Friday, May 31, 2019

مذاکره در بن‌بست

مذاکره در بن‌بست



بن بست
آخوند روحانی روز ۸خرداد بار دیگر رو در روی اظهارات ولی‌فقیه که گفته بود مذاکره در این شرایط سم مهلک است در جلسه هیأت دولت با ترفند دجالگرانه، طوری مذاکره جویی‌اش را مطرح کرد که گویی مذاکره نیاز آمریکاست. وی با بیان این‌که: «هر وقت خودشان برگشتند به میز مذاکره‌ای که خودشان ترک کردند راه به روی آنها بسته نیست. راه بازاست»، نیاز نظام به مذاکره و قبل از هر چیز ضرورت تعیین‌تکلیف نظام در رابطه با جامعه جهانی را به نمایش گذاشت و بحران درونی رژیم در این مورد را برملا کرد.
بعد از اظهارات رئیس جمهور آمریکا در ژاپن و تأکید مجدد وی مبنی بر این‌که خط آمریکا تغییر رژیم نیست، تضادهای درونی رژیم بر سر مذاکره با آمریکا شدت گرفته است.
تا آنجا که کیهان خامنه‌ای جذب روحانی توسط آمریکا را «عملیات شکار شاه ماهی» خواند و نوشت:« چاق کردن سوژه رسانه‌ای رفراندوم و جا زدن آن به‌عنوان یک مطالبه عمومی(؟!) می‌تواند دولت را به شکل خود خواسته در گوشه رینگ بیندازد و تبدیل به حریفی دست و پا بسته در مقابل آمریکا کند. دشمن در این عملیات فریب اگر بتواند نیاز خود را از زبان برخی مدیران ایرانی بزند، در واقع شاه ماهی شکار کرده است».کیهان خامنه‌ای در ادامه افزوده است:« وقتی روحانی خودش مذاکره با آمریکای عهدشکن را دیوانگی خوانده، درباره مذاکره مثلاً رفراندوم بکنیم که چه بشود؛ مشکل از فقدان توافق است یا زیر پا گذاشتن آن؟ چرا توپی را که در زمین دشمن است، باید به زمین خودی برگرداند؟».
در پاسخ به این سؤال که حتی در صورت مذاکره با آمریکا، رژیم چطور می‌خواهد پاسخ خواسته‌های مشخص جامعه جهانی را بدهد؟ سایت حکومتی فرارو با مطرح کردن این‌که « آیا انعطاف لفظی ترامپ در ژاپن مشکل را حل می‌کند؟» می‌نویسد: « تأکید ترامپ بر حل مسأله هسته‌یی ایران، گر چه ممکن است به عقب‌نشینی آمریکا از ۱۲درخواست تلقی شود، احتمالاً به این معنی نیست که آمریکا از دو مسأله اعمال محدودیت بر موشکهای بالستیکی ایران و نفوذ منطقه‌‎ای آن عقب‌نشینی کرده است. این احتمال کاملا مطرح است که ترامپ می‌خواهد ابتدا با مسأله هسته‌یی وارد مذاکرات شود و سپس موضوعات دیگری را هم در ادامه مذاکرات مطرح کند».
حمید رضا آصفی سخنگوی پیشین وزارت‌خارجه رژیم ضمن رد پیشنهاد مذاکره ترامپ به عجز و بن‌بست نظام در مقابل جامعه جهانی اذعان کرد و گفت:«ترامپ می‌خواهد چیزی ارائه دهد و بهترین متاع این است که بگوید من با جمهوری اسلامی مذاکره کردم و ایران را پای میز مذاکره آوردم. خیلی هم برای او مهم نیست که این مذاکره به نتیجه برسد یا نه، چرا که در هر صورت برد از آن او خواهد بود».
روزنامهٔ حکومتی ابتکار با توصیف فشارهای همه‌جانبه‌یی که تحریمها به نظام وارد کرده، به انزوای رژیم اذعان کرده و از جمله نوشته است: «حضور اروپا، روسیه، چین و سازمان ملل ‌متحد در این میان کمرنگ‌تر از هر زمان دیگر است. به‌نظر می‌رسد اروپا یا درگیر انتخابات پارلمانی اتحادیه خود است و یا به عمد، سیاست بنشین و ببین را در این معرکه دنبال می‌کند. شاید اروپا می‌خواهد با توجه به ظرفیت‌های دو‏طرف به سنجش روشنی از انتخاب موضع نهایی خود دست یابد. روسیه در موضعی عافیت‏طلبانه تکلیف خود را روشن کرده است؛ این‌که نمی‌تواند و نمی‌خواهد نقش آتش‌نشان را داشته باشد. چین با نگاه به ضرورت کاهش تنشهای اقتصادی با ایالات متحده، کج‌دار و مریز سیاست‌های آتش‌‏افروزانه کاخ سفید را نقد می‌کند». این روزنامه حکومتی با این حال در پایان با بیان این‌که «دیپلماسی، کلیدی و اصلی‌ترین ابزار در حال حاضر است؛ اگر چه نمی‏توان با اطمینان گفت که بخت دیپلماسی دوباره گل کرده است» استیصال و بن‌بست نظام را به نمایش گذاشته است.
و بالاخره علی بیگدلی کارشناس حکومتی هم‌سو با روحانی چشم‌انداز روشن جامهای زهر دیگری را که نظام باید سر بکشد به این صورت بیان کرده که « تنها اختلاف کشور ما با آمریکا بر سر برجام نیست، اختلافات جدی دیگری هم وجود دارد، به‌عنوان مثال حضور و نفوذ ایران در منطقه که در آینده چالش‌برانگیز خواهند بود. قطعاً مسأله برجام در نظر ترامپ صرفاً بهانه‌ای برای باز کردن باب مذاکرات در رابطه با سایر مسائل اختلافی میان دو کشور خواهد بود».
رفتار آتی رژیم نشان خواهد داد که مذاکره در بن‌بست و چنبرهٔ بحرانهای داخلی و بین‌المللی، برایش چه پیامدهایی خواهد داشت.

Thursday, May 30, 2019

گماشتن جلادان در مناصب قضایی و مقننه، پاسخ به چیست؟

گماشتن جلادان در مناصب قضایی و مقننه، پاسخ به چیست؟



جلادان قتل عام ۶۷

بستن دریچه پشت دریچه 

در ایران کنونی که سلطه‌گری مافوق مغولی بر عرصه‌ای از کشت و کار حکومتی کلان‌فاسد جریان دارد، هر روزش که طلوع می‌کند، دریچه‌ای به روی هر گونه گشایشی بسته می‌شود. هر بامدادی در منظر حاکمیت آخوندی به‌مثابه «ٰیک واقعیت تلخ است که مردم یک جورهایی می‌خواهند انتقام بگیرند». (تلویزیون رژیم، عماد افروغ، ۵خرداد ۹۸)
یکی از این دریچه‌ها که مدام به روی گشایش در ایران کنونی بسته می‌شود، موضوع عزل و نصب‌ها توسط خامنه‌ای یا ارگانهای دیگر حکومتی است. همهٔ این آورد و بردهای مناصب قضایی (مثل رئیسی جلاد) و مقننه (مثل عبدالرضا مصری دژخیم) و نظامی (مثل تصفیه در سپاه) هم به‌طور مستقیم ناشی از شرایطی است که حاکمیت ولایت فقیه در آن گرفتار آمده است. از این رو چون همة‌ پل‌های پشت سر را خراب نموده و برای آینده هم هیچ ذخیرهٔ مشروعیت میان مردم ایران کسب نکرده است، لاجرم هیچ راهی و گشایشی به روزگار پیش رو ندارد. با این مختصات، پرسش این است که از منظر ولی‌فقیه، راه چارهٔ نظام چیست؟

چهار میخ کردن بن‌بست

همان‌طور که اشاره شد، خامنه‌ای و کل دستگاه آخوندی تنها راه چاره را در انقباض هر چه بیشتر و میل شتابان به دهه ۶۰یافته‌اند. زمینه را هم خامنه‌ای تلاش کرد بیشتر از پیش مهیا کند. در دیدار ۱خرداد ۹۸با دانشجویان، خط و ربط «ایجاد زمینه برای روی کار آمدن دولت جوان و حزب‌اللهی» را داد. خط و ربطی که هیچ تعبیری جز چهار میخ کردن بن‌بست نظام ندارد.

شمایی از ساختار پاسدارـ جلادیِ سه قوه 

در آخرین نمونه تا این تاریخ، انتخاب عبدالرضا مصری جلاد بازمانده از دهه ۶۰ــ که به‌طور مستقیم در قتل‌عام تابستان ۶۷دست داشته ــ به‌عنوان نایب‌رئیس مجلس آخوندی است. نگاهی به سرخط‌های زندگی عبدالرضا مصری، گویای ساختار پاسدار ـ جلادیِ هر سه قوای حکومتی می‌باشد:
۱۳۶۰تا ۱۳۶۵سربازجو و شکنجه‌گر در استان کرمانشاه
جانشین دادستانی کردستان و دادیار در دادستانی کرمانشاه
شرکت فعال در اعدام زندانیان سیاسی در دهه ۶۰
عضویت در «کمیته مرگ» در استان کرمانشاه و شرکت در قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷
دارای مدارک تحصیلی مجعول
یکی از متهمان اختلاس و فساد مالی در وزارت رفاه و تأمین اجتماعی
این است ساختار ارگان قانون‌گذار نظام آخوندی که رئیس آن پاسدار و معاونش هم پاسدار و جلاد است. همگان به‌خاطر دارند که روز بعد از لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران، بسیاری از نمایندگان مجلس آخوندی لباس نشان‌دار سپاه پاسداران را پوشیدند تا اثبات کنند که مجلس آخوندی از صدر تا ذیل چیزی جز دنبالة سپاه پاسداران نیست.

هوک‌های مقابل در رینگ نظام 

انتصاب جلاد و دژخیم برای قضاییه و مقننهٔ نظام، گویای دست‌تنگی بسیار سخت خامنه‌ای و مجلس رژیم در انتخاب مهره‌های حکومتی است. گویای دست خالی و کیسه تهی ولی‌فقیه برای پاسخ دادن به شرایط فعلی می‌باشد. از طرفی هم نیشخند و تودهنی به جناح رقیب است که بحث اختیارات و رفراندوم قانون اساسی را پیش کشیده است و دارد در مجلس امضا برای آن جمع می‌کند.

پاسخ به تجلی جبهه خلق برای سرنگونی 

در شرایط کنونی، به بن‌بست رسیدن تضادهای درونی نظام و رفتن سراغ گماشتن جلادان و دژخیمان، ارتباط مستقیم با وضعیت جامعه و بالا گرفتن انتظار و توقع برای تغییر نظام دارد. آن زمینه‌ای را که خامنه‌ای برای «ایجاد دولت جوان حزب‌اللهی» دنبالش است، مردم ایران این‌چنین برایش مهیا کرده و «تجلی عینی» داده‌اند: «شما الان توی ماشین بنشینید. قبل از تظاهرات دی ۹۶من هر جا می‌رفتم فحش (به نظام) می‌شنیدم. توی اتوبوس، توی مینی‌بوس، همه داشتند فحش می‌دادند. به همه هم فحش می‌دهند و کاری ندارند؛ یعنی به همه فحش می‌دهند. با خودم گفتم این به همین‌جا ختم نمی‌شود. تجلی عینی پیدا خواهد کرد». (تلویزیون رژیم، عماد افروغ، ۵خرداد ۹۸)
باید دید این «تجلی عینی» یافتن نفی کلیت نظام در جامعهٔ ایران چقدر دامنه و عمق یافته است که تلویزیون تحت‌امر خامنه‌ای هم مجبور به تهیه برنامه و بازتاب آن شده است تا شاید با اذعان به این واقعیت، سوپاپ اطمینان نظام باشد و قدری از آتش آن بکاهد.
در همین برنامه تلویزیونی، لاعلاجی و بی‌درمانی و بن‌بست دستگاه خامنه‌ای برای مواجه شدن با شرایط انفجاری جامعهٔ ایران علنی می‌شود. بیانی که می‌تواند یکی از دلایل مهم انتصاب دژخیمان و جلادانی مثل رئیسی و سلامی و مصری توسط خامنه‌ای و مجلس رژیم باشد: «شما نمی‌توانید جلوی این چیزها را بگیرید. وقتی حق افراد داده نمی‌شود، وقتی احساس تبعیض می‌کنند، احساس نابرابری می‌کنند، مرزها را می‌شکنند. حریم را می‌شکنند».

خط بستن مردم، «واقعیت تلخ و فراگیر» برای نظام 

در غیرعادی بودن گماشتن جلادی مثل عبدالرضا مصری در معاونت رئیس مجلس آخوندها ــ و نمونه‌های مشابهی که اشاره شد ــ هیچ توجیهی گویاتر از این نیست که جبهه مردم ایران مقابل جبهه حاکمیت ولایت فقیه خط بسته است؛ آن‌قدر که مردم دنبال راه‌کار و گشودن جبهه‌های جدید برای تعیین‌تکلیف این نظام هستند. این «واقعیت تلخ» و «امر فراگیر» را نماینده سابق مجلس دربارهٔ جامعهٔ ایران تصویر می‌کند: «شما هر اعتراضی که می‌کنی، تبدیل به یک امر فراگیر می‌شود و بلافاصله سیاسی و امنیتی می‌شود. این یک واقعیت تلخ است. مردم یک جورهایی می‌خواهند انتقام بگیرند».

Wednesday, May 29, 2019

آشتی‌ناپذیریِ مردم با حاکمیت و تشدید رویارویی خامنه‌ای و روحانی

آشتی‌ناپذیریِ مردم با حاکمیت و تشدید رویارویی خامنه‌ای و روحانی



قیام

ویژه‌گیِ شرایط کنونی

یکی از ویژه‌گی‌های شرایط سیاسی کنونی، شدت یافتن تضادهای درونی نظام آخوندی با جهت‌گیریِ تعیین‌تکلیف آنها است. بروز این تضادها در هفته‌های اخیر، پیرامون قانون اساسی رژیم و مواضع خامنه‌ای و روحانی دربارهٔ برخی مواد آن شامل اختیارات دولت، رفراندوم و یا روی کار آوردن «دولت جوان حزب‌اللهی» است.
باید توجه داشت که وضعیت کنونی رژیم از یک طرف ناشی از بروز آثار تحریم و انزوای بیش‌از‌پیش و بیش از حد حاکمیت ولایت فقیه و از طرفی قطع امید مردم از این نظام و بی‌اعتمادی مطلق به آن است که اصلی‌ترین بحران رژیم است.

سرریز شدن تضاد جامعه در حاکمیت

مجموعهٔ عوامل فوق باعث شده است که تضاد جامعه با حاکمیت آخوندی هر چه بیشتر از قبل در درون نظام بریزد. خامنه‌ای و روحانی که در حفظ نظام به هر قیمت، دستشان در جنایاتی مشترک است، اما برای به‌در بردن خود از این مهلکه، لاجرم بر یکدیگر چنگ می‌اندازند. ویژه‌گی بالا گرفتن این تضادها در شرایط کنونی این است. اما آنچه به مردم ایران برمی‌گردد، واقعیت شرایط کنونی این است که کلیت نظام از جانب جامعهٔ ایران تعیین ‌تکلیف شده و سرنگونی محتوم آن، تنها تحول مطلوب ایران و ایرانی است.

پاسخ ناگزیر روحانی به خامنه‌ای

روز ۴خرداد ۹۸روحانی دیداری با نمایندگان رسانه‌های حکومتی داشت. دیداری که روحانی تلاش کرد با انواع ایما و اشاره‌ و حتی مستقیم، پاسخ خامنه‌ای را بدهد. چهار روز قبل از آن، حرف اصلی خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان حکومتی، تلاش برای «ایجاد زمینهٔ روی کار آوردن دولت جوان و حزب‌اللهی» بود.
روحانی در این جلسه، نخست روی پاسخ به خامنه‌ای متمرکز شد و سپس ضمن تعریف و تمجیدهای همیشگی از دولت و کابینه‌ خود، چند فقره ابتذال‌گرایی و عوام‌فریبی‌خاص آخوندی را هم به نمایش گذاشت.
روحانی در پاسخ به خامنه‌ای که خواسته است «دولت جوان حزب‌اللهی» سر کار بیاید، با سوء‌استفاده خاص آخوندی از شب‌های قدر و ضربت خوردن علی(ع)، تلاش کرد ناکارآمدی دولتش را در وعده‌های سر خرمنی که در انتخابات ۹۶داده بود، با زمانهٔ حکومت علی مشابهت دهد: «عده‌یی نگذاشتند پیام علی، صدای علی، راه امیرالمومنین در دل مردم بنشیند. نکند یک وقتی امروز ما شاهد تکرار تاریخ باشیم...بعضی‌ها بالاتر می‌گویند خوب شد؛ باید به دولت فشار بیاوریم، به مردم بگوییم این‌ها بلد نیستند اداره کنند. خدا نکند یک چنین چیزی باشد و اگر این باشد، یعنی بزرگترین خیانت تاریخی به ملت و تاریخ ایران». (سایت حسن روحانی، دیدار با اصحاب رسانه، ۴خرداد ۹۸)

اصحاب مواجب‌بگیر

روحانی در ادامهٔ پاسخ به خامنه‌ای و حمله به جناح وی، از یک طرف به مزدوری رسانه‌های حکومتی برای خامنه‌ای اعتراف کرد و از طرف دیگر سانسور افسارگسیختهٔ اصحاب مواجب‌بگیر تحت‌امر نظام را با هدف پنهان کردن واقعیات جامعه برملا نمود: «شما نقص دستگاه دیگر را جرأت نمی‌کنید بگویید. باید مال دولت را بگویید. آزاد هستید؛ چون قوه قضاییه و مجلس که شما جرأت نمی‌کنید بگویید؛ اما برای دولت، شما آزاد هستید».

لشکرکشی‌های در تقدیر

این‌ها پاسخ مستقیم روحانی به خامنه‌ای هستند که بی‌شک بر دامنه و عمق تضادهای جاری می‌افزاید و لشکرکشی جدید را موجب خواهد شد. پیش از این هم برخی نمایندگان مجلس بر سر مواضع روحانی درباره قانون اساسی و اختیارات رئیس جمهور، به او چنگ و دندان نشان داده و تهدیش کرده بودند: «آقای رئیس‌جمهور به‌جای این‌که به مشکلات مردم بپردازه، بحث اختیارات خودش را مطرح می‌کند، رفراندوم را مطرح می‌کند». (خبرگزاری مجلس، کوچکی‌نژاد، ۵خرداد ۹۸)
در ادامهٔ بالا گرفتن تضادهای درونی که بی‌رابطه با حرف خامنه‌ای برای «زمینهٔ سر کار آوردن دولت جوان حزب‌اللهی» نیست، دیگر نمایندگان باند خامنه‌ای، دولت روحانی را مسبب وضعیت کنونی جلوه می‌دهند. در این داد و بیدادهای حکومتیان، به واقعیت مقابلهٔ مردم با سانسور و فیلتر تلگرام، طرد مداوم عناصر حکومتی، ظلم حاکمیت و تجمعات اعتراضی علیه کل نظام اعتراف می‌شود: «فیلتر کردن تلگرام چقدر موفقیت‌آمیز بود؟ جز این‌که اکثریت کاربران فقط مورد ایذا قرار می‌گیرند و با استفاده از فیلترشکن و بدو بیراهی که نثارمان می‌کنند، هم‌چنان مراجعه‌کننده به تلگرام می‌باشند. (محمد کاظمی)» و یا: «آقای رئیس‌جمهور! در دیزی باز است، بالاخره بقیه‌اش چی؟ من اولین نفری هستم که چادر به کمر می‌زنم و با جان خودم بهای این ظلم را می‌پردازم...تجمعات هر روز آنان در عسلویه برای جمهوری اسلامی ایران زیبنده نیست و بارها مورد سوء‌استفاده در رسانه‌های معاند قرار گرفته است. (سکینه الماسی)». (خبرگزاری مجلس، ۵خرداد ۹۸)

بهای جنگ قدرت حکومتی از جیب و جان مردم

بخش دیگری از سخنان روحانی در پاسخ به خامنه‌ای، اعتراف به ارگانها یا دولتهای موازی است که با غارت و چپاول و اختلاس و جنایات مشترک، وضعیت فوق طاقت معیشتی را برای مردم ایران ایجاد کرده‌اند. روحانی برای گریز از اعتراف به این جنایات مشترک، تلاش کرد نقش کلیت نظام را کمرنگ جلوه دهد و دولتش را نیز در ببرد. از طرفی اذعان نمود که جنگ و جدال جناحین حاکمیت برای دزدی و چپاول و سلطهٔ بیشتر است که بهای آن را مردم ایران می‌پردازند: «چرا این‌قدر کارهای موازی ما انجام می‌دهیم؟ بیاییم هزینه این جنگ را کم کنیم. هر چه دیرتر به نتیجه برسیم مردم رنج بیشتری می‌برند تمام رنج ها و سختیها بر دوش مردم است». (سایت حسن روحانی، دیدار با اصحاب رسانه، ۴خرداد ۹۸)

تباهی جامعه و مرگ معیشت به قیمت حفظ نظام!

فراز آخر حرف‌های روحانی، گویای شیادیِ خاص‌الخاص یک آخوند می‌باشد که شعور پامنبریهایش هم در گرو تأیید و بازتاب دادن به حرف‌های او است. در حالی که طاعون گرانی، بیکاری، فقر، تباهی همه‌جانبهٔ اجتماعی، تن‌فروشی برای یک لقمه غذا، چندشغله بودن کارگران و کارمندان و معلمان و فساد اداری و رانت‌خواری و اختلاس بیداد می‌کند، روحانی مدعی راضی بودن مردم از این وضعیت است! روحانی ضمن اذعان به چنین وضعیتی می‌گوید «به نظر م این مهم نیست». روحانی اشراف کامل دارد که «مردم به نظام اعتماد ندارند» و کارگزاران نظام و نمایندگان مجلس بارها این واقعیت در جنگ و جدال درونی حاکمیت گفته‌اند. در چند سطر بالاتر نیز از قول نمایندگان مجلس آوردیم که «اکثریت کاربران بد و بیراه نثارمان می‌کنند»، با این حال با تأکید بر «حاکمان اصلی»، خودش را از خامنه‌ای جدا جلوه داد و بلاهت و شیادیش را با هم آمیخت و گفت: «در افکار مردم در قضاوت مردم در حمایت مردم از نظام آن مهم است ممکن است مردم در زندگی خودشان شب سفره کوچکتری داشته باشند با سختی زندگی کنند این درست است این مهم نیست به‌نظر من این اول نیست مسأله اول این است که دشمن ما بفهمد مردم ما ولو این‌که سفره آنها کوچک شده دست از آرمان‌شان و نظام شان دست بر نمی‌دارند و به حاکمان اصلی خودشان اعتماد دارند». (همان منبع)

بلوغ نهایی و برآیند تضادها

مشاهده می‌شود که ویژه‌گی‌های شرایط سیاسی و متحول کنونی که حاکمیت ولایت فقیه را محاصره کرده است، شدت یافتن تضادهای درونی نظام آخوندی را روزانه سرعت و جهت‌گیریِ تعیین‌تکلیف می‌دهد. رویارویی خامنه‌ای و روحانی نیز لاجرم در بستر چنین شرایطی، هر دم به جانب بلوغ نهایی‌اش میل خواهد کرد. این تحول، یک رویداد ناگزیر برای کل نظام است که برآیند آن، دامن زدن بیشتر و بیشتر تضاد آشتی‌ناپذیر مردم ایران با کل حاکمیت خواهد بود. مردمی که این نظام با همه باندهایش را تعیین‌تکلیف خواهند کرد.

Tuesday, May 28, 2019

مذاکره؛ نه در حرف، دریوزگی در عمل

مذاکره؛ نه در حرف، دریوزگی در عمل



مذاکره؛ نه در حرف، دریوزگی در عمل
در حالی که سران رژیم یعنی خامنه‌ای و روحانی از منع مذاکره با آمریکا دم می‌زنند اما ظریف وزیر خارجهٔ حسن روحانی مذاکره را در حرف رد می‌کند اما در خفا به‌دنبال کانال مذاکره با آمریکا است. نیاز و التماس برای مذاکره از همه جای نظام به گوش می‌رسد.
با وجود منع رسمی مذاکره توسط ولی‌فقیه ارتجاع، ظریف وزیر خارجهٔ رژیم آخوندی هم‌چنان در یک جمله مذاکره را رد می‌کند و در جملهٔ بعد آنرا پیش می‌کشد. وی می‌گوید «با ترامپ وارد مذاکره نمی‌شویم» اما بلافاصله کانال مذاکره که همان برجام است را نشان داده و می‌ گوید « مگر این‌که آمریکا تعهداتش در برجام را اجرا کند». معنای تعهد به برجام از سوی رژیم به‌معنی سرسپاریش به تعهد هسته‌ای نشدن به ۱+۵است.
هنگامی که در پنجشنبه گذشته پولیتیکو فاش کرد ظریف در جریان سفر نیویورک با «دایان فینشتاین» سناتور مطرح دموکرات دیدار کرده است. ظریف با برملا شدن دیدار غیرعلنی‌اش که به‌منظور دریوزگی برای مذاکره است سکوت کرده و سخنگوی وزارت‌خارجه رژیم را به صحنه فرستاده تا بگوید علت دیدار ظریف با سناتور آمریکایی جلوگیری از تاثیر‌گذاری گروه‌های فشار هم‌چون «گروهB» بوده است. وی فاش کرد که رژیم بیش از دو دهه است به‌دنبال این‌گونه تماسها با مقامات و اعضای کنگره آمریکا بوده است.
به‌رغم این‌که اقدامات وزیر خارجهٔ رژیم نمی‌تواند بدون اذن و اجازهٔ خامنه‌ای باشد با این حال در درون رژیم طور دیگری وانمود می‌شود:
 حسن نوروزی عضو مجلس ارتجاع ۴خرداد۹۸در همین رابطه گفت: «عده‌ای معتقدند که اگر مذاکره منفعت ایجابی ندارد حداقل از خصومت آمریکا علیه کشور ما می‌کاهد و اینهم درست نیست چون در مذاکره آمریکا می‌پندارد که فشار و تهدید پاسخ مثبت داده لذا آنها می‌گویند حال زمان سخت گرفتن بر ایران است».
پاسدار رشید سرکردهٔ قرار ضدخاتم رژیم هم در مجلس ارتجاع ۴خرداد ۹۸موقعیت نظام را «یک موقعیت خاص با یک رویارویی سرنوشت ساز» توصیف کرده و گفت: «قرار گرفتن در یک موقعیت خاص با یک رویارویی سرنوشت‌ساز در برابر سیاست‌های زیاده‌خواهانه آمریکاییهای متجاوز و تروریست و متحدان آنها رژیم صهیونیست و سعودی‌ها هست.
این رویارویی به این دلیل سرنوشت‌ساز است که دشمن ما را مخیر میان بی‌ثباتی و جنگ و یا تسلیم قرار داده است، پرسش این است که برای تصمیم‌گیری در برابر رویارویی سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟».
پاسدار رشید در پاسخ به سؤال خودش که «در برابر رویارویی سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟ با چند باید درمانی بی‌راه‌حلی نظام را به نمایش گذاشت. در حالی که از درون نظام ضرورت غلط کردم گویی نسبت به سیاست‌های توسعه‌طلبانه رژیم به‌مثابه تنها راه حفظ نظام تنها راه‌حلی است که به گوش می‌رسد.
علی مطهری نایب‌رئیس مجلس ارتجاع در ضرورت مذاکره برای نظام گفت:‌« فکر می‌کنیم معنی انقلابی‌گری، یعنی روابط خود را با دنیا قطع کنیم و دیواری دور خود بکشیم و روابط بین‌المللی نداشته باشیم. اگر رابطه ما با آمریکا قطع شد، این خواسته ما نبود. به‌دنبال حادثه تسخیر سفارتخانه، آمریکا رابطه خود را با ایران قطع کرد».
وی ضمن غلط کردم گویی در مورد سیاست‌های نظام در مورد همسایگان منطقه‌یی گفت:« من عقیده دارم عربستان و امارات بعضاً هم از ترس ما به دامن اسراییل پناه بردند. باید خیال آنها را راحت کنیم و بدانند که ما به‌دنبال شیعه کردن دنیای اسلام نیستیم».
محمد مهدی مظاهری یک کارگزار حکومتی هم‌سو با باند روحانی نیز با دریوزگی و غلط کردم گویی خطاب به همسایگان گفت:‌ «نکته‌ای است که کشورهای همسایه ایران به‌ویژه عربستان و امارات باید به جای ائتلاف سازیهای جدید به آن توجه کنند. منطقه ما بیش از آن که به گرو کشی‌ها و نشست‌های فوق‌العاده برای جبهه بندی‌های جدید نیاز داشته باشد، محتاج یک «سیستم امنیتی مشترک» با حضور همه کشورهای همسایه است».
فریدون مجلسی یک کارگزار دیگر رژیم موضع پایین نظام را خاطرنشان کرده و برای حفظ مذاکره هشدار می‌دهد: «امروز بسیاری از این کشورها هزینه می‌کنند تا غرب علیه ایران وارد جنگ شود. حضور ادوات نظامی آمریکا در خلیج‌فارس موضوع ساده‌ای نیست و نمی‌توان این مهم را نادیده گرفت. طرف مقابل بر گفتگو پافشاری می‌کند. البته این گفتگو با گذشته متفاوت است. آنها انتظارشان از گفتگو با ایران اجرایی شدن تمام خواسته‌هایشان است. از این‌روست که نباید باب مذاکره را مسدود کرد».

Monday, May 27, 2019

مذاکره با اجازه یا بدون اجازه؟

مذاکره با اجازه یا بدون اجازه؟



مذاکره با آمریکا
مذاکره کردن یا مذاکره نکردن با آمریکا تبدیل به موضوع اصلی در درون رژیم شده است. اصلی از آن رو که با تعیین‌تکلیف این موضوع سمت و سوی حل سایر مسائل رژیم هم روشن می‌شود. یعنی این‌که رژیم می‌خواهد به سمت تسلیم و ذلت به‌قول خامنه‌ای برود یا قصد دارد در برابر مردم ایران و جامعه جهانی دست به مقابله بزند؟
انتشار خبر ملاقات ظریف با سناتور آمریکایی از طرف یک رسانهٔ آمریکایی، در بالای رژیم با سکوت مواجه شده اما در بدنهٔ آن بار دیگر تنش بالا گرفت.
سایت پاسدار محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأیید اقدام ظریف برای ملاقات با سناتور آمریکایی نوشت: «ظریف در سفر دور دنیا برای کم کردن فشار آمریکا؛ برخی نمایندگان در حال کارشکنی در داخل!»، از صف‌بندی مهره‌های باند خامنه‌ای در مجلس ارتجاع در برابر دولت روحانی خبر داد و از جمله نوشت: «ضیاءالله اعزازی عضو مجلس ارتجاع گفت: « به‌نظر می‌رسد که برخی از اعضای دولت به فرمایشات مقام معظم بی‌توجهی کرده و کار دیگری را انجام می‌دهند. این‌که وزیر خارجه کشور مان با سناتور دموکرات آمریکایی مذاکره می‌کند دقیقاً نقض فرمایشات ایشان است».
حملات در مجلس ارتجاع به باند روحانی بر سر مذاکره بعضاً بدون اشاره به اقدام اخیر ظریف بود. از جمله حاجی دلیگانی روز ۵خرداد در مجلس گفت: «جناب آقای روحانی رئیس‌جمهور محترم اگر معتقدید که در خط مقدم جنگ اقتصادی هستید طبیعتاً باید اقتضائات جنگ اقتصادی را بپذیرید در جنگ دل بستن و امید به دشمنی که بارها عهد شکنی کرده خطاست مبادا اروپائیان با وعده اینس‌تکس و امروز و فردا کردن فرصت را از شما بگیرند و آمریکاییها آهنگ خواب و غفلت را در قالب دادن شماره تلفن یا سخنان به ظاهر ملایم و چراغ سبز مذاکره و تعدیل شرایط با تغییر دموکرات ها با جمهوریخواهان خواب تان را کوک کرده باشند».
رسانه‌های حکومتی هم قبل از این‌که مستقیم به طریف و دولت روحانی برای مذاکره جویی حمله کنند تلاش کرده‌اند پای ولی‌فقیه ارتجاع را به میان بکشند.
روزنامهٔ وطن امروز از باند دلواپسان نظام روز ۵خرداد زیر عنوان «بس کن آقای ظریف» نوشت:« اقدام ظریف در دیدار با این سناتور دموکرات اما در حالی انجام شده است که یک روز پیش از آن، رهبر در دیدار رمضانی با مسئولان نظام، مذاکره با آمریکا را سم و مذاکره با دولت کنونی این کشور را سم مضاعف خوانده بودند».
این روزنامهٔ حکومتی که جرأت نکرده است ولی‌فقیه ارتجاع را برای این دیدار مستقیم به زیر سؤال ببرد ولی نسبت به آثار شوم این دیدار برای نظام هشدار داده و نوشته است:« آقایان قرار است راهی را که با صرف ۶سال وقت و هزینه ملت ایران، پایان شوم آن مشخص شده است، باز هم ادامه دهند».
سایت محسن رضایی به‌صورت تأیید آمیزی توئیت صادق زیبا کلام را انعکاس داده که در حمله به مخالفان مذاکره جویی ظریف نوشته است: «تندروها پیرامون ملاقات آقای ظریف با سناتور دایان فینشتاین که از منتقدان سرسخت‌ ترامپ در سنا می‌باشد دارند بگونه‌ای برخورد می‌کنند کانه ظریف مرتکب جاسوسی شده و کاسه عدسی امنیت ملی را شکسته».
برخلاف دفاعیات سایت پاسدار محسن رضایی از باند خامنه‌ای، کیهان خامنه‌ای با حمله به ظریف تشتت درونی باند ولی‌فقیه را به نمایش گذاشته و ضمن حمله به ظریف نوشته است:« در آستانه جنگ، کدام دیوانه‌ای بر سر سلاحش مذاکره می‌کند؟!
برخی خبرها و تحرکات اما می‌گویند، آنها فقط نمی‌گویند باید مذاکره کرد. آنها عملاً مقدمات مذاکره را کلید زده‌اند، منتها به دور از چشم رسانه‌ها و در سطحی پایین‌تر. رئیس‌جمهور سوئیس، حافظ منافع آمریکا (در ایران) به دیدار مقامات آمریکایی می‌رود، ژاپن از ظریف برای سفر به این کشور رسماً دعوت می‌کند، وزیر خارجه عمان سر زده به تهران می‌آید. وجه مشترک این سه کشور وقتی به «ایران» می‌رسند چیست؟ میانجیگری! برای چه؟ مذاکره! و ناگهان خبر می‌رسد وزیر خارجه کشور‌مان با یکی از نمایندگان کنگره آمریکا دیدار کرده! و طرف مقابل نیز از سوی وزارت‌خارجه آمریکا مأمور دیدار با ظریف شده است!»
در مقابل سایت حکومتی بهار با حمله به «جریاناتی که مذاکره، تعامل و توافق با دیگر کشورها را سازش معنا کرده‌اند» و با اشاره به کارنامه سراسر ذلت‌بار و ورشکستهٔ اقتصادی نظام تلویحا تنها راه برون‌رفت نظام برای مهار خشم مردم و برون‌رفت از بن‌بست را مذاکره دانست و نوشت « تعامل با جامعه جهانی ذلت‌آفرین بوده و یا چنین عملکرد آشفته اقتصادی که اقشار مختلف مردم را سال‌هاست تحت فشار قرار داده است؟! به‌نظر می‌آید جریاناتی که مدعی انقلابی‌گری هستند و خود را مخالف حرکاتی که سبب ذلیل شدن ملت ایران می‌شود معرفی می‌کنند می‌باید بیشتر از دیگران به این پرسش فکر کنند. شاید اشتباه محاسباتی در سازش و تسلیم نامیدن تعامل سازنده با جهان سبب این ذلت واقعی در اقتصاد شده باشد».

Sunday, May 26, 2019

شرایط انفجاری و تلاش مذبوحانه برای مقابله با آن

شرایط انفجاری و تلاش مذبوحانه برای مقابله با آن



شرایط انفجاری ...
شرایط انفجاری جامعه چنان است که با وجود تمام مراقبتهای سرکوبگرانهٔ رژیم، از هر روزنی خشم و نارضایتی مردم فوران می‌کند و این وضعیت رژیم و مهره‌ها و کارگزاران آن را وحشت‌زده می‌کند، وحشتی که آن را در اظهارات همهٔ مقامات و مهره‌های ریز و درشت رژیم و در همه جا می‌توان دید؛ از جمله در جمعه‌بازارهای حکومتی.

آخوند میرعمادی امام جمعهٔ خامنه‌ای در خرم‌آباد با گرفتن ژست اپوزیسیون و اشک تمساح ریختن برای مردمی که نان شب ندارند، گفت: «مشکل اصلی مردم مشکل معیشت است مشکل اقتصاد است این گرانی‌ها فشار عجیبی بر مردم وارد کرده است نمی‌دانم آیا واقعاً بعضی از مسئولان می‌دانند بر طبقات متوسط و ضعیف چه می‌گذرد؟ اگر نمی‌دانند من دعوت می‌کنم یک روزی بیایند در درون دفتر ما بنشینند افرادی که مراجعه می‌کنند به نان شب شون محتاج هستند به یک بسته خرمایی نیازمند هستند که روزه ‌شان را افطار بکنند آیا نباید به فکر معیشت مردم باشیم؟.... می‌گویند آقا با ارز دولتی را گرفتند کالا را وارد نکردند به کی می‌گویی؟ چه کسی ارز دولتی داد؟ این ارز دولتی را چه کسی گرفت؟ چگونه گرفت؟ خب خودتان می‌گید خودتان هم حل بکنید».
آخوند علم‌الهدی نماینده و امام جمعه خامنه‌ای در مشهد هم با ابراز نگرانی از وضعیت معیشتی مردم، ضمن اعتراف به رها شدن امور، از دولت روحانی خواست این جامعه و کشور را اداره کنند و مدیریت کنند، اراده کنند با همه قدرت بیایند این تنگنای معیشتی را از سر راه مردم بردارند این مشکلات گرانی را حل کنند.
اما هراسان‌تر از سایر امام جمعه‌های شهرهای کشور، امام جمعهٔ تهران، آخوند موحدی کرمانی بود که او هم ضمن ترفند گرفتن ژست اپوزیسیون، به‌طور مسخره‌یی خواستار این شد که دولت و نظام جایی را مشخص کنند که مردم بیایند حرفها و عقده‌های دلشان را بیان کنند او در این رابطه گفت:«خب بدیهی است همه مردم که یک جور نیستند. بعضی‌ها طرفدار حکومت هستند. بعضی‌ها مخالف حکومت هستند. بعضی‌ها حرف دارند. بعضی‌ها اعتراض دارند کی باید و کجا باید این عقده‌ ها از دل مردم بیرون بیاید به چه وسیله‌ای باید یک مرد یک آدمی اگر واقعاً می‌خواهد با وزیر ملاقاتی بکند می‌خواهد یک پیشنهادی بدهد، می‌خواهد یک حرفی بزند، می‌خواهد درد دلی بکند راهش چیه؟ در جامعه ما همچین چیزی وجود دارد؟ مگر می‌توانند؟ نامه هم می‌نویسند بعداً به ما خبر می‌دهند نامه نوشتیم جواب ندادند این رویه غلط است از درد دل مردم باخبر بشوید مشکلات مردم را بدانید چی هست».
جالب است که وقتی آخوند موحدی این حرفهای شیادانه را می‌زند، یکی از همان کسانی که پای منبرش هستند، برمی‌خیزد و فریاد می‌زند که به حق من تجاوز شده و کسی هم رسیدگی نمی‌کند. این قسمت را از رادیو تهران که جریان را مستقیماً پخش می‌کرد، بشنوید؛ که این آخوند شیاد درست بعد از شعارهای شیادانه در مورد شنیدن حرف مردم چطور صدای این مرد ستمدیده را خفه می‌کند. البته تلویزیون رژیم بعداً این قسمت را حذف و سانسور کرد. اما آن را از رادیو تهران می‌شنویم:
«صدای یک مرد: به حق من تجاوز شده
موحدی اقلا از مقام معظم رهبری یاد بگیرید.
فریادهای اعتراض یک مرد..
موحدی کرمانی: خیلی خب به اون کسی که مسئول هست اون را پیدایش کن و بهش بگو
نفر در جمعیت: زندگی من را گرفتند
موحدی کرمانی: عرض کردم به اون کسی که مربوط به او میشه، شما بگو این جا که بگی الآن چه فایده داره؟ شما می‌گویید منهم می‌شنوم اینجا که اون طرف چیز شما نیست اون کسی که طرف است شما بهش بگو یک صلوات ختم بفرمایید».
آنچه در این جریان بسیار عبرت آموز است، این است که فضای انفجاری جامعه چنان شدت و حدت و پتانسیلی دارد که حتی وقتی در یک اجتماع حکومتی مثل نمایش جمعه کمترین روزنه‌یی باز می‌شود، چطور از همان روزنه خشم و اعتراض حتی از سوی مستمعان و پامنبریهای آخوندها فوران می‌کند. این نمونه به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا رژیم جرأت ندارد دست به کوچکترین مانوری بزند.

Friday, May 24, 2019

نمایش تکراری و مهوع مبارزه با فساد، چرا؟

نمایش تکراری و مهوع مبارزه با فساد، چرا؟



نمایش مبارزه با فساد
پا به پای آخوند روحانی که هر شب با گروهی از ایادی رژیم تحت عناوین مختلفی مانند حقوقدان و دانشجو و روحانی و غیره، دیدار می‌کند و سعی در توجیه بحرانهای گریبانگیر رژیم می‌کند، آخوند جلاد رئیسی سردژخیم قضاییه خامنه‌ای نیز هر روز برای گروهی سخنرانی می‌کند و دربارهٔ اصلاح قوه قضاییه و قوانین موجود، کاستن از مدت زمان دادرسی‌ها، کاهش تعداد سرسام‌آور زندانیان و به‌خصوص مبارزه با فساد و رانت‌خواری و اختلاس داد سخن می‌دهد.
روز اول خرداد تلویزیون شبکه ۲رژیم با آب و تاب از نشست سردژخیم قضاییه با گروهی از ایادی رژیم که تلویزیون حکومتی آنها را اصحاب رسانه معرفی می‌کرد، دیدار کرد. در این نشست نمایشی، هم آن به‌اصطلاح اصحاب رسانه‌های فرمایشی و هم آخوند رئیسی کوشیدند ضمن اشاراتی به فضای گانگستری حاکم بر رژیم، وانمود کنند که گویا قرار است، از این پس این فضا تغییر کند.
در این نمایش محمدی از سایت حکومتی پایگاه خبری عصر ایرا ن گفت: «اگر در قوه قضاییه، یک قاضی خلاف کنه، آیا قوه قضاییه رو تعطیل می‌کنند؟ اگر در یک بانکی اختلاس شد اون بانک رو تعطیل می‌کنند، ولی یک خطایی یک شخصی در یک روزنامهٔ ی انجام می‌ده، کل اون روزنامه رو تعطیل می‌کنند».
گزارشگر تلویزیون: «موضوع رسیدگی به موارد فساد اقتصادی هم نقل نشست اصحاب رسانه با رئیس دستگاه قضا هم بود و حجت الاسلام رئیسی اطمینان داد در برخورد با مفاسد اقتصادی، خط قرمزی وجود ندارد. در پرونده‌های مختلف که به هر حال قدرتشون زیاده، ما رسانه‌یی‌ها رو هم گاهی تهدید می‌کنند. به انحاء مختلف از تطمیع شروع می‌شه تا تهدید».
آخوند رسایی از دلواپسان نظام مدیر هفته‌نامه حکومتی ۹دی گفت: «شما اگر همه اون سه تا معضل رو حل بکنید اما با دانه درشتها نتونید برخورد بکنید،‌ یا افکار عمومی این احساس رو پیدا نکنه».
آخوند رئیسی در پاسخ رسایی گفت: « فرقی بین دانه درشت و دانه ریز نمی‌کنه، بعضی از دانه ریزا رو هم باید برخورد کرد، به‌خاطر دانه درشت از دانه ریز بخوایم بگذریم، نه! هم دانه ریزا رو برخورد می‌کنیم هم دانه درشتها رو».

در نمایش مبارزه با فساد، که با کارگردانی رئیسی جلاد در جریان است، رسانه‌های حکومتی از نامهٔ بیش از ۲۸۰۰تن از ایادی و دژخیمان رژیم در نامه‌یی به رئیسی جلاد، به‌اصطلاح پیشنهادات خود دربارهٔ مبارزه با فساد و رانت و ایجاد عدالت بین مردم، به او ارائه کردند.
«مبارزه با فساد و اجرای عدالت، نیازمند تصمیم‌گیریهای بزرگ، ۲۸۰۰تن بسیجی و انقلابی در نامه به رئیس قوة قضاییه مطالبات خودشون رو در رابطه با مبارزه با فساد و رانت و اجرای عدالت مطرح کردند.
در این نامه با اشاره به این‌که استقرار عدالت و مبارزه با فساد در گام دوم نیازمند تصمیمات بزرگ و عدالت گستری و احیای حقوق عامه، کام مردم را شیرین می‌شود، آمده» (تلویزیون شبکه ۲رژیم ۱خرداد ۹۸)
در این نامه ضمن انشانویسی مبتذل و به هم بافتن کلیاتی در باب خوبی‌ عدالت و بدی فساد، علت روی آوردن نظام به این نمایش مسخره و تکراری برملا شده است؛ آنجا که هشدار می‌دهد: «اگر دست مفسدان و سوء‌استفاده ‌کنندگان از امکانات بیت المال قطع نشود و اگر امتیازطلبان و زیاده ‌خواهان پرمدّعا و انحصارجو، طرد نشوند، سرمایه‌ گذار و تولیدکننده و اشتغال‌ طلب، همه احساس ناامنی و نومیدی خواهند کرد و افرادی از آنان به استفاده از راه‌های نامشروع و غیرقانونی تشویق خواهند شد».
نمایش مبارزه با فساد آن قدر مسخره است که حتی رسانه‌های خود رژیم هم آن را تخطئه می‌کنند.
از جمله روزنامهٔ حکومتی همدلی (اول خرداد) طی مطلبی با عنوان «اژدهای اختلاس هنوز هم سر دارد و هم دم» به تکراری بودن و بی‌نتیجه بودن این نمایش که صرفاً به‌منظور فریب مردم است اشاره کرده و می‌نویسد:‌ « داستان اختلاس در ایران، به‌دلیل تکرار مداوم در ۳۰سال اخیر و پیگیری آن از سوی مقامهای قضایی و در نهایت انتشار چند و چون آن در روزنامه‌ها و رسانه‌های مختلف، انگار هم قبح خود را از دست داده است و هم آن که برای مردم به امری عادی تبدیل شده است».
این روزنامهٔ حکومتی سپس با طرح این سؤال که «چرا سر این اژدها بریده نمی‌شود و حتی دم آن را هم نمی‌توانند قیچی کنند؟». خود به آن این‌گونه پاسخ می‌دهد: «فساد اقتصادی به بخش جدایی‌ناپذیر مدیریتها تبدیل شده است».
البته این روزنامه حکومتی اگر می‌خواست دقیق‌تر بنویسد باید می‌نوشت ساختار اقتصادی این نظام بر فساد و رانت سوار است و به‌قول مهره‌های همین رژیم فساد نهادینه و سیستماتیک است. به عبارت دیگر خانه از پای بست ویران است.‍

Wednesday, May 22, 2019

نمایش مبارزه با فساد، با طعم جنگ باندی

نمایش مبارزه با فساد، با طعم جنگ باندی



دزدی و فساد
به‌منظور تسکین و تخفیف خشم و نفرت مردم از چپاولگریهای میلیاردی ایادی رژیم و آقازاده‌ها، این روزها نمایش مبارزه با فساد بار دیگر در رژیم بالا گرفته و خبرهای آن با جوسازی و تبلیغات در رسانه‌های رژیم و تلویزیون حکومتی منعکس می‌شود که در آن رنگ جنگ باندی به‌وضوح بارز است و به‌نظر می‌رسد که در حال حاضر این باند خامنه‌ای است که موج حملات جدیدی را علیه باند روحانی و دولت او شروع کرده است.
تلویزیون شبکه ۲رژیم ۳۰اردیبهشت گذشته با آب و تاب از محاکمهٔ داماد وزیر کار دولت روحانی گزارش داد: «دومین جلسهٔ دادگاه رسیدگی به اتهامات محمدهادی رضوی ابر متهم بانک سرمایه در حالی برگزار شد که نمایندهٔ دادستان، گوشه‌ای از اتهامات رضوی رو برای قاضی قرائت کرد. ایشون خودشون رو متهم خرد بانک سرمایه معرفی می‌کنند. درست است که سرمایه بانک سرمایه خرده‌ای از اتهامات ایشون هست، ولی ایشون متهم خرد نیستند، ۱۰۷میلیارد تومن از بانک سرمایه تسهیلات و ضمانت‌نامه دریافت کردند و ۱۰۴میلیارد تومن از بانک‌های دی، مسکن، تجارت و صادرات. ایشون مازراتی خرید می‌کنه به اسم معلما؛ بنز اس۵۰۰، همه رو هم با هم داشته‌ها، این جوری نبوده یکی رو بفروشه، یکی رو بخره، خبرهایی هم هست که ایشون با یه تشریفاتی به خیابون می‌اومدن».
نماینده دادستان از رضوی که پول بانک سرمایه رو در ساختن سریال خرج کرده پرسید: دقیقاً کارت چیه؟
شما مازوت می‌فروشید آقای رضوی؟ استودیو سازی می‌کنید؟ مداربسته می‌فروشید؟ گوشت منجمد و گوساله می‌فروشید؟ تهیه کنندگی فیلم می‌کنید؟ کارتون چیه؟».
اگر چه خرده‌پایی از داماد وزیر بعید است، اما اگر عدد دزدیهای او همین‌هایی است که نمایندهٔ دادستان می‌گوید، حق با متهم است که او از دزدهای خرده‌پاست، زیرا در حالی که اشل معمول دزدیهای رایج در رژیم، چند هزار میلیاردی است، ۱۰۴میلیارد و ۱۰۷میلیارد، عدد قابل ذکری محسوب نمی‌شود. اما البته این ارقام اگر با قیمت‌های رایج در خرید و فروش کلیه و کبد و قرنیه، مقایسه شود، صدها برابر است.
با این همه کارگردانها در نمایش هم، هوای داماد وزیر را دارند، از جمله این‌که نامبرده برخلاف سایر متهمان لباس زندانی به تن ندارد و چه بسا اصلاً زندانی نباشد.
اما این تنها نمایش به‌اصطلاح مبارزه با فساد نیست که این روزها در تماشاخانهٔ ولایت روی صحنه است. نمایش دیگر محاکمهٔ متهمان یکی از مؤسسات چپاولگر اعتباری است.
عذرخواهی متهم ردیف اول پرونده پدیده در هفتمین جلسهٔ دادگاه رسیدگی.
متهم: «من از تمام مردم، مخصوصاً سهامدارها و مردم ایران عذرخواهی می‌کنم. دلیلم هم اینه که من شاید به اون کیفیتی که باید کار بزرگ کاری با این عظمت را انجام بدم، بلد نبودم، ایراداتی بوده‌ باید اصلاح بشه و رو روالش بره که این رو خودم می‌پذیرم و از تک‌تکشون هم عذرخواهی می‌کنم».
در حاشیهٔ دادگاه امروز دادستان از فرصت متهمان برای دلجویی از ۱۳۰هزار شاکی این پرونده گفت: «تصمیم دادگاه اینه که خب طبق وظیفه‌ای که داره و رسالت قانونی اتهامات با جدیت رسیدگی بکنه؛ طبعاً در این خلال اگر ایشون و همکارانشون به‌عنوان ۲۲نفر متهمان اصلی شرکت، اقدامی داشته باشن در جهت استیفای حقوق سهامداران و شکایت اون رو بررسی می‌کنه و اتخاذ تصمیم می‌کنه».
جالب است، مال و حاصل زندگی ۱۳۰هزار نفر را به یغما برده‌اند و حالا با یک عذرخواهی توسط یک عامل اجرا، انگار که نادانسته پایی را لگد کرده‌اند، می‌خواهند سر و ته قضیه را هم بیاورند و جالبتر این‌که دادستان هم این غارتگری را که توسط نهادهای حکومتی با امکانات و تبلیغات حکومتی صورت گرفته را یک جرم شخصی قلمداد می‌کند و بسته شدن پرونده را موکول به رضایت شاکیان می‌کند.
اما فساد و دزدی و چپاولگری ایادی رژیم و آقازاده‌ها، تنها به مواردی که در حال حاضر پرونده آنها به‌علت جنگ باندی روی میز آمده محدود نمی‌شود؛
سایت حکومتی مشرق (۳۱اردیبهشت) طی مطلبی با عنوان «برخی نزدیکان مدیران دولتی با یکدیگر مسابقه رانت گذاشته‌اند؟» می‌نویسد:‌ «چندی قبل ویلاسازی دختر نعمت‌زاده (وزیر سابق صنعت) هم در منطقه لواسان که این روزها در این منطقه خوش آب و هوا باب شده سر و صدای زیادی برپا کرد... متأسفانه این نوع اخبار و اتهامات از خانواده دولت کم نیست و از «حسین فریدون» برادر رئیس‌جمهور گرفته تا «مهدی جهانگیری» برادر معاون اول رئیس‌جمهور و برخی از آقازاده‌های وزرای دولت چنین اخبار و اتهاماتی در رسانه‌ها درز پیدا کرده است. در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶بود که یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری از واردات لباسها توسط دختر وزیر وقت آموزش و پرورش سخن گفت و اسحاق جهانگیری در دفاع از وی گفت که «دختر مظلوم وزیر جهت امرار معاش سعی کرده کاری انجام دهد.» اما به‌نظر می‌رسد که حالا ورود غیرقانونی نزدیکان دولتمردان به عرصه اقتصاد و ویلاسازیهای غیرقانونی و… در حال افزایش است».

Tuesday, May 21, 2019

اشک تمساح برای مردم در هراس از انفجار اجتماعی

اشک تمساح برای مردم در هراس از انفجار اجتماعی


اشک تمساح
روز ۲۹اردیبهشت مجلس ارتجاع بار دیگر صحنه ابراز وحشت و اشک تمساح برای وضعیت معیشت مردم بود. اشک تمساح نمایندگان مجلس آخوندی برای مردم در حالی بود که هرکس می‌خواست باند خودش را در ببرد.
این وضعیت نمودی از بروز بحرانهای اقتصادی اجتماعی در رژیم در فاز سرنگونی آن است، در حالی نوک تیز حملات نیز متوجه دولت روحانی است.

بذل و بخشش ۶۰تن طلا!

آخوند علیرضا سلیمی در دعوای باندی به گوشه‌هایی از فساد و غارت و چپاول در دولت آخوند روحانی اذعان کرد و از جمله فاش کرد روحانی ۶۰تن طلای کشور را بذل و بخشش کرده است و خانواده روحانی بر مقدرات مردم چنگ انداخته اند: «اخوی گرام رئیس دفتر بود و حزب کذا غالب بر مقدرات کشور ماشین چاپ حکم انتصابات در دولت شما بکار افتاد چه دامادها که پست گرفتند و چه خاله زاده‌ها و عمو زاده‌ها و عمه زاده‌های حزبی که بر نردبام عروج سوار شوند اخوی و ما ادراک ما الاخوی».
آخوند سلیمی سپس روحانی را به‌خاطر آن که خواستار اختیارات بیشتر شده، زیر ضرب گرفت و گفت: «یادتان هست به جای رتق و فتق امور ام المسائل را امور حاشیه‌ای قرار دادید و از ام المشاکل که معیشت مردم و اشتغال و تورم بود غفلت کردید با اختیار کاری کردید مردم در صف گوشت و مرغ و شکر ساعتها بمانند».

نجات نظام سخت است

هاجر چنارانی عضو دیگر مجلس ارتجاع با بیان این‌که «چرا همه می‌نالیم و ناله وزاری می‌کنیم» به بحران بی‌راه‌حلی در حاکمیت اذعان کرد و با اشاره به شکاف فزاینده طبقاتی در جامعه گفت:« از جامعه‌یی که عده‌ای می‌خورند و کار نمی‌کنند و روز بروز ثروتمندتر می‌شوند و عده‌ای نه می‌خورند بلکه کار می‌کنند ولی هر روز متأسفانه فقیر و فقیرتر می‌شوند نمی‌شود دفاع کرد نجات چنین جامعه‌یی سخت است».
وی با اذعان به ساختار فاسد حاکمیت گفت:« نمی‌توانیم بگوییم که جمهوری ما جمهوری اسلامی است. بانکها همه می‌دانیم با کمبود منابع مالی ناشی از اختلاس‌ها رانت ها دزدیها و وام های میلیاردی آقازاده‌ها که اتفاقاً بدون وثیقه انجام شده است درگیر شده‌اند حال آیا باید کارآفرینان اشتباهات آقایان را جبران کنند؟».

نظامی برای توزیع رانت و شکل‌گیری باندهای مافیایی

رضا انصاری عضو دیگر مجلس ارتجاع با اعتراف به این‌که « بخش قابل توجهی از مردم کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند و شاخص فلاکت در کشور طی دو سال گذشته از بیست ممیز سه دهم به نزدیک ۴۰درصد رسیده است» به پاره‌یی از چپاولهای نجومی اذعان کرد و گفت:«مجموع یارانه‌های فعلی کشور آشکار و نهان حدود ۹۰۰هزار میلیارد تومان می‌باشد و این یعنی سهم هر ایران حدود ۱۱میلیون تومان در سال یعنی سهم هر خانوار ۵نفره ایرانی ۵۵میلیون تومان در سال. ملت شریف ایران این یارانه‌های پنهان از دید شما عمدتاً در جیب ثروتمندان و اقشار پردرآمد کشور و حقوق بگیران نجومی می‌رود و تبدیل شده به نظامی برای توزیع رانت و شکل‌گیری باندهای مافیایی در اقتصاد کشور».

فساد نهادینه

اگر چه این نمایندگان مجلس برای در بردن تمامیت نظام، دولت روحانی را زیر ضرب قرار داده‌اند، اما چپاول اموال مردم و منابع آنها و زدن چوب حراج به این منابع، از طرف همه باندها و مهره‌های حکومتی صورت گرفته و در این زمینه هیچ استثنایی هم وجود ندارد.فساد سیاسی و اقتصادی در آن نهادینه است، رانت‌خواری، دزدی، آقازاده بازی و... در جهت کسب منافع باد آورده امری رایج و معمولی است.
در اظهارات نمایندگان مجلس ارتجاع که در بالا به آن اشاره شد اگر چه تلاش شده است دولت روحانی مقصر مصایب وارد شده بر مردم و‌انمود شود، اما در همین اظهارات هم با بیان کلی مفاهیمی مانند«توزیع رانت و شکل‌گیری باندهای مافیایی در اقتصادکشور»،«کمبود منابع مالی ناشی از اختلاس‌ها رانت ها دزدیها و وام های میلیاردی آقازاده‌ها که اتفاقاً بدون وثیقه انجام شده است» و... به‌نحوی به درگیر بودن تمامیت نظام در غارت و چپاول اموال مردم اذعان شده است.
هاجر چرانی اعتراف کرد که «املاک، زمین، منازل مردم و محل کسب وکار مردم مصادره می‌شود»، امری که در میان تمامی دولتهای ضدمردمی این نظام از بدو شکل‌گیری آن توسط خمینی دجال بود رایج بوده است.
سؤال این است که چه عاملی باعث شده تا نمایندگان مجلس رژیم که خود در زمره چپاولگران اموال ملت هستند پز به‌اصطلاح حمایت از مردم بدهند و برای مردم به‌اصطلاح دل بسوزانند؟
جواب روشن است؛ هم‌چنان که اعضای مجلس شاه در فاز سرنگونی در وحشت از فضای قیام و انقلاب مردم ایران سنگ دفاع از مردم را به سینه می‌زدند، و از این طریق می‌خواستند از جنایات و همراهی‌شان با شاه فاصله بگیرند، نمایندگان مجلس آخوندی نیز در فاز سرنگونی رژیم و در وحشت از فضای انفجاری جامعه، به ناگزیر گوشه‌ای از چپاول‌ها و فساد نهادینه شده را بیان می‌کنند، تا به خیال خود دامن کاملا آلوده خود را سفید جلوه دهند در حالی‌که آنها نزد مردم ایران آبروباخته‌تر از این ترفندها هستند. بی‌دلیل نیست که به‌قول ایادی و رسانه‌های حکومتی فساد و چپاول به‌صورت«موریانه‌ای» و«سیستمی» در تارپور این حاکمیت رخنه کرده است.
بنابراین از آنجا که تمامیت این نظام فاسد است هرگز راه‌حلی برای مقابله با این وضعیت از درون رژیم متصور نیست، راه‌حل مقابله با این وضعیت را صرفاً باید در خارج نظام جستجو کرد، راه‌حلی که لاجرم به سرنگونی آن منجر خواهد شد.

Monday, May 20, 2019

۱۹بار به من گفته شد: بشین سرجات»!

۱۹بار به من گفته شد: بشین سرجات»!



خامنه ای و روحانی
وضعیت نظام به‌شدت بحرانی است:
رئیس‌جمهوری نظام آشکارا می‌گوید ۱۹بار از رهبر نظامش تودهنی خورده! انگار نه انگار که نظامشان در حال جنگ با بقول خودشان شیطان بزرگ است و الآن وقت این‌حرفها نیست!
رهبر نظام هم به‌راحتی یک بچه با رئیس‌جمهور نظامش دهان به دهان می‌شود!‌ انگار نه انگار که دشمن می‌شنود!
فرمانده کل سپاه درست شب جنگ جاخالی می‌دهد و می‌رود دنبال کار فرهنگی!
وزرای دولت به‌قول نمایندگان مجلس بریده‌ و وا داده‌اند!
آخوند ماندگاری پیش از خطبه‌های نمایش جمعه مشهد گلو پاره می‌کند که: نترسید!‌ از کمی عددتان نترسید!
کیهان ۱۲اردیبهشت ۹۸می‌نویسد: «با همه احترامی که برای سربازان گمنام اطلاعاتی دارم اما از آنجا که درون این برادران هم نفوذی یعنی جاسوس وجود دارد! لذا....» و به این ترتیب اعتراف می‌کند به دستگاه سوراخ سوراخ نظام!
نظامی متشکل از یک مشت واداده، بریده، بی‌اختیار و جاسوس اجنبی را تصور کنید که حتی رئیس جمهورش هم اجازه یک ملاقات دیپلماتیک ندارد و بعد مدعی بزرگ‌ترین مردم‌سالاری منطقه بلکه جهان هم هست!‌ و البته از تأمین نان و آب مردمش هم عاجز است! و اکنون بر سر اختیارات بیشتر به‌سر و کول همدیگر می‌پرند و انتظار دارند مردم هم ساکت در گوشه‌یی نشسته و هیچ اقدامی برای سرنگونی چنین نظام داغانی نکنند!

روحانی چه گفت؟
روز ۲۳اردیبهشت ۹۸روزنامهٔ ایران ارگان دولت روحانی نوشت: «روحانی در مراسم افطار روز ۲۱اردیبهشت گفت: «توجه داشتیم که راه‌حل مشکلات چیست و دولت چقدر «اختیار» دارد؟ دولت در سیاست خارجی چقدر اختیار دارد؟ اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا ۱۹بار از من تقاضای ملاقات کرد؟ ولی دولت اختیار پاسخش را نداشت». حرف روحانی روشن است، می‌گوید خامنه‌ای به من اجازه ملاقات با آمریکایی‌ها و مذاکره با آنها را نداد اگر داده بود وضعمان اکنون بهتر بود! روحانی به این ترتیب تلاش می‌کند علت شکست‌های امروز نظام و دولتش را به گردن خامنه‌ای بیندازد که تقریباً تمامی اختیارات داخلی و خارجی مملکت را در دست دارد و اکنون هم اگر مشکلی هست خودش بیاید حل کند که صاحب اختیار کل مملکت است.

خامنه‌ای چه پاسخی داد؟
متقابلاً خامنه‌ای گفت در مملکت همه‌چیز روبراه است و هیچ مشکلی وجود ندارد جز یک خرده اشکالی در مسایل اقتصادی که آنهم تقصیر دولت حسن روحانی و مدیریت غلطش است!
سایت خامنه‌ای روز ۲۵اردیبهشت نوشت: «مشکل عمده و نقد کشور فعلاً مشکل اقتصادی است... دشمن طمع می‌کند، یکی از اشکالات کار این است که دشمن طمع می‌کند و امید می‌بندد، اعتبار کشور هم کاهش پیدا می‌کند، یعنی واقعاً [اگر] مشکل اقتصادی و نداشتن برنامه‌ٔ خوب اقتصادی و پیشرفت اقتصادی در هر کشوری وجود داشته باشد، اعتبار آن کشور را لطمه می‌زند، لذا واقعاً باید به مسأله‌ٔ اقتصاد به‌طور جدّی پرداخت. و عرض می‌کنیم هیچ بن‌بستی هم به‌معنای واقعی کلمه در اینجا وجود ندارد».

واقعیت چیست؟
روحانی می‌گوید مشکل در اختیاراتی است که او ندارد و خامنه‌ای دارد و زیادی هم دارد! و خوبش را هم دارد! خامنه‌ای می‌گوید مشکل در مدیریت زهوار دررفته روحانی است!
برای لحظاتی این دو را در دعوای خود رها کنیم و به یک صحنه دیگر نگاه کنیم که دو نفر از تعزیه گردانان باند روحانی و باند خامنه‌ای در یک مناظره به نتایج دیگری می‌رسند:
روز ۲۳اردیبهشت مصطفی تاجزاده از معاونان اسبق وزارت کشور و آخوند نبویان از قداره‌بندان لباس شخصی‌ها در یک مناظره نکاتی را مطرح کردند که آن‌ را هم باید از پیامد‌های حادثه فوق‌الذکر تلقی کرد. تاجزاده گفت: «این مشکل باید حل بشه. من به همین دلیل پیشنهاد کردم که آقا بهترین راه برای حل این مشکل که رهبر میگه حرف منو نمی‌خونند از جمله آقای نبویان احتمالاً نظرش اینه که مشکلات کشور مال اینه که حرفهای رهبر را گوش ندادن، پیش رئیس جمهور هم میری میگه آقا من اختیارات ندارم خب عقل سلیم حکم می‌کنه برا این‌که این مشکل حل بشه این دو تا پست یکی بشه. مثل نخست‌وزیر و ریاست جمهوری. مگه نمی‌گیم رهبر کارش درسته و اگه دستش باز باشه کشور را می‌کنه گلستان،۹خب ریاست‌جمهوری هم میدیم به ایشون دو دوره دوره‌ای می‌کنیم دوره چهار ساله پنج ساله شش ساله هرچی. شرط اجتهاد هم بر می‌داریم که هر ایرانی شریفی بتونه بیاد».

ریشه مشکلات امروز، شکست‌های امروز است
به این ترتیب بحث از مصادیق مشکل به ریشه اختلافات کشیده می‌شود یعنی به قانون اساسی که آن را هم پیشنهاد می‌کنند تغییر کند و اشکالاتش برطرف شود.
گرچه که این اشکال واقعی و قدیمی است اما باید پرسید چرا در شرایط کنونی این غده دوباره سرباز می‌کند؟
از سوی دیگر:
بگذریم که این گزینه برای حل مشکلات نظام چقدر واقعی هست یا نیست.
و بگذریم که آیا اساساً هیچ راه‌حلی بدون حضور مردم، کارآیی دارد یا نه؟
و بگذریم که آیا اساساً مسأله و مشکل این مملکت در شرایط فعلی قانون‌ اساسی‌ آن است و اختیارات خامنه‌ای و اختیارات روحانی یا معضل تاریخی حاکمیت ملی!؟
اما الآن ورای تمامی این گرد و خاکی که هر دو باند به هوا بلند کرده‌اند، باید به یاد آورد که این دعواها هم پیآمد همان شکستی است که کل نظام با رهبرش و با رئیس جمهورش در جریان لیست‌گذاری شدن سپاه با هم متحمل شده‌اند! این آن علتی است که اکنون دوباره آخوندها را به جان هم انداخته است.
واقعا که «شکست» هم بد عارضه‌ای است!