Sunday, June 30, 2019

نمایش مبارزه با فساد؛ برای پرده‌پوشی فساد در رأس نظام

نمایش مبارزه با فساد؛ برای پرده‌پوشی فساد در رأس نظام



فساد و اختلاس حکومتی
رژیم آخوندی با مشاهده فضای انفجاری جامعه در اثر تنگ‌تر شدن وضعیت معیشت مردم، علاوه بر «امیددرمانی» دست به نمایش مبارزه با فساد زد. مقامات و مهره‌های حکومتی از جمله ولی‌فقیه ارتجاع و آخوند روحانی هم در این مورد هشدار دادند که مردم با مشاهدهٔ فساد از نظام رویگردان می‌شوند، خامنه‌ای به صحنه آمد و خواست این نمایش حکومتی را با سردمداری قوة قضاییه ختم به خیر کند، اما ابعاد حیرت‌انگیز و گستردهٔ فساد در نظام به قدری است که بلافاصله خود را نشان داد.
با آغاز نمایش حکومتی مبارزه با فساد در مجلس و قضاییه آخوندی، ناظران خارجی دست روی رأس فساد در نظام، یعنی شخص ولی‌فقیه گذاشتند.
از جمله دیوید ایبسن رئیس سازمان «اتحاد علیه ایران هسته ای» و از ناظران ارشد مسائل ایران، با اشاره به فرمان اجرایی رئیس جمهور آمریکا مبنی بر تحریم ولی‌فقیه ارتجاع و بیت او گفت: «مجوز اخیر ترامپ فساد فراگیر شبکه مالی علی خامنه‌ای - که بنا‌ به گزارشها ارزش آن بیش از دویست میلیارد دلار است - را هویدا می‌کند».
«کن واینستین» مدیر اندیشکده هادسن هم با اشاره به تحریم خامنه‌ای و دفتر و بیتش گفت: ضربه‌ این تحریمها به‌ویژه از این جهت شدید است که به موجب آن، مقامات رژیم ایران دیگر نمی‌توانند از دارایی‌هایی که از روشهای نامشروع به دست آورده‌اند - و غالباً از مردم تهیدست دزدیده‌اند - برای مسافرت، خرید کالاهای تجملی در خارج از کشور، و یا پرداخت هزینه تحصیل فرزندانشان در خارج، استفاده کنند».
«مارک دوبوویتز» مدیر بنیاد دفاع از دموکراسیها در واشنگتن در مورد آثار تحریم خامنه‌ای و بیتش گفت: «تصمیم دولت [ایالات متحده] مبنی بر تحریم رأس نظام جمهوری اسلامی، دفترش، و ابزارهای مالی او تنها از یک اهمیت نمادین، برای نشان‌دادن این‌که خامنه‌ای اصلی‌ترین مانع بر سر راه ایرانیان برای داشتن یک زندگی بهتر است، برخوردار نیست. دولت آمریکا با این فرمان اجرایی تازه، امپراتوری دویست میلیارد دلاری خامنه‌ای را - که شامل نهادهایی مانند ستاد اجرایی فرمان خمینی، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی، و دیگر بنیادها و شرکت‌های تحت کنترل خامنه‌ای و افراد او است - هدف قرار داده است.
ایرانیان می‌‎دانند که رهبر جمهوری اسلامی تا چه حد فاسد است: این نهادها بخش چشمگیری از دارایی‌هایشان را از راه تصرف سازمان‌یافته اموال خصوصی [مردم] که پس از انقلاب اسلامی روی داد، و نیز مصادره اموال خصوصی ایرانیان از آن زمان تاکنون، به دست آورده‌اند».
در دور جدیدی از نمایش حکومتی مبارزه با فساد که به‌منظور خنثی کردن این فضا در رژیم شروع شده ناگزیر به ابعاد کم سابقه‌ای از فساد در میان لایه‌های میانی نظام اذعان شده است تا رأس فاسد نظام را در ببرند.
از جمله آخوند مرتضوی مقدم رئیس دیوان عالی کشور در مورد دستگاه دژخیمان قضاییه اذعان کرد: «ارتباطات غیراخلاقی و فساد مالی بیشترین تخلفات قاضی‌ها بوده و از این طریق پرونده‌هایی تشکیل شده است».
و یک روزنامه هم‌سو با دولت روحانی نیز روز ششم تیر، به یک گوشه از فساد فراگیر درون نظام اعتراف کرد و نوشت: «فساد در عرصه آموزش عالی گونه‌یی است و فساد در عرصه دارو و تجهیزات پزشکی، واردات محصولات دامی، خودرو، بانک و بیمه، پرداخت قبوض آب، برق، گاز، تلفن و سایر عرصه‌ها به گونه‌های دیگری هستند».
این روزنامه در ادامه به‌صورت سربسته، به گردش پولهای فاسد در نظام اشاره کرده و نوشته است: «شیوه تبدیل ارز ارزان به فساد در صنعت شیر و لبنیات، با تبدیل همین ارز به فساد در صنعت دارو و تجهیزات پزشکی، فرق می‌کند. این‌که ارز چگونه به جو وارداتی تبدیل می‌شود و این جو چگونه به شیر، شیر به شیر خشک و شیر خشک به صادرات و تولید رانت مابه‌التفاوت قیمت ارز ۴۲۰۰تومانی و صادرات شیرخشک با دلار آزاد تبدیل می‌شود؛ با چگونگی تبدیل شدن ارز ارزان به واردات خودرو، گوشت یا تبدیل آن به سازه‌ها و پروژه‌های ساخت‌وسازی فرق می‌کند. این‌که رانت ارز و واردات چگونه سر از ستادهای انتخاباتی درمی‌آورد یا پول‌شویی می‌شود هم با بقیه روش‌های فساد فرق دارد».
به این ترتیب چه بسا که همین نمایش حکومتی مبارزه با فساد، همان‌طور که در زمان دیکتاتوری سلطنتی اتفاق افتاد بنزین بر آتش نفرت عمومی بپاشد.

Friday, June 28, 2019

هراس نظام آخوندی از زنان و مقاومت آنان

هراس نظام آخوندی از زنان و مقاومت آنان



مقاومت زنان در مقابل نیروی انتظامی
سرکوب مردم اهرم اصلی حاکمیت آخوندی برای بقای حکومت ننگینش در ۴دهه گذشته بوده است. در این میان سرکوب گسترده زنان به بهانه‌های واهی و آخوند‌ساخته عفاف و حجاب و... یکی از ابزارهای جدی ایجاد ارعاب و فشار و وحشیگری در نظام زن‌ستیز آخوندی در جامعه بوده است.
به اعتراف سرکردگان نظام موضوع سرکوب و سانسور زنان نه یک مسأله اخلاقی و اجتماعی که عمیقاً امنیتی و برای نظام حیاتی است و به همین علت موضوع تحمیل حجاب اجباری و...آن‌چنان اهمیت دارد که رژیم ۲۶نهاد و گشت برای کنترل زنان راه انداخته است.
این نهادها و گشتهای امنیتی و انتظامی، زنان را در خیابان‌ها و معابر تمامی شهرها و حتی در مواردی در خانه‌هایشان تحت تعقیب قرار داده و از هیچ وحشیگری در حق آنها دریغ نکرده‌اند.
البته در مقابل وحشیگری رژیم و مامورانش زنان نیز به مقابله برخاسته، در مواردی مأموران گشت را گوشمالی داده و در بسیاری موارد، با حمایت مردم حاضر در صحنه، آنها را مجبور به عقب‌نشینی کرده‌ به‌نحوی که
تاکنون بسیاری از طرح‌های رژیم را با شکست مواجه ساخته‌اند.
آه و فغان مهره‌های حکومتی از گوشمالی شدن مأموران امر به معروف و نهی از منکر آخوندی ناشی از شکست همین طرح‌ها و گسترش مقاومت زنان است.
اما از آنجا که موضوع سرکوب با ماهیت رژیم عجین است و برای رژیم زن‌ستیز آخوندی، مسأله زنان و نحوه حضورشان در جامعه (حجاب و نحوه پوشش) امنیتی و حیاتی است باز هم در راستای پیش برد خط انقباضی ولی‌فقیه بر سرکوب بیشتر زنان تأکید می‌شود و اخیراً یک دور دیگر از سرکوب و بگیر و ببندد زنان را راه انداخته‌اند.

تأکید سرکردگان قضاییه بر سرکوب مردم

آخوند اژه‌ای سخنگوی و معاون قوه قضاییه رژیم از برنامه قضاییه برای مقابله با مردم به‌ویژه زنان به بهانه حمایت از«آمران به معروف و ناهیان از منکر» خبر داد و گفت «برنامه داریم به‌صورت عملی‌تر و جدی‌تر از آنان حمایت کنیم، همچنین از کسانی که امنیت مردم(بخوانیدامنیت نظام) را به خطر می‌اندازند».(خبرگزاری میزان ۲۸خرداد ۹۸)
آخوند ابراهیم رئیسی رئیس قوه قضاییه هم بر «وظیفه دولت، پلیس و دستگاه قضایی» بر «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» تأکید کرد.
در این رابطه رئیسی گفت «به موجب قانون دستگاه قضایی و دستگاه انتظامی در کشور موظف است از آمران به معروف و ناهیان از منکر حمایت کنند». (تلویزیون شبکه خبر ۲۰خرداد ۹۸)
آخوند منتظری دادستان کل رژیم «بدحجابی وبی حجابی» را «خط قرمز نظام» دانست و در این رابطه تأکیدکرد «دستگاه قضا در برابر موضوع بی‌حجابی و بدحجابی کوتاه نخواهد آمد» (خبرگزاری مهر ۳۰خرداد ۹۸)

دو رسوایی بزرگ

اما با وجود تأکیدات سردمداران قوه قضاییه بر حمایت از«آمران به معروف» هنگام برخورد مأموران گشت با زنان، سنگ آنان به تیر می‌خورد و برخوردشان با زنان به یک رسوایی تبدیل می‌شود.
یکی از این موارد برخورد یک زن بسیجی با یک خانم در شمال کشور بود که به یک رسوایی برای حاکمیت منجرشد.
مورد دیگر برخورد نیروی انتظامی با یک دختر در تهران پارس است که این مورد هم به یک فضحیت و بی‌آبرویی برای رژیم آخوندی تبدیل شد‌ه است.
ماجرا از این قرار است که یک مأمور جنایتکار نیروی انتظامی با برخورد وحشیانهٔ پاسداری دختر جوانی را به جرم آخوند‌ساخته بدحجابی به داخل خودرو پلیس منتقل می‌کند.
ویدئوی این برخورد در بین مردم و فضای مجازی بازتاب وسیعی داشت و حتی در سطح جهانی نیز به یک رسوایی بزرگ برای رژیم زن‌ستیز آخوندی تبدیل شد.

نگرانی نمایندگان مجلس ارتجاع

رسوایی به حدی است که تعدادی از نمایندگان مجلس ارتجاع، سخنگوی نیروی انتظامی و مقاماتی از دولت روحانی از جمله وزیر کشور و سخنگوی دولت به ناگزیر برخورد پلیس را تقبیح کردند و نسبت به آن «ابراز تأسف» کردند.
نتیجه این‌که عناصر باند روحانی ناگزیر در هراس خشم مردم و نگرانی از بازتاب منفی و آثار اجتماعی آن علیه موج اخیر وحشیگری مأموران حکومتی موضع‌گیری کردند.
در این میان ۳۰عضو مجلس ارتجاع نیز متأثر از همین هراس و نگرانی در تذکر کتبی به وزیر کشور دولت آخوند حسن روحانی خواستار توضیح در رابطه با این واقعه و علت برخورد مأمور پلیس با آن دختر شدند.
پروانه سلحشوری یکی از زنان نماینده مجلس ارتجاع با اشاره به این موضوع اذعان کرده است «این نوع رفتارها باعث اغتشاش در جامعه می‌شود».
محمدرضا عارف سرکرده باند موسوم به امید در مجلس نیز به ناگزیر برخورد پلیس را تقبیح کرد و گفت: «هر از چند گاهی شاهد برخوردهای زشت، زننده و خشن با بانوان کشور مان توسط افرادی که باید الگوی فرهنگی و ارزشی کشور باشند هستیم».

نگرانی از وضعیت تغییر تعادل‌قوا به نفع مردم

سؤال این است که چرا واقعه تهرانپارس این‌ چنین نگرانی را در میان رژیم به‌وجود آورده است؟
واقعیت این است که بعد از قیام سراسری ۹۶، برگی زرین در کتاب خونبار مقاومت به نفع مردم ورق خورد و امروز تعادل‌قوا علیه رژیم و به نفع مردم و مقاومت چرخیده و رژیم در ضعیف‌ترین نقطه خود یعنی در مرحله سرنگونی قرار گرفته‌ است.
در سالهای گذشته نیروها و گشتهای سرکوبگر جلو چشم مردم زنان را کشان‌کشان به سوی ماشین گشت می‌برند و تلویزیون حکومتی نیز در اخبار شب با بوق و کرنا فیلم آنرا پخش می‌کردند آن‌چنانکه گویا فتح‌الفتوحی صورت گرفته است، اما اکنون از ترس خشم مردم تمامی تلاش‌ها بر این است که هر چه زودتر موضوع رفع و رجوع شود و به‌قول معروف سر و ته قضیه بهم بیاید.

بن‌بست چهل ساله

شکست تحمیل حجاب اجباری بر زنان از یک طرف و نفرت مردمی و اجتماعی نسبت به سرکوب از طرف دیگر، بیانگر شکست چهل ساله خامنه‌ای در پیشبرد این سیاست ضدانسانی است. همچنین نشان‌دهنده این است که مردم و به‌خصوص زنان ایرانی تسلیم فرهنگ مبتذل آخوندی و ایدئولوژی فاسد آنها نمی‌شوند.
که خامنه‌ای و مزدورانش این فرهنگ عقب‌مانده و ارتجاعی را بر زنان غیرت‌مند و آزادهٔ ایران زمین تحمیل کنند. واکنش نفرت آلود مردمی نسبت به برخورد مأمور انتظامی با دختر تهرانپارس گویای همین واقعیت است.
شکست پیشبرد این طرح‌های ارتجاعی و سرکوبگرانه را در اعترافات مهره‌ها و رسانه‌های رژیم نیز می‌توان دید، چنان‌چه پیش از این پاسدار ساجدی‌نیا اعتراف کرده بود که ظرف ۱۵سال گذشته وضعیت حجاب بدتر شده است و سایت حکومتی مشرق ۴تیر ۹۸نوشت: «پلیس را هیچ وقت تا این اندازه بی‌دفاع و عقب‌نشسته ندیده بودم...»

Thursday, June 27, 2019

مثلث «دولت ـ بانک ـ ارز» کانون نقدینگی و تورم

مثلث «دولت ـ بانک ـ ارز» کانون نقدینگی و تورم



ارز و بانک و دولت

شتاب تباهی 

اقتصاد بیمار ایران در سبد بی‌کفایتی، اختلاس، غارت‌گری رسمی دولتی و هزینه کردن سرمایهٔ ملی در جیب حفظ نظام، این جاده را پیش پای هر شهروند ایرانی گشوده که از خانه تا خیابان قدم به قدم از دردی به دردی، از فقری به فقری، از آهی به آهی، از گرهی به کلافی و از تباهیِ حیات به مرگ زندگی قدم بگذارد. این سیر شبانه ـ روزیِ شهروند ایرانی در انحصارطلبیِ سلطه‌گری ایران‌خوار شده است!

درآمد دولت از کجاست؟ 

پیش از باز کردن دروازه‌های بیشتری از این خراب‌آباد مرگ معیشت، ببینید درآمد دولت در جمهوری اسلامی آخوندها چگونه تأمین می‌شود. در سه دهه گذشته همواره رئیس جمهورهای نظام، ریاکارانه مدعی خدمتگزاری مردم بوده‌اند. حالا ببینید این خدمتگزاران ـ که تعریف قانونی و حقوقی دولت را وارونه کرده‌اند ـ چگونه بودجهٔ دولتی را از جیب ملت سرکیسه و جامعه را گرفتار دهلیزهای هزارتوی فقر می‌کنند: «ایجاد نقدینگی (پول بدون پشتوانه) و افزایش نرخ ارز، دو روی یک سکه هستند که از طریق تنزل شدید ارزش پول ملی، منجر به اخذ مالیات تورمی از عامه مردم شده و مخارج رو به تزاید دولت و وابستگان آن را فراهم می‌کنند. یعنی دولت هر جا که با کسری بودجه مواجه شده است ناچار شده تا از بانک مرکزی استقراض کند و هزینه‌های جاری کشور را با این روش تأمین کند تا جایی که در حال حاضر حجم بدهی دولت به بانک مرکزی به ۴۰هزار میلیارد رسیده است. خلق این پایهٔ پولی در کشور، روی تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی نقش داشته است. این موضوع باعث شده تا مردم روزبه‌روز بیشتر فقر را درک کنند». (روزنامه همدلی، ۳تیر ۹۸)

ریشهٔ فقر سازماندهی شده کجاست؟ 

در پاراگراف نقل‌قول شدهٔ فوق، چندین نکته نهفته است:
منشأ ایجاد نقدینگی (پول بدون پشتوانه) که منجر به فقر بیشتر مردم می‌شود، دولت است.
گرفتن مالیات تورمی از عموم مردم برای تأمین مخارج بیشتر و بیشتر دولت و وابستگان آن. پرسش این است که مخارج دولت، خرج چه می‌شود که از حاصل آن هیچ‌چیزی جز فقر نصیب مردم نمی‌گردد؟ و «وابستگان دولت» کی‌اند که عزیز ـ دردانه‌تر از مردم ایران هستند و مردم باید «مالیات تورمی» برای تأمین «مخارج رو به تزاید»شان را بدهند؟
کسری بودجهٔ هر سال بیشتر از سال قبل، ناشی از کدام سیاست اقتصادی است؟ آیا سیاستی جز هزینه کردن پول و«مالیات تورمی از مردم» و سرمایهٔ ایران در سوریه و یمن و عراق و ذخیره کردن در حساب بانکی دولت و وابستگانش و بیت رهبری نظام است؟

هر سال دریغ از پارسال! 

چنین سیاست اقتصادی بر ایران حاکم است که زبان حال مردم شده است «هر سال دریغ از پارسال»! در روایت این زبان حال، همان روزنامهٔ حکومتی در مطلبی با عنوان «گره فقر کورتر شد»، از مرکز آمار ایران نقل می‌کند: «هزینه خانوار در سال جاری (۹۸) نسبت به سال گذشته، ۵۰درصد افزایش یافته است».

سیاست زجرکش کردن یک جامعه 

سیاست زجرکش کردن، یکی از مبانی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در منش و سلوک خمینی و خامنه‌ای نسبت به منتقدان و مخالفان سیاسی و مردم و شهروندان بوده است. اصطلاح «زجرکش کردن» تعبیری برای شرح حال زندانیان سیاسی در نظامهای دیکتاتوری می‌باشد. به این تعبیر در نظام فاشیستی ـ توتالیتر آخوندی باید خودکشی دادن زندانیان سیاسی نیز افزوده شود. همین تعبیر سال‌هاست وصف حال مردم و شهروندان ایرانی شده است. مصداق آن را در سیاست اقتصادی نظام آخوندی بنگرید. مرکز آمار ایران از افزایش ۵۰درصدی هزینه خانوار در سال ۹۸خبر می‌دهد و دولت در همین سال فقط ۲۰درصد حقوق کارمندان را اضافه کرده است. یعنی با یک سیاست زجرکش کردن، به‌طور رسمی فقر ۳۰درصدی کارمندان را نسبت به سال قبل به آنها تحمیل می‌کند.
حاصل چنین سیاستی که آگاهانه پی‌ریزی و دنبال می‌شود، چنین «فلاکتی» می‌گردد که: «اقتصاد کشور به‌جای دستیابی به شاخص رشد اقتصادی مناسب، سال به سال با شاخص دیگری به نام فلاکت درگیر می‌شود؛ همان شاخصی که به‌خوبی می‌تواند میزان بیکاری و تورم یک کشور را تعریف کند. بر اساس تعریفی که در بحث اقتصادی در زمینه شاخص فلاکت آمده است، شاخص فلاکت در هر کشوری بر اساس جمع نرخ بیکاری و تورم به‌دست می‌آید».

ایران در یک مثلث شوم 

بنابراین جامعهٔ ایران که در بیکاری و تورم و فقرِ هر سال بیشتر شونده به‌سر می‌برد، از «شاخص فلاکت» هم تنزل کرده است. علت این تنزلِ ناشی از فلاکت اقتصادی را در ریشه‌یابی نقدینگی و شاخ و برگ‌های حاصل از آن بررسی می‌کنیم.
همان‌طور که در زمینهٔ سیاسی، بهای دیکتاتوری و تجاوزات برون‌مرزی و سرکوب‌گری حاکمیت ولایت‌فقیه را مردم ایران می‌پردازند، در زمینهٔ اقتصادی نیز مردم قربانی یک گردش کار کلان‌فاسد توسط ارگانهای حکومتی و وزارتی و صدارتی هستند.
نقدینگی (پول بدون پشتوانه) که سال‌های سال است جامعهٔ ایران را گرفتار خود کرده است و کلاف آن باز نمی‌شود، سرچشمه‌اش در دولت و بانک تحت‌امرش است: «حجم نقدینگیِ سه دهه اخیر در اثر سه عامل اصلی: خلق نقدینگی توسط بانکها، استقراض دولت و بانکها از بانک مرکزی و افزایش نرخ ارز ایجاد شده است». (همان منبع) مشاهده می‌شود که ایران در یک مثلث شوم «بانک»، «دولت» و «ارز» گرفتار آمده است.

موتور مکندهٔ حرث و نسل 

وقتی از «حجم نقدینگی» در نظام آخوندی صحبت می‌شود، هرگز یک روند متعارف بده و بستان بین دولت و مردم در یک نظام اقتصادی سالم نیست؛ چرا که دولت در این نظام به‌مثابه موتور مکندهٔ سرمایهٔ ملی و سپرده‌های مردم به جانب حفظ نظام است. از این روی میزان نقدینگی‌اش هم هرگز حد متعارف قابل پیش‌بینی در بودجهٔ سالانه نمی‌باشد و حد نجومی پیدا می‌کند. در آیینهٔ این نقدینگی نجومی می‌توان ذرات انبوه شدهٔ فقر مردم ایران و سفره‌های خالی به گستردگی فلات ایران‌زمین را مشاهد کرد: «بر اساس آماری که از سوی بانک مرکزی در پاییز سال گذشته منتشر شد، حجم نقدینگی کشور به ۱۶۵۰هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۷بالغ شد. به باور بسیاری از آگاهان اقتصادی، رشد مستمر نقدینگی یکی از مهم‌ترین معضلات ساختاری اقتصاد کشور به‌شمار می‌رود». (همان منبع) و تصویر حیرت‌بارترِ رشد تصاعدی بحران اقتصاد و معیشت که یکی از عوامل اصلی فقر کنونی در ایران می‌باشد، چنین پیشینه و حکایتی در توالی دولتهای جمهوری اسلامی آخوندی دارد. تصویری که گویای دست به دست شدن و تحویل دادن نقدینگی از دولت به دولت است: «در طول ۳۰سال که از پایان جنگ ایران و عراق می‌گذرد، حجم نقدینگی بیش از ۱۱۰۰برابر بالا رفته است». (همان منبع)

تورم قلب زندگی 

سرشکن شدن این حجم نقدینگی و تورم در زندگی مردم و رشد افسارگسیختهٔ هزینه‌ها باعث چنین آمارهایی از افزایش تصاعدی قیمت برخی اقلام در خرداد ۹۸می‌گردد (به‌ نقل از روزنامه‌های حکومتی «آرمان» و «همدلی» در ۳خرداد ۹۸):
«ــ تورم سالانه با رشد ۳.۴درصدی نسبت به اردیبهشت‌ماه به ۳۷.۶درصد در خرداد ماه
ــ افزایش تورم در گروه خوراکی‌ها بیش از ۷۴درصد
ــ در گروه گوشت قرمز و سفید و فرآورده‌های آن با ۹۶.۴درصد
ــ در گوشت ماکیان ۹۵درصد
ــ در ماهی‌ها و صدف‌داران با ۱۰۷درصد (بالاترین تورم)
ــ در مسکن در مقایسه با خردادماه سال گذشته ۲۶درصد
ــ در شکر، مربا، عسل، شکلات و شیرینی با ۸۵درصد
ــ در لوازم خانگی با ۸۳درصد
ــ در تفریح و فرهنگ ۷۵درصد
افزایش هزینه دارند».
این رشد نقدینگی که حاصل آن رشد تورم است، وقتی به خانوارهای زحمتکش روستایی می‌رسد، ۶/۵درصد از تورم در شهرها بیشتر است. روزنامه آرمان در گزارش ۳خرداد ۹۸، چنین تصویری از تورم در روستاها ارائه می‌دهد: «شاخص قیمت کل برای خانوارهای روستایی کشور در خردادماه ١٣٩٨به عدد ریال۱۸۳/۳رسید که نسبت به ماه قبل ۷ / .درصد افزایش نشان می‌دهد. درصد تغییر شاخص کل نسبت به ماه مشابه سال قبل ۵۶/۵درصد است».

چه باید کرد؟ 

این است شمه و گوشه‌ای از گردش کار اقتصادی در ارگانهای نظام ولایت‌فقیه که بهای سنگین و جانکاه رانت و اختلاس و گرانی و بیکاری آن را مردم از جیب و سفره و سرمایه و سپرده و هستی و جان خود می‌پردازند. این است نمایی از ستم‌کاره‌گی و استثمار عریان علیه تمام اقشار یک جامعه. جامعه‌یی که با تار و پود خود، گردش سازمان‌یافتهٔ چرخ‌دندهٔ فساد و تبه‌ کاری حکومتی را لمس می‌کند. با چنین تصویری از واقعیت سیاسی و اقتصادی در زیر سلطهٔ دشمنان مردم ایران است که مردم هر روز در هر کوی و برزن فریاد می‌زنند: «دشمن ما همین‌جاست ـ دروغ می‌گن آمریکاست».
می‌بینیم که مسائل ایران اعم از اقتصادی و معیشتی و اجتماعی و فرهنگی، تماماً سیاسی شده‌اند و راه‌کار آن هم سیاسی است. راه‌کاری که سرنگونی صاحبان چنین گردش کار اقتصادی و سیاسی را الزام نخست پاسخ واقعی دادن به این شرایط دهشت‌بار می‌کند.

Wednesday, June 26, 2019

معنای تحریم خامنه‌ای و بیت‌العنکبوت ولی‌فقیه

معنای تحریم خامنه‌ای و بیت‌العنکبوت ولی‌فقیه



خامنه ای اژدهای هفت سر
ـ تحریم خامنه‌ای و بیت وی از نظر سیاسی بسیار قابل توجه‌تر نسبت به تحریم‌های اقتصادیِ متوجه نظام است. تحریمی که رأس و ستون خیمهٔ نظام را نشانه گرفته باشد، می‌تواند عواقب تعیین‌کننده‌ای را در آینده مد نظر قرار دهد.
ـ اهمیت تحریم خامنه‌ای را باید در شکل‌گیری تعادل‌قوای سیاسی جدید مد نظر داشت. تعادل‌قوای سیاسی که لاجرم بین مردم ایران و حاکمیت ولایت‌فقیه رقم خواهد خورد.
ـ هراس اصلی نظام و شخص خامنه‌ای در انواع تحریم‌ها که حاکمیت را نشانه گرفته، آثار سیاسی داخلی و ظهور عواقب آنها از جانب مردم علیه نظام است.
ـ تحریم خامنه‌ای و ولایت‌فقیه به‌مثابه رکن اصلی سرکوب و کانون جنایت علیه مردم ایران و مردمان منطقه، از خواسته‌های دیرین و مبرم مقاومت ایران بوده است.

به جانب یکسویه شدن سمت و سوی تحولات 

تحریم خامنه‌ای و بیت وی یکی از ضربه‌های کارا در استمرار تحولات یک ساله علیه موجودیت نظام آخوندی محسوب می‌شود. هر برگی از سال ۹۸که ورق می‌خورد، صفحه‌ای بر موقعیت سرنوشت‌ساز کنونی افزوده می‌گردد. صفحاتی که رقم‌زنندگان آن عوامل مؤثر بر این شرایط هستند. در این اثرگذاری، اگر چه تحولات در بستری از پیچیدگی سیاسی ظهور می‌کنند، اما به سمت تعیین‌تکلیف پیش می‌روند.
با وجود مشاجره‌های لفظی سیاسی بین رژیم و آمریکا که گمانه‌های گوناگونی را در دو سر طیف مورد توجه قرار می‌دهند، اکنون شاهدیم که عوامل جانبی رویدادها کمرنگ‌تر می‌شوند و به جانب خط مرکزی تحولات نیل می‌یابند و یکسویه شدن سمت و سوی آنها را آدرس می‌دهند.

دود و دم‌های ارتجاع و ریشهٔ ۴۰ساله آن 

در دو هفتهٔ گذشته بسیار شاهد دود و دم خامنه‌ای و دستگاه نظامی آن بودیم. رویدادهایی که به‌راستی از موضع ضعف و بن‌بست بارز می‌شوند. چنین صبغه‌ای از دود و دم افکندن را از خمینی هم زیاد دیده بودیم. این یک سیاست فرافکنی ریشه‌دار در ذات گنده‌گویی و گنده‌ رفتاری آخوندها است.
کانون این دود و دم‌ها در جنگ ضدمیهنی بود. خمینی بساطی را از تهران تا کربلا و از کربلا تا قدس پهن کرده بود. دیدیم که با تحریم جنگ از جانب مردم، عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران و شکست‌های پیاپی سپاه و ارتش آخوندی در جبهه‌های جنگ ضدمیهنی، تمام آن بساط ۸ساله، طی کمتر از دو ماه در یک جام‌زهر خلاصه شد و خمینی سر کشید. عواقب آن جنگ، دامن وارثان خمینی را گرفت و بر سر آن شقه و شکافها در نظام شد که هنوز هم بار پیامدهای آن جنگ، زمین گذاشته نشده است.
این روزها هم از این دود و دم‌ها در دستگاه تبلیغاتی آخوندی زیاد می‌خوانیم و می‌شنویم و می‌بینیم. این‌ها همه ناشی از بلند بلند خواندن در شب هایل است! چاشنی همیشگی این‌گونه تبلیغات نظام ولایت فقیه، پر دود و دم جلوه دادن در چشمان نیروهای خودی نظام است که در منزوی‌ترین و طردکننده‌ترین نوع تحریم از جانب مردم ایران واقع شده‌اند.

تحریم خامنه‌ای و معنای تأمل سیاست جهانی 

از آن سوی اما شاهد سیاست تأمل‌برانگیز آمریکا و غرب هستیم. آنچه در بستر این تحولات دارد رقم می‌خورد، گویای این مختصات است که آمریکا در پی اجماع جهانی برای یکی کردن حرف دنیا با این نظام است.
یکی از این سیاست‌های تأمل‌برانگیز، تحریم خامنه‌ای و بیت وی می‌باشد. این تحریم از نظر سیاسی بسیار قابل توجه‌تر نسبت به تحریم‌های اقتصادیِ متوجه نظام است. تحریمی که رأس و ستون خیمهٔ سیاست و مذهب نظام را نشانه گرفته باشد، می‌تواند عواقب تعیین‌کننده‌ای را در آینده مد نظر قرار دهد. تحریم خامنه‌ای از نظر اقتصادی هم بسیار مهم است؛ چرا که خامنه‌ای و بیت وی یکی از ارکان اصلیِ الیگارشیِ مالی و اقتصادی در نظام پولی و ارزی ایران هستند.

تحریم خامنه‌ای و تعادل‌قوای جدید 

اهمیت تحریم خامنه‌ای را باید در شکل‌گیری تعادل‌قوای سیاسی جدید مد نظر داشت. تعادل‌قوای سیاسی که لاجرم بین مردم ایران و حاکمیت ولایت‌فقیه رقم خواهد خورد. هراس اصلی نظام و شخص خامنه‌ای هم در انواع تحریم‌ها که حاکمیت را نشانه گرفته، آثار سیاسی داخلی و ظهور عواقب آنها از جانب مردم علیه نظام است.
در اهمیت تحریم خامنه‌ای و بیت وی باید به فعالیت مقاومت ایران و روشنگری آن از سال‌ها پیش اشاره کنیم. قابل ذکر است که مقاومت ایران از ۴۰سال پیش که بر «اصل آزادی» به‌عنوان اصلی‌ترین محور مبارزه با ارتجاع انگشت گذاشت و آن را «آرمان تاریخی» در کانون فعالیت‌های خود انتخاب و توصیف نمود، بر همین اساس هم به مبارزات دیپلماتیک و روشنگری سیاسی در جهان پرداخت. از این روی تمام فعالیت‌های بین‌المللی مقاومت ایران با شاخص و پرتو «اصل آزادی» توانسته بر مبرم‌ترین مشکلات و رنج‌های مردم ایران در برابر ارتجاع مذهبی آخوندی تأکید کند و جهان را به جانب تأمین منافع ملی و تاریخی ایران سوق دهد.

پیشینهٔ فعالیت مقاومت ایران برای تحریم خامنه‌ای و بیت ولی‌فقیه 

تحریم خامنه‌ای و ولایت‌فقیه به‌مثابه رکن اصلی سرکوب و کانون جنایت علیه مردم ایران و مردمان منطقه، از خواسته‌های دیرین و مبرم مقاومت ایران بوده است. به چند نمونه از این فعالیت‌ها اشاره می‌شود.
خانم مریم رجوی در ۲۱بهمن ۱۳۹۶عطف به سخنان خامنه‌ای که گفته بود «فساد مثل اژد‌های هفت‌سر افسانه‌هاست»، تأکید کرد که «بله، فساد رژیم ولایت‌فقیه مثل اژد‌های هفت‌سر است؛ اما سر اصلی این اژد‌ها در بیت خامنه‌ای‌ست».
رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت در ۲۴آذر ۱۳۹۷(۱۵دسامبر ۲۰۱۸) در ضرورت تحریم همه‌جانبهٔ نظام آخوندی، خطاب به دولتهای اروپایی و آمریکا تصریح کرد: «بگذارید دست این حکومت جنایتکار از درآمد نفت ایران ـ که سرمایهٔ ملی کشور ماست ـ قطع شود؛ زیرا هر بشکه نفتی که این رژیم بفروشد، شلاق یا گلوله‌ایست بر پیکر مردم ایران و پیکر مردم منطقه. بنابراین تأکید می‌کنیم که سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات و ماشین تبلیغات حکومتی باید در لیست سازمانهای تروریستی خارجی آمریکا و لیست تروریستی اتحادیه اروپا قرار بگیرند».
خانم رجوی در همان تاریخ و در ادامهٔ ضرورت تحریم نفتی، بر ضرورت تحریم شخص خامنه‌ای و بیت وی به‌عنوان یکی از تأمین‌کنندگان ماشین ترور و جنایت، تأکید کرد که: «شریانهای مالی رژیم یعنی راه تأمین مالی بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران و نیروی تروریستی قدس و گشتاپوی دینی باید مسدود شود». در انتهای همان پیام، خطاب به شورای امنیت سازمان ملل ‌متحد گفتند: «پرونده جنایت‌های ادامه‌دار رژیم علیه بشریت، باید به شورای امنیت ملل ‌متحد ارجاع شود و خامنه‌ای، روحانی و دیگر سران رژیم باید در برابر عدالت قرار بگیرند».
از دیگر فعالیت‌های مقاومت ایران برای تحریم خامنه‌ای و بیت وی، باید به پیام شماره ۱۲رهبری مقاومت در ۱۹فروردین ۱۳۹۸اشاره نمود. رهبری مقاومت در این پیام، تکمیل تحریم آمریکا علیه حاکمیت ولایت‌فقیه را مشروط به «لیست‌گذاری اطلاعات آخوندها و بیت‌العنکبوت خامنه‌ای» دانستند: «لیست‌گذاری سپاه پاسداران البته آغاز فصل جدید در رابطه آمریکا و لاجرم تمام جامعهٔ بین‌المللی در قبال رژیم آخوندی است. از علائم دوران آماده‌باش سرنگونی است. حاصل کارزار پر رنج و خون علیه این نیروی سرکوبگر در داخل میهن اشغال شده و در منطقه و در عرصهٔ بین‌المللی است. باید هم‌چنان‌که رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت به کرات گفته است، با لیست‌گذاری اطلاعات آخوندها و بیت‌العنکبوت خامنه‌ای تکمیل شود».

Tuesday, June 25, 2019

پاسدارها که اجاره نشین نیستند!

پاسدارها که اجاره نشین نیستند!



شهرک محلاتی شهرک افسران سپاه
این‌همه خانه خالی و آنهمه مستاجر؟!

روزنامه‌های رسمی رژیم می‌گویند ۶میلیون خانواده اجاره نشین داریم. یعنی بیشتر از ۳۰درصد ایرانیان مستاجر هستند!

روزنامه فاشیستی وطن امروز روز ۷خرداد ۹۸نوشت: «۲۶میلیون و ۶۰۰هزار نفر ایرانی در بیغوله‌های استیجاری زندگی می‌کنند».
همین روزنامه‌ها در عین حال می‌گویند ۲.۵میلیون خانه خالی داریم که صاحبانشان آنها را اجاره نمی‌دهند یا به قیمت خون پدرشان می‌دهند که کمتر کسی را توان پرداخت چنان اجاره‌هایی را دارد.

انحصار مالکیت خانه‌ها در ایران در دست کیست؟

خرداد ۹۸دبیر کانون سراسری انبوه‌سازان مسکن و ساختمان ایران (فردی به اسم فرشید پورحاجت) به روزنامه وطن امروز گفته بود: «هم قیمت مسکن دارد بالا می‌رود و هم قیمت اجاره مسکن» و بعد هم اضافه کرده بود: «با ابزار‌های مالیاتی و سرکوبی هم نمی‌توانیم بازار مسکن را کنترل کنیم»!
آنچه می‌توان به حرف‌های این شخص اضافه کرد این‌که، چنان صاحب‌خانه‌های قدرتمندی هیچ‌کس نیستند مگر همین رؤسای مملکت که عبارتند از:
  • بنیاد مسکن انقلاب اسلامی (به ریاست عالیه خامنه‌ای).
  • سپاه پاسداران که متولی پروژه مسکن مهر است.
  • بانک‌هایی که منازل رهنی مردم مقروض را بالا کشیده‌اند.
و در چنین شرایطی که دولت طرح جدید خود برای ساخت خانه در ابعاد میلیونی را رونمایی کرده و اعلام نموده: تمامی مردم ایران (یعنی ولی‌نعمت دولت) را در آینده‌ای نه چندان دور مستاجر خودش می‌کند! اکنون خبر می‌رسد که آخوندها دست‌اندرکار طرحی هستند تا صدهزار منزل مسکونی برای پاسدارانشان بسازند!
باز هم خانه‌سازی برای نیروهای سرکوبگر به اسم نظامی‌ها ۲
باز هم خانه‌سازی برای نیروهای سرکوبگر به اسم نظامی‌ها

چند سؤال ضروری: مستاجر کیست؟

اولین سؤالی که باید پرسید این است که:
مگر پاسدار اجاره نشین هم داریم؟
کدام پاسداری است که اجاره نشین باشد؟
کدام پاسداری است که آلونک نشین یا مقبره نشین و کارتن خواب باشد؟ و اکنون نیاز فوری به مسکن داشته باشد!
شاید کسی اصل خبر را باور نکند، ولی خانه‌سازی برای به‌قول خودشان نظامیان را همگان می‌دانند که اسم مستعار پاسداران است و نفرات خودفروخته و مزدور رژیم در ارتش تحت‌امر آخوندها و سربازان و درجه‌داران را از هیچ‌یک از این امتیازها نصیبی نبوده و نیست.
و کسانی هم که در این واقعیت تردید دارند، می‌توانند به تجمع اعتراضی چند وقت پیش بازنشستگان لشگری نگاه کنند که همراه با دیگر بازنشستگان کشوری در مقابل مجلس رژیم تجمع کرده بودند.
از سوی دیگر درست در همان روزی که این خبر را رسانه‌های رژیم منتشر کردند، یک خبر دیگر نیز در رسانه‌های حکومتی‌ منتشر شد و آن این‌که رژیم در نظر دارد که ۲۰۰هزار بنا را به جرم آخوندساخته غیرمجاز تخریب کند!
خانه سازی برای پاسداران و تخریب خانه‌های مردم برای شهروندان و حاشیه‌نشین‌ها ۳
خانه سازی برای پاسداران و تخریب خانه‌های مردم برای شهروندان و حاشیه‌نشین‌ها

و به این ترتیب روشن می‌شود رژیمی که تا دو گز بالای سرش در بحرانهای سیاسی و اجتماعی غرق است به جای هر گونه همدلی با مردم،
به جای هر گونه استمالت از قربانیان آلونک‌نشینی،
و به جای کمک به مستاجران و فقرا، در یک رویکرد کاملاً معکوس در حال اسب زین کردن برای ویران کردن سرپناه‌هایی است که فقیرترین اقشار مردم با هزینه کردن تمامی دارایی‌های خود اقدام به ساخت آنها کرده‌اند.
یک خبر دیگر!
روز دوشنبه سوم تیرماه ۹۸رسانه‌های حکومتی یک خبر دیگر نیز درباره مسأله مسکن منتشر کرده‌اند که خشم و کین مردم به‌ویژه مستاجران را نسبت به این حکومت بیشتر می‌کند و آن این‌که:
در حالی‌که رژیم دو و نیم میلیون خانه خالی دارد که در دست بنیاد مسکن و سپاه و بانکها می‌باشند،
در حالی که بیش از یک‌سوم ایرانیان مستاجر بوده و اساساً مسکن ندارند،
و در حالی‌که انواع و اقسام پروژه‌های ساخت مسکن در دست اجرا دارد،
درست در چنین وضعیتی اقدام به ساختن صدهزار واحد مسکونی برای نیروهای سرکوبگرش می‌کند و در عین‌حال برای مردم فقیری که دستشان از همه‌جا کوتاه است نیز اقدام به درست کردن مؤسسه‌های اجاره‌داری می‌کند!

مؤسسات اجاره داری! ۴
مسأله مستاجران هم حل شد: مؤسسات اجاره داری!

خبرهای همگون

اکنون تنها به همین چند خبر که کلیشه روزنامه‌های آنها نیز پیوست این یادداشت شده نگاه کنید تا به گوشه سیاه دیگری از عمق خباثت و ضدمردمی بودن این نظام اشراف بیشتری پیدا کنید:
خانه‌های خالی فراوان، و در ابعاد میلیونی موجود است.
میلیون‌ها هموطن مستاجر، آلونک نشین و بدمسکن، چشم به راه‌حل مسأله مسکن هستند.
انحصار مالکیت املاک و خانه‌های استیجاری در دست بنیاد مسکن (خامنه‌ای) و پاسداران و بانک‌های دولتی است.
و درست در چنین شرایطی خامنه‌ای و روحانی اقدام به ساخت یکصدهزار منزل مسکونی برای نیروهای سرکوبگری می‌کنند که عصای دست دیکتاتور در سرکوب مردم معترض هستند.
و آنچه که نمک به زخم مستاجران، فقرا و تنگدستان می‌پاشد، خبر بعدی است که سهم آنان را نیز در نظر گرفته است:
راه‌اندازی مؤسسات اجاره داری برای کمک به مستاجران!
خسته نباشید!
تصفیه حساب ملت با چنین نظامی در خیابان « انقلاب» است و بس!

Monday, June 24, 2019

دور زدن تحریم‌ها! واقعیت یا توهم؟!

دور زدن تحریم‌ها! واقعیت یا توهم؟!



تحریمهای بین المللی علیه رژیم ایران
پس از خروج آمریکا از برجام و شروع تحریم‌های سنگین آمریکا، آخوند شیاد روحانی و وزرایش خط «وعده‌درمانی» را پیش گرفتند.
آنها چنین القا می‌کردند که با شیوه‌های مختلف توان دور زدن تحریم‌ها را دارند. روحانی در نشست با جمعی از اصحاب رسانه‌های حکومتی گفت: «آثار تحریم بسیار ناچیز است»! (سایت روحانی ۴خرداد ۹۸) و «می‌توانیم آثار تحریم را کاهش داده و مشکلات زندگی مردم را کم کنیم» (سایت روحانی ۸خرداد ۹۸). وزیر خارجه‌اش هم در سفر به نیویورک ادعا ‌کرد رژیمش در زمینه دور زدن تحریم‌ها مدرک «دکترا» دارد!

آنها در ادامه همین وعده‌درمانی و امیددرمانی کاذب، راه‌کارهای مختلفی مثل فروش نفت در برابر کالا و یا فروش نفت خام در بورس و واگذاری فروش نفت به بخش خصوصی و... را مطرح ‌کردند ولی چندی نگذشت که مشخص شد همه این راهها، بی‌راهه بوده و آثار تحریم‌ها روزبه‌روز واقعیت خود را نشان داد.
اینجا قصد پرداختن به همه راههای خیالی رژیم برای دور زدن تحریم‌ها را نداریم و فقط یکی از این راههای کذایی را بررسی می‌کنیم:

واگذار کردن فروش نفت به بخش خصوصی
رژیم برای فروش نفت قصد داشت با استفاده از عوامل خود و دار و دسته‌های حکومتی و با پولشویی و ایجاد شرکتهای جعلی در کشورهای مختلف به‌خصوص کشورهای همسایه کانال‌های مالی موثری برای خود ایجاد کند. ولی در این مسیر علاوه بر همه مشکلات قانونی و حقوق بین‌الملل با دو مشکل درونی هم مواجه بود. اول این‌که هیچ تضمینی نداشت که نفراتی که وارد این کار می‌شدند خودشان بدون اختلاس و بالا کشیدن اموال و حتی فرار از کشور به رژیم نارو نزنند. به‌خصوص که تجربه امثال بابک زنجانی و خاوری و مرجان شیخ‌الاسلامی‌ها را هم داشت و این‌که در جنگ قدرت و غارت باندهای رژیم تهدید رو شدن خیلی از معاملات پنهانی و پولشویی وجود دارد.

خبرگزاری حکومتی ایسنا روز ۲۷خرداد در مصاحبه با رفیق‌دوست نوشت: «از خطراتی که در همین موضوع دور زدن تحریمها هشدار داده می‌شود این است که ممکن است دوباره بابک زنجانیهای تازه‌یی به وجود آیند»‌.
این موضوع یعنی دعوای جناحها بر سر سود حاصل از دزدی پولشویی و اختلاس بقدری جدی است که حتی زنگنه وزیر نفت روحانی هم در جواب به این سؤال که « آقای وزیر برخی می‌گویند؛ شما نمی‌خواهید مصیبت‌ زندان پس از دوره وزارت را به جان بخرید و این موضوع سبب کندی کارها و پایین آمدن قدرت ریسک شما شده، آیا شما با این تحلیل موافقید؟» گفت:‌ « چه کسی حاضر است کار و خدمت کند و پس از آن به زندان برود؟ هیچ‌کس نمی‌خواهد به چنین مرحله‌ای برسد، در مورد همکاران من هم نباید به این شکل باشد و باید آنها امنیت کافی داشته باشند. ما اکنون در وزارت نفت فعالیت‌های بسیاری انجام می‎دهیم که نمی‌گویم خلاف قانون است اما از رویه‌های متعارف خارج است که البته در مورد انجام این کارها اجازه گرفته‌ایم»! (سایت حکومتی خانه ملت ۱۸خرداد ۹۸).

بدیهی است که اجازه مذکور از بالاترین مقامات رژیم و شخص خامنه‌ای صادر شده ولی چون در سگ‌دعوای مهارنشدنی رژیم، هیچ چیز سر جای خود نیست، آن «اجازه» هم اعتباری ندارد و نمی‌تواند تضمینی برای جلوگیری از لو رفتن پولشویی‌ها و کارهای کثیف رژیم باشد. به همین دلیل است که حتی معاون حقوقی روحانی هم با ناامیدی می‌گوید: «کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز نامه‌های متعددی نوشته و از پولشویی‌هایی که به نام دور زدن تحریم در شرایط کنونی انجام می‌شود اعلام نگرانی کرده است». (فارس خبرگزاری سپاه ۲۷خرداد ۹۸)

تازه‌ترین نمونه از لو رفتن یک فقره اختلاس و فرار از کشور هم که در ادامه جنگ داخلی باندهای رژیم بر سر سهم‌خواهی بیشتر از خان یغمای نفت افشا شد، بازداشت «مدیر مالی وزارت نفت حین خروج از کشور» است. خبرگزاری سپاه تروریستی قدس، تسنیم، روز ۲۲خرداد درباره این مدیر گفت: «۲۵میلیون دلار از حساب این وزارتخانه خارج و به حساب یک صراف واریز کرده بود و به ظاهر می‌خواستند با این پول کار کنند» ولی در واقع «مدیرمالی وزارت نفت و فرد صراف قصد انتقال مبلغ مذکور را به خارج از کشور داشتند».

نتیجه این‌که برخلاف امیددرمانی و خالی‌بندی‌های اولیه روحانی امکان «فروش نفت توسط بخش خصوصی» که یکی از اصلی‌ترین راههای دور زدن تحریم‌ها بود در تعادل‌قوا و شرایط جدید دیگر امکانپذیر نیست و دایره تحریم‌ها و نظارت شدید طرف آمریکایی این راه را عملاً سد کرده است.

سایت حکومتی ایسنا روز ۲۲خرداد ۹۸در مطلبی با عنوان «دیپلماسی تهدید» وحشت‌زده به این واقعیت اذعان کرد و نوشت:‌ «آمریکاییها به‌طور جدی به‌دنبال شناسایی راههای گریز ایران از تحریمها هستند... آمریکا این قدرت بزرگ اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی راه‌های دور زدن تحریمها بر ایران را نسبت به گذشته در برابر ایران مسدود کرده است به گونه‌ای که اروپاییها هم نمی‌توانند به سهولت از زیر بار تسلط و چیرگی ایالت متحده آمریکا در این زمینه خود را رها کنند».
یعنی وضعیت آن قدر خراب است که حتی اروپا هم در برابر فریبکاری رژیم خود را آب‌بندی کرده و راههای دور زدن تحریم را بسته است.
وال استریت ژورنال روز ۲۹خرداد ۹۸ از شکست مفتضحانه رژیم در قاچاق نفت و دور زدن تحریم‌ها با سندسازی و جعل مدارک خبر داد و گفت: «محموله مشکوک نفت خام با مدارک رسمی عراقی اما حاوی نفت ایران در تور تحریم‌ها گیر افتاد و کمپانی انی آن را برای پالایش نپذیرفت. این نفتکش راهی سیسیل ایتالیا برای پالایش بود که با مدارک عراقی بار زده شده بود اما نفت آن دارای مشخصات نفت ایران بود».

بله، با پایان یافتن دوران مماشات آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. روزگار پولشویی، جعل مدارک، کارهای کثیف، شرکت‌سازیهای واسط و پوشالی و زد و بند و حراج اموال و ثروت مردم ایران به ثمن بخس پایان یافته است و دور زدن تحریم‌ها از واقعیت به توهم و حسرت تبدیل و معلوم شده است که «دکترا»ی ظریف در دور زدن تحریم‌ها هم مربوط به زمان مماشات بوده است! و الآن کارآیی ندارد.
چیزی که باقی می‌ماند و قسمت اصلی کار است سهم خود مردم و مقاومت ایران است. تحریم‌ها هر چقدر هم سخت و شدید شوند در نهایت این خلق قهرمان ایران است که با پیشتازی کانون‌های شورشی در شهرهای شورشی حساب خود را با تمامیت حاکمیت ولایت‌فقیه تسویه کرده و ضمن بنا کردن ایرانی آباد و آزاد تک‌تک عوامل سهیم در بحران اقتصادی و سیه‌روزی مردم ایران را به پای میز محاکمه خواهند کشاند.

Sunday, June 23, 2019

تار و پودی تنیده از فساد در نظام ولایت

تار و پودی تنیده از فساد در نظام ولایت



فساد و اختلاس حکومتی
روز پنجشنبه ۳۰خرداد ۹۸علیرضا زاکانی نماینده سابق مجلس رژیم از باند خامنه‌ای در مصاحبه با تلویزیون شبکه ۳رژیم در پاسخ به سؤال مجری تلویزیون آخوندی که از کشف یک سرقت ۲۵میلیون یورویی در شرکت نفت سؤال می‌کرد گفت: «به اعتقاد من این بحث ۲۵میلیون یورویی و از این حرفها اینها پول خرد است بگذارید کنار اینها را بگذارید کنار اینهم! پول است؟ اینهم پول است؟».
از نظر زاکانی سرقت ۲۵میلیون یورویی از اموال مردم نسبت به سایر دزدی‌های سران و سردمداران رژیم آن‌چنان کوچک و ناقابل است که برای تفهیم کلان دزدی‌ها در نظام ولایت‌فقیه به مخاطبش(مصطفی تاجزاده) چند بار تکرار می‌کند« اینهم پول است»
ماجرای خرده دزدی ۲۵میلیون یورویی! مربوط می‌شود به دزدی ناقابل مدیر مالی یکی از شرکت‌های وابسته به وزارت نفت که در حال خارج کردن ۲۵میلیون یورو با همدستی یک صراف وابسته حاکمیت بود.
در این رابطه غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قضاییه رژیم اعلام کرد که مدیر مالی یکی از شرکت‌های وابسته به وزارت نفت ایران پیش از خروج کشور بازداشت شده است.
اخیراً نیز محاکمه هادی رضوی داماد محمد شریعتمداری وزیر کار دولت آخوند حسن روحانی به جرم فساد و اختلاس بر گزارشد.
اتهام هادی رضوی پرداخت رشوه به مدیران بانک سرمایه به‌منظور خارج کردن ۱۰۷میلیارد تومان ناقابل! از این بانک بدون تودیع وثیقه است.
نماینده دادستان یکی از اتهامات دیگر داماد محمد شریعتمداری را دریافت ۲۷میلیارد و ۵۰۰میلیارد تومان ناقابل! دیگر از بانک سرمایه ذکر کرده است.
همچنین جناب داماد وزیر کار دولت آخوندحسن روحانی ملکی را با گرفتن وام از بانک سرمایه خریداری کرده اما درصدد بوده با پرداخت رشوه به کارشناس قیمت‌گذاری، چهار برابر بیش از قیمت واقعی آن را به بانک بابت تسویه بدهی‌هایش، بفروشد.
پیش از این نیز سه نفر از مدیران بانک سرمایه به جرم دزدی و اختلاس به بیست سال حبس محکوم شدند که یکی از آنان پرویز کاظمی وزیر کار اسبق رژیم است.
در پاییز سال ۹۶مهدی جهانگیری برادر اسحاق جهانگیر معاون شیخ حسن روحانی به جرم فساد و دزدی توسط سپاه کرمان دستگیر شد.
در زمینه دستگیری مهدی جهانگیری فرمانده سپاه ضد ثارالله کرمان اعلام کرد که مهدی جهانگیری توسط این نیرو دستگیر شده که«یکی از ریشه‌های فساد» بوده است.
در تیرماه ۹۶حسین فریدون برادر آخوند حسن روحانی نیز به‌دلیل فساد مالی و دست داشتن در مفاسد اقتصادی دستگیر و پس از محاکمه به حبس غیر قطعی محکوم شد.
تنها عناصر فوق نیستند که در دزدی و فساده‌ای کلان دست داشته و اینها گوشه‌هایی از فساد سیستماتیک در نظام ولایت‌فقیه است که در جریان جنگ وجدال باندی بر سر قدرت و غارت ثروت مردم رو شده است،
در رأس این فساد سیستماتیک نهادهای وابسته به بیت خامنه‌ای به‌خصوص سپاه پاسداران ضدخلقی قرار دارند
اخیراً محمد سرافراز رئیس سابق رسانه ضد ملی صدا و سیمای رژیم در مصاحبه با یکی از عناصر وابسته به باند احمدی‌نژاد به گوشه‌یی از فساد گسترده در سپاه پاسداران خامنه‌ای اشاره کرده است.
سرافراز در این مصاحبه اعلام کرد که در دوران ریاستش بر رادیو و تلویزیون حکومتی سازمان اطلاعات سپاه به‌ویژه رئیس آن حسین طائب در مزایده آگهی‌های بازرگانی رادیو و تلویزیون مداخله کرده‌اند...
محمدسرافراز اعتراف کرد که فساد و رانت در حاکمیت آخوندی اصلاح‌طلب و اصولگرا ندارد، و تمامی دارو دسته‌های حکومتی دست‌اندرکار دزدی، فساد ورانت هستند و کسی قدرت مقابله با آنها را ندارد.
در زمینه دزدی سردمداران رژیم پیش از این نیز اسحاق جهانگیری معاون شیخ حسن روحانی اعتراف کرد « فساد به مسئولان بالای کشور رسیده است».
وی اضافه کرد: «اگر با مسئولانی که دامن جمهوری اسلامی را به فساد آلوده کردند به موقع برخورد می‌شد امروز این‌گونه نبود که مبارزه با فساد به دغدغه عمومی ملت تبدیل شود».
دزدی و فساد در نظام آخوندی آن‌چنان نهادینه شده و گسترده است که آخوند ابراهیم رئیسی رئیس قوه قضاییه رژیم خواستار«اصلاح ساختارهای فساد زا و جرم زا» شد(خبرگزاری فارس ۳۰خرداد ۹۸)
فساد نهادینه سیاسی و اقتصادی در حاکمیت آخوندی متأثر از تمرکز قدرت و ثروت در رأس هرم فاشیسم مذهبی حاکم و نهادهای وابسته به آن است، و تا زمانی که در بر پاشنه این حاکمیت فاصد می‌چرخد، چیز تغییر نخواهد کرد.
دستگیری عناصری در رأس حاکمیت هم در این حاکمیت، نه در راستای مبارزه با فساد بلکه به‌دلیل جنگ قدرت و غارت اموال مردم توسط باندهای حاکمیت آخوندی است. بنابراین این نمایشات ناگزیر از دستگیری و زندان مردم ایران را نمی‌فریبد و آنان آگاهند که خانه از پای بست ویران است. چنان‌چه در جریان قیامهای دی‌ ماه ۹۶و مرداد ۹۷شعار می‌دادند«خامنه‌ای قاتل است کل نظام فاسد است».
بنابراین مبارزه واقعی با فساد در ایران زمانی صورت می‌گیرد که نظام فسادگستر آخوندی سرنگون شود و به جای آن نظامی مردم سالار بر پایه حاکمیت مردم مستقر شود؛
نظامی متکی بر آرای مردم
با قوای مستقل
که هیچ حاشیه امنی برای هیچ فرد و یا نهادی برای فساد و چپاول به‌رسمیت نشناسد،
در این حاکمیت دفاع از حقوق و منافع مردم حرف اول را می‌زند و برتر از هر مصلحت دیگری است.

Friday, June 21, 2019

آیا خامنه‌ای روزنامه‌های خودش را هم نمی‌خواند؟

آیا خامنه‌ای روزنامه‌های خودش را هم نمی‌خواند؟



انفجار حرم امام رضا

(در سالروز انفجار جنایتکارانه در حرم امام رضا علیه‌السلام) 


باز هم داستان تکراری انفجار جنایتکارانه در حرم امام رضا (ع) از لابلای آرشیو لاطائلات اطلاعات آخوندی غبار روبی و به رسانه‌های حکومتی ارسال شد تا ساز ضد مجاهدی معمولشان را کوک کنند، خامنه‌ای در همان دستگاه کهنه، پوسیده و خاک‌ گرفته آخوندی‌اش حتی زحمت به روز کردن لیست دروغهایش را هم به خودش نمی‌دهد، او حتی خبر ندارد که برخی دروغهایش برملا شده!
خامنه‌ای اگر حتی یکبار روزنامه‌های نظام خودش را خوانده بود، اندکی با حساب و کتاب بیشتری درباره جنایات؟! منافقین هرزه‌ درایی می‌کرد، اما دریغا که آخوندها حتی هنگامی که از کامپیوتر هم استفاده می‌کنند آن را تا حد چرتکه تنزل می‌دهند و حتی از امکان جستجوی آن برای پاک کردن رد تناقض‌گویی‌های خودشان هم استفاده نمی‌کنند!
جدیدترین گاف در این زمینه درباره اتهام انفجار حرم امام رضا و بستن آن به مجاهدین خلق است.

همه ساله در موعد سی خرداد، رسانه‌های حکومتی بازار شامی درست می‌کنند که آن سرش ناپیدا!
از یک طرف دروغ‌ها و جعلیات خود در باب حمله مسلحانه مجاهدین به مردم؟! در روز سی خرداد سال ۶۰را به‌رغم تمامی لو رفتگی دروغشان مجدداً در بوق می‌کنند در حالی‌که طی ۳۷سالی که از آن ماجرا گذشته، بسیاری از سران باندهای حکومتی در جریان جنگ و دعوا بر سر قدرت بخش‌هایی از واقعیت‌های آن روز و جنایت‌های پاسداران باند رقیب‌شان را برملا کرده و بعضاً خیلی ریز و مستدل توضیح داده‌اند که دوستان‌ حزب‌الهی‌شان در آن روز چه جنایتی در حق مردم و مجاهدین خلق کردند. در این مورد خوانندگان می‌توانند به مقالات متعدد و مستندی که در سایت مجاهد منتشر شده، نگاه کنند.
اما داستان تکراری دیگری که آخوندها در همین روز (یعنی سی خرداد) علم می‌کنند فاجعه انفجار جنایت‌کارانه در حرم امام رضا (ع) در سی خرداد سال ۱۳۷۲است که در واقع تلاش خامنه‌ای بود برای بدنام کردن مجاهدین. حرکتی طراحی و اجرا شده توسط وزارت اطلاعات رژیم. جنایتی که پس از گذشت چند سال پرده از روی آن کنار رفت و واقعیت آن نیز همانند حقیقت سی خرداد ۶۰در برابر دیدگان مردم قرار گرفت.
در این میان آنچه که باقی می‌ماند پافشاری خامنه‌ای و عواملش است که به‌رغم لو رفتگی آن جنایت، باز هم با وقاحت و رذالت تمام، همان دروغهای روز اول را با همان کلمات و فرهنگ تکرار می‌کنند، غافل از آن که حتی در نشریات و رسانه‌های خودشان هم حقیقت ماجرا افشا‌ شده و جایی برای دروغ‌بافی‌های سال اول باقی نمانده است!

چند سند درباره انفجار حرم امام رضا در سال ۱۳۷۲

در اینجا چند سند درباره واقعیت آن جنایت از درون رژیم و مستند به گفته‌ها و نوشته‌های عناصر و رسانه‌های آخوندها ملاحظه خواهید کرد که حقیقت آن جنایت را بیش‌از‌پیش می‌کنند.
  • روزنامه سلام روز ۲تیر۱۳۷۳خطاب به باند رقیب نوشت: «مسأله انفجار را به گردن منافقین انداختید. در صورتی که خوب بود واقعیت را می‌نوشتید که این اقدام کار چه گروه و چه تشکیلات و جریانهایی است»!
  • پاسدار ریزشی عمادالدین باقی در روزنامه فتح به تاریخ ۲۶بهمن سال ۱۳۷۸نوشت: «در گذشته هم وقتی این ماجرا اتفاق افتاد مثل مسأله انفجار حرم امام رضا(ع) و یا حوادث مشابه و ترورها کسان دیگری را پیدا می‌کردند و برای این‌که سرپوش بگذارند، آنها را به‌عنوان عاملان آن فاجعه معرفی می‌کردند تا ماجرا فیصله پیدا کند»!
  • آذر ۱۳۷۸در جریان درگیری باندهای درونی رژیم، مهره‌ها و مطبوعات حکومتی اعتراف کردند که انفجار حرم امام رضا (ع) توسط وزارت اطلاعات و تحت هدایت سعید امامی، معاون جنایتکار آن صورت گرفته است.
  • سایت تابناک متعلق به پاسدار محسن رضایی روز ۱۱دی۱۳۸۶نیز به حقیقت آن جنایت اشاره کرد و مسئولیت سعید امامی و وزارت اطلاعات بیش‌از‌پیش در آن قضیه افشا شد.
  • بهزاد نبوی، مشاور آخوند خاتمی (رئیس‌جمهور وقت رژیم) و یکی از سرکردگان باند موسوم به «مجاهد‌ین انقلاب اسلامی» هم طی سخنانی تحت عنوان «ساختار سیاسی و قدرت در ایران بعد از انقلاب» که در چند شماره روزنامه کار‌ و‌ کارگر چاپ شد، روز ۱۸آذر ۱۳۷۷گفت: «آن ماجرای حرم امام رضا (ع) هم بحث دیگری دارد که من درصدد طرح آن در اینجا نیستم، اصلاً مسأله طور دیگری است (درخواست توضیح بیشتر از سوی حضار)، نخیر، ما تازه عمل کرده‌ایم، نمی‌توانیم برویم آب‌خنک بخوریم (خنده حضار) …».
  • اکبر گنجی یکی دیگر از مقامهای سابق امنیتی رژیم با روزنامه آریا در روز ۱۳آذر ۱۳۷۸مصاحبه کرد و درباره انفجار جنایت‌کارانه حرم امام رضا (ع) (و اتهامی که خامنه‌ای دقایقی پس از انفجار و بدون این‌که هنوز هیچ تحقیقی صورت گرفته باشد، متوجه مجاهدین خلق کرد) از جمله گفته است:
    «سؤال: سازمان قضایی نیروهای مسلح در اطلاعیه اخیر خود بحث بمب‌گذاری در مشهد را به باند سعید امامی منتسب کرده است. آیا می‌توان گفت که حوادثی که قبلاً نیز در مشهد رخ‌داده است از جمله تخریب مسجد اهل سنت، انفجار حرم رضوی و ترور نافرجام آقای عبایی خراسانی کار همین باند بوده است؟»
    گنجی: «این‌که سازمان قضایی گفته پس‌مانده‌های آن گروه این کارها را انجام داده‌اند، واجد نکته جالبی است که این محفل هنوز از بین نرفته و هنوز همه آنها دستگیر نشده‌اند. بر اساس تئوری و مدلی که من بدان باور دارم، تاریک‌خانه‌ اشباحی وجود دارد که در آن عالی‌جنابان خاکستری اطراق کرده و هم‌چنان به توطئه مشغولند. انفجار مشهد یکی از اقدامات آنان است. آنها مسجد اهل سنت را در مشهد خراب کردند که به‌دنبال آن حادثه وحشتناک انفجار حرم امام رضا پیش آمد که آن ‌را به گردن (مجاهدین) انداختند ».
در سال‌ها اخیر البته نکات دیگری درباره حقیقت آن جنایت از سوی مقامات سابق رژیم و پاسداران ریزشی نظام افشا‌ شده که می‌توان آنها را نیز به این نوشته افزود و یک طومار کامل تهیه کرد اما در این میان آنچه که باقی می‌ماند (فارغ از این‌که مردم هرگز این قبیل اتهام‌ها را نسبت به مجاهدین نپذیرفتند) حسابرسی جنایتی است که اتفاق افتاد و جانهایی که چه در انفجار حرم از بین رفت به اضافه آن فردی که به اسم مجاهد بازداشت شده پیکر «نیم‌کش» ‌شده‌اش را در تلویزیون به نمایش گذاشتند تا صحنه سازی‌ تبهکارانه خود را کامل کنند و روشن نشد که آن فرد؛
چه کسی بود؟ سرنوشتش چه شد؟ و خونش را باید به پای کدام دژخیم نظام ولایت‌فقیه نوشت؟ و.... ماجرایی که در میان هزاران هزار جنایت دیگر تنها پس از سقوط این فاشیسم پلید روشن خواهد شد.