Wednesday, February 27, 2019

FATF، «وضعیت کیش و مات» رژیم

FATF، «وضعیت کیش و مات» رژیم



وضعيت «كيش و مات» رژیم
بعد از تمدید مهلت ۴ماهه گروه ویژه اقدام مالی یا FATF و شروط و تهدیدهایی که این نهاد در صورت عدم تصویب لوایح باقیمانده متوجه رژیم کرده است، جنگ و دعوای باندهای درون حاکمیت در مورد تصویب یا عدم تصویب لوایح باقیمانده اوج جدیدی گرفته است.
جناح‌های متخاصم هر کدام به‌زعم خود برای نجات نظام با چنگ و دندان نشان‌دادن به یکدیگر وحشت خود را در صورت تصویب یا عدم تصویب، از آینده رژیم به نمایش می‌گذارند.

به زانو درآمدن رژیم

بهزاد نبوی از مهره‌های باند اصلاح‌طلب سعی می‌کند عواقب تصویب نکردن لوایح FATF را به باند مقابل گوشزد کند: «تصویب نشدن FATF نظام را به زانو در خواهد آورد…مخالفان تصور می‌کنند با این مخالفتها و سنگ‌اندازی‌ها دولت روحانی را به زانو درمی‌آورند اما نتیجه نهایی‌اش به زانو درآمدن کشور است».(سایت دیدار ۶اسفند ۹۷)

مجموعه فشارها خصوصاً وضعیت انفجاری جامعه، اعتراضات و قیامهای مردمی، رژیم را با خطر سرنگونی مواجه کرده است، زیرا دارای هیچ اهرمی نیست که بتواند با آن با فشارهای چندجانبه و همه‌جانبه مقابله کند و خود را از مهلکه بیرون بکشد.

روزنامه وطن امروز تصویب لوایح FATF را به‌مثابه طناب داری بر گردن تمامیت رژیم می‌داند و می‌نویسد: «یکی از مهم‌ترین سؤالاتی که معتمدان نظام در مجمع تشخیص مصلحت نظام از ظریف پرسیده‌اند، با این مضمون بوده است: «با تصویب لوایح پالرمو و CFT و اشراف کامل نهادهای نظارتی خارجی مانند وزارت خزانه‌داری آمریکا بر جریان پولی و مالی کشور، آیا مجاری دورزدن تحریم‌ها مسدود نمی‌شود؟ و آیا دست ایران برای مقابله با تحریم‌ها کاملا بسته نخواهد شد؟» ظریف تاکنون نتوانسته است به این سؤال کلیدی، پاسخ قانع‌کننده‌ای بدهد.
آنچه ظریف در تمام جلسات مجمع تشخیص مصلحت و در دفاع از تصویب پالرمو و CFT گفته است، تنها و تنها بر پایه یک حرف بوده است برای این‌که اوضاع بدتر نشود، باید این لوایح تصویب شود». ظریف قبل از این و هنگام بررسی این لوایح در مجلس شورای اسلامی نیز صراحتاً اعلام کرد: «تصویب پالرمو و CFT به هیچ‌وجه موجب بهبود اوضاع اقتصادی و معیشت مردم نمی‌شود».(وطن امروز ۷اسفند ۹۷)
یکی از اعضای مجلس ارتجاع به نام قاضی‌زاده هاشمی با بیان این‌که دولت به‌دنبال بهانه می‌گردد تا ناکارآمدی خود را گردن دیگران بیاندازد گفت: «دولت تلاش دارد تا مشکلات معیشتی را به عدم تصویب لوایح مربوط به FATF نسبت دهد، دولت باید ابتدا در مورد عواقب و نتایج اجرای برجام مسئولیت بپذیرد و بعد از آن در مورد نتایج عدم پذیرش CFT و «پالرمو» تهدید کند».(خبرگزاری ایسنا ۳اسفند ۹۷)

شکست سیاست مماشات

یک کارشناس سیاسی رژیم نیز به‌نام مهدی مطهرنیا نسبت به شکست سیاست مماشات غرب اینچنین آه و ناله سرداد: «استفاده نکردن از فرصت FATF، زمینه پایان مماشات جامعه بین‌الملل با ایران را فراهم می‌کند».
وی همچنین نگرانی خود را از عواقب جنگ باندهای درون حاکمیت به نمایش گذاشته است: «ادامه این مباحث در فضای متهم کردن دو طرف به تبعات و پیامدهای ناشی از پذیرش یا رد FATF می‌تواند جامعه ایران را در این شکل‌بندی و تشتت در تصمیم‌گیری بیش‌تر قرار دهد و ابعاد گوناگون فساده‌ای اقتصادی، اداری و سیاسی دو جناح را در منازعه پذیرش یا عدم پذیرش این معاهده و لوایح مربوط به آن بیش‌تر هویدا سازد. از طرف دیگر جهان و سازمانهای بین‌المللی می‌توانند به ایران و افکار عمومی در جهان بگویند ما بار دیگر به ایران فرصت دادیم تا از این معنا بهره ببرد، ایران در وضعیت کیش و مات است».(خبرگزاری ایسنا ۵اسفند ۹۷)
در شرایطی فشار تصویب نشدن لوایح وضعیت را این‌چنین خطرناک می‌کند که چوب بغل سیاست مماشات هم از زیر بغل رژیم گرفته شده است و خبر آن‌چنانی هم از امدادهای غیبی برای امدادرسانی به آن وجود ندارد.

خطر سرنگونی

حاکمیت آخوندی باید همزمان فشار جامعه بین‌المللی و فشار تحریم‌ها از خارج و همچنین خفگی اقتصادی و اعتراضات و قیام های مردمی را تحمل کند که این وضعیت برای آن بسیار خطرناک است.
مجموعه فشارها خصوصاً وضعیت انفجاری جامعه، اعتراضات و قیامهای مردمی رژیم را با خطر سرنگونی مواجه کرده است، زیرا دارای هیچ اهرمی نیست که بتواند با آن با فشارهای چندجانبه و همه‌جانبه مقابله کند و خود را از مهلکه بیرون بکشد.

خود تحریمی

عواقب تصویب کردن لوایح هم بهای گزافی برای آن دربردارد آن‌چنان که رسانه‌ها و مهره‌های باند خامنه‌ای روزمره و به‌درستی آثار و عواقب تصویب لوایح را به دولت و باند آخوند حسن روحانی گوشزد می‌کند.
آخوند مجتهد شبستری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به تصمیم‌گیری مجمع درباره لایحه الحاق به کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان‌یافته فراملی(پالرمو) گفت: «مصالح پیوستن به پالرمو را بسیار کم و مضرات آن را زیاد می‌بینیم... در نتیجه با الحاق به کنوانسیونهای مرتبط با FAFT مرتکب خودتحریمی می‌شویم».(کیهان ۵اسفند ۹۷)
خود تحریمی که آخوند مجتهد شبستری نگران آن است به این مفهوم است که در صورت پذیرش این لوایح، بانک‌های حکومتی نمی‌توانند با نهادهایی که در لیست‌های تحریم قرار دارند تبادلات مالی و پولی داشته باشند.
همچنین آنها نمی‌توانند با نهادهای دست‌اندرکار پولشویی برای حمایت مالی و لجستیکی از تروریست‌های دست‌نشانده نظام در منطقه تبادلات مالی و پولی داشته باشند...
بی‌دلیل نیست که رسانه‌های باند خامنه‌ای هرجا که می‌خواهند ضرر تصویب لوایح را به باند مخالف گوشزد کنند بلافاصله موضوع خود تحریمی را مطرح می‌کنند.

خود تحریمی سیستمی

در این زمینه سایت موسوم به دانشجو با عنوان «FATF چگونه ایران را دچار خودتحریمی سیستمی می‌کند؟» می‌نویسد: «در اوج جنگ اقتصادی و در شرایطی که انتظار می‌رود بانک مرکزی با تمام توان مقابل آمریکا و سیاست‌های خطرناک آن بایستد، شاهد تجویز «نسخه خودتحریمی» گروه ویژه اقدام مالی(FATF) و وزارت خزانه‌داری آمریکا توسط برخی مقامات این بانک هستیم. اهمیت تجویز نسخه خودتحریمی توسط این مقامات دولتی وقتی مضاعف می‌شود که بدانیم منتقدان برجام و FATF در دو سال و نیم اخیر، بارها درباره خطر خودتحریمی سخن گفته‌اند».

Tuesday, February 26, 2019

آشفتگی در تشکیلات آخوندی

آشفتگی در تشکیلات آخوندی



شورای سیاست‌گذاری ا‌ئمه جمعه نظام آخوندی
در ایران گرچه ایجاد حزب، سندیکا و دیگر تشکل‌های آزاد مردم‌نهاد ممنوع است اما تشکیل نهادهای حکومتی تحت عناوین مذهبی با استفاده از بودجه دولتی یکی از اقدامات ثابت نظام محسوب می‌شود. تشکل‌هایی که با شکل و شمایل آخوندی اساساً فعالیت‌های تبلیغاتی، جاسوسی و سرکوب را پیش می‌برند. شبکه مساجد یکی از این پدیده‌هاست.
یکی دیگر از مهم‌ترین نهادهای مورد نظر این نوشته، تشکیلات نماز جمعه است که این روزها دچار تنشهای جدی شده است.

در ایران تشکیل حزب، سندیکا، اتحادیه‌های صنفی و... ممنوع است.
در دیکتاتوری آخوندها تشکیل هر مجموعه‌ای که برای پیگیری مطالبات اجتماعی قشر، طبقه یا صنف خاصی باشد نیز ممنوع است.
در این دیکتاتوری تنها تشکل‌هایی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به نظام باشند، مجاز هستند.
شبکه مساجد و شبکه امامان جمعه ۲نهاد گسترده حکومتی هستند که تلاش می‌کنند در کنار ارگانهای سرکوبگر، کنترل جامعه را در دست داشته باشند.

در اولین روزهای اسفند ۹۷ اعلام شد که بیشتر از ۲۷۰نفر از آخوندهای گرداننده نمایش جمعه در سطح کشور از کار برکنار و نفرات جوان و جدیدی جایگزین آنها شده‌اند.
اشارات اولیه را نمایش‌گردان جمعه‌بازار زاهدان(آخوند تاجرپیشه و بدنامی به اسم عباسعلی سلیمانی) انجام داد که گفت: «مساله، جوان‌گرایی است که نام من هم در این لیست قرار گرفت که به‌گفته رئیس دفتر مقام معظم رهبری بنده اولین شهید این تفکر زیبا هستم و در ادامه نیز سایر عزیزان به این شهادت نائل می‌شوند»!(دنیای اقتصاد ۳اسفند ۹۷)

جوان‌گرایی، اسم رمز جایگزین کردن امام‌جمعه‌ها با شاگردان خامنه‌ای
به گفته آخوند سیدرضا تقوی، رئیس اسبق شورای سیاست‌گذاری ا‌ئمه جمعه، شمار امام‌جمعه‌های رژیم به ۹۰۰نفر رسیده است.(تسنیم۳آذر ۹۶‌) این عدد به‌گفته همین شخص، پیش‌تر ۴۰۰نفر بوده است. تقوی ۱۷سال ریاست این شورا را برعهده داشت. وی در همان مصاحبه گفته بود حدود ۲۶۰مصلی در شهرهای مختلف در دست ساخت دارند و نزدیک به ۴۵هزار نفر هم نیروی ستادی برای گردش کار نمایش جمعه‌ها دارند که از این تعداد ۱۵۰۰نفرشان فقط در تهران دست‌اندرکار برگزاری نمایش جمعه‌ این شهر هستند. نمایشی که کسادی آن در سراسر ایران، صدای خود آخوندها را هم در آورده به‌نحوی‌ که امام‌جمعه جنایتکار اصفهان در خرداد ۹۷ گفت اگر کسی ۳هفته به نماز جمعه نرود باید خانه‌اش را روی سرش خراب کرد!

امام‌جمعه اصفهان - کسی که ۳هفته نماز جمعه نرود باید خانه‌اش را روی سرش خراب کرد
امام‌جمعه اصفهان: کسی که ۳هفته نماز جمعه نرود باید خانه‌اش را روی سرش خراب کرد

روشن است که ورشکستگی نمایش جمعه و درهم‌شکستگی دستگاههای گرداننده آن کار را به جایی رسانده که خامنه‌ای ناگزیر از خانه‌تکانی شده است.

امام‌جمعه، کارگزار حلقه‌ به‌گوش ولی‌فقیه

اهمیت این نهاد برای خامنه‌ای آنجا بیشتر روشن می‌شود که دریابیم تعزیه‌گردانان نمایش جمعه به ایراد خطبه‌هایی می‌پردازند که این شورا با بولتن‌های مکرر، برایشان ارسال می‌کند.
آخوند ‌علی‌اکبری، جایگزین آخوند سیدرضا تقوی، در شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه در مصاحبه‌ای به تاریخ ۱۷دی ۹۶ با سایت حکومتی خبرآنلاین گفت که هر خطبه این آخوندها ضبط شده و مورد بررسی همان شورا قرار می‌گیرد و با توجه به ارزیابی و ارزشیابی... و نمره عملکردی از ضعیف، متوسط، نسبتاً خوب، خوب و عالی به دست می‌آید که در عزل، تمدید حکم و جابه‌جایی ائمه جمعه ملاک و معیار قرار می‌گیرد.
شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه سال با حکم خامنه‌ای تشکیل شد. و اینک با یک بودجه ۲۰میلیارد تومانی اداره می‌شود. اعضای این شورا توسط خامنه‌ای منصوب می‌شوند.
وظیفه هماهنگی بین ائمه جمعه سراسر کشور، با شورای سیاست‌گذاری است، اما از سوی دیگر بین امامان جمعه در مناطق مختلف کشور هم یک نظام سلسله‌مراتبی وجود دارد.
کشور در این نظام سلسله‌مراتبی به چند منطقه اصلی تقسیم شده و در مرکز هر منطقه، یک نفر به‌عنوان امام‌جمعه درجه یک منصوب می‌شود و ائمه جمعه شهرهای کوچکتر آن منطقه زیر نظر او قرار می‌گیرند.
این سازوکار و به بهانه هماهنگی، موجب قرائت خطبه‌هایی یکسان و در جهت تبیین سیاست‌های کلان نظام جمهوری اسلامی شد.

اختیارات ائمه جمعه

اختیارات ائمه جمعه بسیار گسترده است، بدون این‌که در قبال هیچ‌کدام از آن اختیارات مسئولیتی برای پاسخگویی داشته باشند! آخوند علی‌اکبری در این مورد گفته است:
«همه ائمه‌ جمعه بر اساس مصوبات دولتی یکسری مسئولیت‌های فرهنگی و اجتماعی دارند. ریاست فرهنگ عمومی، مدیر ستاد بزرگداشت غدیر، مسئول ستاد ذکات، رئیس ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، مسئول شورای هماهنگی تبلیغات، مسئول و عضو مؤثر ستاد اقامه نماز، عضو شورای اداری شهرستانها، عضو کمیته بیماریهای خاص، عضو شورای حل اختلاف، عضو شورای مرکزی مشارکت‌های مردمی یا بهزیستی و عضو شورای آموزش و پرورش در استانها و شهرستانها و مناطق کشور جزء مسئولیت‌های امام جمعه است».(خبرآنلاین ۱۷دی ۹۶ مصاحبه با آخوند علی‌اکبری).

دستمزد کلان!

آخوند علی‌اکبری در همان مصاحبه با خبرآنلاین دی ۹۶ درباره دستمزد این سرشبکه‌های خامنه‌ای در استانها و مناطق مختلف کشور می‌گوید: اینان «علاوه بر شهریه، با مجوز مقام معظم رهبری، برخی ائمه محترم جمعه و نمایندگان ولی‌فقیه اجازه برداشت ثلث وجوهات را دارند. همان‌طور که گفته شد اکثراً در دانشگاهها نیز تدریس می‌کنند.. ضمن آنکه... خیلی از مخارجشان را از منابر درمی‌آورند، یعنی منبر می‌روند».

دزدی‌های امام‌جمعه موقت رشت اکنون به یک فضاحت خیابانی تبدیل شده است
دزدی‌های امام‌جمعه موقت رشت اکنون به یک فضاحت خیابانی تبدیل شده است

!!مساجد تقریباً متروکه
!حوزه‌های علمیه با تمامی امکانات رفاهی و تبعیض‌آمیزی که می‌دهند بی‌رونق
!میران تنفر اجتماعی از آخوندبازی‌های حکومتی در اوج
!و مبارزه با نمادهای آخوندی به یکی از ساده‌ترین روش‌های مبارزاتی جوانان ایران تبدیل شده است
آتش زدن دفاتر ۶۰امام‌جمعه و ۲۰حوزه جهل و جنایت آخوندی آخرین آمار کارکرد جوانان شورشی است.

در تهران ۱۰میلیونی فقط ۲۰هزار نفر به نماز جمعه می‌روند.، البته همین ۲۰هزار هم مهندسی شده است!

به این ترتیب روشن می‌شود که پس از قیام دیماه که در جریان آن به اعتراف مقامات رژیم دفاتر حداقل ۶۰امام‌جمعه و لااقل ۲۰حوزه جهل و جنایت آخوندی توسط مردم و جوانان شورشی به آتش کشیده شد.
ورشکستگی همین نهادهای حکومتی نیز به درجه‌ای رسیده است که خامنه‌ای ناگزیر از ایجاد تغییر و تحولات گسترده در آنها شده است. آن هم در حالی‌ که به‌گفته مقامات همین رژیم در جریان قیام دی و پس از آن حداقل دفاتر ۶۰امام‌جمعه از سوی جوانان شورشی به آتش کشیده شد و حداقل ۲۰حوزه جهل و جنایت آخوندی توسط مردم طعمه حریق شد. امری که نشان‌دهنده میزان کارآیی کانون‌های شورشی در مواجهه با تشکیلات سرکوبگر آخوندی است.

کمبود گوشت و علل آن

کمبود گوشت و علل آن



کمبود و گرانی گوشت در نظام آخوندی
به‌طور معمول، گوشت به‌خصوص گوشت قرمز و مصرف به‌اندازه آن، در سلامت انسان تاثیر زیادی دارد. از سوی دیگر قیمت گوشت و میزان فراوانی آن، از عوامل تعیین‌کننده میزان مصرف آن در نقاط مختلف جهان می‌باشد.
اما هنگامی که به ایران خودمان نگاه می‌کنیم می‌بینیم برای خرید گوشت قرمز بیشتر مردم پول ندارند. دخل و خرج زندگی‌شان، با هم جور درنمی‌آید تا بتوانند به قصابی سر خیابان یا حتی فروشگاههای زنجیره‌یای بروند و چند کیلویی گوشت قرمز، حتی یخ‌زده‌اش را بخرند و سر سفره بیاورند. بسیاری از خانوارهای ایرانی هستند که ماه‌هاست لب به گوشت نزده‌اند و این دیگر امری نیست که مردم پنهان کنند، در شرایط فعلی بسیاری از این قبیل حقایق را که پیش‌ترها مردم به‌عنوان راز زندگی خود و به‌عنوان بخشی از حریم خصوصی خود تلقی می‌کردند اکنون در خیابا‌نها فریاد می‌کشند!

صف خرید گوشت، نشانه ورشکستگی رژیم آخوندها در تمامی ابعاد
صف خرید گوشت، نشانه ورشکستگی رژیم آخوندها در تمامی ابعاد


نگاهی به برخی آمارهای حکومتی

قدرت خرید گوشت قرمز ایرانیان پایین رفته؛ این را آخرین داده‌های مرکز آمار و بانک مرکزی رژیم نشان می‌دهد. آمارهایی که می‌گویند، در یک‌دهه حدود ٢٥‌درصد قدرت خرید گوشت کم شده است. بهمن‌ سال ۹۶ بود که کاوه زرگران، رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی رژیم در تهران، این آمار را به صراحت اعلام کرد: «سهم انواع گوشت از هزینه خانوار از ۶.۱‌درصد در سال ۸۵ به ۵.۴‌درصد در سال ٩٤ رسیده، این در حالی است که سرانه مصرف گوشت قرمز در سال‌های گذشته نوسانات زیادی داشته و به ۱۱.۴۳کیلوگرم در سال گذشته رسیده است؛ در حالی که بر اساس آمار بانک مرکزی، سرانه مصرف گوشت قرمز در خانواده‌های شهری در دهه گذشته، بیش از ۲۵‌درصد کاهش یافته است».

بحران تغذیه!

در ایران آخوند‌زده همه‌جور بحرانی داریم، اکنون می‌توان بحران تغذیه را نیز به لیست بحرانهای حاکم بر مملکت اضافه کرد!
اکنون گرانی سرسام‌آور و کمیابی گوشت قرمز و مرغ نیز به یک بحران تبدیل شده و خشم و نارضایتی مردم در صفهای طولانی خرید گوشت آن‌چنان بالا گرفته که حتی سردمداران حکومتی را هم وحشت‌زده کرده است.
افزایش قیمت‌ها، ‌به‌ویژه قیمت گوشت قرمز، در ایران در شرایطی ادامه دارد که سردمداران رژیم بارها در هفته‌های اخیر وعده کاهش قیمتها را داده‌اند.
در آبان ماه امسال گوجه‌فرنگی ۶۴درصد، برنج ۹۶درصد، سیب‌زمینی ۷۲درصد، جو ۴۷درصد، گوشت گوساله ۵۲درصد، تخم‌مرغ ۵۱درصد، خرما ۳۱درصد، ذرت ۴۶درصد و خیار ۳۷درصد افزایش قیمت داشته است.
در بهمن‌ماه قیمت گوشت گوسفند در قصابیها به ۱۱۰هزار تومان برای هر کیلو رسید. هر یک کیلو گوشت گوساله نیز ۸۶هزار تومان قیمت‌گذاری شد.
افزایش قیمت گوشت در حالی ادامه دارد که رژیم در روزهای آخر بهمن ۹۷ توزیع گوشت یخ‌زده را اجرایی کرده است. تصاویر متعددی از صف طولانی خریداران گوشت یخ‌زده در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خبری منتشر شده است.


افزایش قیمت مساویست با کاهش مصرف!

خریدن گوشت یخ‌زده از سوی شهروندان با نشان‌دادن کارت ملی امکانپذیر است.
بر پایه گزارش مرکز آمار ایران، قیمت گوشت قرمز دیماه امسال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته حدود ۷۴درصد افزایش یافته است. افزایش قیمت گوشت قرمز طی ماههای گذشته، میانگین مصرف آن را کاهش داده است.

آسوشیتدپرس - صف طولانی گوشت یخ‌زده آینه مشکلات اقتصادی رژیم ایران
آسوشیتدپرس: صف طولانی گوشت یخ‌زده آینه مشکلات اقتصادی رژیم ایران


گوشت نیست اما صادر می‌شود!

محمود حجتی، وزیر جهاد کشاورزی رژیم، روز شنبه ششم بهمن ۹۷ در یک برنامه تلویزیونی، قاچاق دام زنده را علت اصلی گرانی گوشت قرمز دانست.
در استانهای شمالی که سرسبزترین مناطق کشور است این مشکل آن‌قدر حاد شده که امام‌جمعه جنایتکار رژیم هم مجبور شده این موضوع را در تریبون نماز جمعه بگوید، امام جمعه موقت گنبدکاووس با اذعان به این‌که مردم برای یک کیلو گرم گوشت قرمز یا گوشت مرغ ساعت‌ها در صف می‌ایستند، اضافه کرد: «استان گلستان و گنبدکاووس در تولید این اقلام مشکلی ندارد بنابراین اگر مشکلی است در مسئولان است».

مقامات حکومتی، آخوندها و پاسداران مشکی ندارند!

وقتی به صف‌های مختلف نان و گوشت نگاه می‌کنید حتی یک آخوند یا پاسدار نمی‌بینید! در حالی‌که از استاد دانشگاه تا مکانیک و از پزشک تا معلم را می‌توانی در یکی از این صف‌ها پیدا کنی که ساعتهایی از روز را برای تأمین مواد غذایی‌شان تلف می‌کنند! و این البته بخش پیدای «مشکل» است. بخش ناپیدای آن در گام اول به همین‌ قشر از هموطنانمان برمی‌گردد که اکنون گوشت در شمار غذاهای نادر آنان در آمده. بخش دیگر به هموطنانی برمی‌گردد که اساساً از خوردن گوشت سال به سال محرومند! و اساساً توانایی خرید گوشت را ندارند.
یکی از کارشناس‌های حکومتی به‌نام مومنی در یک سخنرانی گفته است: «گزارشهای رسمی حکایت دارد که ما در سال ۱۳۸۳ از ۱۲۲کیلو مصرف گوشت قرمز به ۶۰کیلو مصرف و در سال ۱۳۹۱ به ۴۱کیلو رسیده‌ایم، این یعنی یک سقوط در یکی از حیاتی‌ترین عرصه‌های نیاز اساسی مردم، البته همین روند در مورد گوشت سفید، کره و... نیز عینا تکرار شده و بعضاً هم خیلی تکان‌دهنده است».
یکی دیگر از ایادی رژیم به‌نام سعید سلطانی سروستانی به خبرگزاری حکومتی جمهوری اسلامی گفته است: «طبق آمارها، سرانه مصرف گوشت قرمز در ایران حدود ۱۳کیلوگرم، مرغ حدود ۲۵کیلوگرم و ماهی حدود ۶کیلوگرم برآورد شده است که مجموع آن یک‌سوم مصرف کشورهای پیشرفته جهان است.

صادرات دام!؟ واردات گوشت!

این همه در حالی است که بر اساس آمار خود رژیم در مردادماه سال ١٣٩٦، تعداد ١،٤میلیون منبع بهره‌برداری دارای دام در سطح کشور وجود دارد. تعداد دام این بهره‌برداریها، ٤٠میلیون رأس گوسفند، ١٥.٧میلیون رأس بز و ٤.٩میلیون رأس گاو است.
واردات گوشت یخ‌زده و مانده در شرایطی است که به اعتراف مقامات حکومتی روزانه هزاران گوسفند از مرزهای کشور به‌طور قاچاق عبور می‌کنند و به کشورهای همسایه می‌روند. روشن است که این حجم دام قاچاق نمی‌تواند جز با حمایت همان باندهای غارتگر حکومتی و مشخصاً سپاه پاسداران صورت پذیرد. کولبران محروم در مرزها هدف شلیک پاسداران حکومتی هستند ولی این حجم دام بدون این‌که دیده شود از مرزها خارج می‌شوند.
علیرضا عزیزاللهی، مدیرعامل اتحادیه سراسری دامداران، کمبود گوشت قرمز و قاچاق دام زنده را از عوامل گرانی گوشت قرمز در بازار دانسته و معتقد است که این گرانی و کمبود گوشت قرمز ربطی به دامداران ندارد و این‌که برخی می‌گویند، دامداران گوشت قرمز را عرضه نمی‌کنند صحت ندارد، چرا که دام زنده محصولی نیست که بتوان آن را در هنگام پروار شدن نگه داشت و به بازار عرضه نکرد.
روزنامه حکومتی اقتصاد نیوز نوشت: «یک مقام مسئول وزارت جهاد کشاورزی از واردات ۱۳۳هزار تن انواع گوشت قرمز در دهه نخست بهمن‌ماه امسال خبر داد و گفت: بر اساس آمار گمرک، امسال ۹۷هزار تن گوشت منجمد گوساله، ۳۶هزار تن لاشه گوشت گوسفندی به کشور وارد که نسبت به مدت مشابه پارسال ۱۴۶درصد افزایش دارد».
رژیم شکست‌خورده آخوندی در این ۴۰سال جز چپاول و غارت و سرکوب و اختناق هیچ ارمغانی برای مردم محروم ما نداشته این صف‌های طولانی خرید گوشت یخ‌زده نشانه درماندگی رژیمی است که از حل و فصل و تأمین حداقل مایحتاج ضروری مردم عاجز است.

Monday, February 25, 2019

آویختن ناامیدانه و ناگزیر به دامن چین

آویختن ناامیدانه و ناگزیر به دامن چین



سفر لاریجانی به چین - از چین هم آبی برای رژیم گرم نخواهد شد
یکی از اعضای مجلس ارتجاع به نام محمدجواد جمالی، دربارهٔ سفر لاریجانی به چین، اذعان کرد که این سفر ناشی از تحریم‌ها و انزوای سیاسی رژیم و نتیجهٔ تصمیم خامنه‌ای بود که او از آن به‌عنوان «تصمیم نظام» نام می‌برد و می‌گوید: «سفر آقای لاریجانی به‌دلیل شرایط ویژه‌ای که ناشی از تحریم‌های اقتصادی شدید و ظالمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی هستیم و عملاً اروپا هم به این تحریمها پیوسته است، بود. طبعاً جمهوری اسلامی باید از تمامی‌ توان و ظرفیت خود برای باز کردن درهای دیگر استفاده کند».
وی با تکرار چندبارهٔ این‌که این سفر «تصمیم نظام بود» و «حاوی پیام جمهوری اسلامی برای چین بود»، علت این تأکید و تکرار را هم روشن می‌کند و می‌گوید: «پیش از این رئیس‌جمهور و معاون اول به چین و روسیه سفر کرده بودند. منتها به‌نظر می‌رسد باید اطمینانی از طرف چینی در رابطه با قوه مقننه به آنها داده می‌شد... باید این اطمینان به چینی‌ها داده می‌شد صحبت‌هایی که با آنها انجام می‌شود صحبت اصل نظام است و... قطعاً اعلام شده پیامی که در این سفر به گوش مقامات چینی رسیده، پیام جمهوری اسلامی است».
کاملا روشن است که در سفر روحانی و جهانگیری به چین، مقامهای چینی که می‌دانستند در حاکمیت ولایت فقیه، روحانی و دولت هیچ کاره‌اند، گسترش رابطه را موکول به ورود شخص خامنه‌ای و ارائهٔ ‌ تنظیم از جانب شخص او کرده بودند.
یکی از کارشناسان حکومتی به نام حنیف غفاری رابطه با چین را «مشارکت استراتژیک گسترده» و برخوردار از «اهمیت فوق‌العاده» دانسته است.
وی با بیان این‌که «نگاه به شرق» می‌تواند حکم یک "نقشه راه" را داشته باشد. می‌نویسد: «بدیهی است که "شراکت استراتژیک" با چین، آن هم در شرایطی که ناکارآمدی بسته پیشنهادی و سازوکار مالی ویژه مقامات اروپایی به اثبات رسیده است، گزاره مهم و قابل استنادی در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی کشور‌مان محسوب می‌شود».(خبرگزاری فارس ۴بهمن ۹۷)
احمد شیرزاد، از مهره‌های باند اصلاح‌طلب و عضو پیشین مجلس ارتجاع که تاکنون بر رابطه با غرب و اروپا اصرار می‌ورزید، در گفتگویی با رسانه‌های حکومتی(۴اسفند) می‌گوید: «روابط با چین به‌ویژه به‌لحاظ اقتصادی برای ما بسیار مهم است و ما می‌توانیم در صورت برقراری روابط درست با چین و ترغیب کردن آنان به این‌که موضع محکمی در برقراری و استمرار روابط اقتصادی با ما داشته باشند، بسیاری از گره‌هایی را که آمریکایی‌ها می‌خواهند بر اقتصاد ما بزنند باز کنیم».(سایت اعتماد آنلاین ۴بهمن ۹۷)
بر خلاف این امیدواریهای کاذب، ناصر ریاحی، رئیس انجمن واردکنندگان دارو، طی اظهاراتی که در رسانه‌های امروز منتشر شده، فاش کرد که بانک‌های چین و هند حتی برای واردات دارو همکاری نمی‌کنند. وی گفت: «واردات دارو در حال حاضر خیلی مشکل شده است. سیستم‌های بانکی همه قفل هستند و بسیار سخت کار صورت می‌گیرد».
رئیس انجمن واردکنندگان دارو افزود: «مشکل ما برای واردات داروی ساخته‌شده کمتر است ولی در حوزه مواد اولیه... مشکل داریم. چرا که آن مواد الزاماً با قید دارو وارد نمی‌شوند. در این وضعیت، بانک‌های چین و هند هم چندان همکاری نمی‌کنند و وضع بدتر می‌شود. هر راهی که می‌رویم بعد از مدتی به مشکل می‌خوریم».(سایت خبرآنلاین ۵بهمن ۹۷)

به‌رغم هیاهوی مهره‌های باند خامنه‌ای در مورد نگاه به شرق علی خامنه‌ای و سفر علی لاریجانی به چین و در باب اهمیت رابطه با چین، واقعیت این است که هم نگاه به شرق خامنه‌ای و هم سفر علی لاریجانی به چین از سر لاعلاجی و سرخوردگی است.

روی‌آوری حکومت آخوندی به چین و روسیه نشان از سرخوردگی آن در رابطه و تعامل با اروپا است، آن‌چنان که پیش از این نیز خامنه‌ای با حمله به اروپا اذعان کرد که نظام از ناحیه اروپا طرفی نمی‌بندد و اروپا مشکل جدی از آن را حل نمی‌کند و موضوع رابطه با شرق را مطرح کرد.
علی خامنه‌ای در مهرماه در دیدار با ایادی حکومتی در دانشگاهها با عنوان «نخبگان و استعدادهای برتر علمی» گفت: «باید نگاهمان به شرق باشد نه به غرب، ضمن این‌که نگاه به غرب و اروپا جز معطل ماندن، منت‌کشیدن و کوچک‌شدن فایده‌ای ندارد».(سایت انصاف نیوز ۲۵مهر ۹۷)
خامنه‌ای در رابطه با ۳کشور اروپایی طرف قرارداد برجام و تدوین‌کننده سازوکار اروپایی(اینس‌تکس) هم گفت: «من به این ۳کشور هم اعتماد ندارم و می‌گویم به اینها هم اعتماد نکنید. اگر می‌خواهید قراردادی ببندید، تضمین واقعی و عملی بگیرید والا فردا اینها هم همان کار امروز آمریکا را به شیوه دیگری خواهند کرد.
اینها گاهی در حال لبخند، خنجر را در سینه طرف مقابل فرومی‌برند و با تعریف و تمجید ظاهری و این‌که ما می‌دانیم شما قرارداد را به هم نمی‌زنید، اهداف خود را دنبال می‌کنند».(خبرگزاری صدا و سیما ۱۹اردیبهشت ۹۷)
به‌رغم هیاهوی مهره‌های باند خامنه‌ای در مورد نگاه به شرق علی خامنه‌ای و سفر علی لاریجانی به چین و در باب اهمیت رابطه با چین، واقعیت این است که هم نگاه به شرق خامنه‌ای و هم سفر علی لاریجانی به چین از سر لاعلاجی و سرخوردگی است.
این یک واقعیت است که رابطه با چین و روسیه نمی‌تواند خلأ رابطه با آمریکا و اروپا را پرکند، ضمن این‌که تحریم‌های آمریکا نیز بسیاری از تحرکات مالی آنها با رژیم را می‌گیرد.
آن‌چنان که در حال حاضر نیز جلوی بسیاری از تحرکات مالی و تجاری با اروپا را گرفته است و اروپا سازوکار اینس‌تکس را به‌وجود آورده که حداقل بتواند تبادلات نفت در مقابل غذا و یا نفت در مقابل کالا با رژیم را تسهیل کند.
نکته مهم دیگر این‌که روابط روسیه و چین با آمریکا به‌مراتب مهمتر از رابطه اقتصادی با رژیم است و بسیار بعید است که این کشورها به‌خاطر رژیم که زیر ضرب تحریم‌های آمریکا قرار دارد، بخواهند و بتوانند رابطه‌ اقتصادی‌شان با آمریکا را به خطر بیاندازند.
نکته دیگر این است که منافع ملی هر کشور تعیین‌کننده سیاست و استراتژی آن است و اصول و ارزش نیست که منافع ملی را تعیین می‌کند.
ضمنا وقتی اروپا در تمامیتش تنها کمکی که به حاکمیت آخوندی می‌تواند بکند سازوکار مالی اینس‌تکس است که درحد مبادله نفت در برابر غذا و یا نفت در مقابل کالا است، قطعاً روسیه و چین هم نمی‌توانند کمک بزرگتری به آن بکنند. کمک آنها نیز قطعا ناچیز است و نمی‌تواند حاکمیت آخوندی را از بن‌بست و خفگی اقتصادی بیرون بیاورد.
پیش از اجرایی شدن تحریم‌های آمریکا روزنامه جهان صنعت وابسته به دولت روحانی نوشت: «در تجارت ما با روسیه ۱۰درصد صادرات داریم و ۹۰درصد واردات، روشن است که بازار روسیه برای ما کشش ندارد».(جهان صنعت ۹مهر ۹۷)
انتظار باند خامنه‌ای از کمک چین هم بسیار غیرواقعی و خوش‌بینانه است ‌آن‌چنان که پس از اعلام تحریم‌های آمریکا حجم واردات نفت رژیم توسط چین بسیار کاهش یافت.
در زمینه رابطه اقتصادی با چین حسین پیرموذن، عضو اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین گفت: «دولت چین برخلاف صحبت‌های سیاسی خود در بحث مراودات اقتصادی و تجاری با ایران تصمیم معقولی نگرفته است، چینی‌ها برای تأمین قطعات مورد نیاز ایران بدعهدی می‌کنند. آنها می‌گویند معاملات را از طریق بانک‌های درجه ۳ انجام دهید».(سایت نسیم آنلاین ۸آبان ۹۷)
سایت اتاق بازرگانی ۲۸بهمن ۹۷ می‌نویسد: «آمارها نشان می‌دهد طی ماه‌های گذشته مراودات تجاری چین با ایران به‌طور قابل‌ توجهی افت کرده است».
یکی از مهره‌های حکومتی به نام پدرام سلطانی نیز می‌گوید: «کاهش تجارت چین با ایران، متأثر از جنگ تجاری آمریکا و ضعف در قدرت چانه‌زنی سازمانهای دولتی است».

Sunday, February 24, 2019

پشت‌پرده فقر و اشرافی‌گری

پشت‌پرده فقر و اشرافی‌گری



فساد اقتصادی نهادینه شده در حکومت آخوندی
آمارهای منتشره دولتی می‌گویند همه چیز در بازار هست!
همزمان همان منابع می‌گویند که همه چیز دارد وارد می‌شود!
البته خیلی از همان «چیزها» صادر هم می‌شوند!
با این‌همه مردم کماکان در صف‌های طولانی منتظر خرید نیازهای اولیه زندگی‌شان هستند.
آتشی که منتظر شعله کشیدن است.
آخوندها خودشان هم می‌دانند که صف‌های طویل چگونه جامعه را به آستانه انفجار می‌کشاند.

وضعیت متناقضی در جامعه به چشم می‌خورد، از یک‌سو مواد اولیه خوراکی و به‌عنوان مثال اصلی‌ترین ماده غذایی فقیرترین اقشار یعنی «نان» نایاب می‌شود و از طرف دیگر واردات خودروهای اشرافی حتی برای یک روز قطع نمی‌شود!
کارخانه‌های سازنده قطعات خودرو تعطیل می‌شوند تنها به این علت که واردات قطعات خودرو افزایش یافته است!
بسیاری از شهروندان‌مان ماه‌ها و شاید یکی دو سه سالی‌ است که «گوشت» از سفره‌هایشان پرکشیده اما واردات چاشنی طلا برای بستنی‌های لاکچری رو به افزایش است!
پارادوکسی که ادامه دارد و کسی هم متعرض آن نمی‌شود! قضیه چیست؟

این صف‌ها پیآمد خطرناکی دارند! 

از سوی دیگر برخی از دم و دنبالچه‌های نظام هم صدایشان در آمده که این صف‌هایی که برای نان و گوشت دارد روزبه‌روز در مملکت افزایش یافته و طولانی‌تر می‌شوند، پیآمد خوشایندی نداشته و نوعی دل‌زدگی نسبت به نظام ایجاد می‌کنند!(منظورش البته افزایش تنفر و کینه نسبت به نظام و آخوندهاست). یکی از رسانه‌های حکومتی(آفتاب یزد) اخیراً در همین مورد در سرمقاله‌اش نوشت: «بعد از گذشت ۴۰سال و این حجم از درآمدهای نفتی و سایر منابع و پتانسیل‌ها ی دیگر که ایران را متمایز کرده آیا شایسته است شکل‌گیری چنین صف‌هایی؟ نسل جدید نسل دهه ۴۰، ۵۰، ۶۰ و حتی ۷۰ نیست. آستانه صبرشان پایین است... نسل جدید بیگانه است با صبر و تحمل. به همین دلیل این صفهای لعنتی، مصائب به‌دنبال دارد و باید فکری در مورد آن کرد». خلاصه حرف‌های این قلم‌به‌مزد حکومتی این است که: تهدید سرنگونی به دست همین نسل وجود دارد. برآوردی که البته درست است.

تابلوها و تیترهای متناقض

اما با این‌همه، وضعیت فعلی نه تنها تغییری نمی‌کند بلکه روزبه‌روز به همین منوال بدتر هم می‌شود.
یک پدیده به‌شدت غلط بر تمامی اوضاع و احوال مملکت حاکم است. مقامات رسمی همین رژیم رسماً اعلام می‌کنند که فرضا در تولید گندم مصرفی مملکت به خودکفایی رسیده‌اند اما در عمل و در خیابان با نانوایی‌هایی روبه‌رو می‌شوید که با خط درشت نوشته‌اند: «به‌علت نبود آرد و بی‌کفایتی مسئولان، نانوایی تعطیل است»!
از دکان نانوایی رد می‌شوی و به روزنامه‌فروشی می‌رسی می‌بینی فلان روزنامه تیتر زده که آرد و گندم به عراق و فلان‌جا صادر می‌شود! آن یکی روزنامه را نگاه می‌کنی می‌بینی نوشته آرد از فلان‌جا وارد می‌شود!
احساس نوعی سرسام به بیننده دست می‌دهد! آرد هست؟ آرد نیست؟ صادر می‌کنیم؟ وارد می‌کنیم؟ بالاخره این نظام چه غلطی دارد می‌کند؟!
درباره بازار خودرو هم همین وضع قابل مشاهده است. درباره قطعات خودرو هم همین وضع صادق است. واگن‌سازی اراک بیکار و در آستانه تعطیلی است اما واگن از چین وارد می‌شود!

واقعیت یا در واقع، پشت‌پرده قضایا چیست؟

واقعیت این است که آخوندها نان و گندم مصرفی مردم را برای تقویت صندوق ذخیره ارزی خودشان صادر می‌کنند و گرنه گندم و آرد به اندازه میزان مصرفی مردم وجود دارد.
بعد هم برای جبران کمبود ایجاد شده، آرد و گندم بنجل از چین و ماچین مابه‌ازای نفت صادراتی وارد می‌کنند! حاصل‌جمع این وضعیت‌ها می‌شود این‌که: گندم و نفت صادر می‌کنیم، گندم و ارز وارد می‌کنیم! دوستی همین دو سه تا کشور باقیمانده در جدول دوستان نظام را هم مستدام نگه‌می‌داریم!

کارخانه‌های ساخت قطعات خودرو را تعطیل می‌کنیم
و همزمان قطعه از خارجه وارد می‌کنیم!
کارخانه واگن‌سازی را به ورشکستگی می‌کشانیم
و همزمان واگن از چین وارد می‌کنیم!
گندم صادر می‌کنیم تا گندم وارد کنیم!
برق صادر می‌کنیم تا برق وارد کنیم! و...
تا در غوغای این آشفتگی، قاچاق ارز آسان‌تر گردد.

درباره قطعات خودرو و واگن و... هم وضع بر همین منوال است. کارخانجات خودی را با واردات بنجل خارجی تعطیل می‌کنیم تا دوستی تجاری با چهارتا کشور خارجی معلوم‌الحال را به دوستی و حمایت دیپلماتیک آنها ارتقاء دهیم!
بی‌شک در این میانه میزان قابل توجهی هم قاچاق ارز و... صورت می‌گیرد که طبعاً سهم سران نظام و ژنهای خوبشان و پاسداران است. بی‌سبب نیست که آخوندها با تمام وجودشان تلاش می‌کنند که حسابهای مالی‌شان زیر دید و نظارت نهادهای ضدفساد بین‌المللی قرار نگیرد!
اخیراً روزنامه حکومتی ایران نوشت: «حتی کشورهایی مانند چین و روسیه و ترکیه هم به ایران توصیه می‌کنند که رژیم به FATF بپیوندد تا بتوانند معاملاتشان با رژیم را ادامه دهند»!(ایران ۴اسفند ۹۷). همین روزنامه حکومتی نوشته است: «ما در حال حاضر با یکی از بزرگ‌ترین آمارهای فرار مالیاتی در جهان مواجهیم و پولشویی پدیده گریبانگیر اقتصاد ما است. چنان‌که در دادگاه یکی از مسئولان دولت گذشته گفته می‌شود که ۳میلیارد تومان به حساب همسر ایشان واریز شده است. اگر نظام شفاف مالی حاکم بود، بی‌شک این موضوع بلافاصله مشخص و حساب آن خانم مسدود می‌شد تا مشخص شود چنین پولی از کجا و بابت چه در حساب ایشان آمده است».
همین روزنامه حکومتی در مقاله دیگری نوشته است: «در این سال‌ها بین ۱۰ الی ۱۵میلیارد دلار قاچاق در کشور غیر از مواد مخدر صورت می‌گیرد. همین دو عدد را کنار هم بگذارید، مشخص می‌شود که فقط در سال گذشته، حجم پول جابه‌جا شده نامشروع از میزان بودجه یک سال کشور بیشتر است»!

خلاصه داستان 

ظاهراً در این مملکت حتی با وجود خشکسالی و ویرانی بیشتر از ۳۳۰۰۰روستا باز هم تولید گندم به میزانی هست که نان مردم تأمین شود،
کما این‌که آب هم هست، کارخانه و نیاز به قطعات ساخته‌شده توسط همان کارخانه‌ها هم هست، کما این‌که توان تولید واگن و قطار هم هست،
همان‌طور که توان تولید خودرو هم هست اما همه اینها یک طرف و سیاست حکومتی برای جذب ارز خارجی و کسب حمایت سیاسی به هر قیمت هم طرف دیگر!
اینجاست که همه چیز از این اصل پایه‌ای چیده می‌شود که:
تمام توان و امکانات مملکتی در خدمت جذب ارز خارجی! و کسب حمایت سیاسی آن هم به هر قیمت! حتی به قیمت برانگیختن شورشهای مردمی و سرنگونی حکومت!
امری که کانون‌های شورشی در پی محقق کردن آن هستند.

Friday, February 22, 2019

صف‌های گوشت و نانوایی‌های تعطیل شده، نشان بی‌کفایتی یا خیانت؟

صف‌های گوشت و نانوایی‌های تعطیل شده، نشان بی‌کفایتی یا خیانت؟



قم - بسته شدن نانوایی‌ها به‌علت نبود آرد! ۴۰سال حکومت آخوندی‌
این روزها دیدن صف‌های طویلی که برای خرید نان، گوشت، یا حتی گرفتن دستمزد، همانند تجمع‌های اعتراضی غارت‌شدگان صندوق‌های سپرده‌گذاری سپاه پاسداران یا کارگران اعتصابی کارخانه‌ها و... به تصویری عادی در چشم مردم تبدیل شده است.
تصاویر زیر از بوشهر ارسال شده و مردم را در صف خرید گوشت نشان می‌دهند.

اسفند ۱۳۹۷ اهالی بوشهر در صف خرید گوشت
اسفند ۱۳۹۷ - اهالی بوشهر در صف خرید گوشت

این صف حتی از صفوفی که در زمان جنگ ضدمیهنی تشکیل می‌شد هم انبوه‌تر است! کسانی که آن سال‌ها را به یاد دارند می‌توانند به‌راحتی در این مورد مقایسه کنند. حتی در زمان آن جنگ خمینی خواسته نیز چنین صفی برای خرید گوشت به‌وجود نمی‌آمد!
تصویر بعدی از تهران است، که نانوایی‌اش به‌علت نبود آرد ناگزیر شده تعطیل کند. این صحنه هم نادر است چرا که باز هم اگر با دوران جنگ ضدمیهنی مقایسه شود، در آن روزگار هم کسی چنین صحنه‌ای به یاد ندارد. و کسی در حافظه‌اش نیست که نانوایی محله‌اشان به‌علت نبود آرد تعطیل شده باشد؛ آن هم در پایتخت کشور! صف بود، ازدحام و هزار مصیبت دیگر بود، مزاحمت مستمر بسیجی‌های بی‌سروپا و پاسداران رذل و کمیته‌چی‌های لات و لومپن بود اما نانوایی تعطیل شده به‌علت نبود آرد، کمتر کسی به یاد دارد.

تهران سال ۱۳۹۷ تعطیلی نانوایی به‌علت نبود آرد!
تهران سال ۱۳۹۷ - تعطیلی نانوایی به‌علت نبود آرد!

عکس بعدی از آذربایجان شرقی است، کلان‌شهر تبریز. شهری که در آن کارکنان دولت و پرسنل اداره مخابرات نسبت به وضعیت شغلی خود اعتراض کرده‌اند. بر اساس تعاریف قانونی و حقوقی پرسنل اداره مخابران در شمار استخدام‌شدگان دولت هستند به‌ویژه که همگان می‌دانند مخابرات کشور اساساً تیول سپاه‌ پاسداران و وزارت اطلاعات است و سهامدار اصلی مخابرات دولت و سپاه پاسدارن هستند و حتی شرکت‌های تلفن همراه نیز که کار و بارشان سکه است همراه با سرمایه‌گذاران خصوصی‌شان با سپاه شریک شده‌اند. ماجرای پسر عارف(همان‌ موجودی که اول بار عبارت ژن خوب را به خودش چسباند و مایه مزاح و انزجار ملت شد) و سرمایه‌گذاری هنگفتش در این زمینه با کمک رانت دولتی پدرش را همگان می‌دانند. اخیراً با برملا شدن ماجرای بازداشت سفیر اسبق آفریقای جنوبی به‌علت اختلاس در آن معامله با پسر عارف، دوباره اسم این ژن نابکار بر سر زبانها افتاد. این یادآوریهای پرطول و تفصیل برای یادآوری این نکته است که حتی خصوصی‌ترین صندوق‌خانه‌های سرمایه‌ای این مملکت تماماً دولت‌نهاد و پاسدار‌نهاد است. اما همین نهادهای کثیف و فاسد که برای خود بزرگترین امکانات رفاهی را ایجاد کرده‌اند هنگام پرداخت دستمزد پرسنل خود، با کلاشی تمام از جیب کارکنان معمولی هم دزدی علنی و رسمی می‌کنند. اینهم صحنه‌ای از تجمع اعتراضی پرسنل مخابرات آذربایجان شرقی.

اعتراض کارکنان مخابرات آذربایجان شرقی به وضعیت شغلی ناهمسان خود
اعتراض کارکنان مخابرات آذربایجان شرقی به وضعیت شغلی ناهمسان خود

تصویر بعدی از ایلام است جایی که پرسنل زحمت‌کش کشتارگاه ایلام پس از یک‌سال دریافت نکردن دستمزد خود، ناگزیر به خیابان‌ها آمده و در مقابل ساختمان استانداری رژیم دست به تظاهرات اعتراضی زده‌اند.

ایلام اسفند ۱۳۹۷ پرسنل کشتارگاه ایلام یک‌سال است دستمزدشان را نگرفته‌اند
ایلام اسفند ۱۳۹۷ - پرسنل کشتارگاه ایلام یک‌سال است دستمزدشان را نگرفته‌اند

در شرایط فعلی هیچ نقطه‌ای از ایران نیست که مبتلا به مصیبت‌هایی مشابه آنچه که در بالا گفته شد، نباشد. در نظام آخوندها تفاوت کیفی میان تهران و دورافتاده‌ترین ایستگاههای راه‌آهن در جنوب کشور وجود ندارد. در تصویر زیر پرسنل زحمت‌کش راه‌آهن در ایستگاه احمدآباد سیرجان را می‌بینید که به‌علت دریافت نکردن دستمزد حقه خود ناگزیر از اعتصاب و تحصن در وسط خط راه‌آهن شده‌اند! ایستگاه تزرج احمدآباد سیرجان!

کارگران ایستگاه راه‌آهن تزرج احمدآباد سیرجان اسفند ۹۷ - سفره ما نان ندارد!
کارگران ایستگاه راه‌آهن تزرج احمدآباد سیرجان اسفند ۹۷: سفره ما نان ندارد!

برای درک عمق آنچه که بر سر مردم‌مان می‌آید تنها کافیست یادآوری گردد که به اعتراف سردمداران همین نظام، میزان نقدینگی این کشور سر به آسمان می‌زند و پرداخت دستمزد کارگران و دیگر پرسنل ادارات، کمترین کاری است که از دست این حاکمیت فاسد و دزد برمی‌آید اما آخوندها حتی از انجام همین کاری که برایشان کمترین و بی‌دردسرترین کار است خودداری می‌کنند! چرا؟
آخوندها می‌دانند در حال سقوط هستند، آخوندها می‌دانند فرصت چندانی برای چپاول سفره ملت ندارند لذا حتی از پرداخت‌ حداقل‌های متعارف و قانونی مردم نیز امتناع کرده و به کیسه‌های گشاد لباده‌های منحوس خود می‌افزایند چون می‌دانند دیگر چندان فرصتی ندارند!

رویداد تاریخی ۳اسفند ۸۴ـ انفجار حرمین در سامرا، با الگوی انفجار در حرم امام رضا

رویداد تاریخی ۳اسفند ۸۴ـ انفجار حرمین در سامرا، با الگوی انفجار در حرم امام رضا



انفجار حرم سامرا جنایت هولناک رژیم آخوندی در عراق
  • انفجار در مکانی که به‌دلیل نامهای پاک آرمیده در آن، برای هر کدام از تنوعات مذهبی در کشورهای مختلف قابل احترام بودند، یک خرق عادت محسوب می‌شد. زیرا تا آن زمان هیچ جنایتکاری به خود جرأت نداده بود به این مدار از جنایت نزدیک شود.

  • شیوه به‌کار رفته در انفجار، اطلاعیه‌های «ستاد مرکزی حزب‌الله» و حفاظت امنیتی بالای حرم در زمان انفجار تردیدی باقی نمی‌گذاشت که انفجار کار رژیمی است که در ۳۰خرداد سال ۷۳درست در روز عاشورا، اقدام به انفجار در حرم امام رضا کرد.

  • نخستین سؤال برای هر وجدان حساس این بود که این انفجارهای جنایتکارانه کار چه کسی است؟
در آن زمان حاکمیت آخوندی سخت به‌دنبال دامن‌زدن به جنگهای فرقه‌یی و بلعیدن عراق بود و از این انفجار مانند مائده آسمانی در راستای اشغال عراق بهره گرفت.

یک خرق عادت، یک انفجار جنایتکارانه
در سوم اسفند ۸۴انفجاری عظیم حوالی ساعت ۷صبح در حرم امام هادی و امام حسن عسکری در شهر سامرای عراق به‌وقوع پیوست. این انفجار که با کار گذاشتن ۲۰۰کیلو گرم تی.ان.تی انجام گرفت، گنبد دارای پوشش آجرهای طلایی و همچنین بخشی از تزئینات کاشی‌کاری دیوارهای این دو حرم را تا شعاع ۵۰۰متری به اطراف پراکند.
انفجار در مکانی که به‌دلیل نامهای پاک آرمیده در آن، برای هر کدام از تنوعات مذهبی در کشورهای مسلمان و غیرمسلمان قابل احترام بودند، یک خرق عادت محسوب می‌شد. زیرا تا آن زمان هیچ حکومت یا جریان تروریستی به خود جرأت نداده بود به این مدار از جنایت نزدیک شود.
البته این تنها تعرض به ساحت این دو حرم نبود. در خرداد ۸۶دو انفجار دیگر در گلدسته‌های چپ و راست، آنها را به‌طور کامل تخریب کرد. انفجار دوم در حالی صورت گرفت که نیروهای امنیتی وزارت کشور عراق در محل مستقر بودند و تا مسافتی ورود به خانه‌ها و ساختمانهای اطراف حرم ممنوع بود.

دامنه این خبر شوک‌آور
خبر بمب‌گذاری و انفجار در حرم مطهر سامرا، مرقد شریف امام علی‌النقی، امام حسن عسکری، نرگس‌خاتون مادر گرامی امام زمان و حکمیه‌خاتون دختر بزرگوار امام جواد، قلب‌های تمامی مسلمانان و به‌خصوص مردم عراق و ایران را جریحه‌دار کرد. وقوع این انفجار آن‌قدر شوک‌آور و غیرمنتظره بود که بان کی‌مون، دبیرکل وقت سازمان ملل، آن را به‌گونه‌یی قوی محکوم نمود. شورای ملل ‌متحد در این رابطه تشکیل جلسه داد و کشورهای مسلمان به شدید‌ترین وجه آن را تقبیح کردند.
خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، بلافاصله این عملیات تروریستی را محکوم کرد. او طی پیامی گفت:
«فاجعه بمب‌گذاری و تهاجم تروریستی در حرم مطهر امام‌ علی‌النقی و امام‌ حسن‌ عسکری، علیهماالسلام را به عموم مسلمانان و شیعیان و به‌ویژه به مردم عراق و هموطنانمان در ایران عمیقاً تسلیت می‌گویم. این فاجعه تلخ که بدون شک از سوی هر انسان آزاده‌ای در جهان به‌شدت محکوم است، تنها می‌تواند از سوی رژیم آخوندی که به‌ویژه در این ایام در پی تفرقه‌اندازی در عراق است، مورد بهره‌برداری قرار گیرد. رژیمی که مردم عراق به‌خوبی با روشهای جنایتکارانه و تفرقه‌اندازانه آن آشنا هستند».

چه دستی در کار بود؟
طبعا نخستین سؤال برای هر وجدان حساس این بود که این انفجارهای جنایتکارانه کار چه کسی است؟
در آن زمان حاکمیت آخوندی سخت به‌دنبال دامن‌زدن به جنگهای فرقه‌یی و بلعیدن عراق بود و از این انفجار مانند مائده آسمانی در راستای اشغال عراق بهره گرفت.
پس از این انفجار، یک کشتار فرقه‌یی برنامه‌ریزی‌ شده در عراق و به‌ویژه بغداد آغاز شد که طی آن تنها ظرف چند روز، بیش از ۱۶۸مسجد اهل سنت با انواع سلاحهای سنگین و نیمه‌سنگین، تخریب و برخی از آنها با خاک یکسان شد. این حوادث نشان ‌داد که این عملیات تروریستی توسط عوامل رژیم آخوندی، به‌منظور دامن‌زدن به یک جنگ فرقه‌یی خطرناک برنامه‌ریزی شده است. شیوه به‌کار رفته در انفجار، اطلاعیه‌های «ستاد مرکزی حزب‌الله» و حفاظت امنیتی بالای حرم در زمان انفجار تردیدی باقی نمی‌گذاشت که انفجار کار رژیمی است که در ۳۰خرداد سال ۷۳درست در روز عاشورا، اقدام به انفجار در حرم امام رضا کرد.
در آن زمان دیکتاتوری آخوندی می‌خواست همزمان با روی هم انداختن روز ۳۰خرداد و عاشورا، مجاهدین را مسبب انفجار معرفی کند و پرواضح بود که تیر توطئه او به سنگ خواهد خورد و عاقلان به ریشش خواهند خندید. هزینه آن اقدام جنایتکارانه برای رژیم، مصرف ۴۰پوند تی.ان.تی بود اما قیمت آن را مردم ایران با ۲۶قربانی مظلوم و بیش از ۳۰۰زخمی پرداختند.
ژنرال جرج کیسی، فرمانده وقت نیروهای آمریکا در عراق، با صراحت و آشکارا گفت، وقتی که انفجار رخ داد و آمریکا تحقیق انجام داد به این نتیجه رسیدیم که (رژیم) ایران این کار را انجام داده است.

بعدها دکتر طارق الهاشمی، معاون وقت رئیس‌جمهور، عراق طی مصاحبه‌یی با تلویزیون العربیه، رژیم آخوندی را عامل جنایت تاریخی انفجار مراقد امام علی‌النقی و امام حسن العسکری در سامرا دانست.
***
۱۳سال پس از وقوع اولین انفجار در حرمین سامرا، اکنون پرده‌های بسیاری برافتاده و بیش‌از پیش مشخص شده است که این رژیم در جنایت و قساوت مرزهای غیرقابل تصوری درنوردیده است.
اینک برای مردم ایران، مردم منطقه و نیز جهانیان آشکار شده است که حکومت ولایت فقیه، نه به خدا،‌ نه به اسلام، نه به امامان شیعه و نه به هیچ ارزش انسانی، ملی و مذهبی اعتقاد ندارد. آنچه برای علی خامنه‌ای و سردمداران رژیمش مهم است،‌ فقط و فقط حفظ حاکمیت به هر بهای ممکن است.