Tuesday, April 30, 2019

ظریف؛ بازگشت با شکست و تحقیر و توسری

ظریف؛ بازگشت با شکست و تحقیر و توسری




جواد ظریف پس از ۶روز به سفر خود به آمریکا پایان داد و از نیویورک به روسیه پرواز کرد. سفر ظریف و اظهارات ملتمسانهٔ او در چند مصاحبه، برای باز کردن راهی تازه در رابطه با آمریکا موضوعی بود که مورد توجه رسانه‌ها و ناظران سیاسی قرار گرفت.
ظریف در یک مصاحبه با شبکهٔ تلویزیونی سی‌بی‌اس آمریکا، در برابر سؤالات مجری این شبکه به ضدو نقیض‌گویی و پریشان‌گویی افتاد.
مجری تلویزیون در قسمتی از مصاحبه مطرح کرد:‌ وقتی که شما و من یک سال و اندی پیش نشسته بودیم و صحبت می‌کردیم، شما گفتید که رئیس‌جمهور شما (روحانی) اینجا در نیویورک از ملاقات با پرزیدنت ترامپ امتناع کرد. آیا از این موضوع الآن پشیمانید؟ آیا فکر می‌کنید که دو رهبر لازم است که ملاقات کنند؟
ظریف که پیش از این همه جا مدعی شده بود که رژیم برای مذاکره آماده است، اما این دولت آمریکاست که تن به مذاکره نمی‌دهد، در جواب گفت: «نه ما پشیمان نیستیم. به‌دلیل این‌که ما بر مبنای احترام متقابل ملاقات می‌کنیم. ما نمی‌توانیم با کسی ملاقات کنیم که برخورد احترام‌آمیز ندارد. کسی که تعهدات بین‌المللی کشورش را نقض کرده است. کسی که از توافقنامه‌ها خارج شده است».
ظریف توضیح نداد که مگر رویکرد دولت آمریکا عوض شده که او اکنون خواستار مذاکره است.

موضع سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا

در جواب اظهارات ظریف، مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا بدون آن که خود ظریف را مخاطب قرار دهد، اصحاب مماشات در آمریکا را مورد حمله قرار داد و در حساب توئیتری خود نوشت: «تعجب‌آور نیست جواد ظریف «پرفسور حقوق بشر» خودخوانده که سخنگوی رژیم خشونت ‌بار ایران است به ایالات متحده آمده تا از آزادیهایی که او مانع آنها برای مردم ایران است بهره‌برداری کند. چیزی که تعجب‌آور است این است که بعضی افراد هنوز به این ریاکار دورو، امکان ظهور می‌دهند».

موضع جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید

همچنین جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید ادعای ظریف مبنی بر این‌که او و مقامهای برخی کشورها قصد دارند آمریکا را به جنگ با رژیم سوق دهند را، کاملا مسخره خواند و این اظهارات را تبلیغات از پیش نوشته شده رژیم ایران با هدف دروغ‌پراکنی توصیف کرد.
جان بولتون که با شبکهٔ تلویزیونی فاکس‌ نیوز گفتگو می‌کرد، بدون نام بردن از ظریف گفت: «کاملاً مسخره است! آن مصاحبه یک تبلیغات به تمام معنی بود. سیاست فشار حداکثری به ایران برای تغییر رفتار رژیم ایران، بسیار قبل از پیوستن من به دولت بنیان گذاشته شده بود. آنچه سران رژیم ایران را نگران کرده این است که این سیاست به‌خوبی دارد پیش می‌رود».
مشاور امنیت ملی آمریکا در ادامه این گفتگو افزود: «واقعیت این است که رژیم ایران به سرکوب مردم خود ادامه می‌دهد، تلاش برای دستیابی به توان موشک بالستیک را رها نکرده و هنوز بزرگترین تأمین کننده منابع مالی برای تروریسم بین‌الملل است. بولتون خاطرنشان کرد: تقریباً یک سال پیش، وقتی ماکرون رئیس‌جمهور فرانسه به آمریکا آمده بود، پرزیدنت ترامپ به او گفت که قصد دارد آمریکا را از برجام خارج کند. اگر سران رژیم ایران می‌خواهند مذاکره کنند، رئیس‌جمهور آماده است در مورد فعالیت‌های تروریستی و موشکی آنها، سایر اقدامات شریرانه‌شان در خاورمیانه و تغییر رفتار در این موارد گفتگو کند».

انعکاس اظهارات ظریف در درون حاکمیت

اظهارات ظریف در درون حاکمیت هم انعکاسات خود را داشت. قابل‌ توجه آن که رسانه‌های باند خامنه‌ای برخلاف معمول از حمله به ظریف و التماس و درخواستهای او در آمریکا خودداری کرده و لحن مثبتی در منعکس کردن خبرهای او داشته‌اند.اما برخی مهره‌ها و رسانه‌های حکومتی نیز اقدامات ظریف را ناکارآمد و بی‌ثمر دانسته‌اند.
از جمله یکی از مهره‌های باند روحانی به نام مهدی ذاکریان که از وی به‌عنوان کارشناس مسائل بین‌الملل یاد می‌شود، با اشاره به پیشنهاد مبادلهٔ زندانیان که ظریف مطرح کرده بود، گفت: «آمریکایی‌ها نمی‌خواهند در قالب سبدهای مختلف با ما مذاکره کنند بلکه می‌خواهند همه مسائل را در داخل یک سبد قرار داده و در این چارچوب با ایران مذاکره کنند».
وی این‌گونه شیوه‌ها را مربوط به ۳۰سال پی دانست و گفت اکنون چنین شیوه‌هایی جواب نمی‌دهد. (خبرگزاری ایسنا ۹اردیبهشت ۹۸)

شکست خفت‌بار

شکست ظریف و توسری خوردن او در سفر به آمریکا در شرایطی است که به‌قول خودش دارای اختیارات برای مذاکره و معامله بود.
او هر دری را زد و به هر منت‌کشی زبونانه‌یی متوسل شد تا هم مطمئن شود آمریکا با رژیم وارد قهر و جنگ نخواهد شد وهم این‌که بابی برای گفتگو پیدا کند.
برای رسیدن به چنین هدفی تا آنجا پیش رفت که در مصاحیه با شبکه فاکس‌ نیوز به مجیز گویی از رئیس‌جمهور آمریکا افتاد و گفت: «این سایرین هستند که می‌خواهند رژیم ایران را تغییر دهند و آمریکا را به جنگ بکشانند، ولی پرزیدنت ترامپ خواستار این نیست زیرا در کارزار انتخاباتی قول داد آمریکا را وارد جنگ دیگری نکند».
واضح است چنین اظهاراتی از جانب ظریف بدون اطلاع و اذن خامنه‌ای نبوده آن‌چنان که در رابطه با مبادله زندانیان گفت اختیار کامل دارد و در باب مذاکره با آمریکا موضعی را اعلام کرد، که در تناقض با رجزخوانیهای سردمداران حاکمیت به‌ویژه علی خامنه‌ای است.
اما به‌رغم مواضع و اظهارات ذلیلانه اوکه بیانگر موضع خفت‌بار نظام پس از کلان ضربه‌های لیست‌گذاری سپاه پاسداران توسط آمریکا و لغو معافیت‌های خرید نفت رژیم توسط ۸کشور است، پاسخ طرف مقابل به ظریف آن‌چنان بود که سایت حکومتی فرارو ۷اردیبهشت ۹۷در این رابطه نوشت: «واضح است که ظریف در سفر به آمریکا به‌دنبال گشودن باب مذاکرات با این کشور است. اما شرایط فعلی در واشنگتن به‌گونه‌یی است که زمینه‌سازی برای مذاکرات، حتی از خود مذاکرات هم دشوارتر است...».
در توجیه شکست خفت‌بار سفر ظریف و مواضع ذلیلانه او در آمریکا نصرت‌الله تاجیک یکی از دیپلماتهای سابق نیز گفت«ما نباید از این سفر انتظار داشته باشیم که همه مسائل حل شود یا خیلی سریع مشکلات رو به حل شدن برود».(سایت انتخاب ۷اردیبهشت ۹۷)

Monday, April 29, 2019

نظام بهره‌کش ولایت فقیه در هم کوبیده ‌می‌شود

نظام بهره‌کش ولایت فقیه در هم کوبیده ‌می‌شود



روز جهانی کارگر ...
در سال ۱۳۴۵، شادروان غلامحسین ساعدی‌ داستان کوتاهی را با عنوان «آشغال‌دونی» به رشته‌ی تحریر در آورد. در این داستان، ساعدی با ظرافت بی‌نظیری جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن زاغه‌نشینان و زحمت‌کشان برای ادامه‌ی حیات، تنها راهی که برایشان مانده این است که خون خود را در ازای پولی ناچیز به دلالان بفروشند. در این جامعه که نمایی از ایرانِ تحت حاکمیت سلطنت پهلوی است، در نهایت آنقدر خون این انسان‌ها کشیده‌ می‌شود که آنها به‌طور تدریجی جان می‌دهند. از طریق این اثر، نویسنده‌ی آزادیخواه معنی «خون مردم در شیشه کردن» را هنرمندانه به قلم در می‌آورد و واقعیتِ نظام استثمارگر پهلوی را روایت می‌کند. او به روشنی نشان می‌دهد که دیکتاتوری و بهره‌کشی دو روی یک سکه‌ی نظامی هستند که در آن دیکتاتورها برای حفظ قدرت خون مردم را در شیشه می‌کنند.

فاشیسم مذهبی و بهره‌کشی از مردم  

در چهل سال گذشته، نظام ولایت فقیه به زشت‌ترین شکل اثبات کرده‌ است که دیکتاتوری و بهره کشی لازم و ملزوم یکدیگرند. در فاشیسم مذهبی، کارگران و زحمتکشان برای امرار معاش و حیات مجبور می‌شوند اعضای بدن خود را به حراج بگذارند. بر طبق آمار حکومتی، سالانه هزاران نفر از ایرانیان کلیه و اعضای بدن خود را به علت فقر و تنگدستی به فروش می‌رسانند. (خبرگزاری حکومتی خبرنگاران جوان ـ ۱۱ دی ۱۳۹۷)
این در حالی است که نهاد تروریستی سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به بیت خامنه‌ای اقتصاد ایران را با زور و سرکوب به انحصار خود در آورده و برای بهره‌کشان غوطه‌ور در فساد، کاخ، ثروت و سرمایه‌های نجومی ذخیره می‌کنند. در سال‌های اخیر، فاشیست‌های مذهبی دسترنج کار و زحمت کارگران شریف میهنمان را به فشنگ، بمب و موشک تبدیل کرده‌اند تا با آن ایران را ویران ساخته و صدها هزار شهروند سوریه‌ای را جنایتکارانه نسل‌کشی کنند.
در ایرانِ تحت حاکمیت ولایت فقیه، کارگران، معلمان و زحمتکشان از هیچ حق و حقوقی برخوردار نیستند. در این نظام، حق اعتراض و اعتصاب از کارگران، معلمان و بازنشستگان به تمامی سلب شده و هر گونه اعتراضی با سرکوب، شکنجه و کشتار مواجه می‌شود. در این نظام، امکان ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی وجود ندارد. (ماده‌ی۱۳۱ قانون کار مصوب ۱۳۶۹)
در این نظام، تبعیض جنسیتی، مذهبی و قومی در محیط کار بخش لاینفک ساختار قانون است. در این نظام، تحمیل قراردادهای سفید امضاء به کارگران و نبود بیمه‌ و حمایت‌های قانونی از آنها، دست کارفرمایان حکومتی را کاملا باز می‌گذارد که تا آنجا که می‌توانند خون کارگران را در شیشه کنند.
در چارچوب اقتصاد فاشیستی که بیش از ۸۰ درصد منابع و سرمایه‌های اقتصادی کشور را به انحصار نهادهای نظامی-حکومتی در آورده، هیچ چشم‌انداز روشنی برای اشتغال‌زایی و مشارکت اقتصادی مردم و جوانان قابل تصور نیست. بر اساس بررسی‌های سازمان «شفافیت بین المللی»، اقتصاد ایران در بین ۱۸۰ کشور، با داشتن رتبه‌ی ۱۳۸، از فاسدترین اقتصادهای دنیا است.
بروز سیل مرگبار یک بار دیگر معنای تلخ خون مردم در شیشه کردن از سوی دیکتاتورها را به جهانیان نشان داد. در ایران که یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است، آسیب‌هایی مانند اعتیاد، تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی، حاشیه‌نشینی، خشونت، تن‌فروشی، فرار از خانه و کودک آزاری، فساد، بی‌اعتمادی عمومی، افسردگی و نابسامانی‌های روحی و رفتاری، طلاق، جرائم خرد و کلان، فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی در سراسر جامعه ریشه دوانده‌اند.

 

چشم‌انداز آزادی و رهایی از بهره‌کشی 

در دورانی که ساعدی سرنوشت مردم در نظام‌ بهره‌کش سلطنتی را به تصویر می‌کشید، جوانان آگاه و از خودگذشته‌ای چون محمد حنیف‌نژاد، شکرالله پاکنژاد، بیژن جزنی، فاطمه امینی، مرضیه اسکویی و دیگر آزادی‌خواهان برای در هم کوبیدن چنین نظامی به پا خاستند. آنها به خوبی می‌دانستند که برای تحقق حقوق کارگران و زحمتکشان، باید فداکارانه و بدون چشمداشت با هر نوع دیکتاتوری و استثمار به‌طور همزمان مبارزه کرد. در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه، مجاهدین و یاران مبارزشان راه این آزادیخواهان را بی‌وقفه و به‌طور شبانه‌روز ادامه‌ داده و همواره غمخوار و یاری‌رسان کارگران، زحمتکشان و معلمان در مسیر مبارزه علیه بهره‌کشی بوده‌اند.
در شرایط کنونی، رهایی از دیکتاتوری و بهره‌کشی فاشیستی بیش از هر زمانی در چشم‌انداز است. در این شرایط سرنوشت‌ساز باید صریح و بدون تعارف از هر نیروی سیاسی پرسید که در راه مبارزه با بهره‌کشی و دیکتاتوری چه کرده‌ است و برای تحقق آزادی و برابری در عمل چه برنامه‌هایی دارد. پاسخ و کارنامه‌ی مجاهدین و مقاومت ایران در این زمینه شفاف و روشن است. آنها در چهل سال گذشته با اهدای هزاران شهید مجاهد و مبارز در عمل ثابت کرده‌اند که تا دیکتاتوری و بهره‌کشی را در هم نکوبند از پای نخواهند نشست. شورای ملی مقاومت با ارائه‌ی برنامه‌ای مدون از سال ۱۳۶۰ اعلام کرده‌ است که پس از سرنگونی فاشیسم مذهبی چه آینده‌ای را برای کارگران و زحمت‌کشان میهن به ارمغان خواهد آورد.
پس از سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه،‌ تمام کارگران،‌ معلمان و زحمتکشان مبارز از زندان آزاد خواهند شد و حق آزادی بیان، اعتراض و اعتصاب آنها بدون قید و شرط به رسمیت شناخته می‌شود. بر خلاف نظام‌های بهره‌کشِ سلطنتی و ولایی، مقاومت ایران همواره خود را متعهد دانسته که کلیه‌ی مقررات ضدکارگری را لغو کرده و با تدوین قانون کار جدید، با مشارکت و نظرخواهی از خود کارگران، تبعیض تاریخی علیه آنها را ریشه‌کن کند. شورای ملی مقاومت، تمام تبعیض‌های جنسیتی، قومی و مذهبی در محیط کار را لغو خواهد کرد و تضمین‌کننده‌ی مشارکت برابر زنان، اقلیت‌های قومی و مذهبی در تمامی سطوح جامعه، از جمله در محیط کار، خواهد بود. مجاهدین و یاران مبارزشان، همانگونه که از مصدق، فاطمی، حنیف‌نژاد و دیگر آزادیخواهان آموخته‌اند، در جهت تقویت تشکل‌های مستقل کارگری و صنفی تلاش خواهند کرد و به‌طور فعال ساختار بهره‌کشی در جامعه را ریشه‌کن می‌کنند. در ایران آزاد، صندوق‌ها، بیمه‌ها و بانک‌های مردمی برای حمایت از مردم شریف ایران تاسیس خواهد شد. علاوه بر این، شورای ملی مقاومت گام‌های عملی در جهت تأمین مسکن، حمل‌ونقل و بهداشت برای همه‌ی کارگران و حمایت مالی از فرزندان آنها با هدف رفع تبعیض اجتماعی و تسهیل حضور برابر آنها در دانشگاه‌ها و مدارس عالی برخواهد داشت.
امروز، معدنکاران، معلمان، کامیونداران و اتوبوسرانان، کارگران صنایع فولاد، نفت، پتروشیمی، ماشین‌سازی و نیشکر از حمایت مقاومتی مردمی برخوردارند که در آینده‌ای نزدیک تمام حقوق‌ پایمال‌شده‌ی آن‌ها را برایشان محقق خواهد ساخت.
نمودار زیر چشم‌انداز ایران آزاد را در مقایسه با دیکتاتوری ولایت فقیه به تصویر می‌کشد:
نمودار

Sunday, April 28, 2019

خسارت‌های سیل نقد نمی‌شوند مگر....

خسارت‌های سیل نقد نمی‌شوند مگر....



خسارات سیل
سیل ۹۸محصول ۴۰سال دیکتاتوری وحشی آخوندها و پاسداران جنایتکار است.
آنها تعمداً میزان خسارتها را اعلام نمی‌کنند تا ناگزیر از جبران خسارتها نباشند.
اعداد و ارقام متفاوت و گاه متناقض خسارتها را تعمداً اعلام می‌کنند تا مردم را سردرگم کنند.
امکانات ملی را باید از چنگ پاسداران خارج نمود.
باید در شوراهای مردمی دست به دست یکدیگر داد و مقدمات رهایی میهن را فراهم نمود.
هیچ راه دیگری برای رهایی از چنگ فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران وجود ندارد.
یک‌ ماه و چند روز پس از آغاز سیل ویرانگری که حدود ۲۷استان کشور را درنوردید، هنوز میزان خسارت‌های وارده روشن نیست، هیچ‌یک از دوایر مسئول حکومتی عدد و رقمی که بتوان به آن تکیه کرد منتشر نکرد‌ه‌اند اما متقابلاً اعداد و ارقام گوناگونی که مقامات ریز و درشت نظام اعلام می‌کنند آن‌چنان زیاد و متفاوت است که هر ناظری را دچار سردرگمی می‌کند.
از این بدتر، اقداماتی است که باید برای بازسازی مناطق آسیب‌دیده و رسیدگی سیستماتیک به هموطنان سیل‌زده آغاز شود اما از این قبیل اقدامات هم هیچ خبری نیست.

خسارتها ارزیابی نشده‌اند، بازسازی در دستور کار نیست

شمار جان‌ باختگان سیل مهم‌ترین ضایعه‌ای است که باید مورد توجه قرار گیرد اما در این مورد رژیم به انتشار اخبار پراکنده و ضدو نقیضی می‌پردازد که از ۵۱نفر آغاز می‌گردد و تا حداکثر ۸۱نفر پیش می‌رود در حالی‌که آمار سرجمع خبرهای پراکنده به‌روشنی، آماری بیش از ۱۵۰نفر و حتی گاه تا بیش از ۲۰۰نفر را نشان می‌دهند.
به همین علت منطقاً باید نتیجه گرفت که هیچ اقدام منظمی برای احاطه و اشراف بر گستره سیل و جمع‌آوری اطلاعات مربوط به خسارت‌های آن در جریان نیست،
و از همین نکته می‌توان نتیجه‌گیری بعدی را به‌دست آورد که هیچ ارزیابی‌ سیستماتیکی برای جبران منظم خسارت‌های وارده بر مردم نیز وجود ندارد،گرچه که برخی مقامات دولتی و حتی وزرا جسته‌وگریخته نکاتی در این باب اعلام می‌کنند.

آمارهای متفاوت

آمار منتشر شده از سوی رسانه‌ها و ارگانهای حکومتی و غیرحکومتی متعدد و متفاوت است، به‌عنوان مثال:
  • وزارت کشور رژیم روز ۲۰فروردین ۹۸ اعلام کرد حدود ۴۰۰شهر و روستا در ۱۵استان ایران با مشکلات مواجه شده‌اند در حالی‌که اسامی استانهایی که خبر سیلاب آنها تا همان روز از رسانه‌های همین نظام پخش شده بود، بالغ بر ۲۹استان بود!(ایرنا ۲۳۵شهر و ۴۳۰۴روستا)
  • ایرنا ۲اردیبهشت نوشت ۴۰هزار واحد مسکونی شهری و روستایی نیاز به بازسازی کامل دارند و ۴۱هزار واحد دیگر نیازمند تعمیر هستند.
  • آمار حکومتی می‌گویند حداکثر ۸۱نفر جان خود را از دست داده و ۱۲۳نفر نیز مفقود شده‌اند. در حالی‌که آمار سرجمع شده گزارشهای پراکنده، عدد ۱۸۵کشته و نزدیک به همین تعداد ناپدید شده را نشان می‌دهند که یک تفاوت دو سه برابری با آمار رسمی دارد.
  •  

برآوردهای اولیه خسارت‌های موردی سیل

(منظور از خسارت‌های موردی» خسارت‌های طبقه‌بندی شده است مانند خسارت به کشاورزی، خسارت به صنایع، خسارت به منازل و...)
محمد اسلامی، وزیر راه و شهرسازی رژیم در گفتگویی با «ایرنا» خسارت سیلاب اخیر به زیرساختهای کشور را حدود ۳۰هزار میلیارد ریال برآورد کرد و گفت: « این خسارت ها مربوط به تخریب کامل جاده‌ها، از بین رفتن پل ها، رانش سطح راه‌ها و بخشهای مختلف زیرساختی است. برخی از این آسیبها به فوریت برطرف می‌شود و برخی‌ها نیز تا یک‌سال زمان می‌برد».
همین وزیر رژیم در مصاحبه با خبرگزاری حکومتی ایرنا در خصوص سیلابهای اخیر گفت: «این سیل به بیش از ۱۲هزار کیلومتر از راه‌های کشور خسارت‌زده که این میزان راه‌های خسارت دیده حدود ۶هزار و ۸۰۰نقطه از کشور به‌ویژه شهرهای سیل‌زده را شامل می‌شود».

یک نمونه آمار اولیه خسارتها (مازندران و گلستان)

بر اساس اعلام «فرشاد مقیمی» معاون امور صنایع وزارت صنعت، معدن و تجارت سیل در استان مازندران به ۳۸۰واحد صنفی و صنعتی آسیب رسانده و میزان خسارات این استان ۳۵۰میلیارد ریال است.
خسارت‌های وارده به شهرک صنعتی آق‌قلا در استان گلستان هم بسیار سنگین بوده است. مقیمی در این مورد گفته است: شهرک صنعتی آق‌قلا در استان گلستان با خسارت نسبتاً سنگینی مواجه شده است.
طبق برآوردهای اولیه، ۲اردیبهشت خسارت سیلاب و آبگرفتگی در شهرک‌های صنعتی استان گلستان به‌ویژه در شهرستان آق‌قلا بیش از ۱۶۰میلیارد تومان است.
بر اساس ارزیابی وزارت صنعت، معدن و تجارت ۱۱هزار واحد قالیبافی در دو استان مازندران و گلستان از سیل متأثر شده‌اند که از این تعداد ۱۰هزار واحد در استان گلستان قرار دارد. اگر هر کارگاه قالیبافی به‌طور متوسط ۳کارگر داشته باشد، می‌توان این‌گونه حساب کر د که اشتغال ۳۳هزار کارگر در هر دو استان (حدود ۳۰هزار خانوار) تحت تاثیر قرار گرفته است.
سیل در مجموع حدود ۴۴میلیارد تومان به زیرساخت‌های صنعتی استانهای مازندران و گیلان خسارت وارد کرده است. 
اسحاق جهانگیری روز دوشنبه ۲اردیبهشت گفت بارش شدید باران در ۲۷استان بیش از ۴۰میلیارد تومان خسارت به جای گذاشت. این عدد از آمار خسارت‌های فقط یک استان گلستان هم (که توسط وزارت‌خانه صنعت و معدن همین دولتی که جهانگیری معاون اولش است، اعلام شد) کمتر است و نشان می‌دهد هیچ حساب و کتابی در کار نیست و عدد و رقم‌ها تنها برای اعلام در برابر دوربینهای خبری استفاده می‌شوند.
همین خبر را کمی بعد سایت رادیو فرانسه از قول مقامات رژیم بازنشر داد و نوشت: اسحاق جهانگیری روز دوشنبه ۲اردیبهشت گفت بارش شدید باران در ۲۷استان بیش از ۴۰میلیارد تومان خسارت به جای گذاشت.

اختلاف ۵۰۰برابری آمارها!

دویچه وله ۶اردیبهشت ۹۸ از قول دیگر مقامات رژیم نوشت: «از آماری که مقامهای مسئول در مجلس ایران ارائه داده و در خبرگزاریها انعکاس یافته است، چنین بر می‌آید که سیل ایران تاکنون حدود ۲۰هزار میلیارد تومان خسارت‌بار آورده است».
این عدد ۵۰۰بار بیشتر از عددی است که جهانگیری ۴روز قبل اعلام کرده بود. و خبرها می‌گویند در این ۴روز اتفاق ویژه یا سیل جدیدی هم که چنین تفاوتی را منطقی جلوه دهد، نیفتاده بود.
محمد اسلامی وزیر راه و شهرسازی گفت در جریان سیلاب اخیر به حدود ۱۱هزار ابنیه فنی (از جمله پل‌ها و آب‌رو‌ها) آسیب وارد شده و ۷۲۵پل به‌طور کامل تخریب شده است.
او زیان مالی سیل را ۳هزار و ۲۵۰میلیارد تومان خسارت به راه‌ها، مسیرهای ریلی، ابنیه فنی و تأسیسات راه و شهرسازی ارزیابی کرد.
وزیر راه و شهرسازی گفت: در سیلاب اخیر حدود ۱۵۰هزار واحد مسکونی در شهر و روستا دچار آسیب شد که ۵۰هزار واحد نیازمند ساخت مجدد است و ۱۰۰هزار واحد نیز باید تعمیر و بازسازی شود.
این آمار هم مشابه مورد قبلی، با آماری که خبرگزاری حکومتی ایرنا روز ۲اردیبهشت (یعنی۴روز پیش منتشر کرده بود) تفاوت کیفی دارد. ایرنا نوشت: سیلاب ۲۵هزار خانه را در کشور تخریب کرد و بیش از ۶۰هزار واحد مسکونی در استانهایی که درگیر سیلاب بوده‌اند، نیازمند تعمیرات است.
اما نماینده رژیم در ایذه و باغملک به ایلنا گفت۳۰۰هزار واحد مسکونی تنها در خوزستان غیرقابل استفاده شده‌اند.
این آمارهای سراپا متناقض و متفاوت نشان می‌دهند که نه برآورد دقیقی در کار است و نه عزمی برای بازسازی.
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور آخوندها نیز میزان خسارت‌های ناشی از سیل را به مقدار ۷میلیارد و ۶۱۹میلیون دلار اعلام کرد. این عدد بر اساس دلاری ۱۴هزار تومان بیش از یکصد تریلیون تومان می‌شود!

آمار اولیه خسارت‌های چند استان دیگر

به‌گفته استاندار خراسان شمالی سیل حدود ۴۰۰میلیارد تومان به زیرساخت‌ها، منازل مسکونی و حوزه کشاورزی این استان خسارت وارد کرده است.
وزیر جهاد کشاورزی خسارت سیل به بخش کشاورزی استان مازندران را بیش از ۵۰۰میلیارد تومان اعلام کرده است.
وزیر راه و شهرسازی میزان برآورد اولیه خسارات سیل در استانهای مازندران و گلستان را ۳۵۰میلیارد تومان اعلام کرده است.
منصور شیشه فروش مدیر کل ستاد مدیریت بحران استان اصفهان گفت کل خسارت وارد شده توسط سیل ناشی از بارش باران و برف و وزش باد در هفته گذشته ۲۶۴میلیارد تومان ارزیابی شده است.
کشاورزی همدان ۸۰۷میلیارد تومان خسارت دید
۷۵۰پل بزرگ و کوچک در ایلام بر اثر سیلاب آسیب دیده است
خسارت سیل برابر با خسارت جنگ ضدمیهنی است
خسارت سیل برابر با خسارت جنگ ضدمیهنی است

از سوی دیگر یک آمار سرجمع شده توسط برخی رسانه‌های خارجی، خسارت‌های عمومی سیل تا روز ۱۸فروردین را ۱۵هزار میلیارد تومان برآورد کرده و مورد به مورد خسارتها را از همدیگر تفکیک نموده است.
بر اساس این آمار،
خسارت‌های وارده به بخش حمل و نقل، دوهزار میلیارد تومان
خسارت‌های وارده به بخش کشاورزی، شش هزار و هفتصد میلیارد تومان
خسارت‌های وارده به بخش مخابرات، یکهزار‌ و‌ پانصد میلیارد تومان
خسارت‌های وارده به بناهای تاریخی، حدود دویست میلیارد تومان است
جمع این خسارتها حدود پانزده‌هزار میلیارد تومان می‌شود.
از سوی دیگر آمار سرجمع شده رسانه‌های حکومتی توسط مردم تا هفته اول اردیبهشت ۹۸ اساساً ارقام دیگری را نشان می‌دهند که برخی از آنها به این شرح‌اند:
بیش از ۱۱هزار سازه فنی از قبیل پل‌ها و زه‌کشی‌های مصنوعی و کانال‌ها و آب‌روها از بین رفته‌اند که در این میان
۷۲۵پل به‌طور کامل تخریب شده است.
۱۵۰تا ۱۵۵هزار واحد مسکونی در شهرها و روستاها آسیب کامل دیده‌اند که بیش از ۵۰هزار واحد آن به‌طور کامل از بین رفته‌اند.
۱۳هزار میلیارد تومان به بنیادهای کشاورزی و دامداری ایران آسیب وارد شد.
۲هزار و ۱۰۰میلیارد تومان به تأسیسات آب و برق خسارت وارد شد.
شبکه برق‌رسانی ۳۸۰روستای ایران به‌طور کامل از بین رفت.
در کل ۲۱۰۰میلیارد تومان مجموع خسارات آب و برق است.

آمار نهایی تاکنون

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور آخوندها نیز میزان خسارت‌های ناشی از سیل را به مقدار ۷میلیارد و ۶۱۹میلیون دلار اعلام کرد. این عدد بر اساس دلار ۱۴هزار تومانی بیش از یکصد تریلیون تومان می‌شود!

چشم انداز جبران خسارت‌ها

وضعیت کنونی سیل‌زدگان در حداقل ۵استان به‌شدت وخیم است. این استانها عبارتند از:
استان خوزستان
استان گلستان
استان لرستان
استان خراسان شمالی
استان فارس (شیراز)
هنوز هیچ عدد و رقم حقیقتاً کارشناسی شده‌ای درباره خسارت‌های مورد به مورد مناطق سیل‌زده منتشر نشده است و به آماری هم که رژیم منتشر می‌کند نمی‌توان اعتماد کرد چرا که تنها در یک مورد که روی میزان خسارتها دقت شود می‌توان دریافت مردم‌مان با چه مصیبتی دست به گریبان هستند.
مردمی که اینک نه سرپناهی دارند و نه شغلی و نه مستمری و ممر معاشی. در حالی‌که از هر گونه حمایت دولتی هم محروم بوده و به‌علت ۴۰سال سرکوب سنگین و سیستماتیکی که آخوندها و پاسداران اعمال کرده‌اند، هیچ نهاد اجتماعی‌ای هم وجود ندارد که بتواند به مردم کمک کند،
برخی کمکهای مردمی هم که از طرف شوراهای مردمی متصور و مطرح اند، با سرکوب شدید از سوی نیروهای رژیم مواجه هستند. در جریان سیل اخیر شماری از شوراهای مردمی توسط پاسداران بازداشت و زندانی شدند!
با تمامی این اوصاف ضروری است مردم و شوراهای مردمی یک برآورد اولیه از خسارت‌های موجود داشته باشند تا بتوانند با اشراف بیشتری وارد کار کمک‌رسانی شوند.
اینجا تنها به معضل مسکن سیل‌زدگان پرداخته می‌شود که مقدماتی‌ترین مشکل آنان است و به قیاس آن می‌توان پی برد سایر مشکلات آنان چیست و ابعاد آن تا کجاست!؟
نماینده ایذه و باغملک تعداد منازل ویران شده را ۳۰۰هزار باب اعلام کرده است
قیمت این تعداد خانه اگر همگی کلنگی و روستایی و تک اتاقه در دورافتاده‌ترین مناطق خوزستان باشد بیش از ۴تریلیون تومان است!

چرا آخوندها میزان واقعی خسارتها را اعلام نمی‌کنند؟

علت این امر را رحمانی فضلی وزیر کشور مزدور رژیم به‌روشنی بیان کرده است. خبرگزاری حکومتی ایلنا روز ۳اردیبهشت ۹۸ از قول وی نوشت: «باید تلاش شود خسارتها واقع‌بینانه باشد و در اعلام خسارتها بزرگنمایی نشود شرایط کشور به گونه‌ای نیست که با دست و دلبازی هزینه کنیم..... نباید پول برای خرید به خانوار پرداخت شود..... ما درباره اسکان موقت کانکس را توصیه نمی‌کنیم.... توصیه می‌کنیم مردم منزل را اجاره کنند، برخی روستاها نیز ساختمانی برای اجاره نیست».
یادآوری می‌شود که طبق برآورد اولیه تنها در خوزستان به ۲۵۰۰کانکس نیاز است اما آخوندها از تأمین آن خودداری می‌کنند.
در واقع می‌توان دریافت که علت اعلام نکردن میزان واقعی خسارتها از طرف رژیم، عزم ضدمردمی آخوندها به پرداخت نکردن خسارت مردم است.
خانه کلنگی روستایی تک اتاقه از ۱۵میلیون تا ۶۰میلیون تومان
خانه کلنگی روستایی تک اتاقه از ۱۵میلیون تا ۶۰میلیون تومان

تدقیق یک قلم خسارت سیل اخیر

نماینده رژیم در ایذه و باغملک اعلام کرد تنها در خوزستان ۳۰۰هزار واحد مسکونی غیرقابل استفاده شده‌اند و خسارت سیل اخیر برابر با خسارت‌های ناشی از جنگ ۸ساله است.
عدد ۳۰۰هزار واحد مسکونی نماینده باغملک تقریباً نزدیک به واقعیت است چرا که بنا‌ به آمار حاصل از آخرین سر شماریها،‌ از جمعیت نزدیک به ۵میلیونی خوزستان نزدیک به ۳۶درصدشان در بافت روستایی زندگی می‌کنند که در سیل اخیر تقریباً اکثریت قریب به اتفاقشان بی‌خانمان شدند. و این همان عدد ۳۰۰هزار واحد مسکونی را تأیید می‌کند.
قیمت منازل روستایی کلنگی تک اتاقه در برخی مناطق روستایی و سیل‌زده خوزستان به این شرح است:
خانه کلنگی تک اتاقه حومه شوشتر ۱۵میلیون تومان= ضربدر ۳۰۰۰۰۰واحد مسکونی= ۴و نیم تریلیون تومان.
خانه روستایی کلنگی تک اتاقه ۶۰میلیون تومان= ضربدر ۳۰۰۰۰۰واحد مسکونی =۱۸تریلیون تومان.
خانه کلنگی تک اتاقه امیدیه ۱۰۵میلیون تومان= ضربدر ۳۰۰۰۰۰واحد مسکونی = ۳۱و نیم تریلیون تومان!
یعنی در پایین‌ترین ارزیابی چهار و نیم تریلیون تومان فقط خسارت منازلی است که نابود شده‌اند و در صورتی‌که قیمت منازل کلنگی روستایی را با نمونه‌های دیگر مقایسه کنیم، خسارت فعلی منازل ویران شده به بالای ۱۸تریلیون و ۳۰تریلیون تومان کشیده می‌شود
اگر حتی این اعداد را نصف هم کنیم باز خسارت‌های تنها منازل آسیب دیده یک استان خوزستان بالای ۲تریلیون تومان است که با میزان خسارت‌های اعلام شده حکومتی زمین تا آسمان تفاوت دارد.
در همین روزهای سخت سیل و ویرانی سازندگی آخوندها ادامه دارد
آنها در حال ساختن یک راه‌آهن برای مقاصد تروریستی در عراق و سوریه هستند
پول آن از جیب مردم ایران تأمین می‌شود اما مالکیتش به عراقی‌ها هدیه شده است!‌

سازندگی‌ ادامه دارد (البته آنجایی که پاسداران بخواهند)

اکنون در شرایطی هستیم که آخوندها پیوسته از سازندگی یا حتی نزدیک شدن به مسأله سازندگی طفره می‌روند و صرفاً با اعلام عدد و رقم‌های متفاوت تلاش می‌کنند سردرگمی ایجاد کنند در حالی‌که در همین روزها همین پاسداران در حال مذاکره با عراقی‌ها و چینی‌ها و... برای ساختن یک خط آهن از شلمچه به لاذقیه در سوریه هستند. راه‌آهنی که به‌گفته مقامات دولتی آخوندها گرچه از جیب مردم ایران ساخته می‌شود اما پیشاپیش با پل تاشوی بی‌نظیر و عظیم اروندرود و تمامی خطوطش به عراقی‌ها هدیه شده است!
ساخت راه‌آهن در یک پروژ‌ه تروریستی توسط پاسداران و هدیه به عراق
ساخت راه‌آهن در یک پروژ‌ه تروریستی توسط پاسداران و هدیه به عراق

به‌نوشته «الوقت» یک رسانه پوششی نیروی تروریستی قدس، روز ۲۸فروردین ۹۸« شرکت خط آهن عراق اعلام کرد مذاکراتی با سوریه و ایران در مورد توسعه یک خط ریلی برای اتصال منطقه شلمچه ایران و بصره عراق به سوریه خواهد داشت. پیش از این یزدانی معاون فنی و زیربنایی وقت راه‌آهن رژیم به خبرگزاری فارس پاسداران گفته بود: «ایران خط و پل راه‌آهن شلمچه را‌ می‌سازد.. ما هزینه ساخت خط آهن ۳۲کیلومتری بصره – شلمچه و هزینه پل بازشوی مسیر (بر روی اروند رود) را هم تقبل کردیم و پذیرفتیم پل را هم پس از ساخت به عراق «هبه» (یعنی هدیه! کنیم)».
روشن است که پاسداران و آخوندها به سختی درگیر سازندگی بوده و در این زمینه مشکل دارند اما نه سازندگی برای مردم ایران بلکه برای طرح‌ها و پروژه‌های تروریستی خودشان».
تمام این‌ها در حالی است که در همان خوزستان و در همان شلمچه هنوز خسارت‌ سیل ۱۳۹۵پرداخت نشده است!
حتی یک ریال خسارت‌های سیل ۹۵ خوزستان پرداخت نشده است!
حتی یک ریال خسارت‌های سیل ۹۵خوزستان پرداخت نشده است!


چشم‌اندازها

به استناد همین داده‌ها می‌توان دریافت که نه ارزیابی‌ای از خسارت‌های سیل اخیر در دست است و نه برآوردی برای جبران خسارت‌های مردم وجود دارد. سخنان رحمانی فضلی که در فراز پیشین همین نوشته نقل شد روشن می‌کند که آخوندها تصمیم گرفته‌اند خسارت مردم را پرداخت نکنند.
نگاهی به کارنامه آخوندها در مورد جبران سیل‌های پیشین همین استان خوزستان هم نشان می‌دهد آخوندها نه تنها عزمی برای جبران خسارت‌های مردم ندارند بلکه باید گفت رژیم تعمد دارد مردم را با خسارتها و مصیبت‌هایشان تنها بگذارد، حکومت می‌خواهد مردم راحت نباشند، خسارت دیده باشند، مصیبت‌زده باشند تا نتوانند به قیام برخیزند.
البته این‌چنین برآوردی از مردم ایران به‌شدت اشتباه است. خشم رو به گسترش مردم مناطق سیل‌زده که روزبه‌روز و بیش‌از‌پیش خشمشان یه سوی پاسداران و آخوندها کانالیزه می‌گردد، آنها می‌پرسند مگر امکانات مصادره شده ملت که در دست پاسداران و آخوندهاست، نباید به ملت بازگردد.
مگر ماشین‌آلات مهندسی سپاه و جهاد که باید در این فاجعه به یاری مردم می‌آمدند از آن ملت نیست؟
مگر سدهای مخرب به دکانهای آب‌فروشی پاسداران تبدیل نشده است؟
این غارتگری و بی‌تفاوتی خامنه‌ای و نظامش نسبت به جبران خسارت‌های سیل‌زدگان خود می‌تواند چاشنی به‌شدت انفجاری یک قیام بزرگ باشد که هر آن ممکن است از چهارگوشه ایران شعله کشیده و دودمان دیکتاتوری آخوندها و پاسداران جنایتکارشان را به آتش بکشد.

Thursday, April 25, 2019

پریشان‌گویی‌های پس از لغو معافیت‌ها؛ (خیمه شب بازی در سه پرده)

پریشان‌گویی‌های پس از لغو معافیت‌ها؛ (خیمه شب بازی در سه پرده)



لغو معافیتها
این روزها پریشانی و آشفته حالی در دستگاه سیاسی آخوندها به بارزترین شکلی خود را نشان می‌دهد.
لغو تمدید معافیت‌ تحریم‌های تقریباً تمامی امید‌های خامنه‌ای را برباد داد. این را می‌توان از واکنش‌های تند، عصبی و گاه متناقض آخوندها و سران و سرکردگان دیکتاتوری دریافت.

پرده اول پریشان‌گویی‌ها

روز ۲اردیبهشت ۹۸ سخنگوی وزارت‌خارجهٔ رژیم آخوندها با غیرقانونی خواندن تحریم‌های آمریکا گفت: «ایران اعتباری برای معافیتهای اعطایی بر تحریم‌ها قائل نیست و این وزارت‌خانه به‌صورت مستمر با شرکای اروپایی بین‌المللی و همسایگان در حال رایزنی است» این نکته را تلویزیون حکومتی پخش کرد.
چند نکته جالب‌توجه در همین سخنان سخنگوی ظریف وجود دارد که با کمی دقت می‌توان آنها را دریافت:
نکته اول: واقعیت‌های همین چند وقت اخیر نشان داده که ظریف خودش و وزارت‌خانه‌اش در این نظام به اندازه یک پول سیاه ارزش و اعتبار ندارند که حتی از ابتدایی‌ترین اخبار مربوط به مناسبات دیپلماتیک و ورود و خروج امثال بشار اسد به مملکت با خبر باشند!
با چنین حسابی، وزارت‌خارجه که علی‌القاعده سخنگوی دیپلماسی رسمی مملکت و نظام است ارزشی ندارد، سخنگوی این سخنگو! دیگر چه محلی از اعراب دارد؟
نکته دوم: مگر چیزی هم از شرکای اروپایی و بین‌المللی باقی مانده که «سخنگوی سخنگو»! دنبال آنها می‌گردد!
نکته سوم: یکی از آن شرکایی که «سخنگوی سخنگو»! دنبالش می‌گردد، (روسیه) به‌رغم تمامی اشکالاتی که به آمریکا گرفته و می‌گیرد، همین روز گذشته به آمریکا قول داد در کنار عربستان و امارات متحده عربی، کمبود نفت ناشی از کاهش صادرات نفت آخوندها را جبران کند!
نکته چهارم این‌که اروپایی‌هایی که «سخنگوی سخنگو»! با چراغ قوه دنبالشان می‌گردد پیش از تمامی طرف‌حساب‌های دیگر حسابهای نفتی‌شان را با رژیم صفرصفر کردند و رفتند سراغ نفت‌فروش‌های دیگر تا مبادا سروکارشان با دادگاههای آمریکایی بیفتد!
نکته پنجم: اگر «سخنگوی سخنگو»! اینها را نمی‌داند پس چه چیزی می‌داند؟!

پرده دوم پریشان‌گویی‌ها

همگان به یاد دارند که اخیراً روحانی گفته بود اگر نفت ما از تنگه رد نشود، نفت هیچکس رد نمی‌شود!
حالا بنگرید که مشاور روحانی (اکبر ترکان) چگونه توی دهان رئیسش روحانی زده؟‌
روزنامه حکومتی آرمان ۳اردیبهشت نوشت اکبر ترکان گفت: « ایده بستن تنگه هرمز را چه کسی به‌عنوان راه‌کار جمهوری اسلامی بیان کرده؟ چه کسی گفته که ما امنیت آبراه‌های جهان را تهدید می‌کنیم؟ در حالی که ما ضامن امنیت آبراه‌های جهان هستیم و نه تهدیدکننده آن.
بله واقعاً کدام «شوتی» چنین «پرت و پلایی» گفته بود؟
اینجاست که «لات» سرکوچه، بی‌گفت‌وگو خودش یک‌شبه می‌شود «پاسبان» محله! آنهم بدون هیچ جیره و مواجب و بیمه و بازنشستگی و حق مرخصی استحقاقی یا استعلاجی!

پرده سوم پریشان‌گویی‌ها

آخوند مصطفی درایتی از مهره‌های به‌اصطلاح اصلاح‌طلب نظام از کراماتش چه عجب؟ پنجه بگشود و گفت«یک وجب!»
این آخوند حکومتی دو سال پس از آغاز قیام ۹۶ هنوز در تحلیل آن قیام دست و پا زده و می‌گوید: «اعتراضات گسترده در سال ۹۶، هنوز هم ابعاد کشف نشده‌ای برای تحلیلگران سیاسی ایران دارد... بعضی تحلیلگران معتقدند با توجه به وضعیت نامطلوب اقتصادی و همچنین بروز بحرانهایی هم‌چون سیل اخیر و کمبود بودجه دولت برای جبران خسارات، ماه‌های پیش رو نیز ماه‌های پر چالشی برای نظام خواهد بود. ریشه چالشهای اجتماعی را در بحران اعتماد بین مردم و حاکمیت باید جستجو کرد. عدم اعتماد مردم به حاکمیت جدی است» (سایت حکومتی رویداد۲۴-۲اردیبهشت ۹۸)
و به این ترتیب سریال پریشان‌گویی‌ها از لغو معافیتها تا جستجوی دوستان اروپایی و...تا وحشت از اوج‌گیری قیام، همه و همه دست به دست هم داده و آخوندها را به هذیان‌گویی واداشته است.

Wednesday, April 24, 2019

کشتار مکه، نمونه‌یی منحصر به‌فرد از تروریسم دولتی پاسداران

کشتار مکه، نمونه‌یی منحصر به‌فرد از تروریسم دولتی پاسداران



بلوای رژیم خمینی در مکه
روز جمعه ۹مرداد۱۳۶۶پاسداران خمینی با سلاح و مهماتی که در چمدانهای زوار سالخورده و بی‌خبر حج جاسازی کرده بودند، یک جنایت تروریستی در مکه ایجاد کردند. بیش از هزار نفر کشته و مجروح شدند. خون بسیاری از حجاج از کشورهای مختلف بر زمین ریخت. پاسداران فتوای جنایتکارانه خمینی را به خونین‌ترین شکل در مقدس‌ترین سرزمین مسلمانان پیاده کردند. آن رسوایی یکی از ننگین‌ترین جنایت‌های تروریستی سپاه پاسداران بود. که در یک جنگ روانی کثیف تلاش کردند به گردن مجاهدین بیندازند.


به‌دنبال برملا شدن رسوایی روابط پنهانی و معاملات تسلیحاتی رژیم خمینی با آمریکا و اسراییل در سال۱۳۶۵(ایران‌گیت) و بحرانهای لاعلاجی که به‌دلیل جنگ ضدمیهنی و ضربات فزاینده ارتش آزادیبخش ملی که با آن روبه‌رو بود، نیاز داشت که برای تحت‌الشعاع قرار دادن وضعیت مرگبار رژیمش، با «فرار به‌جلو»، اقدام به طرح‌ریزی توطئه جنایت‌کارانه‌ای بنماید که این طرح را برای روز «جمعه ۹مرداد۱۳۶۶» (۳۱ژوئن۱۹۸۷) در مکه و ایام مراسم حج برنامه‌ریزی کرد و به‌ این ‌ترتیب، به رسوایی فضاحت‌بار دیگری درغلتید.
روز ۶مرداد ۱۳۶۶ خمینی در یک پیام بسیار طولانی برای زائران حج از ایادی خود خواست که در مکه در ایام حج دست به شورش بزنند.
تشویق و تحریک عوامل حکومتی و پاسداران توسط خمینی
تشویق و تحریک عوامل حکومتی و پاسداران توسط خمینی


در پی صدور این پیام سپاه پاسداران به سرکردگی محسن رضایی در آن زمان طی اطلاعیه‌یی با عنوان «لبیک یا امام» به خمینی جواب داده و برای انجام جنایت اعلام آمادگی کرد. در این اعلامیه که از رادیوی رژیم نیز پخش شد آمده بود:«…….. سپاه وفادار به شما در بین بسیجیان تمامی بلاد اسلامی، از عراق و لبنان و افغانستان گرفته تا آفریقای سیاه، به تشکّل هسته‌های مقاومت حزب‌الله پرداخته و جوانان برومند عاشقانه و با شتاب به سوی مبارزه با ستم و ظلم می‌شتابند» (رادیو رژیم، ۸مرداد۶۶).
به‌منظور سازمان‌دهی و راه‌اندازی این بلوای خونین، از این پیش‌تر، تعدادی از مهره‌ها و کارگزاران رژیم‌ آخوندی به مکه اعزام شده ‌بودند.
آنها با یک طرح از پیش مشخص، آشوب و درگیری خونین و بی‌سابقه‌ای را در جریان مناسک حج در حرم امن خانه خدا به‌راه انداختند که گروه کثیری از مردم و زائران قربانی آن شدند. بنا‌ به گزارش خبرگزاریها، ۴۰۲نفر در این درگیریها کشته و ۶۴۹نفر دیگر نیز مجروح شدند.
۲۷۵نفر از کشته‌شدگان و ۳۰۳نفر از مجروحان ایرانی بودند، همچنین ۱۴۵نفر از مردم عربستان و ۲۰۱تن از زائران کشورهای مختلف مجروح شده‌اند.
مهره‌های رژیم در حال آماده شدن برای ایجاد بلوا۲
مهره‌های رژیم در حال آماده شدن برای ایجاد بلوا

روزنامه نیویورک‌تایمز مورخ ۱۶مرداد۶۶ به‌ نقل از یکی از زائران نوشت: «ایادی خمینی زیر لباس‌هایشان چاقو، چماق و همه نوع سلاح حتی بمب حمل می‌کردند و برای مجبور کردن مردم به شرکت در تظاهراتشان، مردم عادی را مضروب می‌کردند».

موج تنفر و انزجار جهان علیه جنایات تروریستی خمینی و رژیمش در مکه

جنایات تروریستی و ماجراجویی خونین و بی‌سابقه چماق‌داران و پاسداران خمینی در مکه، تنفر و انزجار شدیدی را در کشورهای عربی و مسلمان برانگیخت.
«دانشگاه اسلامی الازهر»، دبیرکل جامعه عرب،یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین، صلاح‌خلف (ابوایاذ) عضو برجسته کمیته مرکزی سازمان آزادیبخش فلسطین و از چهر‌ه‌های نامدار انقلاب فلسطین،وزیر کشور فرانسه، رئیس‌جمهور اندونزی، شورای وزرای بحرین،رئیس‌جمهور الجزایر شاذلی بن‌جدید، رئیس‌جمهور پاکستان، و دیگر کشورهای جهان هر کدام به نوبه خود از این عمل اظهار انزجار کرده و محکوم نمودند.

اعترافات مقامات رژیم به ایجاد این بلوا در عربستان

منتظری جانشین وقت ولی‌فقیه رژیم در نامه‌ای به‌تاریخ ۱۷مهر۱۳۶۵ خطاب به خمینی نوشته است:‌
«سپاه در وقت حج یک کار غلط ناروا انجام می‌دهد و از ساکهای حدود صد نفر حجاج پیرمرد و پیرزن بدون اطلاع آنان سوء‌استفاده می‌کند به‌نحوی که در عربستان در وقت حج آبروی ایران و انقلاب را بردند و آقای کروبی ناچار شد از ملک فهد طلب لطف کند، لابد حضرتعالی شنیده‌اید» (کتاب خاطرات منتظری، جلد دوم، صفحه ۱۱۵۵)
چند ماه بعد از آن هم در یک نامه دیگر به خمینی نوشت:
«بسیاری از افراد مورد اطمینان که خود ناظر جریان و در خط مقدم راهپیمایی بوده‌اند می‌گویند همه گناه گردن سعودیها نیست…دشمن سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساکهای حجاج با ما عاقلانه برخورد و تا اندازه‌ای اغماض کرد و ما موضوع را رسیدگی نکردیم بلکه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد.»
اعتراف میر حسین موسوی نخست‌وزیر وقت در نامه‌یی به خامنه‌ای:
موسوی نوشت: عملیات برون‌مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت می‌گیرد. شما بهتر می‌دانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آن که هواپیمایی ربوده می‌شود، از آن باخبر می‌شویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده می‌شود و صدای آن در همه جا می‌پیچد، متوجه قضیه می‌شویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، این‌جانب از این امر آگاه می‌شوم. متأسفانه و به‌رغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات می‌تواند هر لحظه و هر ساعت به‌نام دولت صورت گیرد
احمد خمینی هم در ۹اردیبهشت ۶۸ به انجام این کار از طرف عوامل خمینی اعتراف می‌کند.(خبرگزاری فارس ۲۰مرداد ۹۵)
کروبی، رئیس سابق مجلس، در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه بو علی همدان گفت:« دوران شعبده‌بازی برای همه ما تمام شد، باید حرف بزنیم و پاسخ بگوییم…
من سال۶۴ نماینده امام بودم و در آن زمان مطابق با دستور امام در مدینه و مکه مراسم هماهنگ برائت برگزار می‌کردیم و در سال دوم متوجه شدیم یکی از هواپیماهای حجاج با ۱۱۰نفر مسافر بازداشت شده‌اند، بعد از پیگیری این مطلب فهمیدیم، نهادی در ایران با کاروان هماهنگی کرده و در ساکهای حاجیان مواد منفجره جایگزین کرده‌اند. مأموران عربستان پس از دستگیری آنان همگی را به‌ زندان فرستاده و به‌من گفتند شما نماینده مردم و سرپرست حاجیان ایرانی هستید، این عده کار خلاف انجام داده‌اند و شما به‌وظیفه خود برسید و این را به‌عهده ما بگذارید. فقط سه نفر از متخصصان مواد منفجره در زندان ماندند و بقیه آزاد شدند.»
نکته مهمی که لازم به یادآوری است این است که رژیم این بارهم مثل همیشه این مسأله را به گردن مجاهدین انداخت. هم‌چنانکه در جریان قتل کشیشهای مسیحی و انفجار حرم امام رضا که مثل همین قضیه خودشان بلوا را راه انداخته بودند و تمام مقامات درجه یک رژیم هم اذعان کردند که این خودشان بودند که مواد منفجره به مکه می‌بردند و....
خمینی نیز بعد از همه این فضاحت‌ها، از شدت گزیدگی از ضربه سیاسی بزرگی که دریافت نموده بود، طی اطلاعیه‌یی که به‌نام دفتر تبلیغات ضداسلامی حوزه جهل و جنایت قم منتشر نمود مطابق یک قاعده شناخته‌شده که هرکجا با شکست و فضیحت فاحشی مواجه می‌شود سوزوگداز خود را نهایتاً متوجه «دشمن اصلی‌اش» یعنی «مجاهدین» کرد و گفت:
– «ما دست و همدستی «مجاهدین»… و پیوند مرموز کفر و نفاق را در این فاجعه خونین می‌بینیم»!
گذر ایام و جنگ و دعواهای باندی ایادی خمینی بعدها با سند و مدرک نشان داد، کثیف‌تر از جنایت، انداختن آن به گردن مجاهدین بود که با مساعدت‌های بنی‌صدر و دیگر اقرار او در خارج کشور تبلیغ می‌شد.
باید سال‌ها می‌گذشت تا با قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست تروریستی، نقطه پایانی بر تمامی رذالت‌های سیاسی نهفته در آن اتهام و اتهامات مشابه دیگر به اپوزیسیون گذاشته شود.