Friday, October 25, 2019

مردم لبنان و پاسخ به «لحظهٔ تاریخی‌»شان

مردم لبنان و پاسخ به «لحظهٔ تاریخی‌»شان



قیام مردم لبنان

لبنان در مسیر سرنوشت

در لبنان چه می‌گذرد؟ در ورای خبرها و گزارشات متنی و تصویری که می‌خوانیم و می‌بینیم، چه بنیادهایی دارد رقم می‌خورد؟ در کاریزهای این جامعه، چه جریانی شتاب گرفته و به جانب کدام رودخانه و دریایی می‌رود؟ این جمعیت میلیونی بدون طرح یک چهرهٔ کاریسماتیک و بدون نقش گروه و حزب و انجمنی، گرداگرد چه افقی از هدف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به هم پیوند خورده‌اند؟ کدام منافع سیاسی منطقه‌ای یا دولتی در لبنان مورد تهدید جدی و خطر استراتژیک واقع شده است؟ چه نیروها یا صاحبان منافعی در لبنان باد کاشتند و حالا باید توفان درو کنند؟ به فرض هم که این جنبش مدام تکثیرشونده، با سرکوب بزرگ روبه‌رو شود، آثار کوتاه‌مدت و درازمدت آن، چه خواهد شد و چه خواهد کرد؟

آثار تحولات بزرگ اجتماعی چیست؟

هر تحول بزرگ اجتماعی و سیاسی، لاجرم آثار کوتاه و درازمدت خود را بر آن جامعه خواهد گذاشت. این تحولات حتی اگر در زمان بروزشان منجر به تغییر بزرگ مدنظرشان نشود، به‌طور قانونمند یک آتش زیر خاکستری را همواره در بنیادهای سیاسی و اجتماعی آن جامعه به‌جای گذاشته و روشن نگه‌می‌دارند؛ طوری‌که روزگار بعد از آنها هرگز مثل قبل نخواهد ماند. این‌گونه تحولات، ساختار اجتماعی و تعادل‌قوای سیاسی را به‌هم می‌زنند و در دامان خود نسل‌هایی را می‌پرورند که ارزش‌های چالش‌برانگیز می‌آفرینند. ارزش‌هایی که هرگز با ارزش‌های حاکم بر دولتها و حتی جامعهٔ پیشین هم‌خوان و هم‌سرشت نیست.
این تحولات، همان بسترهای رقم‌زنندهٔ تکامل اجتماعی جوامع بشری هستند. تحولاتی که چند سالی است دامن خاورمیانه را گرفته و دیکتاتوریها و خودکامگی‌ها را سراسیمه و بی‌آینده کرده است.

توقف در ایستگاه چند تحول بزرگ اجتماعی

قبل از پرداختن به جنبش میلیونی لبنانی‌ها، برای داشتن تصویری روشن‌تر از آثار استراتژیک این جنبش، به چند نمونهٔ ایرانی و عربی، اشاره‌ای کوتاه می‌شود:
ـ جنبش تاریخی و بزرگ مشروطیت به پیروزی و هدف نهایی‌اش نرسید؛ اما دانه‌های یک فکر و خواسته را در نسل‌های پیاپی جامعهٔ ایران کاشت و از آن پس هیچ دولتی از دست آن خلاصی و خیال راحت نداشت. مطالبات این جنبش بدل به آرزوی ملی ایرانیان پیشرو و مترقی گشت و هنوز ادامه دارد. از گنجینه‌های مشروطیت فکرهای نو، آثار سیاسی و اجتماعی و جامعه‌شناسی و ادبی و هنری فراوان رویید و اثرگذاری بسیاری بر آینده بعد از خود گذاشت.
ـ خروش و قیام ۳۰خرداد ۶۰ اگر ‌چه با اعدام‌های هزار هزار زندانیان و گسترش افسارگسیخته‌ترین نوع اختناق در سراسر ایران سرکوب شد، ولی ماهیت حاکمیت جدید را برملا نمود، نفرت اجتماعی از خمینی و آخوندیسم را در بنیادهای جامعهٔ ایران گسترش داد، موجب جدایی مداوم مردم از حکومت، بروز شکاف‌های عمیق در حاکمیت و تعمیم جنبش دادخواهی و خواسته‌های آن در میان بخش وسیعی از جامعهٔ ایران گشت. از پس این جنبش تاریخی، حاکمیت آخوندی هرگز به تعادل قبلی و یک‌پایه‌گی دلخواهش نرسید و نیز به‌دلیل وحشانیت بی‌حد و اندازه در دهه ۶۰، در سطح جهان به منفورترین دولت بدل گشت. آثار اجتماعی آن قیام، زیرساخت قیامهای بعدی شد.
ـ قیام دانشجوییِ ۱۸تیر ۷۸ یک بن‌بست را در میان نسل جدید ایران شکست و خط فاصل پررنگی بین دانشجو و دانشگاه با کودتای ضدفرهنگی خمینی در دانشگاهها کشید و دانشگاهها دیگر در تعادل قبلی نبودند.
ـ قیام بزرگ و سراسری ۸۸ باعث گسترده‌ترین و عمیق‌ترین شکاف بین حکومتیان از یک‌طرف و جامعهٔ ایران با کل حاکمیت از طرف دیگر شد. آثار آن قیام هنوز هم در جامعهٔ ایران باقی و زنده و تلاطم‌زا است.
ـ قیام دی ۹۶ اتمام‌حجت تاریخیِ نسل‌های جدید پس از قیامهای پیشین با تمامیت حاکمیت ولایت‌ فقیه شد. پس از این قیام، اعتراضهای پیاپی اقشار مردم ایران شتاب گرفت و خط فاصل نهایی و بازگشت‌ناپذیر ـ حتی به اعتراف حکومتیان ـ‌ بین مردم و آخوندیسم ترسیم شد.
ـ شتاب گرفتن تحول تکنولوژی در ۲دهه گذشته که منجر به انقلاب بزرگ در ارتباطات شد، هژمونی مطلق سانسور سیاسی و اجتماعی را که منجر به تحکیم قدرت دولتهای دیکتاتور می‌شود، از دست حاکمان گرفت. آثار اجتماعی این تحول بزرگ موجب اطلاع‌رسانی و پراکندن آگاهی با سرعت نور گشت. این اطلاع‌رسانی همان پادزهر سانسور و سرکوب ناشی از آن توسط دیکتاتورها شد. نخستین بروز سیاسی چنین تحولی در کشور تونس روی داد. خبر و تصویر اهانت و تعدی به یک دست‌فروش محتاج معاش، در کمتر از ساعتی در سراسر تونس پخش شد. سیل خروشان مردم غیرتمند و مدافع حقوق شهروندی، شهرها و خیابان‌ها را قرق کرد و در فاصلهٔ کوتاهی دیکتاتور سرنگون و فراری گشت.
ـ تحول برق‌آسای تونس که اخبار و گزارشات آن هم برق‌آسا در جهان انعکاس یافت، مصر را هم فراگرفت و بساط دیکتاتوری را برانداخت. آثار این تحولات به ایران و سوریه و یمن هم رسید؛ اما عامل اصلی بازدارنده برای رقم‌زدن تحول بزرگ مشابه تونس و مصر،‌ همانا مماشات آمریکا و اروپا با دولت‌مردان حاکم بر این کشورها بود. در ایران مردم شعار می‌دادند: «اوباما، اوباما، با اونایی یا با ما؟». با این حال اثرگذاری تحولات بزرگ، کار خودش را کرد و هنوز جریان دارد...

لبنان علیه «درد مشترک» ملی

خیزش و قیامی که طی این هفته در لبنان جریان یافته و هر روز گسترده‌تر می‌شود، رقم خوردن یک تحول سرنوشت‌ساز است که اساس و کمیت و کیفیت آن را مردم محقق کرده و پیش می‌برند. همهٔ انعکاسات این خیزش بزرگ نشان از شورش علیه «درد مشترک» ملی است. این عبارات از انعکاسات خبرگزاریها، آدرس انگشت گذاشتن لبنانی‌ها بر درد مشترک ملی است: «تظاهرکنندگان لبنان حتی بعد از اصلاحات پیشنهادی دولت، محکم ایستاده‌اند» / «تظاهرات، مردم را ورای هر گونه تفرقه بر اساس ضدیت مشترک با دولت متحد کرده است» / «تظاهرکنندگان شعار انقلاب انقلاب سرمی‌دهند. آنها اختلافات فرقه‌ای و مذهبی را کنار زده و یک‌صدا خواستار کنار رفتن نظام و طبقهٔ سیاسی حاکم هستند» / «جنبش، همهٔ مردم را علیه سیستم حاکم متحد کرده است» / «آنها همهٔ‌ امکانات سیاسی و فرقه‌ای را در خانه ترک کردند تا زیر پرچم ملی جمع شوند».

لبنان و سرچشمهٔ زخم ۳۰ساله

یکی از زخم‌های چرکین و بدخیم و دیرین ۳۰ساله جامعهٔ لبنان، دست‌اندازی بنیادگرایی قرون‌وسطایی با دخالت، پشتیبانی و تأمین مالی و تسلیحاتیِ نظام آخوندی حاکم بر ایران است. خیزش مردم لبنان به‌دنبال مردم عراق، این دست‌اندازی و تجاوز را که راهبردهای استراتژیک حفظ نظام ملایان هستند، مورد هدف قرار داده و در ادامهٔ خود، تعیین‌تکلیف خواهد نمود. از هم‌اکنون شواهد محکمی گویای این تعیین‌تکلیف هستند. خبرگزاریها گزارش دادند که: «قیام‌کنندگان خشم خود را از دست‌نشاندگان رژیم ایران اعلام می‌کنند» / «می‌خواهیم لبنان را از چنگ رژیم ایران آزاد کنیم ـ اشرف ریفی وزیر سابق دادگستری لبنان» / »موتورسواران حزب‌الله و امل که برای سرکوب تظاهرات راهی خیابان‌ها شدند، توسط ارتش پس رانده شدند» / »ارتش لبنان اعلام کرد از تظاهرات مردم حفاظت می‌کند؛ ولی در قبال درگیریها بی‌طرف نخواهد ماند». پیداست که در خیزش لبنان، هیچ طرفی جز حکومت آخوندها و مزدوران محلی‌شان خواستار درگیری با مردم و برهم‌زدن تظاهرات آنان نیست.
وجه ضدبنیادگرایی قیام و خیزش مردم لبنان را باید کلیدی‌ترین راهگشایی برای رسیدن به اهداف سیاسی و اجتماعی‌شان دانست. در صورت رقم خوردن چنین تحول بزرگی، یک دگرگونی استراتژیک در جغرافیای سیاسی منطقه روی خواهد داد. آثار بلافصل این پیشروی و موفقیت، بدل به دومینویی از شورش علیه بنیادگراییِ شیعی یا سنی با محوریت نظام آخوندی خواهد شد.

رویکرد ارتش لبنان

از آنجا که ارتشها در جهان ـ به‌خصوص جهان سوم و کشورهای دیکتاتورزده ـ دست‌نشاندگان حاکمیتها علیه ملتها هستند، به‌نظر می‌رسد ارتش لبنان برای اولین بار در قیامهای مردمی در جهان، به وظیفه و مسئولیت ملی و میهنی خود در قبال مردم کشورش آری گفته است. مواضع و عملکرد ارتش لبنان در یک هفته گذشته، گشودن چشم‌انداز موفقیت برای خیزش و قیام مردم لبنان است.

لبنان در آستانهٔ «لحظهٔ تاریخی»

اکنون منافع چندین دولت، بخشی از جهان و منطقه در حال تعیین‌تکلیف شدن در لبنان است. این روزگار لبنان را با توجه به اراده و خواسته میلیون‌ها لبنانی در کف خیابان‌ها و شهرها، باید یکی از تحولات سرنوشت‌ساز برای آن کشور و منطقه دانست. کیفیت قابل پیش‌بینی و چشم‌انداز روشن‌تر را، هوشیاری ۲۴ساعتهٔ مردم لبنان و اتحاد و همبستگی‌شان بر سر اصلی‌ترین اهدافشان تعیین خواهد کرد. اکنون در مسیر آینده لبنان یک «لحظهٔ تاریخی» جریان دارد و رقم می‌خورد.

پیوست: «لحظهٔ تاریخی» چیست؟

ــ «لحظهٔ تاریخی»، ظهور برق‌آسای زنگ زمان برای پاسخ به مسؤلیتی است که ندای مستمر می‌دهد، «بودن یا نبودن؟ مسأله این است»!
ــ «لحظهٔ تاریخی» یک رویکرد نادر سیاسی و الزاماً آرمانی است که با ضرورت ناگزیر آزادی، پیوندی ناگسستنی دارد.
ــ «لحظهٔ تاریخی» لحظهٔ موعود یک انتخاب سرنوشت‌ساز ملی و انسانی ورای منافع شخصی، گروهی و دولتی است.
ــ «لحظهٔ تاریخی» پاسخ به مسؤلیتی است که در قبال اصلی‌ترین ارزش و موضوع سرنوشت‌ساز سیاسی ـ اجتماعی ـ آرمانیِ مربوط به آینده باید داده شود.
ــ «لحظهٔ تاریخی» پیامی جز این ندارد که هرگز بدون فدا و ایثار و نثار، نمی‌شود به آن پاسخ شایسته برای رقم زدن استراتژیک و ماندگاری آینده را داد؛ چرا که در ایجاد «لحظهٔ تاریخی»، الزاماً پیش‌بینی و آگاهی و شناخت قبلی وجود ندارد. بنابراین فقط انتخاب پرداخت بهای لازم است که می‌تواند زنگ هشدار «لحظهٔ تاریخی» را پاسخ دهد. ــ پاسخ به‌موقع و شایسته به «لحظهٔ تاریخی» حتی اگر با سنگین‌ترین بهای لازم هم بوده باشد، از دل و پتانسیل آن فزایندگی، تکثیر، ماندگاری، بالندگی و سلام و سپاس تاریخ و نسل‌های پسین، متولد و بارور می‌گردد.

Monday, October 21, 2019

Iran’s children searching in the trash, leading to new crisis

Iran’s children searching in the trash, leading to new crisis




Young children searching in the trash in a desperate attempt to help their families make ends meet
Reporting by PMOI/MEK
Iran, October 20, 2019—The conditions of children searching in the trash in Iran under the mullahs’ regime is one of the most heartbreaking social issues, mainly resulting from unbridled theft and corruption riddling this entire country.
Children searching the trash in Iran is such a painstaking subject that the regime’s own media outlets and so-called social experts in the mullahs’ regime are using terms such as “New Slavery” for this atrocity. These children are literally roaming the streets in search of anything to help them survive, either finding something to eat in trash canisters or maybe gathering various items to sell.
One member of the regime’s own Majlis (parliament) says around 15,000 people are roaming the streets and the trash in the city of Tehran, the country’s capital. 5,000 of them are children, and 40 percent of whom – who are between the ages of 10 and 15 – are the only breadwinners of their families.




“Young girls who are working and searching trash sites are even more vulnerable than the boys. They are facing more illnesses. Their hair is longer, and lice is seen all over their bodies… They lack adequate water for hygiene purposes, and the water they do have available is contaminated,” according to the regime’s own media outlets.
Lack of vitamins, iron, lice problems, skin diseases, ear infections, chronic cases of malnutrition, Hepatitis A and AIDS are only a few of the problems these children are forced to endure.
In the city of Karaj, west of Tehran, 60 different trash sites where these children are seen were evaluated. The results were catastrophic. Four-to-12-year-old children were found searching the trash. Many were living in slums built from trash. There are no restrooms or showers for these children, and the spread of disease and fighting off mice and other rodents are just a few of this study’s result. These children are seen searching the trash from 10.5 to 20 hours a day.




Another aspect of this catastrophe in Iran under the mullahs’ regime is the mafia network that is taking advantage of these defenseless children.
One Majlis member says a large percentage of the produced trash in the capital is under the control of this very mafia. The “Trash Mafia” takes advantage of children and women who have bad husbands or no caretaker at all. At nights, they are seen rounding up most of the city’s trash to search them for sellable goods.
“In 2018, Tehran’s dry trash created a financial profit of 26 trillion rials (around $620 million). Thirty percent of this share belongs to the municipality and the contractors rallying up this trash take home the main 70 percent share,” one regime expert said.




There are many negative aspects in this regard, involving murder, cutting off ears and some mafia members are even escorted by private bodyguards.
“Today, the legislative institutions do not understand the conditions of these people roaming the trash sites. Due to the political deals made behind the scenes, no one is actually seeking any solution for these people,” he added.
Another Majlis member, who is supposedly deputy chair of a faction focused on preventing social damages, acknowledged the power enjoyed by the “Trash Mafia” in Iran.
“Despite all the efforts made by the health institutions and other governmental bodies in regard to improving the conditions of child laborers, they never reach any tangible results because the mafia is far more powerful than they are,” he added.

Thursday, October 17, 2019

ولایت بحران‌زده و حملات شدید باند خامنه‌ای روحانی

ولایت بحران‌زده و حملات شدید باند خامنه‌ای روحانی



آخوند روحانی و آخوند خامنه ای
فوران بحران درونی نظام در اظهارات روز ۲۴مهر آخوند روحانی در دانشگاه تهران، حملات شدید باند ولی‌فقیه ارتجاع را به‌دنبال داشت.
اذعان ناگزیر آخوند روحانی به شرایط سخت حاکمیت و بن‌بست اقتصادی در وضعیت مرگبار تحریم نفتی و قفل بانکی و فقدان راه برای برون‌رفت از بحران در روز ۲۴مهر، همراه با پیش کشیدن مجدد همه‌پرسی، هم بادکنک قدرتنمایی‌های پوشالی را ترکاند و هم جنگ گرگهای هار و گرسنه را بر سر نحوه حفظ نظام پوسیده و ورشکسته و بر سر قدرت و ثروت چپاول شده از مردم محروم ایران، تشدید کرد.

روحانی گفته بود:
« ۴۱سال است ما هنوز به جواب روشن قاطع توی این کشور نرسیدیم. یه عده‌یی می‌گویند تعامل سازنده حتماً، یه عده هم می‌گویند تقابل مستمر و دائم.
حتی اگر توی این مسائل استراتژیک سال‌ها ما بحث کردیم به نتیجه نرسیدیم اگر نرسیدیم باید برویم همه‌پرسی از مردم بپرسیم راهش این است.
دعوا سر برجام اصلاً نیست،برجام که دعوا ندارد. دعوای یه چیز بزرگتر هست.
رشد و توسعه بدون رابطه با دنیا بدون تعامل با دنیا بانکها قفل باشد صادرات قفل باشد واردات قفل باشد شما بگویید من توسعه پیدا می‌کنم توسعه پیدا نمی‌کنید»

در پاسخ به روحانی، نماینده خامنه‌ای در کیهان، پاسدار حسین شریعتمداری روحانی را به فاصله یک روز شلاق‌کش کرد و نوشت« باید از روحانی پرسید، اگر منظورتان از تعامل در سیاست خارجی، تعامل با اسراییل و آمریکا نیست، پس منظورتان چیست؟!
اگر منظورشان تعامل با آمریکا باشد -که به احتمال بسیار زیاد چنین است!- باید گفت؛
مگر طی چند سال گذشته با موضوع برنامه هسته‌یی نظام با آمریکا به گفتگو ننشستید؟ و در پاره‌ای از موارد، دل ندادید و قلوه نگرفتید؟ خب، نتیجه چه بود؟ اگر بفرمایید نتیجه«هیچ» بود! جفا کرده و از بیان واقعیت دور شده‌اید، چرا که صنعت هسته‌یی کشور را از بین بردید، دهها امتیاز نقد به حریف دادید، حتماً به جای آن که بفرمایید «برجام، کوهی بود که بر سر مخالفان داخلی خراب شد»! می‌فرمودید «برجام، کوهی بود که بر سر ملت و نظام خراب شد»!

روزنامهٔ حکومتی فرهیختگان نیز که در تیول ولایتی مشاور خامنه‌ای است با همان حربهٔ همه‌پرسی تهدید به حذف روحانی کرد و نوشت:«در این باب نیز بد نیست با توجه به نظرسنجی‌های موجود، یکی از موضوعات همه‌پرسی «ادامه دولت حسن روحانی» برای دو سال آینده و تا ۱۴۰۰ باشد».

همین منبع در مطلب دیگری تلویحا بی‌کفایتی آخوند روحانی را مطرح کرده و نوشته است« طلب اختیارات بیشتر برای دولت در چنین وضعیتی شبیه این داستان است؛ به راننده‌ای که خودرویی با حداکثر سرعت ۱۲۰کیلومتر را در اتوبانی ۶بانده چپ کرده و به سرنشینان آسیب جدی زده است، خودرویی با سرعت ۲۰۰کیلومتر هدیه بدهند مگر این‌که راننده بخواهد گاردریل‌های اتوبان را هم جمع کند!».
این روزنامه حکومتی شکست پروژه نظام بر سر برجام بر سر باند روحانی زده و افزوده است:« نخ تسبیح وعده‌های حسن روحانی در سال ۹۲ایده بستن با کدخدا برای حل مشکلات کشور بود. عبارت ساده‌سازی شده‌ای که یک مفهوم مرکزی را تبلیغ می‌کرد؛ حل مشکلات اقتصادی از مسیر تنش‌زدایی. در کنفرانس خبری روحانی بیشتر سؤالات حول و حوش ناموفق بودن همین ایده مطرح می‌شد... نزدیک‌ترین لایه‌های رسانه‌یی به دولت هم از فراز و فرود‌ها و تردید‌ها در ایده دیپلماسی منطقه‌یی و فرا‌منطقه‌ای و البته وضعیت اقتصادی سؤال می‌کردند».

ورشکستی سیاسی رئیس‌جمهور ورشکسته و بی‌برجام و بی‌فرجام ولایت که در عمل به تدارکاتچی ولی‌فقیه ارتجاع و دستبوس سرکردگان سپاه تبدیل شده، به حدی است که محافل هم‌سو با خود آخوند روحانی هم بازی شیادانه انتخاباتی و خواسته او برای اختیارات بیشتر را به سخره گرفتند.

روزنامهٔ حکومتی جهان صنعت نوشت« با سیاست فشل و فاقد برنامه‌یی که او و تیمش در حوزه اقتصاد نشان داده‌اند، نه تنها نیاز به اختیارات ویژه و برگزاری رفراندوم نیست‌ بلکه دولت او بی‌تدبیر‌تر و ناکار‌آمد‌تر از آن است که این اختیارات ویژه یا برگزاری رفراندوم بخواهد به فریادش برسد».

روزنامهٔ حکومتی ابتکار از شرکای باند روحانی هم به تناقض ماهوی در ساختار قدرت در نظام آخوندی اشاره کرده و نوشته است:«کاش روحانی از همان روز اول این‌گونه سخن می‌گفت،... البته این اولین باری نیست که یک رئیس‌جمهوری در نظام‌ از «اختیار نداشتن» خود سخن می‌گوید از سال ۵۹ تا همین دیروز، مدام این صحبت‌ها از سوی رؤسای جمهوری نظام مطرح شده است».

Tuesday, October 15, 2019

Iranian officials terrified of the aftermath of HIV crisis in Lordegan

Iranian officials terrified of the aftermath of HIV crisis in Lordegan




Proesters in Lordegan set fire to offices of Iranian supreme leader representative after government workers spread HIV virus among locals (file photo)
Reporting by PMOI/MEK
Iran, October 14, 2019—The spread of HIV virus by government agencies in one of the southern villages in Iran and the protests that ensued has caused much fear among regime officials. In the Friday Prayer ceremony, Rasoul Falahati, the Friday Prayer leader of the city of Rasht, Gilan province, expressed concern at the uprisings of the people of Lordegan and called on repressive forces to suppress any similar protests before they spread.



“In the past week, you heard of an incident in the Chenar Mahmoudi village in Lordegan county, where people had been infected with HIV,” Falahati said. “[Anti-regime] media took advantage of the situation and we didn’t take preventive measures. They quickly portrayed a small incident in the Chenar Mahmoudi village as a big issue. This shows that the enemy is not asleep. Across the country, where officials are hearing me, security authorities should monitor the situation and don’t allow such incidents from happening. Why should we sit down and let the enemy take advantage of the situation?”
Falahati explicitly called on repressive forces to crack down on protests. “Wherever they want to come, suffocate them,” Falahati said.
The “small incident” that Falahati was referring to was the infection of more than 300 people in Chenar Mahmoudi. Iranian Health Ministry workers had visited the village to conduct blood tests, but they had used contaminated syringes, which led to the infection of the villagers.
When news broke of the spread of the HIV virus, protests erupted in Chenar Mahmoudi and Lordegan. Regime officials tried to downplay the situation and lay the blame on the villagers themselves, which only intensified the outrage and protests. The regime dispatched security forces to quell the protests, which resulted in confrontation and clashes between protesters and security forces.
The angry protesters set fire to the offices of the Friday Prayer leader of Lordegan, as well as several government buildings. Security forces opened fire on protesters, killing one and injuring dozens.
But the protests continued, and the angry citizens attacked a convoy of the government that subsequently visited the village to create a pretense of handling the situation, breaking their cars' windows and calling for the resignation of the health minister. The people also chanted anti-regime protests, including "death to dictator."
To control the situation, security forces established an undeclared martial law and resorted to the mass arrest of the citizens of Lordegan. They also restrict access to the village by strictly controlling the roads to Chenar Mahmoudi and other villages of Lordegan.

Locals of Lordegan, southern , attacking the convoy of Chaharmahal & Bakhtiary governor & a senior IRGC official.

Several regime officials visited the village where health authorities' negligence resulted in nearly 300 people being infected with HIV.

162 people are talking about this

The situation in Lordegan symbolizes the explosive state of the Iranian society. Economic woes, government corruption, and suppression of fundamental rights have caused resent and hatred among the Iranian population. “Small incidents,” as the Friday Prayer leader of Rasht described the Lordegan AIDS crisis, quickly turn into anti-regime protests, and the first targets of the people’s anger are regime officials such as Friday Prayer leaders, who directly represent the regime’s supreme leader.