خودرو شرق ۱۰۰درصد کاهش داشته و تولید آنها نیز به ترتیب از ۶دستگاه، ۱۴۰دستگاه و ۱۲دستگاه در آبانماه ۱۳۹۶ اکنون در دیماه ۹۷ به «صفر» سقوط کرده است.
  • میزان تولید اتوبوس در شرکت پیشرو دیزل آسیا نیز در آبانماه امسال حدود ۸۰درصد کاهش داشته و تعداد اتوبوس‌های تولید شده در این شرکت اکنون به «یک دستگاه!» تقلیل پیدا کرده که با «صفر» و خوابیدن خط تولید هیچ تفاوتی ندارد.
  • در شرکت ملی حفاری ایران(اهواز) نیز پرداخت دستمزد کارگران مانند دیگر واحد‌های صنعتی، متوقف شده و کارگران این شرکت اینک در آستانه اعتصاب قرار دارند. اولین کارگر معترض روز یکشنبه ۲دی با اولین پلاکارد اعتراضی به خیابان آمد!

یک کارگر شرکت ملی حفاری ایران (اهواز) با پلاکارد اعتراضی در وسط خیابان
یک کارگر شرکت ملی حفاری ایران(اهواز) با پلاکارد اعتراضی در وسط خیابان - هل من ناصر ینصرنی؟

  • از سوی دیگر روزهای اخیر جامعه خبری ایران شاهد اعتصاب و تظاهرات معلمان آزاده میهن است که اینک استان به استان و شهر به شهر تظاهرات و اعتصاب خود را برگزار می‌کنند، پس از همدان و کرمانشاه نوبت به معلمان اصفهان و یزد رسید و روز یکشنبه ۲دی معلمان آگاه و قهرمان تبریز در سرمای صفردرجه تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند. آنها همچنین شعار می‌دادند معلم، کارگر، اتحاد! اتحاد! فرهنگیان شاغل و بازنشسته تبریز به‌رغم ورود نیروی سرکوبگر انتظامی حرکت خود را ادامه دادند.

حرکت اعتراضی فرهنگیان شاغل و بازنشسته تبریز ۲دی ۹۷۷
حرکت اعتراضی فرهنگیان شاغل و بازنشسته تبریز ۲دی ۹۷

  • در همین روز ۲دی ۹۷کشاورزان اصفهانی نیز در اعتراض به سرقت حقآبه خود برای چندمین بار دست به یک تجمع اعتراضی در دروازه عباس شهر زدند. کشاورزان ورزنه در راهپیمایی اعتراضی خود شعار می‌دادند: درود بر کشاورز، مرگ بر ستمگر!

کشاورزان اصفهانی در تظاهرات اعتراضی
کشاورزان اصفهانی در تظاهرات اعتراضی

  • رانندگان کامیون نیز از روز شنبه اول دی ۹۷ دور جدید اعتصاب خود را آغاز کردند.
  • روز یکشنبه ۲دی نیز کارگران کارخانه سیمان مسجد سلیمان در مقابل کارخانه اقدام به یک تجمع اعتراضی کردند، علت تظاهرات اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و حق‌ بیمه کارگران بود.
  • تجمع غارت ‌شدگان کاسپین در رشت، مشهد و تهران
  • کارگران کارخانه سیمان خاکستری نائین نیز به‌علت پرداخت نشدن ۴ماه حقوق عقب‌افتاده خود دست به تحصن و اعتراض زدند.

کارگران سیمان خاکستری نائین ۲۲دی ۹۷
کارگران سیمان خاکستری نائین ۲دی ۹۷

لیست مختصر اعتراض‌ها 

- اعتصاب رانندگان کامیون
- اعتصاب کارگران کارخانه ماشین‌سازی تبریز
- تجمع اعتراضی دانش‌آموزان و دانشجویان زاهدان
- اعتصاب رانندگان شرکت فرادیس قزوین
- کارگران شرکت کیسون قطار شهری اهواز
- تجمع اعتراضی کارگران شهرداری آبادان
- جمعی از رانندگان اتوبوس‌های ناوگان حمل‌ونقل شهری تهران
- اعتصاب کارگران ایستگاه گاز اندیمشک
- تجمع مالباختگان سایپا و ایران خودرو
- تجمع اعتراضی کارگران شرکت کاوش(سانکا) در قزوین

 

زیرساخت صنایع در این نظام، قیام‌آفرین است!

آنچه که ثابت می‌کند قیامهای صنفی به‌رغم هر سرکوبی کماکان ادامه خواهند یافت، زیرساختی است که صنعت و دیگر ثروتهای این ملت بر روی آن سوار شده.
سیاست بلندمدت این نظام حکومتی، فروش صنایع و کارخانجات به آقازاده‌هاست، این سیاست تاکنون به فروپاشی بخش اعظم صنایع کشور منجر شده است. اخیراً علیرضا محجوب، از صحنه‌گردانان بساط ضدکارگری رژیم در مجلس ارتجاع، در مصاحبه‌ای گفت: «۲۰۰۰واحد صنعتی کشور از دور خارج شده و این روند کماکان ادامه دارد».(تابناک ۳آذر) وی با اشاره به وضعیت کارگران هفت‌تپه رسماً اعلام کرد که این وضعیت ادامه خواهد داشت! او گفت:
«سرنوشت همه کارگران کشور همین است که می‌بینید. این یک پرده از مشکلات ماست که اکنون بروز کرده است. شما خاطرتان نمی‌آید که در کیان تایر و علاءالدین چه خبر بود. مگر همین‌ها نبودند که ۶ماه جاده‌ها را بسته بودند؟ این‌ها هم کارگر بودند، اما مشکلاتشان حل شد، چون دوباره به دولت بازگشتند».(تابناک ۳آذر)

 

آیا آخوندها می‌توانند مشکل کارگران را حل کنند؟

اکنون این، سؤال کلیدی در مواجهه با وضعیت فعلی ایران و اعتراضها و اعتصاب‌هایی است که هر روز بیش‌از‌پیش گسترش می‌یابند و پاسخ را البته پیش از همه همان نماینده مجلس ارتجاع در فراز بالایی همین نوشته داد و گفت خصوصی‌سازی چنین پیامدی دارد و این شتری است که در خانه هر کارگری می‌خوابد و کارگران نیز افسار شتر را گرفته و به در خانه نظام خواهند برد!
واقعیتی مکرر که فرصتی است بی‌نظیر برای تمامی اقشار و طبقات مردم ایران که با متحد شدن با یکدیگر و در پیوند با مقاومت سازمان‌یافته این دیکتاتوری ضدمردمی را در تمامیتش به زیر کشیده و یک مشکل تاریخی از ایران، منطقه و جهان حل کنند؛ مشکلی به اسم فاشیزم مذهبی!