Sunday, March 31, 2019

سیل، محصول تخریب سیستماتیک محیط‌زیست

سیل، محصول تخریب سیستماتیک محیط‌زیست



تخریب سیستماتیک محیط‌زیست ایران
این روزها نقش سپاه پاسداران و دیگر ارگانهای حکومتی در شدت سیل و گسترش دامنه ضایعات و قربانیان آن به‌ویژه گلستان، مازنداران و شیراز هر روز روشن‌تر می‌شود، مقامات رژیم در وحشت از قیام توده‌ای مردم ضمن گسیل نیروهای نظامی به شهرهای سیل‌زده، برای کاهش خشم مردم به حرف‌ درمانی و دروغ‌درمانی روی آوردند. و به این صورت هر چه بیشتر نمک بر زخم مردم می‌پاشند. آخوند روحانی که پس از ۵روز تعطیلات نوروزی‌اش به مازندران رفته بود، در جلسه شورای نمایشی مدیریت بحران مازندران گفت: «نباید جنگل‌ها و مراتع را تخریب کنیم». طبعاً این نبایدها و بایدها به جز حرف‌های مفت و تلاش برای پوشاندن دست جنایتکاران در قتل‌عام طبیعت(و چپاول ثروت ملی ایران) و قربانی گرفتن از هموطنانمان نیست.

 

سیل و جنگ جناح‌ها: «کی بود، کی بود؟ من نبودم»!

اخبار دردناک جاری شدن سیل در بیش از ۲۷استان کشور قلب هر انسانی را به‌درد می‌آورد. در یک چشم برهم‌زدن سیل در ایران تحت حاکمیت آخوندها فاجعه می‌آفریند و باز هم مردم بی‌پناه ایران در مقابل یک حادثه تنها می‌مانند.
خامنه‌ای پس از چند روز، تمام اقدامش دادن یک پیام بی‌خاصیت نه به مردم بلکه به امام‌جمعه شیراز بود که فقط دردی بر دردهای مردم اضافه ‌کرد.
روحانی نیز به‌عنوان بالاترین مقام اجرایی مملکت در ۵روز اول بحران در سفر تفریحی در جزیره قشم به‌سر می‌برد و در نهایت در ۵فروردین بعد از این‌که دامنهٔ سیل به ۲۷استان کشور کشیده شد تازه از سفر تفریحی خود دست برداشت و به تهران بازگشت.
در میان امواج سیل، سران نظام و امام‌جمعه‌های جنایتکار که همگی در نابودی منابع و ثروت ملی ایرن دست دارند و در خانه‌های امن و در کاخ‌های مجلل ایام تعطیلاتشان را می‌گذرانند، پس از ۹روز در نمایشات جمعه رژیم حاضر شده و فقط بر زخم مردم نمک پاشیدند و به جنگ باندی پرداختند.
در مورد قربانیان سیل شیراز آخوند علم‌الهدی در جمعه‌بازار مشهد در ۹فروردین ۹۸ مقصر اصلی را مردم و مسافران نوروزی دانست و گفت: «در قضیه سیل شیراز از ۲۴ساعت قبل اعلام کردند اینجا مسیل هست اینجا سیل می‌آید هوا هم بارانی است بارندگی بیاید سیل اینجا راه می‌افتد به مردم گفتند اتومبیل‌هایتان را اینجا پارک نکنید از اینجا فاصله بگیرید مردمی که اونجا را تجربه نکردند مردم غریبی هستند که از شهرهای دیگه آمدند چه خبر دارند اینجا مسیل است؟».
این را می‌گویند وقاحت آخوندی که مقصر زیر آب رفتن ماشین، اموال، احشام، و تمام سرمایه‌های مردم و قربانی شدن بیش از ۲۰۰نفر از هموطنان را به گردن خود مردم می‌اندازد. اضافه بر این آخوند علم‌الهدی نگفت که سیل در خراسان، اهواز، قم، شوشتر و... سراسر ایران هم به مسافران نوروزی ربط دارد و یا به ۴۰سال حاکمیت ننگین آخوندی.
آخوند علم‌الهدی برای تسویه‌حساب با باند روحانی گفت: «باران، رحمت الهی بوده نازل شده منتهی اگر نزول این باران موجب تخریب شد و خسارت به‌بار آورد باید ما بررسی کنیم آیا اشکال در نزول باران رحمت الهی است؟ یا اشکال در نوع مدیریتهای فرصت‌طلبانه و مقتدرانه است؟».
خبرگزاری ایسنا(رژیم) در ۹فروردین ۹۸ به‌ نقل از استاندار رژیم در خراسان شمالی نوشت: «بنا بر برآوردهای اولیه انجام شده میزان خسارت سیل اخیر استان بالغ بر ۶۰۰میلیارد تومان در بخشهای مختلف مانند راه‌های دسترسی، ابنیه و منازل روستایی، دام های تلف شده محل نگهداری دام‌ها و زمینهای کشاورزی است».

 

علت سیل شیراز و گلستان اعلام شد

مدیرکل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیروی رژیم درباره سیل دروازه قرآن شیراز به خبرگزاری تسنیم(رژیم) در ۹فروردین ۹۸ گفت: «اتفاقی که در شیراز رخ داد سیلاب از منظر طغیان رودخانه نبود؛ بلکه به‌خاطر دست‌اندازی و مسدود کردن یکی از مسیل‌های قدیمی شهر شیراز بوده است».
مدیرکل دفتر مدیریت بحران(جعفرزاده) تصریح کرد: «گاهاً به‌خاطر خشکسالی‌های پیوسته، آن مسیل تبدیل به پارکینگ یا بلوار شده است؛ اما با این وجود سیلاب مسیر خود را پیدا می‌کند. اتفاقی ناگوار در زمینه سیلاب رخ داد که متأسفانه تلفات بالایی داشت».
همچنین پاسدار شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت رژیم، گفت: «هر کس که در مسیل سیلاب‌بر دروازه قرآن شیراز ساخت و ساز کرده مقصر است که به‌نظر ترکیبی از بخش خصوصی و بخشهای خدماتی و دولتی در آن دخیل هستند. از این موضوع که یک ارگان نظامی در محل سیل دروازه قرآن پادگان یا جاده ساخته است بی‌اطلاع هستم»!
آخوند نورمفیدی، امام‌جمعه رژیم در گرگان در ۹فروردین در جمعه‌بازار رژیم گفت: «خسارت زیادی در نتیجه این سیل به استان وارد شده و سؤالی مطرح می‌شود که آیا می‌شد تمهیداتی اندیشید تا این سیل در استان اتفاق نمی‌افتاد؟ نورمفیدی گفت: «تجاوز به حریم رودخانه‌ها و ساخت و ساز و ایجاد پارکینگ و غیره سبب شد که سیل خسارت جبران‌ناپذیر به گلستان وارد کند. و عدم محاسبه دقیق در ساخت سدها از دیگر عواملی بود که منجر به افزایش خسارت سیل شده است». او البته به جنگل‌خواری‌های خود و خانواده‌اش که از موجبات تشدید سیل است، اشاره‌ای نکرد.
اما هیچ‌یک از مقامات رژیم مشخص نمی‌کنند که ریشهٔ این آسیب‌زایی چیست؟ و بر زندگی مردم ستمدیده چه بلایی آمده است؟ چطور برای سرکوب جوانان به بهانه‌های مختلف گشت راه می‌اندازند اما برای قربانیان سیل و این همه ویرانی هیچکس پاسخگو نیست؟ مردم می‌دانند ریشه همه این نابسامانیها و مسؤل همه این جنایتها خامنه‌ای و بیت رهبری و پاسداران جنایتکارش هستند.

آثار سیل را در همه جای ایران می‌توان دید
آثار سیل را در همه جای ایران می‌توان دید

زمین‌خواری، کوه‌خواری، جنگل‌خواری و کاخ‌نشینی با هزینه منابع ملی

این روزها در جنگ باندی جناح‌های رژیم، گوشه‌های بسیار کوچکی از غارت و چپاول منابع طبیعی ایران توسط سران رژیم و سپاه پاسدارن از لابلای روزنامه‌های رژیم بیرون می‌زند. این‌که در یک بازه زمانی کوتاه باران شدید در استان تهران و ۲۷استان کشور به سیل تبدیل می‌شود را از نابود کردن ساختار طبیعی ایران(از سدسازی، زمین‌خواری و کوه‌خواری) توسط آخوندها و نورچشمی‌هایشان باید دید.
یکی از این مناطق در شهرستان شمیرانات و لواسانات تهران است. فاصله مرکز تهران تا لواسان حدود یک ساعت است. سعید لواسانی، امام‌جمعه رژیم در لواسانات، در مورد ساخت و ساز غیرمجاز و زمین‌خواری به روزنامه حکومتی جوان به تاریخ ۲بهمن ۹۷ گفت: «برخی مسئولان به جای جلوگیری از ساخت و ساز غیرمجاز، سفارش برای زمین‌خواری توسط نورچشمی‌ها می‌دهند. ما در این منطقه با چند پدیده مواجه هستیم. یکی پدیده زمین‌خواری که امروز به تپه‌خواری و کوه‌خواری نیز رسیده است، حتی از وزارتخانه‌های خاص تماس می‌گیرند و تأکید می‌کنند که جلوی فلان شخص را نگیرید و بگذارید بسازد»!

‌کوه‌خواری و تپه‌خواری، یکی از علل تشدید سیلاب‌های اخیر است
کوه‌خواری و تپه‌خواری، یکی از علل تشدید سیلاب‌های اخیر است

بعد از مدتی جناح مقابل روزنامه کیهان، از عباس آخوندی، وزیر سابق راه و شهرسازی، به‌عنوان یکی از مسئولان دولتی نام برد که در این شهر ویلای وسیعی دارد. همچنین نام وزیر سابق آموزش و پرورش(فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی) نیز به میان آمد که بخشی از ویلای او ظاهراً به انبار واردات پوشاک خارجی توسط دخترش اختصاص یافته است. وزیر اسبق صنعت، معدن و تجارت(محمدرضا نعمت‌زاده) نیز دیگر وزیر دولت اول روحانی بود که در منطقه لواسانات تهران، ساکن می‌شوند.(همان منبع)
قیمت ویلاها: ویلا ۲۸۰۰متر با جواز در لواسان کوچک: ۴۲میلیارد تومان، ۵اتاق خواب و ۳۰۰متر بنای دوبلکس
ویلا ۳۰۰۰متر مشرف به رودخانه با متریال لوکس، استخر سونا و جکوزی: ۲۵میلیارد تومان.
ویلای تریپلکس ۱۰۰۰متر، فول امکانات: ۳۵میلیارد تومان

چگونه جنگل‌های شمال به نصف رسید

سایت انتخاب(رژیم) ۲فروردین ۹۸ در مقاله‌ای تحت عنوان «جنگل‌های شمال به نصف رسید» به‌ نقل از مسعود مولانا عضو محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور نوشت: «بر اساس آمار منابع طبیعی و جنگل‌داری کشور، جنگل شمال در طول ۴۰سال گذشته از ۳میلیون و ۶۰۰ به یک میلیون و ۸۰۰هزار هکتار رسیده است؛ وقتی نصف جنگل را از بین بردیم، دیگر باران، نعمت نیست و هر بارش تبدیل به سیل می‌شود. آسیب‌زا است». عضو شبکه ملی محیط‌زیست و منابع طبیعی رژیم گفت... بسیاری از مشکلات کلان جامعه در حوزه زیست‌محیطی به تصمیمات دولت بستگی دارد».
روزنامه انتخاب(رژیم) ۴فروردین ۹۸ به‌ نقل از یک کارشناس محیط‌زیست رژیم نوشت: «دفعه اول نیست که با حادثه سیل روبه‌رو می‌شویم؛ سیل گرگان و پارک ملی گلستان هم باعث نشد آقایان به ‌خود

نابودی جنگل‌ها برای ساخت شهرک‌های اشرافی آخوندهای حکومتی از دیگر علل تشدید سیلاب‌هاست
نابودی جنگل‌ها برای ساخت شهرک‌های اشرافی آخوندهای حکومتی از دیگر علل تشدید سیلاب‌هاست

بیایند و پیشگیری کنند، یکی از مسئولان محیط‌زیست چند روز پیش گفت که «۴۰۰هکتار جنگل که چیزی نیست و جبران می‌شود» ببینید! ۴۰۰هکتار جنگل از بین رفته است و ایشان بدون این‌که بداند، جنگل چه ارزشی دارد و ۴۰۰هکتار یعنی چه، به‌راحتی از بین رفتن ۴۰۰هکتار جنگل حرف می‌زند. انگار ‌نه‌ انگار که یک فاجعه محیط‌زیستی اتفاق افتاده است که این عمق فاجعه را نشان می‌دهد».

تمام عواید ناشی از جنگل‌تراشی به حوزه علمیه تعلق دارد! 

روز دوشنبه ۵فروردین ۹۸ یک کارشناس محیط‌زیست رژیم به‌نام محمود درویش گفت: «مؤسسه تحقیقاتی جنگل‌های کشور بیش از ۲دهه پیش گفت که تحت هر شرایطی و هر بهانه‌ای باید قطع چوب در جنگل‌های هیرکانی ممنوع شود. اما نیروهای بسیار قدرتمند که منافع‌شان در کارخانه‌های چوب منطقه است اجازه ندادند که این اتفاق بیفتد و جلوی طرح تنفس جنگل برای دوره ۱۰ساله را گرفتند. من خودم جلوی پارک ملی گلستان دیدم که تابلو زده‌اند تمام عواید برداشت از این جنگل به حوزه علمیه گرگان اختصاص دارد».
اکنون سالهاست که قطع درختان جنگل و سود ناشی از آن به حساب‌ صدها شرکت وابسته به آستان قدس رضوی و حوزهٔ «جامعه المصطفی العالمیه» واریز شده یا صرف هزینه‌های کلان برای صدور تروریسم و هزینه‌های سپاه ضدمردمی و امنیتی می‌شود.
در سال ۱۳۹۶ بودجه اختصاص داده شده به حوزه «جامعه المصطفی العالمیه» تقریباً هم‌وزن دانشگاه صنعتی شریف بوده است.(حدود ۲۷۰میلیارد تومان)
با پول‌ همین جنگل‌هاست که آخوندها برای حفظ حاکمیت ننگین خود شهرک زیرزمینی موشکی و سری اتمی ایجاد می‌کنند، در این راستا در رساندن موشک و پول به حزب‌الشیطان کیسه ولایت فقیه کاملا شل و دستش هم همیشه باز است. و حتی می‌تواند در زمان محاصره دریایی به مزدورانش هم در یمن موشک برساند اما وقتی نوبت به مردم ایران و منافع ملی آنها می‌رسد وقتی در جای‌جای کشور سیل جاری است، چیزی که برای آخوندها کمترین ارزشی ندارد جان و مال و منافع مردم ایران است و اینجاست که حتی ذره‌ای از امکانات و تجهیزاتی که در قبضه سپاه پاسداران کشور است صرف دفاع از مردم نمی‌شود.

بخشی از پیام مریم رجوی

بر همین اساس است که مریم رجوی گفت: «رژیم آخوندی و سردمداران فاسد آن و سپاه پاسداران با نابودی محیط‌زیست، باعث تشدید هر چه بیشتر این سیل ویرانگر شدند و از سوی دیگر با چپاول اموال مردم و به هدر دادن آنها در سرکوب و تروریزم و جنگ‌افروزی و پروژه‌های ضدملی اتمی و موشکی، شهرها و روستاهای کشور را به ویرانی کشانده، از حداقل زیرساختها محروم کرده‌ و در مقابل حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل بی‌دفاع گذاشته‌اند. خسارات و ضایعات انسانی و مادی هموطنان ما در مقابل چنین حوادثی به‌مراتب بیشتر از دیگر کشورها و استاندارد جهانی است. در بحران کنونی که در هر کشوری همه امکانات به نجات حادثه‌دیدگان اختصاص می‌یابد، اولویت رژیم ولایت فقیه، آخوندهای حاکم، سپاه پاسداران و دیگر ارگانهای سرکوبگر ممانعت از شکل‌گیری حرکتهای مردمی در اعتراض به این رژیم جنایتکار است.

Friday, March 29, 2019

دعاوی رژیم؛ واقعیت مناطق سیل‌زده

دعاوی رژیم؛ واقعیت مناطق سیل‌زده



همکاری مردم در رسیدگی به آسیب‌دیدگان سیل
در چند روز اخیر ایادی حکومتی به صحنه آمده و در مورد جبران خسارت ها و جلوگیری از سیل به مردم وعده و وعید پوشالی می‌دهند.
آنها وعده پرداخت همه خسارتها حتی خسارت کسانی که بیمه خودرو و بیمهٔ کشاورزی و دامداری ندارند را هم می‌دهند. اما برای جبران این خسارتها شرط و شروط می‌گذارند، از جمله این‌که روحانی گفت درحد مقدورات دولت کمک خواهد شد!
هدف از این وعده‌های بی‌پایه و مشروط و با اما و اگر جلوگیری از فوران خشم در حال انفجار مردم است.
همان خشمی که آخوند دژکام نمایندهٔ ولی‌فقیه ارتجاع در شیراز گوشه‌یی از آنرا اذعان کرد و گفت: «هر جا رفتیم فحشمان دادند».
مردم که با ماهیت ضدمردمی رژیم و ترفندهایش آشنا هستند به امید این وعده‌های پوشالی ننشسته و خودشان از هر اقدامی که از دستشان بر‌می‌آید کوتاهی نمی‌کنند. هم‌چنان که طی چند روز گذشته با تمامی‌توان وارد صحنه شدند.

بی‌عملی دولت ضدمردمی در منطقه آق‌قلا

در شرایطی که مقامات دولت روحانی به مناطق سیل‌زده سفر می‌کنند و در مقابل دوربین وعده‌های کاذب می‌دهند، اما در واقعیت خبری از کمکهای آن‌چنانی دولت و نهادهای نظام به مردم سیل‌زده نیست.
سایت عصر ایران ۷فروردین ۹۷ با انتشار ویدئو کلیپی از تلاش‌های مردمی در کمک به مردم سیل‌زده بخشی از حرف‌های مردم را منتشر کرده است که یکی از مردم می‌گوید: «از ۱۳ساله تا ۶۰ساله یعنی شبانه‌روز بدون این‌که خواب داشته باشیم کار کردیم. جلو آب را بگیریم ولی از طرف نهادهای دولتی اصلاً هیچ‌گونه کمکی به ما نشده».
یکی دیگر از اهالی می‌گوید: «بیل مکانیکی شخصی کرایه کردیم تا جلو سیل سد بزنیم هیچ‌کس به ما کمک نمی‌کند از بالاتر(مقامات دولتی) هیچکس نمی‌آید».
نبی هزارجریبی، عضو مجلس ارتجاع، در مورد ستاد بحران گفت: «الآن می‌گویم از این جلسات چیزی در نمی‌آید. مردم اینجا در سیل هستند، هنوز خبر ندارند چه بلایی سرشان آمده‌ است».

هراس رژیم از خشم مردم و شوراهای مردمی

هر جا که مردم نیازمند کمک هستند خبری از نیروهای حکومتی نیست و این مردم هستند که با تشکل‌های خود و با حداقل امکانات موجود به مقابله با حادثه و به کمک یکدیگر شتافته‌اند.
نظام آخوندی در وحشت از این تشکل‌های مردمی است که پیشاپیش قبل از این‌که به فکر مهار سیل باشد در وحشت از سیل خشم مردم نیروهای سرکوبگرش را به شیراز و استانهای شمالی فرستاده است.
‌ این وحشت ناشی از برملا شدن آثار مخرب پروژه‌هایی است که سپاه برای پرکردن کیسه پاسداران دست گرفته و بدون کوچکترین کار کارشناسی منجر به گسترده‌ترین تخریبها در مناطق مختلف شده است.
کتمان آثار فضاحتهای سپاه پاسداران در مناطق مختلف یکی از دغدغه‌های سپاه و مقامات حاکمیت شده است. اما این فضاحت به قدری غیرقابل جبران است که مقامات سعی در تقسیم تقصیر آن دارند.
پاسدار شمخانی برای دربردن سپاه در تخریب مسیر سیل در دروازه قرآن شیراز گفت: «هر کس که در مسیل سیلاب‌بَر دروازه قرآن شیراز ساخت و ساز کرده مقصر است که به‌نظر ترکیبی از بخش خصوصی و بخشهای خدماتی و دولتی در آن دخیل هستند».(خبرگزاری ایرنا ۷فروردین ۹۷)

علت سیل آق‌قلا

در مورد سیل آق‌قلا هم نقش حاکمیت چنان غیرقابل کتمان است که سایت عصر ایران ۷فروردین ۹۷ در یک کلیپ خبری آن را اذعان کرده است: «تا پیش از این خط ریل راه‌آهن تهران گرگان پس از عبور از بندر ترکمن راهی گرگان می‌شد. حالا هم همان مسیر را می‌رود اما الآن یک خط آهن جدید کشیده شده تا بندر ترکمن را به مرز بازرگانی اینچه‌برون برساند. سیل با عبور از سد به سمت جنوب استان حرکت می‌کند اما بر اساس تپوگرافی و مسیر رودخانه‌ها باید تغییر مسیر می‌داد و با کمتر آسیب به شهر آق‌قلا به سمت دریا حرکت می‌کرد اما به دیواری بلند برخورد می‌کند که همان مسیر راه‌آهن بندر ترکمن به اینچه‌برون است، پس دوباره به سمت شهر آق‌قلا بازمی‌گردد و آن را غرق می‌کند».

فرار فرماندار آق‌قلا

این سایت حکومتی نگفت این خط آهن را سپاه ضدمردمی کشیده است. اما اذعان کرد شوراهای خودجوش مردمی که درد را شناخته بودند برای درمان هم اقدام کردند: «بدون اجازه فرماندار، با هزار بدبختی ساعت ۵صبح مردم خودشون یه راننده بیلی آمد تنهایی رفت. اونهم به‌صورت خودجوش. اصلاً فرماندار فرار کرد رفت».
در مناطق دیگر هم مردم به کمک سیل‌زدگان شتافته‌اند اما نظام آخوندی مانع از کمک و همیاری مردمی به سیل‌زدگان است، زیرا در این شرایط بیش از هر چیز از شوراهای مردم و همیاری مردمی وحشت دارد.

امنیت، مسأله اصلی نظام!

مسأله اصلی حاکمیت آخوندی در این شرایط این نیست که سیل‌زدگان از این مصیبت نجات پیدا کنند بلکه مسأله آن حفظ امنیت خودو جلوگیری از تشکیل شوراهای مردمی است.
در این شرایط امنیت رژیم توسط مردم سیل‌زده و شوراهای مردمی در خطر است، آن‌چنان که در جریان رفتن آخوند دژکام نماینده خامنه‌ای در شیراز به منطقه سیل‌زده آن‌چنان که خودش اذعان کرد هر کجا رفت با فحش مردم مواجه شد و مجبور شد دست از پا درازتر از صحنه فرار کند.

Thursday, March 28, 2019

آیا رژیم «از ترس مرگ» اقدام به خودکشی می‌کند؟

آیا رژیم «از ترس مرگ» اقدام به خودکشی می‌کند؟



خودکشی از ترس مرگ
در میان فشار بحرانهای داخلی و خارجی و وضعیت انفجاری جامعه، چشم‌انداز تیرهٔ نظام از دریچهٔ اقتصاد بیش از هر چیز کارگزاران آن را به وحشت و هشدار واداشته است.
علی ربیعی، مهرهٔ اطلاعاتی و وزیر کار قبلی دولت آخوند حسن روحانی، وحشتش را با بیان این‌که «کمتر کسی در آغاز سال ۹۷ انتظار چنین پایانی را داشت» ابراز کرد و با نگرانی افزود: «تحولات سریع در روابط بین‌الملل و قاعده‌های جهانی بی‌ثباتی اقتصادی و تغییر نگرش و ارزش‌های مردم، ۹۷ را با تهدیدات ترامپ و تحریم‌های یک‌جانبه وی آغاز کردیم. فقدان آمادگی برای کنش متقابل و مؤثر داخلی و برخی تصمیمات نادرست، باعث شد تا سال را با وضعیت چندان مناسبی به پایان نرسانیم».

 

عدم آمادگی برای شرایط بحرانی 

وی با بیان تداوم کشمکش در درونی حاکمیت بر سر کوتاه‌آمدن در مقابل جامعهٔ جهانی، تلویحا به شکست سیاست‌های اقتصادی اذعان کرده و نوشته است: «برخی هنوز هیچ اعتقادی به واقعیت جهانی شدن و وابستگی متقابل اقتصادی روزافزون و غیرقابل بازگشت جهان ندارند و با دیدی محدود به رقابت سیاسی داخلی مسائل اقتصادی و اجتماعی را تبیین می‌کنند». علی ربیعی در ادامه از ناکارآمدی نظام در مواجهه با بحرانها ابراز نگرانی کرد و گفت: «سیاست‌ها و تصمیم‌گیریها نیز نشان داد که فاقد آمادگی ساختاری و دانش و تجربه کافی برای شرایط بحرانی می‌باشیم».
این مهره حکومتی در ادامه به باندهای حاکم نسبت به قیام مردمی که در تقدیر است هشدار داد و گفت: «فکر می‌کنم اگر سال ۹۸ را بر همین سیاق ادامه دهیم، چشم‌انداز روشنی در پیش نخواهیم داشت و برای جامعه امکان بروز تحرکات اجتماعی و انتقال ناآرامی‌های ذهنی به ناآرامی‌های فیزیکی را کاملاً متصورم».(تابناک ۴فروردین ۹۸)

شرایط پیچیده و سخت‌تر

مصطفی تاجزاده، مهرهٔ باند مغلوب نیز با بیان این‌که: «من سال بسیار دشواری در حوزه اقتصادی برای کشور پیش‌بینی می‌کنم» ضرورت تسلیم در برابر جامعهٔ جهانی را گوشزد کرد و گفت: «به‌خصوص اگر تحریم‌ها شکسته نشود و ادامه پیدا کند شرایط اقتصادی پیچیده‌تر و سخت‌تر می‌شود. قدرت مانور دولت روحانی در شرایط تحریم خیلی زیاد نیست مگر این‌که بازی تحریم را به هم بزند و به‌جای این‌که شعار بدهد تحریم را دور می‌زنیم، راهی برای شکستن تحریم‌ها بیابد و با استفاده از همه ظرفیت‌های منطقه‌ای و جهانی ایران، به مذاکره با آمریکا بپردازد و تحریم‌های نفتی و بانکی را لغو کند».(خبرگزاری ایسنا ۵فروردین ۹۸)

انزوای بین‌المللی 

محمدقلی یوسفی، یک اقتصاددان وابسته به باند روحانی، ضمن اذعان به مطلوب نبودن اوضاع اقتصادی گفت:‌ «اقتصاد داخلی کشور مطلوب نیست، هم سرمایه‌گذاری صورت نگرفته و هم تولیدات بخش صنعت کشور به‌شدت کاهش پیدا کرده و کشاورزی هم وضعیت خوبی ندارد، در خصوص مسائل بین‌المللی نتوانسته‌ایم یک تعامل گسترده داشته باشیم و مسائلی را که در سطح بین‌المللی داریم حل کنیم تا بتوانیم وضعیت خوبی در زمینه تجارت و یا جذب سرمایه‌گذاری خارجی داشته باشیم. متأسفانه در بین کشورهای جهان دوستان زیادی نداریم و تحریم‌ها در حال تشدید شدن است».
این مهره وابسته به باند روحانی هشدار داد: «مشکلات روی هم انباشته‌شده و یک روز خود را نشان می‌دهد».(سایت اعتماد آنلاین ۴فروردین ۹۸)

نگرانی از قیام و خیزش مردم 

همان‌طور که از اظهارات این مهره‌های وابسته به باند روحانی برمی‌آید، شرایط اقتصادی در سال ۹۸ بسیار خطرناک است و قطعاً تاثیرات منفی خودش را برای حکومت آخوندی بارز خواهد کرد.

نگرانی اصلی این مهره‌ها نیز «از شرایط بحرانی»، «مشکلاتی که روزی خود رانشان خواهد داد» و «داشتن آمادگی ساختاری برای شرایط بحران» و دیگر نگرانی سردمداران و مهره‌های حکومتی که این روزها نسبت به شرایط اقتصادی ابراز می‌شود، نگرانی از واکنش مردم نسبت به این شرایط و خیزش همگانی علیه این وضعیت و قیام مردم است.
آنها هشدار می‌دهند تا دیر نشده باید کاری کرد و در این رابطه هر یک راه‌کاری نظیر «تعامل گسترده بین‌المللی»، «دور زدن تحریم‌ها» و کوتاه‌آمدن در مقابل شرایط جهانی را ارایه می‌دهند که برای رژیم به قیمت نوشیدن جام‌زهرهای پیاپی تمام می‌شود.

آنها می‌دانند که نظام هیچ ظرفیتی برای رشد و ارتقای شرایط اقتصادی و بهبود وضعیت مردم که از قیام و خیزش‌ آنها در آینده جلوگیری کند باقی نگذاشته است و اساساً چنین شرایط و ظرفیتی در داخل موجود نیست.
رژیم برای تعامل گسترده بین‌المللی باید دو اهرم بقای خود را ـ صدور تروریسم و ارتجاع و جنگ‌افروزی در خارج و سرکوب مردم در داخل ـ کنار بگذارد.
پیش از این سرمداران رژیم به کرات تأکید کرده‌اند چنان‌چه از مطامع تجاوزکارانه‌اش در منطقه و صدور ارتجاع و تروریسم دست بردارد این امر منجر به ترک عمق استراتژیک و جنگ با مردم در داخل کشور است.
در زمینه داخلی نیز وضعیت بسیار روشن است به‌محض این‌که از سیاست سرکوب، اعدام، شلاق و شکنجه در برابر مردم کوتاه بیاید مردم معترض و قیام‌کننده و کانون‌های شورشی آن را از صحنه ایران جارو خواهند کرد و به زباله‌دان تاریخ می‌اندازند.
تن‌دادن به شرایط بین‌المللی برای حکومت آخوندی به‌مثابه اقدام به خودکشی از ترس مرگ است که بارها این شرایط توسط سردمداران آن به‌ویژه علی خامنه‌ای رد شده است.

Tuesday, March 26, 2019

چرا باران به سیل و فاجعه تبدیل می‌شود؟!

چرا باران به سیل و فاجعه تبدیل می‌شود؟!



رژیم ضدبشری آخوندی عید مردم ایران را به عزا تبدیل کرد
در سالهای اخیر سیلاب مناطقی از ایران را ویران می‌کند، منشأ اکثر سیل‌ها بیش از این‌که عامل طبیعی باشد، سیاست‌های ضدمردمی حاکمیت آخوندی در تخریب محیط‌زیست، بسته شدن و تخریب مسیل‌ها، تخریب جنگل‌ها و مراتع و لایروبی نشدن رودها است.

تخریب جنگل‌ها

در زمینه عملکرد نظام آخوندی در تخریب جنگل‌ها و تاثیر آن در بروز سیل در استانهای شمالی کشور اسماعیل کهرم، کارشناس محیط‌زیست رژیم، گفت: «برای این‌که غیرمتخصص‌ها را روی کار می‌گذاریم. یکی از مسئولان محیط‌زیست چند ‌روز پیش در مصاحبه‌ای گفت «۴۰۰هکتار جنگل که چیزی نیست و جبران می‌شود» ببینید! ۴۰۰هکتار جنگل از بین رفته است و ایشان بدون این‌که بداند، جنگل چه ارزشی دارد و ۴۰۰هکتار یعنی چه، به‌راحتی از از بین رفتن ۴۰۰هکتار جنگل حرف می‌زند». وی افزود: «از این افراد بپرسید چرا ۴برابر ظرفیت موجود، گوسفند و گاو را در مراتع رها کردید تا منابع طبیعی از بین بروند».
در روزهای اخیر فاجعه سیل آن‌چنان دردناک است که رسانه‌ها و مهره‌های حکومتی نیز ناگزیر به اذعان علل وقوع سیل شده‌اند. اما در وحشت از انفجار خشم مردم به ریشه اصلی فاجعه یعنی سیاست ضدمردمی رژیم اشاره‌یای نمی‌کنند و تقصیر را به گردن مهره‌های دون‌پایه و در مواردی هم به گردن مردم می‌اندازند.

اعتراف ناگزیر وزیر راه و ترابری رژیم

وزیر راه و ترابری دولت آخوند روحانی ناگزیر به علل وقوع سیل اخیر اذعان می‌کند، اما او هم اشاره‌ای به سیاست‌های ضدمردمی حاکمیت نمی‌کند.
تلویزیون حکومتی ۵فروردین ۹۷ به‌ نقل از وی می‌گوید: «وزیر راه و شهرسازی نداشتن سد کافی، لایروبی نکردن بستر رودخانه‌ها، تخریب جنگلها و نداشتن زه‌کشی مناسب را از علل وقوع سیل در مازندران و گلستان ذکر کرد. اتفاقی که در گلستان و مازندران افتاده این است که در خیلی جاها لایروبی این رودخانه‌ها حالا به دلایل گوناگونی صورت نگرفته بوده».
محمد اسلامی ضمن اذعان به بدیهیاتی که از سال‌ها قبل کارشناسان مطرح کرده‌اند، دست آخر نگفت چه نهادی و چه کسی می‌بایست سد کافی بزند؟ چه کسی و چه نهادی بستر رودخانه‌ها را لایروبی نکرده و چه کسی و چه نهادی جنگل‌خواری کرده و جنگل‌تراشی کرده است و با جنگل‌تراشی و حریم‌فروشی رودخانه‌ها کیسه‌های خود را پر و مقدمات بروز فاجعه را تسهیل کرده است.
وزیر راه در ادامه اظهاراتش اضافه می‌کند: «نکته دوم هم این دیواره‌های رودخانه‌هاست که بایستی تثبیت شود حریم‌هایی که تصرف شده این حریمها باید به کمک قوه قضاییه حضور جدی داشته باشند حریمها را آزاد بکنند آزادسازی این حریمها که سالهاست بحثش در کشور ما مطرح هست یکی از واجبات است».
واقعیتی که مقامات نظام به آن اعتراف نمی‌کنند دست داشتن همه کارگزاران ریز و درشت آن در غارت منابع طبیعی است که زمینه را برای ایجاد این فاجعه ملی فراهم کرده‌اند. و دودش به چشم مردم عادی و محروم مناطق مختلف کشور می‌رود که حالا هست و نیستشان طعمه سیل شده وعیدشان به عزا و ماتم تبدیل شده است.

مخالفت ۳امام‌جمعه خامنه‌ای با طرح تنفس جنگل

در سال ۹۵ طرح تنفس جنگل‌های شمال به تصویب رسید. بر اساس این طرح به مدت ۱۰سال برداشت درخت از جنگل حتی درختان خشک غیرقانونی و ممنوع اعلام شد.
اما در همان زمان کاظم نورمفیدی، نورالله طبرسی و زین‌العابدین قربانی مخالف ممنوعیت بهره‌برداری از جنگل‌های شمال بودند.
آنان در نامه‌ای به پاسدار علی لاریجانی، رئیس مجلس ارتجاع، خواستار تصویب نشدن طرح «تنفس جنگل» که هر گونه بهره‌برداری از جنگل را ممنوع می‌کرد شدند.
نورمفیدی و طبرسی در حال حاضر نماینده خامنه‌ای در استانهای گلستان و مازندران هستند و قربانی تا سال گذشته همین سمت را در گیلان داشت.
فرزندان آخوند طبرسی در گلستان بسیاری از امتیاز‌های بهره‌برداری از جنگل‌های شمال را در اختیار دارند. غارت جنگل‌ها با قطع درختان و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی به خانه‌های ویلایی، منجر به فرسایش خاک از مهم‌ترین عوامل وقوع سیل در استانهای شمالی کشور است.

علت سیل شیراز

به‌دلیل این سیاست‌های ضدمردمی است که بیش از دوسوم سیل‌هایی که از اوایل دهه ۳۰ اتفاق افتاد مربوط به ۳دهه اخیر است و در این مدت میزان سیل در ایران بیش از ۲۰برابر شده است.
عامل اصلی سیل امروز شیراز که خسارات زیادی بر جای گذاشته و صدها خودرو مردم و مسافران نوروزی را با خود برد و شمار زیادی از هموطنان کشته شدند، بسته شدن مسیل کنار دروازه قرآن است که پیش از این کارشناسان نسبت به عواقب بستن این مسیل و احداث جاده در آن هشدار داده بودند.
خبرگزاری حکومتی ایسنا ۵فرودین ۹۸ در مطلبی با عنوان «علت وقوع سیل در شیراز چه بود؟» به‌ نقل از یک کارشناس حوزه مدیریت منابع آبی نوشت:
«مدیران پیشین شهرداری و معاونت عمرانی استانداریها در دوره‌های مختلف باید پاسخگوی سوء‌مدیریت و سهل‌انگاری‌هایشان باشند. داریوش مختاری با اشاره به علل وقوع سیل امروز دوشنبه در استان فارس اظهار کرد: در دهه ۶۰، تنگ الله‌اکبر در ابتدای شیراز و همجوار آثار باستانی دروازه قرآن، امکان هدایت سیلابهای بزرگ را فراهم می‌کرد. در دهه ۷۰، همزمان با طرح توسعه آرامگاه خواجوی کرمانی، این آبراهه بزرگ از آوارهای ساختمانی پر شد و این وضعیت امروز، خروجی همان اقدامات نسنجیده دستگاه شهرداری شیراز بوده است. وی با تأکید به این‌که در سال ۱۳۸۶ نیز چنین سیلابی البته با شدت کمتر در این استان تجربه شد، ابراز کرد: چنین رویه‌های نادرستی با توسعه شهرک‌سازیهای غرب شیراز توسط دستگاه شهرداری شیراز در دستورکار است... مختاری تصریح کرد: وجه درآمدزایی و جذابیت مالی غیرمستقیم ناشی از پروژه‌های عمرانی شهری همراه با درآمدزایی ناشی از عوارض و سهم خدمات ساخت و سازهای مجتمع های تجاری، خدماتی و مسکونی چنان دستگاه شهرداری را قبضه کرده است که عملاً مدیریت درست شهری را فراموش کرده‌اند».

علت وقوع سیل در شیراز ـ خبرگزاری حکومتی ایسنا ـ ۵فروردین ۹۸
علت وقوع سیل در شیراز ـ خبرگزاری حکومتی ایسنا ـ ۵فروردین ۹۸

اقدامات غیرکارشناسانه و بدون بررسی همه‌جانبه طرح‌ها تنها در راستای سودجویی مقامات حکومتی صورت گرفته است و این مردم شیراز و سایر شهرهای کشورمان هستند که امروز بهای این سیاست ضدمردمی را پرداختند.

Monday, March 25, 2019

ایران تحت حاکمیت آخوندی در عصر حجر

ایران تحت حاکمیت آخوندی در عصر حجر



سیل در شیراز دهها کشته و زخمی به جای گذاشت
پس از سیل‌زدگی استان گلستان اینک دردناک‌ترین خبرها از شیراز، خرم‌آباد، قصرشیرین، آبادان و خراسان شمالی می‌رسد.
دروازه قرآن شیراز شاهد نابود شدن صدها خودرویی بود که سرنشینانشان درون آنها ناامیدانه تقلا می‌کردند.
آمار جان‌باختگان دم‌به‌دم افزایش می‌یابد.
مقامات نظام آخوندی در اروپا تعطیلات عید را به خوشی می‌گذرانند و مردم در برابر سیلی بی‌مهار جان می‌دهند.
مردم ما همان‌قدر امکانات مقابله با حوادث طبیعی را دارند که اجداد ما در عصر حجر داشته‌اند یعنی هیچ!
برای مردم ایران علی‌السویه است که وقوع سوانح طبیعی و غیرطبیعی به آنها اطلاع و هشدار داده شود یا نشود!
در هر دو حالت، مردم ناگزیرند فقط و فقط روی امکانات خود حساب بازکنند، در همان خانه و شهر خود بمانند و به امکانات موجود خود تکیه کنند!
چرا که نظام و حکومتش هیچ کاری برای مردم نخواهند کرد.
امید سیل‌زدگان شمال به کمکهای هموطنان زلزله‌زده‌اشان در کرمانشاه، واقعی‌تر و بیشتر است تا امید بستن به کمکهای حکومتی که در بسیاری مواقع اصلاً وجود هم ندارد!

سیل ۹۸

سیلی که از اولین ساعتهای سال نو در مناطق شمالی، مرکزی و جنوب کشور، به‌راه افتاد اینک تقریباً تمامی گستره ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است. حتی بخش‌هایی از سیستان هم، سیل اخیر را تجربه کرده است.
این تصویری است که هواشناسی کشور ۲-۳روز پیش از وقوع سیل منتشر کرده و پیشاپیش هشدار واقعه را داده است.

مناطق سرخ، زیر بارانهای شدید و مناطق بنفش، زیر بارانهای سیل‌آسا قرار خواهند گرفت
مناطق سرخ، زیر بارانهای شدید و مناطق بنفش، زیر بارانهای سیل‌آسا قرار خواهند گرفت


اولین خبرهای سیل

اولین خبرهای سیل نوروزی ۹۸ از شمال کشور رسید که استان گلستان و مازندران را فراگرفته بود. خسارتها در گلستان به‌ویژه شهرستان آق‌قلا(۷۰٪آبگرفتگی) شدیدتر از سایر مناطق بود. سیل در گنبد و گمیشان و... تقریباً به همه آسیب رساند، بسیاری مزارع از بین رفت، چندتنی جان‌ باخته و شماری دیگر نیز مفقود شدند. خسارت‌های وارده به مزارع مازندران نیز سنگین ارزیابی شده است.

گستره سیل

در مجموع ۲۷استان کشور از موج اول سیل آسیب دیدند. آسیب‌دیده‌ترین مناطق عبارت بودند از: سوادکوه، مه‌ولات، کلاله و مینودشت، آق‌قلا، خراسان شمالی و هرمزگان.
در ادامه و در موج دوم سیل که از روز چهارم فروردین به‌راه افتاد، در اروندکنار در همان ابتدای جاری شدن سیل، ۲برادر جان باختند،‌ استانهای جنوبی و غرب کشور نیز به صف آسیب‌دیدگان پیوستند. بخش‌های وسیعی از استان لرستان به‌ویژه خرم‌آباد را آب فراگرفت و یک نفر جان باخت. در حومه کوهدشت لرستان یک زن جان باخت و شماری مصدوم شدند.
دامنه‌های زاگرس، سواحل خزر و دامنه‌های جنوبی البرز دچار آبگرفتگی شد.
هواشناسی درباره رگبار، رعد و برق، سیلاب و طغیان رودخانه‌ها در خوزستان بوشهر، ایلام، کرمانشاه، شرق کردستان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، فارس، غرب اصفهان و جنوب قم هشدار داد.
در موج دوم سیل تمامی محورهای مواصلاتی به شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان مسدود شد و سیل به بلوچستان هم رسید.
سد دز در خوزستان سرریز کرد در حالی‌که هیچ فکری برای تخلیه و اسکان مجدد ساکنان مناطق خطر سد دز نشده است.
روز ۵فروردین خطر سیل در اطراف سدهای «قشلاق» سنندج، «گاران» مریوان، «چراغ‌ویس» سقز، «سورال» دهگلان و «زیویه» کامیاران و در مسیر رودخانه‌های بالادست و پایین‌دست سدها نیز به یک هشدار جدی تبدیل شد.
استانهای لرستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان و خوزستان در روزهای آتی شاهد بارانهای شدید بوده و در برخی از آنها احتمال سیل وجود دارد.
تا روز ۵فروردین حدود ۱۰استان از جمله بوشهر، آذربایجان غربی، خوزستان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس، هرمزگان، خراسان شمالی و رضوی هشدارهای سیلاب را دریافت کرده‌اند.
سیل در شیراز با شدتی بی‌سابقه دهها خودرو را درهم‌کوبید و با خود برد. شمار جان‌باختگان احتمالی روشن نیست چرا که اساساً هیچ نهاد مسئولی در صحنه وجود ندارد تا اطلاعات موثقی اعلام شود. ولی تابه‌حال حداقل چندده نفر از هموطنان مصدوم شده‌اند یا جان خود را از دست داده‌اند صحنه‌های سیل در شیراز حقیقتاً دلخراش و حزن‌انگیز است.

ضایعات انسانی سیل

از شمار دقیق هموطنانی که در این فاجعه جان خود را از دست داده‌اند هیچ اطلاعات دقیقی منتشر نشده است هر چه هست آماری است که جسته‌وگریخته از جوانب مختلف یا به شکلی تصادفی با انتشار تصاویر آماتوری از حمل جنازه با قایق و تراکتور، به‌دست می‌آید. چند نفر در استان گلستان، یک خانم در کوهدشت لرستان، یک نفر در خرم‌آباد، ۲کودک ۶ و ۳ساله در اروندکنار و یک هموطن چوپان در خراسان شمالی(مانه و سملقان) در شمار اولین قربانیان سیل اخیر هستند.

خسارت‌های سیل

رئیس اداره کشاورزی رژیم در گلستان گفت: «بر اثر سیل ۲۵۰هزار هکتار از اراضی کشاورزی استان گلستان آسیب دیده است».
در اولین برآوردها روشن شد که به بیش از ۵۰۰۰هکتار اراضی کشاورزی تنها در مازندران خسارت وارد شده است. خسارت‌های وارده در استان گلستان از این هم بیشتر است.
تاکنون ۱۰هزار واحد مسکونی در اثر وقوع سیل تنها در مناطق شمالی کشور آسیب دیده‌اند. ۱۲شهرستان استان گلستان تحت تأثیر سیل قرار گرفته و اوضاع در میاندورود، سیمرغ، جویبار، ساری، بهشهر و بابل بحرانی است.
بر اساس اولین برآوردها حداقل ۵۰۰واحد مسکونی در گلستان اساساً غیرقابل‌سکونت شده‌ و در شمار ویرانه قرار گرفته‌اند. بسیاری از روستاها به آب آشامیدنی دسترسی ندارد و عشایر استان نیز که شمارشان نامشخص است، در محاصره سیلاب قرار دارند.
شهرهای استان مازندران نیز با قطع و آلودگی شدید آب مواجه هستند و به‌گفته کارگزاران رژیم قطعی آب تا ۵روز آینده ادامه خواهد یافت.

علل وقوع سیل اخیر

درباره علت وقوع سیل اخیر نکات متعدد و گاه متناقضی از سوی مقامات و رسانه‌های رژیم اعلام شد. برخی رسانه‌های مردمی و شماری از متخصصان و پژوهشگران غیرحکومتی علل متعددی درباره وقوع سیل ابراز کردند که شماری از آنها به این شرح است:
اسماعیل نجار، رئیس سازمان مدیریت بحران رژیم، تقصیر را به گردن مسئولان محیط‌زیست استانها انداخت و گفت: «مهمترین علت سیل‌های اخیر لایروبی نشدن رودخانه‌ها به بهانه خشکسالی بوده است».(خبرگزاری مهر ۲فروردین ۹۸)
آنچه که برخی کارشناس‌ها و رسانه‌های حکومتی گفتند از این قرار است:
«ایجاد سدهایی که ساختار زمینهای پایین‌دست رودخانه را تغییر داده‌اند. انحصار ساخت و بهره‌برداری تمامی سدهای کشور در دست سپاه پاسداران و دولت است».
کانال خبری وزارت نیرو نوشت: «برداشت خاک از سیل‌بندها و مسدود شدن نهرها در اطراف هورالعظیم را مهمترین علت وقوع سیل در پایین‌دست ذکر شده است».
سایت حکومتی اقتصاد آنلاین بر نقش وزارت نیرو در سیل‌خیز کردن خوزستان تأکید کرده و نوشت: «وزارت نیرو با بهانه ساخت و ساز و کشاورزی در حاشیه خطرناک رودخانه‌ها،‌ تلاش می‌کند مسئولیت خود را در این اتفاقات نادیده بگیرد».(اقتصادآنلاین  ۲فروردین ۹۸)
در شیراز مسیر رودخانه خشک این شهر در نهایت بی‌فکری مسئولان خائن به اتوبان دوبانده تبدیل شده و اینک همین اتوبان خود به یکی از نقاط فاجعه‌بار این سیل تبدیل شده است.

آنچه که کارشناس‌ها و رسانه‌های آزاد می‌گویند

جنگل تراشی و غارت طبیعت در استانهای شمالی علت اصلی سیل‌خیز شدن این استانهاست. آمارهای غیررسمی نصف‌شدن جنگل‌های شمال، از بین رفتن سطح وسیعی از اراضی قابل کشت و مزارع و دست‌اندازی به مراتع و جنگل‌ها، گواه آن است که همه چیز آرام نیست بلکه اراضی و عرصه‌های شمال رو به تمام شدن است».
وجیه‌الله موسوی، مدیرکل منابع طبیعی مازندران، گفت: «به تأکید کارشناسان، دست داشتن افراد صاحب‌نفوذ، دانه‌درشت و بعضاً سیاسی در تغییر غیرمجاز کاربری اراضی از مهمترین چالشهایی است که مزارع بکر و حاصلخیز استان را تهدید می‌کند و در دورترین مناطق مازندران می‌توان رویش قارچ‌گونه ویلاهایی را به نظاره نشست که مالک امروز آن یا وکیل دیروز خانه ملت است و یا صاحب‌منصبان پرنفوذ امروز».

وجود یک عنصر غیرطبیعی در وقوع سیل‌های اخیر

  • خبرگزاری حکومتی مهر اخیراً نوشت:‌ «استان گلستان در دههٔ ۳۰ شاهد ۱۴مورد وقوع سیل بوده، در حالی که در ۲سال اخیر بیش از ۱۹۰سیل در این استان ثبت شده است.
  • آمارهای غیررسمی حاکی از نصف‌شدن جنگل‌های شمال است».
  • رسانه‌های مردمی با نشان‌دادن تصاویر متعددی از ساخت‌ و ساز‌های اشرافی و نامعمول در مناطقی که جنگل بوده‌ اما با قطع انبوده درختان تغییر کاربری داده و مسکونی شده‌اند.
  • همین منابع می‌گویند از بین رفتن سطح وسیعی از اراضی قابل کشت و مزارع و دست‌اندازی به مراتع و جنگل‌ها، گواه آن است که همه چیز آرام نیست بلکه اراضی و عرصه‌های شمال رو به تمام شدن است».
  • کار به جایی رسیده که خبرگزاری حکومتی مهر نوشت:‌ «در دورترین مناطق مازندران می‌توان رویش قارچ‌گونه ویلاهایی را به نظاره نشست که مالک امروز آن یا وکیل دیروز خانه ملت است و یا صاحب‌منصبان پرنفوذ امروز».

حقیقت چیست؟

در میان این‌همه نکات که به‌عنوان علل وقوع سیل گفته شده هر ناظر بی‌طرفی ناگزیر است ابتدا به اعداد و ارقام تکیه کند، اطلاعاتی که کمتر از سایر «داده‌ها» و تفسیر و تحلیل‌ها مورد شک واقع می‌شوند. در آماری که خبرگزاریهای حکومتی منتشر کرده‌اند و در این گزارش هم به آن اشاره شد روشن شده که استان گلستان در دهه ۳۰ شاهد ۱۴مورد سیل بوده و در فقط همین ۲سال اخیر شاهد ۱۹۰مورد سیل بوده است. اگر همین آماری که مورد تأیید رسانه‌های حکومتی است را مبنا قرار دهیم با یک افزایش صدوچند برابری روبه‌رو هستیم. امری که طبیعی نیست. به‌ویژه که میزان نزول باران هرگز در این ۶۰سال، تفاوت صدبرابری نداشته، سهل است کاهش هم داشته است!
این واقعیت نیز قابل‌انکار نیست که در همین سیل اخیر گلستان، برای بازکردن راه‌ سیلاب جهت جلوگیری از افزایش خسارت‌های سیل به گنبد، ناگزیر شدند در چند نقطه «گذر ریلی» استان گلستان را با منهدم کردن و انفجار، بازکنند تا راه عبور آب باز شود. این «گذر ریلی» که راه‌آهن استان را از یک دشت وسیع عبور می‌دهد، به‌مثابه یک «بند» یا «سد» کوتاه اما بسیار طویل باعث جمع شدن آب و افزایش سطح آب در مناطق سیل‌زده شده بود! راه‌آهنی که بدون کمترین برآورد کارشناسی از نظر تاثیرات زیست‌محیطی ساخته شده است!
همچنین روشن است که تمامی «زه‌کشی‌»های طبیعی و مصنوعی کشور و نه فقط استان گلستان، از سال ۱۳۵۶ به این‌سو توسط هر دو حکومت شاه و شیخ به امان خدا رها شده و کارآیی‌های خود را در هدایت آب در حوزه‌های آبریز جغرافیایی شناخته شده خود از دست داده‌اند.

راه‌آهن کارشناسی نشده‌ای که به‌مثابه یک سد بزرگ چند کیلومتری، باعث سیل و ویرانی شد
راه‌آهن کارشناسی نشده‌ای که به‌مثابه یک سد بزرگ چندکیلومتری، باعث سیل و ویرانی شد

بازگشت به عصر حجر!

اما آنچه که ورای تمامی این علل قرار گرفته و به‌عنوان مشکل اصلی ما و مردممان در مقابله با حوادث طبیعی از این میهن خون و انرژی می‌گیرد، نداشتن یک سیستم امروزی، مدرن و کارآمد خدمات شهری و مقابله با سوانح طبیعی و غیرطبیعی است.
اکنون برای مردم ما تفاوتی نمی‌کند که سیل و توفان پیش‌بینی بشوند یا نشوند! با خبر شوند یا نشوند! به آنها هشدار داده شود یا نشود!‌ چرا که هیچ دستگاه امدادی یا انتقال ساکنان به مناطق امن و... اساساً وجود ندارد! تا بتواند قبل از آغاز فاجعه، جان و مال مردم را نجات دهد.
نه نهاد‌های کارآمد متخصص مقابله با سوانح وجود دارد و نه هیچ بودجه قابل‌ذکری برای کمک به مردم در شرایط اضطراری، در بودجه سالانه مملکت پیش‌بینی نشده است.
مردم ایران اکنون همان‌ اندازه با تضاد طبیعت درگیر هستند که با تضاد‌های سیاسی و اجتماعی و دیکتاتوری حاکم درگیر هستند. زلزله‌ای که در ژاپن ۱۰نفر تلفات داشته با همان شدت در ایران هزاران نفر را کشته است!‌ توفانی که در آمریکا به‌عنوان فاجعه قرن نامگذاری می‌شود کمتر از ۱۰نفر تلفات دارد در حالی‌که اگر همان توفان در ایران به‌وقوع می‌پیوست هزاران کشته بر جای می‌نهاد!‌ به همین علت زیاده‌گویی نیست اگر ادعا شود:
اکنون و در قرن بیست‌ویکم، تضاد اصلی مردم ما گرچه در هر حالتی، حاکمیت ضدبشری آخوندهاست اما کماکان و مانند عصر حجر، تضاد انسان و طبیعت هم به همان شدت و قوت عصر حجر فعال است و از ملتمان خون و انرژی می‌گیرد! استثمار و عقب‌ماندگی ۲پدیده‌ای هستند که در دیکتاتوری فاسد و وحشی آخوندها به‌همدیگر گره خورده و مردم ایران را با پدیده حقیقتاً محیرالعقولی درگیر کرده است!

Saturday, March 23, 2019

سینهای مفقود سفره هفت‌سین، در پیام نوروزی خلیفه اشغال‌گر

سینهای مفقود سفره هفت‌سین، در پیام نوروزی خلیفه اشغال‌گر



سفره هفت‌سین کشاورزان شرق اصفهان
مخاطب پیامهای خلیفه ارتجاع کسی جز عوامل دست‌چین‌شده و مزدوران برون‌مرزی نیست.
علی خامنه‌ای همان‌طور که انتظار می‌رفت در پیام به‌اصطلاح نوروزی نه از نوروز سخنی گفت، نه از شادی، نه از عید و نه از بهار نه از پایان فقر و فاقه وحشتناک و گرانی و تورم افسار گسیخته و نه از سفره‌های مردم که روزبه‌روز کوچک‌تر شده و اینک به کسادی و بی‌رونقی سفرهٔ هفت‌سین رسیده است.

آن فتوا و این تحریم 

ولی‌فقیه و نوروز یا بهتر بگوییم «خلیفه» و نوروز دو ضد هستند که جمع آنها محال است. خلیفهٔ اشغالگر ایران چند ساعت قبل از جشن ملی چهارشنبه‌سوری و ۲روز قبل از حلول نوروز به‌اصطلاح فتوای خود را بازنشر کرد که:
«چهارشنبه‌سوری هیچ مبنای شرعی ندارد و اگر مستلزم ضرر و فساد یا موجب ترویج اعتقادات باطل باشد، جایز نیست».
اما مردم ایران در یک دهن‌کجی آشکار به او، فتوای ضدایرانی‌اش را به هیچ انگاشتند و جشن ملی چهارشنبه‌سوری به یک اعتراض ملی علیه حاکمیت ولایت فقیه تبدیل شد.
لابد اگر زور خلیفهٔ شاخ‌شکسته می‌رسید، نوروز را هم ممنوع و شرکت در آن را مکروه یا حرام اعلام می‌کرد اما چون زورش نمی‌رسد در عمل حرام بودن آن را ترویج می‌کند.

اشغال ایران از سوی بیگانگان عمامه‌دار 

وقتی گفته می‌شود ایران توسط اشغالگران عمامه به‌سر اشغال شده است، غلو نمی‌کنیم. این یک واقعیت است. نشان شیر و خورشید که از دیرباز بر پرچم ایران نقش بوده و با آن پیوندی ناگستنی داشته، جای خود را در پرچم اشغال‌شده به نمادی از یک عنکبوت سیاه یا یک خرچنگ درشت داده است. این خرچنگ در عین‌حال یک اختاپوس را نیز تداعی می‌کند. از هر طرف نگاه می‌کنیم کاردهای نوک‌تیز برآمده از آن، خون و خشونت می‌پراکند. این نه پرچم ایران، و این نه ایرانی است که باید. ایران در اسارت است و آزادی را روزانه با مقاومت خود مشق می‌کند.

سین‌های مفقود در سفره ناگسترده 

در پیام به‌اصطلاح نوروزی علی خامنه‌ای اثری از سفرهٔ هفت‌سین نیست. نشانی از سمنو و سنجد و سبزه و سنبل و سکه و سیر و سماق و تخم‌مرغ رنگی، ماهی قرمز و آینه و شمع و حتی قرآن نیست. این نمادها بیانگر تمدن و فرهنگ ایران، این سمبل‌های سرسبزی، شادابی، فراوانی، مهرآمیزی، زیبایی و روشنی از روی سفره برچیده شده‌اند و به جای تمام آنها یک عکس زمستانی از خمینی قرار گرفته است. آیا این یک تصادف است. از روی سهو این‌گونه چیده شده است یا تعمد آگاهانه را تداعی می‌کند؟
تلاش مذبوحانهٔ فرهنگ زمهریری ولی‌فقیه برای حذف چهارشنبه‌سوری و نوروز از زندگی مردم ایران در حالی است که بسیاری از ملل به احترام فرهنگ و تمدن ایران‌زمین به تبریک نوروز همت می‌گمارند و ایرانی‌های دور از وطن، چیدن سفرهٔ هفت‌سین را در هیچ شرایطی فراموش نمی‌کنند.

هفت‌سین‌های محقر ولی معنادار
باز می‌گوییم و بر آن تأکید می‌کنیم... آیا بهتر از این می‌شد اشغال ایران، تمدن، فرهنگ و جغرافیای آن را به نمایش گذاشت؟
آیا خامنه‌ای و خمینی و عمامه به‌سران دیگر ایرانی هستند؟ نشان ایرانی بودن کدام است؟
به‌رغم دشمنی آشکار خلیفهٔ دستاربند با ایران و فرهنگ درخشان ایران، خلق قهرمان و قیام‌آفرین ایران، با تمام قوا به برگزاری جشن نوروز اقدام کرد. هموطنان زلزله‌زده و آسیب‌دیده با سیل با کمترین امکانات به چیدن سفرهٔ هفت‌سین پرداختند. این یک مقاومت ملی در برابری یک رژیم بیگانه و اشغالگر ایران است. دیدن برخی از سفره‌های هفت‌سین به راستی قلب را به درد می‌آورد و اشک بر دیدگان جاری می‌کند اما مردم با این کار زیبا و ستودنی خود نشان دادند که در هیچ شرایطی اصالت و ایرانی بودن خود را از یاد نمی‌برند و برای حفظ این هویت ملی می‌جنگند.
در یک سفرهٔ هفت‌سین فقط یک حبه قند می‌بینیم. به جای ماهی قرمز نیز عکس ماهی کشیده شده است.

سفره هفت‌سین فقط با یک حبه قند
سفرهٔ هفت‌سین فقط با یک حبه قند

در دیگری که مربوط به مناطق زلزله‌زده است، به جای سین‌های هفت‌سین، سنگ و سیمان و سیم می‌بینیم. سین‌هایی که در حسرت و آرزوی یک سرپناه کوچک بر سر سفره محقر هفت‌سین چیده شده‌اند.

سفره هفت‌سین زلزله‌زدگان
سفرهٔ هفت‌سین زلزله‌زدگان

خلقی که حاضر نیست در دشوارترین شرایط تاریخی، از فرهنگ و اصالت خود کوتاه بیاید، این خلق و پیشتازانش می‌دانند چگونه بهار را به سرزمین باستانی خود بازآورند. آیا کانون‌های شورشی، این سربرکشیدگان از زمهریر و عبورکنندگان از علامت ممنوع و نهیب تند سیم‌های خاردار، این حریق‌های شعلهٔ گوگردی بنفشه، بهارآوران این حقیقت‌اند؟

«از این گریوه به دور
در آن کرانه ببین
بهار آمده
از سیم خاردار
گذشته
حریق شعلهٔ گوگردی بنفشه چه زیباست
هزار آینه جاری است
هزار آینه
اینک
به همسرایی قلب تو می تپد با شوق

آری ایران آزاد می‌شود و بی‌گمان تمام سین‌های مفقود هفت‌سین به‌زودی در سین سرنگونی برمی‌خیزند و به فرهنگ پویا و سرشار از زیبایی ایران‌زمین بازمی‌گردند.
آن روز مانند آمدن نوروز و حلول عید،‌ قطعی، اجتناب‌ناپذیر و محتوم است.